۰۸:۵۶ - ۱۳۹۳/۰۶/۲۰ رضا نساجی:

تعالی نظام یا تبلیغ امام؟

طبیعی است که حضور امام در کسوت نظریه‌پرداز و رهبر یک انقلاب و سپس رهبر یک دهه حیات نظام، گروه‌های موافقان و مخالفانی دارد. پس داوری عمومی درباره رهبران نهضت‌ها بیشتر مستند به نتایج عملی آن نهضت است. بر همین اساس معتقدم باید در پاسخ به کسانی که امام را تخطئه می‌کنند یا کسانی که قصد تبلیغ ایجابی درباره امام دارند، تز اصلاح و تعالی نظام را مطرح کرد.

imam khomeyniمبارزه (رسانه تحلیلی خبری دانشجویان خط امام) - رضا نساجی: شاید حدود ۱۵ سال پیش داستانی از مادر یک شهید در مجله «شاهد» خواندم که می‌گفت پسرم از دست همسنگرش حرص می‌خورد که او برای آنکه سر پست نگهبانی خوابش نبرد، دستش را با سرنیزه زخم می‌کند و روی زخم نمک می‌زند. آن شهید به مادرش گفته بود رفیق ما نمک را اسراف می‌کند، و چه بسا برخی از مردمی که برای خرید نمک در صف‌های طولانی کالا بایستند، به امام خمینی(ره) ناسزا بگویند.

دغدغه‌های سی سال پیش آن شهید، اگرچه شاید اغراق‌آمیز به نظر آید، اما از این لحاظ که عطف به بازخورد اجتماعی کارکردهای ساختاری نظام شکل گرفته، کاملا عینی و واقعی است. او نگران این بوده که نظام در نزد مردم ناکارآمد به نظر آید، و مردم این ناکارآمدی را به حساب رهبر آن بگذارند. او نگران شوخی‌‌های موهن عوام یا حتی ناسزاهای مخالف خواص با امام نمی‌شده، بلکه نگران این بوده که عامه‌ی مردم – همان مردمی که صاحب انقلاب هستند و برای آن هزینه داده‌اند – در اثر مشاهده ضعف‌های ساختاری نظام که به جای رفع شدن، به شکل مداوم بسط می‌یابند، از انقلاب و رهبر انقلاب دل ببرند.

بدیهی است که در تاریخ بیشتر انقلاب‌ها و نهضت‌های مردمی ادواری رخ داده که پس از استقرار نظام و مشاهده نتایج عملی آن، مردم نسبت به دستاوردهای انقلاب و عملکرد رهبران پیشین خود بدبین شوند و چه بسا از آنان عبور کنند. چنانچه مرحوم دکتر مصدق در زمان وقوع کودتای ۲۸ مرداد با حمایت مردمی روبرو نشد، و حتی زمانی که در دادگاه نظامی محکوم می‌گردید، حداکثر اعتراضات کشته شدن سه تن از دانشجویان دانشگاه تهران بود. یا همچنانکه درباره فرانسه می‌دانیم، اعتراضات دانشجویی-کارگری می ۱۹۶۸، بت ژنرال دوگل به عنوان قهرمان جنگ جهانی دوم و رهبر نهضت مقاومت ملی در دوران اشغال کشور توسط نازی‌ها و پدر جمهوری چهارم و پنجم فرانسه را شکست و او را به عنوان یک محافظه‌کار سیاسی که پاسخگوی مطالبات نسل‌های مختلف فرانسه نبود، بازنشسته کرد.

به بیان دیگر، هم شوخی و هم توهین درباره امام همیشه بوده و چه بسا خواهد بود. طبیعی است که حضور امام در کسوت نظریه‌پرداز و رهبر یک انقلاب و سپس رهبر یک دهه حیات نظام، گروه‌های موافقان و مخالفانی دارد. سیاست‌ورزی، کنش یک سویه نیست و موافقت و مخالفت را در پی دارد، مخصوصاً که حاصل کنش سیاسی ایشان به عنوان نظام جمهوری اسلامی همچنان پا برجاست. نظامی که ناکارآمدی ها و کژکارکردهایی دارد که مخالفت با نظام و بالتبع موسسین نظام را بر می‌انگیزد.

