۰۸:۳۷ - ۱۳۹۲/۱۱/۱۲ رضا نساجی:

نقدی بر چهارمین جشنواره عمار: مردمی یا جناحی؟

اگر مسئولان جشنواره عمار واقعا داعیه مردمی دارند، بهتر است مطالبات واقعی مردم را - که نمونه آن رأی اکثریت در انتخابات اخیر بود - در عرصه هنر به نمایش دربیاورند، نه آنکه به نمایش فیلمهایشان در شهرهای کوچک و روستاها دلخوش کنند. مردمی بودن به معنای ساخت فیلم درباره خواسته مردم است نه نمایش فیلمهایی درباره آنچه که خواست ماست، به مردم. مردم را باید موقع ساخت فیلم دید نه نمایش آن!

مبارزه (رسانه تحلیلی خبری دانشجویان خط امام) – رضا نساجی: از دیدن گزارش اختتامیه جشنواره عمار، تعجب نکردم اما ناراحت شدم. سال گذشته شخصا هم گزارشات مفصل مطبوعاتی از سومین دوره جشنواره «مردمی» عمار تهیه کردم و هم در مراسم اختتامیه در کنار وحید جلیلی (طراح و متولی جشنواره) بودم که مادران شهدا روی سکو آمدند و جشنواره با آن صحنه‌های تأثیرگذار به پایان رسید. امسال اما جشنواره مردمی نبود، بلکه به واسطه حضور کسی چون آیت الله جنتی، «جناحی» (با رنگ اصولگرایی) شد و با حضور سردار نقدی، «حاکمیتی». طبعاً جای ما آدم‌های مستقل که از فرط بی‌رسانه بودن هرچه داریم در شبکه‌های اجتماعی همچون فیسبوک و پلاس می‌نویسیم که به‌واسطه امثال همان آقایان فیلتر شده‌اند تا صدایمان به جایی نرسد، نمی‌توانست آنجا باشد.

33184

اما من از دیدن آقای جنتی هم تعجب نکردم. نهاد شورای نگهبان که آقای جنتی مسئولیت دبیری آن را بر عهده دارد، حقی بر گردن آقای سعید جلیلی (برادر بزرگتر وحید جلیلی و کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری) دارد که نمی‌توان انکار کرد. معجزه‌ای که شورای تحت مسئولیت ایشان در حق آقای جلیلی کرد و او را یک شبه به رجل سیاسی بدل نمود – برخلاف بسیاری از وزرا، معاونین وزرا و نمایندگان مجلس که مصداق رجل سیاسی شناخته نشدند – کم کاری نبود. از طرف دیگر ایشان و دیگر اعضای شورای نگهبان، برنامه ناموفق اجماع اصولگرایان را بهتر به انجام رساندند. بر همگان واضح و مبرهن است که شورای نگهبان در تمام این سالها در ید انحصار جناح «جامعه روحانیت مبارز» و «جامعه مدرسین حوزه» بوده و حضرات آیات، بلاتشبیه مثل بازیکنان والیبال و فوتسال به نوبت جایشان را با یکدیگر تعویض کرده‌اند. تنها یک نفر از جناح مقابل (آیت الله یوسف صانعی) اوایل انقلاب عضو شورا بود که خیلی زود به خاطر ناسازگاری دیگران، مجبور به استعفا شد. فلذا جامعتین را می‌توان نیمکت ذخیره شورای نگهبان و مجلس خبرگان به شمار آورد.

اما در انتخابات ۹۲، اعضای شورا وقتی دیدند که تلاش بزرگان جامعه روحانیت مبارز و جامعه مدرسین، برای اجماع کاندیداهای اصولگرا ناکام مانده، حداکثر تلاش خود را کردند تا با تهدید به ردصلاحیت و یا اعمال ردصلاحیت، تعداد کاندیداها را کاهش دهند و از میان آقایان جلیلی و قالیباف یکی بماند که نشد. نهایتا علیرغم حذف لنکرانی، زاکانی، ابوترابی، فلاحیان، پورمحمدی و… باز هم رضایی، ولایتی و حداد در کنار قالیباف و جلیلی ماندند اما همگی آنان روی هم رفته نتوانستند به اندازه روحانی رأی بیاورند. اینجاست که معلوم می‌شود زحمات آقای جنتی و همکارانشان در انتخابات ۸۸ چقدر سنگین بوده است. بی‌دلیل نیست که دوستان اصولگرا، ایشان را «عمار انقلاب» نمی‌نامند. کاری که آقای یزدی و آقای مهدوی کنی نتوانستند بکنند، ایشان به شکل دیگری و با تأثیر چندین برابر انجام داد. هرچند که نهایتاً همگی ناکام ماندند.

