۰۸:۰۰ - ۱۳۹۳/۰۸/۱۹ فعالین انجمن های اسلامی در مورد رسانه ملی چه می گویند (1)

«حفظ نظام» رمز عبور از مواقف آخرت نیست!

امیداورم مدیریت جدید رسانه ملی با نگاهی به گذشته از نگاه ها و قضاوتهای مردم بر روسای سابق عبرت گرفته و شیوه ای مردم دارنه تر و اخلاقی تر در مدیریت صدا وسیما اتخاذ کنند و به یاد داشته باشند که "حفظ نظام" رمز عبور از مواقف آخرت نبوده و نمی توان به این بهانه حقی را پایمال کرد و حقیقت را قلب کرد.

مبارزه(رسانه تحلیلی خبری دانشجویان خط امام):

همزمان با رفتن عزت الله ضرغامی و معرفی محمد سرافراز به عنوان ریاست جدید صدا و سیما به سراغ فعالین انجمن های اسلامی رفتیم تا نظر آنها را پیرامون آسیب شناسی دوره ی ده ساله ی مدیریت ضرغامی و نکات قابل توجه برای مدیریت جدید جویا شویم.

مرتضی روحانی از فعالین انجمن های اسلامی در جواب این سوال که مهمترین ضعف صدا و سیما در دوره ریاست ضرغامی را چه می دانید به خبرنگار مبارزه می گوید :

شاید پاسخ به این پرسش کمی دشوار بنظر برسد. زیرا ابتدا می بایست حوزه های رسانه ای مانند: ورزش، فرهنگ، سیاست، اقتصاد که به نوعی منفک از یکدیگرند جدا کنیم و پس از آن مشکلات هرکدام از آن ها را مورد ارزیابی و تحلیل قرار دهیم. اما اگر بخواهیم بهترین پاسخ به این پرسش بدهیم، باید اشاره ای به نقش صدا و سیما به عنوان یک رسانه کنیم. بالطبع صدا و سیما می بایست مهمترین گلوگاه صدای میان مسولین و مردم باشد. آنچه که در ده سال اخیر مشاهده نشده است، همین نقش بی طرفانه و ملیتی وی است. متاسفانه هر چه به اواخر دهه ۸۰ و ابتدای دهه ۹۰ رسیدیم، صدا و سیما بیشتر رنگ و بوی جناحی و گروهی به خود گرفت تا عنصر رسانه ای فراجناحی و عمومی. بارزترین مثالی که می توان از این جمله این حقیر به زبان آورد، به نقش صدا و سیما در حوادث قبل و پس از انتخابات ۸۸ و همچنین   رویکردشان در قبال دو دولت دهم و یازدهم است. به گونه ای که چندی پیش شخص رئیس جمهور فرمودند: رسانه ملی حاضر نیست خدمات دولت را برای مردم تبیین کند و دولت از لحاظ تبلیغاتی دست تنها است. بنابراین مهمترین ضعف مدیریت صدا و سیما در ده سال اخیر این است که بیشتر رسانه میلی  بوده تا یک رسانه ملی و بی طرف.

مرتضی روحانی معتقد است :

خصوصی شدن صدا و سیما نیاز به پیش زمینه هایی دارد تا بتواند در بلند مدت ، فواید و بهینگی آن بیشتر به چشم بیاید. لیکن خصوصی شدن هم نواقصی دارد که ابتدا باید با یک استراتژی مدون، از بروز واکنش های مخرب و ناسازگار پس از آن، جلوگیری به عمل آوریم. به عبارتی دیگر، صدا و سیما به عنوان مهمترین رسانه نظام جمهوری اسلامی، به گونه ای در بافت طبقات جامعه ما رسوخ کرده است. لذا با یکسری محدودیت هایی مواجه است که ممکن است مخالفت های طبقاتی جامعه را به همراه داشته باشد. بنابراین، خصوصی شدن صدا و سیما کار یک شبه نیست. اما به طور کلی تاثیرات مثبت خصوصی شدن، بسیار بیشتر از غیر خصوصی بودن آن است. چرا که برخورداری از شبکه های خصوصی می تواند عناصر خلاقیت و توسعه را در میان شبکه های تلوزیونی و رادیویی فعال کند. و به طور قطع با برخورداری از این عناصر هر چه زمان می گذرد، محتوا و بخش فنی، کیفیت بهتر و مطلوب تری نسبت به گذشته پیدا می کنند.

این فعال دانشجویی در ادامه می افزاید :

بهترین پیشنهادی که می توان به مدیریت جدید صدا و سیما داد این است که با انتخاب مدیران بر اساس شایستگی و روحیه کار جمعی، نواقص گذشته رابرطرف کند. و با یک برنامه ریزی بلند مدت  به توسعه سیاسی و توسعه فرهنگی، ارزش و منزلت بیشتری دهد تا صدا و سیما به عنوان رسانه مردمسالار و مردمی نقش ملی خود را به خوبی ایفا کند.