پس داوری عمومی درباره رهبران نهضت‌ها بیشتر مستند به نتایج عملی آن نهضت است. بر همین اساس معتقدم باید در پاسخ به کسانی که امام را تخطئه می‌کنند یا کسانی که قصد تبلیغ ایجابی درباره امام دارند، تز اصلاح و تعالی درونی نظام را مطرح کرد. بهترین پاسخ به مخالفان نظام که از توهین به امام خمینی به عنوان بنیانگذار نظام ابایی ندارند، و نیز بهترین روش برای دفاع از نظام توسط کسانی که دوستدار امام خمینی، انقلاب اسلامی و شهدا هستند، آنست که نظام جمهوری اسلامی را از اشکالات موجود پاکسازی کنیم تا آنچه نظریه‌پردازان و رهبران آن – و در رأس آنها امام خمینی(ره) – درباره تحقق استقلال، آزادی، جمهوریت، اسلامیت و عدالت در تمامی ابعاد اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی به مردم وعده دادند و برای نیل به آن جنگیدند، هرچه بیشتر و بیشتر محقق شود تا مردمی که خود برای آن هزینه دادند و فرزندانشان را تقدیم کردند، از انقلاب خویش خرسند باشند و به رهبران آن درود فرستند.

بر همین اساس است که می‌بایست از نگاه‌های یک‌سویه در زمینه «دفاع از نظام» یا «اصلاح نظام» انتقاد کرد. آنچه برادران انقلابی و اصولگرای ما را به راه انداختن دستگاه‌ها، نهادها و جبهه‌های فرهنگی انقلاب واداشته – فارغ از اینکه محلی برای برای ارتزاق گروه‌‌های خودی از بودجه‌های کلان «جمهوری اسلامی ایران» که باید پسوند «نفتی» را هم به آن افزود، فراهم می‌شود – این فرضیه است که می‌توان با تبلیغ انقلابی، جمهوری اسلامی را در برابر چالش‌های موجود تقویت کرد و در مسیر آینده پیش برد. اما شکی نیست که این دیدگاه یک‌سویه و کوته‌بینانه است. ۳۵ سال از پیروزی انقلاب گذشته و مردم شاهد نتایج عملی آن در قالب جمهوری اسلامی هستند که ارزیابی آن سهل‌تر و مفیدتر از ارزیابی ایده‌های انقلابی و هزینه‌های پرداخت شده (از قببل تقدیم هزاران شهید، و دیگر هزینه‌های معنوی و مادی در دوران انقلاب، دفاع مقدس، درگیری‌های داخلی و فشارهای خارجی) برای آن است. در واقع مردم با مشاهده نتایج عملی موجود، نظریه‌های ذهنی خود را درباره انقلاب می‌سازند (حتی آنها که خود شاهدان و بازیگران این انقلاب بودند و امروز با مشاهده نتایج عملی آن، در گذشته خود بازنگری می‌کنند)، نه اینکه بر اساس نظریه (که مثلاً نقش امام در رهبری و پیشبرد انقلاب پررنگ‌تر بود یا مهندس بازرگان یا حزب توده یا مجاهدین خلق و…)، درباره نتیجه آن، ارزیابی مثبت یا منفی کنند.

به بیان ساده‌تر، مردم با مشاهده وضعیت موجود جمهوری اسلامی درباره تاریخ انقلاب اسلامی قضاوت می‌کنند، نه برعکس. پس بهتر نیست به جای اصلاح نظریه در ذهن مردم یا دفاع از شخص رهبری و رهبران، نتیجه عملی را اصلاح کنیم؟! البته شکی نیست که نباید این اصلاح را همچون نسخه‌های تک‌بعدی و جبری پس از جنگ، به اصلاحات اقتصادی – از قبیل برنامه «تعدیل ساختاری» که با آرزوی ساختن «ژاپن اسلامی» صورت گرفت – فروکاست. ما خواستار اصلاح وضعیت فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و… هستیم تا آفاتی چون کوی دانشگاه و کهریزک‌ و… هم تکرار نشوند.