جالب است که یک بخش رقابتی جشنواره امسال، درباره «جمهوریت» برگزار شد. همچنان که مستحضرید و می‌بینیم، جمهوریتِ مد نظر این دوستان؛ یعنی رأی مردم در سال ۸۸ که رأی عدالتخواهانه و آگاهانه مردم روستایی و شهرهای کوچک بود. در نتیجه فتنه ۸۸ هم؛ «شورش اشرافیت علیه جمهوریت». اما رأی مردم در ۸۸، تمام شد و رفت. رأی امسال مردم که اساساً رأی نیست، و در واقع وای بر مردم روستا و شهرهای کوچک که به یک کاندیدای بی‌بصیرت و سازشکار رأی اقتصادی و معیشتی دادند!

ضمناً «جمهوریت» مد نظر این دوستان، یعنی اینکه مردمسالاری با شکل فعلی هیچ مشکلی ندارد و با اندیشه و سیره امام خمینی هم ذره‌ای تفاوت نمی‌کند. به عنوان مثال، اصلا اهمیتی ندارد که شورای نگهبان، با اعمال سلیقه سیاسی و جناحی خود، مردمسالاری را مخدوش کرده و این شبهه وجود دارد که انتخاب مردم محدود و مهندسی شود. اگر مهم بود که دوستان عدالتخواه دست اندر کار جشنواره عمار، آقای جنتی را به مراسم اختتامیه جشنواره دعوت نمی‌کردند. همان آقای جنتی که هنوز به خاطر تخلفات انتخاباتی سال ۸۸ و از جمله حمایت ۵ عضو شورای نگهبان از آقای احمدی‌نژاد و نیز حضور یکی از اعضای حقوقدان شورا در میتینگ انتخاباتی احمدی‌نژاد، عذرخواهی نکرده است. حتی با وجود آنکه همان عضو شورا، اشتباه خود را بعدها پذیرفت و تا حدودی عذرخواهی کرد!

اما مگر نمی‌گوییم موسوی باید تخلفات انتخاباتی مد نظر خود را از طریق قانونی پیگیری می‌کرد؟ چرا خود آقایان که مثل موسوی و کروبی، غرض و مرض سیاسی ندارند، پیگیری نمی‌کنند؟ اگر ما برخلاف آنان گزینه «تقلب» را منتفی می‌دانیم، «تخلف» که غیرقابل انکار است!

وقتی تعریف جمهوریت چنین باشد، بخش دیگر جشنواره هم که «نقد درون گفتمانی» بود، بی‌معنا می‌نماید. فی‌المثل آیا می‌باید به مسئولی چون سردار نقدی نقد کنیم که چرا به عنوان مسئول سازمان بسیج، نوجوانان‌ ۱۵-۱۴ ساله را با باطوم و سپر به خیابان فرستاده بود تا هیجان جوانی‌شان را به اسم «بصیرت» بر سر عابران مشکوک به فتنه‌گری! بکوبند؟ اگر از ایشان و مسئولان شورای نگهبان نقد نکنیم، پس موضوع و مخاطب نقد درون گفتمانی جشنواره عمار کیست؟ اگر قرار باشد به «بی‌عدالتی سیاسی» انتقاد کنیم که در این صورت بیشترین نقد متوجه شورای نگهبان خواهد بود که علیرغم ارائه تعاریف گوناگون از «رجل سیاسی» نهایتاً کاملا سلیقه‌ای و جناحی عمل نمود. در این صورت تأیید صلاحیت سعید جلیلی، خود مصداق بی‌عدالتی سیاسی است!

