۰۷:۵۳ - ۱۳۹۲/۰۸/۲۸ 18 رباعی رضا اسماعیلی در انتقاد از بدعت‌های عاشورا

ای مرثیه خوان! گزافه گفتن کفرست

هرچند رضا اسماعیلی در نامه‌ای خطاب به جامعه مداحان و مدیحه‌سرایان اهل بیت(ع) از سوءتفاهم پیش آمده عذرخواهی کرد، اما به نظر نمی‌رسد هیچ کدام از رباعی‌های وی، چیزی جز دفاع از روح عاشورا و انتقاد از بدعت‌های رایج در عزاداری باشند.

imagesمبارزه (رسانه تحلیلی خبری دانشجویان خط امام): انتشار ۱۸ رباعی عاشورایی از رضا اسماعیلی – شاعر و مدیحه‌سرای اهل بیت – که در آن به تحریفات و بدعت‌های عزاداری انتقاد کرده بود، در روزهای اخیر سرو صدایی در رسانه‌ها برپا کرده است. از جمله آنکه چهار تن از شاعران آئینی کشور ( رسالت بوذری، محمود حبیبی‌کسبی، سیدشهرام شکیبا و امیرحسین مدرس) با انتشار نامه‌ سرگشاده‌ای تحت عنوان «سخنی با تمسخرزنندگان بر عزای سیدالشهداء» نسبت به انتشار این اشعار در دهه نخست ماه محرم اعتراض کردند.

هرچند رضا اسماعیلی در نامه‌ای خطاب به جامعه مداحان و مدیحه‌سرایان اهل بیت(ع) از سوءتفاهم پیش آمده عذرخواهی کرد، اما به نظر نمی‌رسد هیچ کدام از رباعی‌های وی، چیزی جز دفاع از روح عاشورا و انتقاد از بدعت‌های رایج در عزاداری باشند. به همین جهت؛ ۱۸ رباعی آقای اسماعیلی را به نقل از وبلاگ این شاعر با عنوان «این مریم همیشه» می‌خوانید که با عنوان «رباعی های عاشورایی، در گرامیداشت قیام حسینی و حماسه پر فروغ عاشورا» منتشر شده اند:

من خون خدا، شکوه بِسمِ اللّهَم !

۱

چون خونِ خدا ، بیا مسلمان باشیم

یا حداقل ، شبیه سلمان باشیم

مولا ، سگ آستان نمی خواهد مَرد !

او کرده قیام ، تا که ” انسان ” باشیم

۲

من خون خدا ، شکوه بسم اللهم

گوینده ی « لا اِلهَ اِلا اللهَم »

درسینه اگر محبت من داری

ارباب مخوان مرا ، که عبداللهم

۳

گفتی به من ارباب ! خطا گفتی تو

شرمنده شدم ز دوست ، تا گفتی تو

من بنده ام و مقام من جز این نیست

شرک است به بنده ای « خدا » گفتی تو

۴

غافل تو ز لا اله الا اللهی

هرگز به حریم « او » نداری راهی

در وادی شرک می روی ، گمراهی

در عشق ، اگر شدی حسین اللهی

۵

وقتی که حسین را تو “سین” می خوانی !

در تعزیه ، روضه ی حزین می خوانی

یعنی که حماسه را غلط می فهمی

وقتی که ز کوه اینچنین می خوانی

۶

ای مرثیه خوان ! گزافه گفتن کفرست

با لهجه ی دین ، خرافه گفتن کفرست

اسلام دو نور عترت و قرآن است

جز این ، سخنی اضافه گفتن کفرست

۷

با کرب و بلا ، سراب می بافی تو

یک پرسش بی جواب می بافی تو

مفهوم حسین را نمی فهمی ، حیف

با خون حسین ، آب می بافی تو !

۸

ای مرثیه خوان ! ز چشم و ابرو بگذر

از خال لب و کمند گیسو بگذر

این مرد بزک کرده ! ابوفاضل نیست

تکبیر بگو ! از این هیاهو بگذر

۹

غافل ز کرامت مُحرّم هستیم

دلداده ی بزم سوگ و ماتم هستیم

با خنجر جهل ، سر بُریدیم از عشق

ما ابن زیاد و ابن مُلجم هستیم !

۱۰

ای مرثیه خوان ! ز های و هو می گویی

از رأس بریده و گلو می گویی

از داغ اسارت و تنور و گودال

پس کی ز حسین ُسرخ رو می گویی ؟!

۱۱

ای مرثیه خوان ! ز نور جانت خالی ست

از پرتو معرفت ، جهانت خالی ست

این روضه نمی دهد به ما حالی چون :

از عشق و حماسه ، داستانت خالی ست

۱۲

در مرثیه ات ، حسین تنها « سین » ست !

در کرب و بلا ، شکسته ای غمگین ست

تو تاجر گریه ای و جای شک نیست

از تلخی سوگ ، کام تو شیرین ست !

۱۳

این روضه وضو ندارد و زیبا نیست

دنیا زده است ، شیعه ی مولا نیست

این « سین » که تو خوانده ای ، به قرآن سوگند !

در سوره ی سرخ ظهر عاشورا نیست

۱۴

ای مرثیه خوان ! نگاه تو زیبا نیست

چون روح تو ، از تبار عاشورا نیست

گفتی سبب قیام دریا ، آب است !

این روضه ، شناسنامه دریا نیست

۱۵

ای مرثیه خوان ! روضه غفلت کافیست

با ذکر خرافه ، کسب شهرت کافیست

از خون خدا ، برادر من ! شرمی

با سکه ی کربلا ، تجارت کافیست

۱۶

ای مرثیه خوان ! روح تو نورانی نیست

آیینه در این روضه که می خوانی نیست

بر روی حماسه می زنی سیلی تو

با دست خرافه ، این مسلمانی نیست !

۱۷

ای مرثیه خوان !  کرب و بلا ماتم نیست

میراث حسین ، درد و داغ و غم نیست

جان مایه ی نهضت حسینی این ست :

” هر کس که به ظلم تن دهد ، آدم نیست “

۱۸

ای مرثیه خوان ! زبان عاشورا باش

هم قبله ی کاروان عاشورا باش

با لهجه ی سرخ عشق ، همچون زینب

بر خیز و حماسه خوان عاشورا باش

 :::::::

برچسب‌ها:

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

- 2 = 3