وقتی واقعیت عملی (از قبیل وضعیت اقتصاد، سیاست، فرهنگ و…) در پیش‌روی همگان هست و می‌توانند درباره آن ارزیابی مستقل کنند، تزریق نظریه به آنان برای تلطیف این پیش‌فرض‌ها و فرضیه‌های داوری‌کننده، کاری است کم‌اثر، اگر نگوییم عبث. چرا که مردم کور نیستند و نیازی به روایت‌های کودکانه شما از انقلاب و دفاع مقدس ندارند، چرا که همین مردم انقلاب کرده‌اند و جنگیده‌اند و سپس میراث آن را به دست شما سپرده‌اند که نتیجه عملی امروز آن چنین وضعی است. در واقع این خود مسئولان هستند که باید به آرمان‌های انقلاب بازگردند نه مردم.

و صد البته تردیدی نیست که دفاع از اصول انقلاب اسلامی همان‌قدر لازم است که تلاش برای اصلاح جمهوری اسلامی. و به بیان دقیق‌تر، هیچ‌گونه دفاع از اصول انقلاب ممکن نیست مگر با تلاش برای اصلاح جمهوری اسلامی و متقابلاً هیچ‌گونه تلاش اصلاحطلبانه ممکن نخواهد بود مگر آنکه برگرفته از اصول انقلاب باشد. در غیر این صورت اگر تنها بر طلب اصولگرایی بکوبیم، به ارتجاع توجیه وضع موجود می‌رسیم و اگر تنها در کوس اصلاحطلبی بدمیم، به سوی شبه‌مدرنیسم وابسته‌گرا خواهیم رفت.

بر همین اساس است که خواهان نهضتی اصلاحطلبانه و انقلابی هستیم که از آن با عناوینی چون «اصلاحطلبی مکتبی»، «خط امام» یا «خط تعالی» [در کنار تفکر مستقل «خط تزکیه» که نخستین بار از جانب «نهضت اسلامی احیا» در مقابل اصلاحطلبی غیرمکتبی مطرح شد و طرح آن در اینجا ممکن است حاوی ظرائف مد نظر آن جریان نباشد] یاد می‌شود. نهضتی که فراتر از تحلیل‌های یک‌طرفه از مفاسد فردی یا حتی گروهی، با اعتقاد راسخ به مبانی اسلامی و مردمی انقلاب، اصرار دارند باید عطف به ارزیابی کارکردها، ساختارهای نظام برآمده از این انقلاب را نقادی و اصلاح کرد. تنها در این صورت است که به جای گفتمان ضعیف «شهدا شرمنده‌ایم» یا گفتمان «خمینی شاهد باش ما اعتراض کردیم»، می‌توان با جسارت گفت که بر خط امام و راه شهدا استواریم تا زمانی که اهداف انقلاب اسلامی محقق و محقق‌تر شود. و با این شرایط دیگر زبان مخالفان نظام کوتاه خواهد بود و هرگز جسارت توهین به امام و انقلابی که مردم را به سمت سعادت مادی و معنوی رهنمون کرده، در نزد منتقدان داخلی و مخالفان خارجی نخواهند داشت.

[این مطلب پیشتر با عنوان «تزکیه نظام یا تبلیغ امام؟» و با اندکی تغییر و تخلیص در پرونده «مینیمال‎‎های قبح‌شکن» هفته‌نامه پنجره منتشر شده بود که برای جلوگیری از خلط معانی با تعبیر «تزکیه» که توسط جریان مستقل دیگری مطرح و تبلیغ شده و دلالت های خاص خود را دارد، به عنوان کنونی تغییر یافت.]

:::::

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

58 - 56 =