Jamejam_63525132239950852

درباره آن بخش «فتنه» در جشنواره عمار هم بماند که تخلفات شورای نگهبان در شروع ماجرای فتنه چه نقشی داشت. البته به زعم این دوستان، فتنه یک فرایند یک‌طرفه از جانب اصلاحطلبان و رفقای خارجی‌شان بوده که از همان اول انقلاب شروع شده. تیر ۷۸ و خرداد ۸۸ هم بخشی از آن. با همچو تحلیل‌هایی، انتظار نتیجه متفاوتی نمی‌توان داشت. به همین خاطر، از حضور آقای نقدی هم تعجب نمی‌توان کرد. وقتی مستندی مثل «مصاف» اکران می‌شود که مصداق روایت‌های کذب جناحی از حوادث سیاسی کشور (و از جمله کوی دانشگاه ۷۸) است، در جشنواره اکران شود، دیدن سردار نقدی که از سردمداران برخورد یا آن حوادث بود، روی صحنه اختتامیه جشنواره تعجب‌آور نیست. حوادثی که توسط گروه طبرزدی شکل گرفت و هدایت شد اما به حساب دفتر تحکیم و جناح چپ نوشته می‌شود (حال آنکه تمام تلاش دفتر تحکیم برای ایجاد آرامش در کوی دانشگاه بود). آبشخور سیاسی و مالی طبرزدی در دهه شصت و نیمه اول دهه هفتاد که معلوم است، باید آبشخور کسانی که تاریخ را تحریف می‌کنند یافت. لابد خاستگاه مشترکی دارند که حالا انکار و فرافکنی می‌کنند.

فلذا جشنواره عمار هم می‌رسد به برادران اصولگرایی که احساس می‌کنند جشنواره فجر را از دست داده‌اند. بگذاریم فیلم بسازند و به اسم «نقد درون گفتمانی» همه اشکالات نظام را بیندازند گردن سران فتنه، خاتمی، اصلاحطلبان و به تعبیر عامیانه مرسوم؛ چپ‌ها. در مقابل، هرچه خوبی هم هست به حساب اصولگرایان نوشته شود که نمونه گذشته‌اش، حسن آیت بود و نمونه امروزش احمد جنتی. از آن طرف اصلاحطلبان هم «جشنواره فیلم فجر» و «خانه سینما» را برگزار می‌کنند و متقابلا از خجالت اینها در می‌آیند. این در مقابل آن. این وسط مردم می‌مانند که آنها هم اصلا عددی نیستند. مهم اینست که مردم در شهرهای کوک و روستاها هم می‌توانند فیلم‌های جشنواره را ببینند، اما اینکه چه فیلمی ببینند و این نمایش فیلم تبدیل به نمایش سیاسی چه کسانی می‌شود، اصلا اهمیت ندارد. یاد آن جشنواره مردمی عمار – نه جناحی و نه سیاسی – هم به خیر.

اما حالا که مستند «مصاف» را بر علیه اصلاحطلبان ساخته و نمایش داده‌اند و از دبیر شورای نگهبان هم به خاطر نقشی که دستگاه تحت امر ایشان در شروع فتنه داشته است! تقدیر کرده‌اند، توصیه می‌کنم مستندی هم درباره آقای سعید مرتضوی بسازند. هرچه باشد ایشان همراستا با حکم حکومتی اواخر دهه هفتاد بر علیه اصلاح قانون مطبوعات، بسیاری از مطبوعات اصلاحات را توقیف کرد و در فرونشاندن! فتنه هم نقش بزرگی ایفا کرد. تا جایی که حتی پس از عزل ناجوانمردانه از قضاوت، آقای احمدی‌نژاد – رئیس‌جمهوری که آقای جلیلی در سال ۸۴ یک ویژه‌نامه نشریه سوره را درباره پیروزی وی منتشر کرد و در سال‌های بعد هم هرگز از عملکردش انتقادی ننمود – به ایشان پست مهمی داد. با اتهاماتی که فتنه‌گران به آقای مرتضوی – که به طور اتفاقی بزرگترین مفاسد اقتصادی در دوران مدیریت خود بر تأمین اجتماعی که می‌بایست یاری‌گر خانواده‌های محروم و مستضعف باشد – زدند، ایشان عملا «جانباز تهمت» فتنه شده است، همچنانکه آقای احمدی‌نژاد توسط خواهرشان به عنوان «شهید تهمت» ملقب گردیدند!

من اما نه هوادار حسن روحانی هستم و نه دشمن سعید جلیلی. نه در تعریف «جبهه مقاومت» مد نظر آقایان می‌گنجم و نه «جبهه سازش»! بلکه این سطور را به عنوان کسی می‌نویسم که مدتی کار روزنامه‌نگاری را از آقای جلیلی آموخته و برای تفکر مستقلی که از وی سراغ داشت، احترام بسیار قائل است. آن وحید جلیلی که دوم خرداد ۷۶ را مظهر جمهوریت می‌دید، نه ریشه فتنه. آن وحید جلیلی که عدالتخواه بود و نه جناح راستی. که اگر جریان نوپدید ایشان و همفکرانشان نمی‌‌بود، اصولگرایان همچنان در همان دنیای گذشته جناح راستی‌های سابق سیر می‌کردند. که البته در عمل توفیری چندانی هم نکرده‌اند و برخی از آنان هنوز هم سعید جلیلی را مزاحم برنامه وحدت اصولگرایان در انتخابات اخیر تلقی کرده و مسئولیت شکست را به گردن وی می‌اندازند. هرچند که به زعم ما؛ نه این بسته‌های محدود و ناقص معنای کامل کلمه «عدالت» است، نه اصولگرایان آنچنان که مدعی هستند عدالتخواهند، نه سعید جلیلی نماینده مناسبی برای جریان مکتبی و انقلابی بود و نه شورای نگهبان اجازه می‌داد خارج از دایره محدود کاندیداهای اصولگرا، کسی پرچم عدالتخواهی و انقلابی‌گری را برافرازد.

در چنین شرایطی، نه تأیید سعید جلیلی به عنوان رجل سیاسی، جای تعجب دارد و نه انتخاب آقای روحانی به عنوان رئیس‌جمهور. وقتی انتخاب مردم را محدود و کانالیزه کنند و تنها افراد خاصی را به عنوان گزینه عدالتخواه و انقلابی به مردم عرضه نمایند، چه بسا مردم در اعتراض به عملکرد گذشته و محدودیت انتخاب امروز، به گزینه‌ای رأی دهند که حداکثر تفاوت با گزینه‌های تحمیلی موجود را داشته باشد.

بنابراین اگر مسئولان جشنواره عمار واقعا داعیه مردمی دارند، بهتر است مطالبات واقعی مردم را – که نمونه آن رأی اکثریت در انتخابات اخیر بود – در عرصه هنر به نمایش دربیاورند، نه آنکه به نمایش فیلمهایشان در شهرهای کوچک و روستاها دلخوش کنند. مردمی بودن به معنای ساخت فیلم درباره خواسته مردم است نه نمایش فیلمهایی درباره آنچه که خواست ماست، به مردم. مردم را باید موقع ساخت فیلم دید نه نمایش آن!

:::::

۳ دیدگاه

  1. مرتضی :

    فیلم مستند نیمه دوم که در عمار هم اکران شد تقدیم شما آقای نساجی!

  2. م.ر :

    آقای نساجی از کدام مردم سخن می گویید؟مردمی که رای آنها را در سال ۸۸ قبول نکردید و رای آنها در سال ۹۲ را به حساب رای به جناح چپ نوشتید!
    مردم رای به حسن روحانی ندادند که امثال شما داعیه دار تفرقه افکنی میان قسمت های مختلف نظام شوید.آرزوی تفرقه میان شورای نگهبان و دولت در شما ، بیانگر نفاقی مخفی است.

    • رضا نساجی :

      شما اگر متن را خوانده بودید همچو سوالات پرتی نمی پرسیدید. بنده از رای مردم در یسال ۸۸ دفاع کردم (در همان نشریه “راه” آقای وحید جلیلی) و از رای همان مردم در سال ۹۲ هم دفاع میکنم در همین سایت.
      بقیه چیزهایی هم که راجع به اختلاف دولت و شورای نگهبان نوشته اید هم بامزه است. به نمایندگی از که فرمایش می فرمایی؟ دولت فعلی؟ دولت قبلی یا شورای نگهبان؟ کی و کجا از تفرقه میان دولت و شورای نگهبان گفت؟
      جناح چپ کدام است؟ رئیس دولت فعلی که از لحاظ اقتصاد و ریشه سیاسی راستگراست و اعضای اصلاحطلب کابینه اش هم چپگرا نیستند.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

1 + 6 =