سید علی اصغر هاشمی راد دبیر انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی بیرچند به خبرنگار مبارزه از انتقاداتش به سال های اخیر صدا و سیما میگوید و اضافه می کند :

انتقادات زیادی به مدیریت مهندس ضرغامی در دوره ی ۱۰ساله ی ریاست ایشان وارد است که مواردی همچون ممنوع التصویر کردن ها،ساخت سریال های بی کیفیت،توجه نکردن به حقوق مخاطبین و افزایش بیش از حد پخش آگهی های بازرگانی،عدم توجه به سلایق مختلف مخاطبان و توسعه کمی شبکه های سیما بدون توجه به کیفیت آنها از جمله ی این انتقاد هاست.
اما مهمترین ضعف صدا و سیما در دوره ی مهندس ضرغامی بی تردید عدم رعایت موضع بی طرفی و فراجناحی عمل نکردن در این دوره است.به طوریکه جایگاه صدا و سیما را تا حد تبدیل شدن به رسانه ی یک طیف خاص تنزل داده است.
البته این انتقادات به این معنا نیست که فعالیت های صدا و سیما در دوره ی ایشان خالی از اقدامات مثبت بوده است و به هر حال مهندس ضرغامی در این ۱۰ سال زحماتی هم کشیده اند که جای تشکر دارد.

هاشمی که منتقد جناحی عمل کردن صدا و سیما ست در ادامه از تاسیس شبکه های خصوصی به عنوان یک ضرورت یاد می کند و می گوید :

تاسیس شبکه های خصوصی ضرورت ها و فواید بسیاری دارد به طوریکه شاید بتوان آن را مهمترین راهکار برای ایحاد تحول در صدا و سیما دانست.
تاسیس این شبکه ها فضای لازم جهت پویایی برنامه سازی و ساخت برنامه های متنوع را فراهم کرده و با رقابتی که در حضور این شبکه ها شکل خواهد گرفت کیفیت تولیدات به مراتب بالا می رود و از این طریق می توان به سلایق مختلف مخاطبان پاسخ داد که این خود می تواند راهکاری باشد جهت هرچه بیشتر تنگ تر کردن دایره ی مخاطبان شبکه های فارسی زبان خارج از کشور که امروزه متاسفانه به دلیل سوء مدیریت ها مخاطبان بسیاری دارند.
همچنین با توجه به انحصار فعلی رسانه ها در صدا و سیمایی که خود با مازاد نیرو روبروست،عملا فرصتی برای کار کردن در زمینه رادیو و تلویزیون وجود ندار و این مساله مزیتی است برای رسانه های فارسی زبان خارج از کشور که با اجازه دادن به تاسیس شبکه های خصوصی می توان این مزیت را از آنها سلب کرد.کمک کردن به حل مشکل کسری بودجه صدا و سیما و کم کردن بار برنامه سازی این سازمان از دیگر مزیت های شبکه های خصوصی است. در مجموع با توجه به فواید و مزیت های ذکر شده،فراهم کردن زمینه های قانونی جهت تاسیس رسانه های خصوصی ضروری به نظر می رسد.

دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی بیرجند در پاسخ به این سوال خبرنگار مبارزه که چه پیشنهادی برای ریاست جدید این سازمان دارید می گوید :

پیشنهادی که اجرای آن برای مدیریت جدید ضروری به نظر می رسد،بدست آوردن یک ارزیابی دقیق و جامع از وضعیت واقعی صدا و سیما در حوزه های مختلف است تا با استفاده از آن یک برنامه ریزی عملی و دقیق صورت پذیرد که با اجرای آن،رضایت ملی از این سازمان حاصل شود.
همچنین مدیریت جدید باید به خاطر داشته باشد که بالاترین مطالبه ی مردم از سازمان صدا و سیما،تحقق رسانه ی ملی است،رسانه ای که همه ی سلایق را در بر گیرد و عملکردی کاملا فراجناحی داشته باشد

محمد صابریان عضو سابق شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد نیز برخی اقدامات صدا و سیما را اشتباه می داند و معتقد است :

 سانسور خبری و اطلاع رسانی یک طرفة باعث سلب اعتماد عمومی از رسانه ملی شد و این اطلاع رسانی یک طرفه در کنار نگاه تند سیاسی حاکم بر صدا و سیما منجر به شکاف اجتماعی و سیاسی شد

این فعال دانشجویی از رسانه حکومتی انتقاد می کند و در جواب به این سوال که آیا با تاسیس رسانه های رادیو تلویزیونی خصوصی موافقید؟ با تاکید به ایجاد رسانه های خصوصی به خبرنگار مبارزه گفت :

بله، تجربه قبل و پس از انقلاب نشان میدهد که تلویزیون دولتی نمی‌تواند در مواقع حساس به نقد سیاستهای حاکمیتی و دولتی بپردازد و حتی گاهی در جهت تخطئه منتقدان و بستن در انتقاد حرکت میکند. مثال نزدیک و واضح از این کارکرد عملکرد رسانه ملی در بحث هدفمندی یارانه است که در آن زمان کوچکترین انتقادی از آن نشد و امروزه برخی از اثرات مخرب آن را میبینیم

صابریان همچنین در پایان خطاب به محمد سرافراز می گوید :

 امیداورم مدیریت جدید رسانه ملی با نگاهی به گذشته از نگاه ها و قضاوتهای مردم بر روسای سابق عبرت گرفته و شیوه ای مردم دارنه تر و اخلاقی تر در مدیریت صدا وسیما اتخاذ کنند و به یاد داشته باشند که “حفظ نظام” رمز عبور از مواقف آخرت نبوده و نمی توان به این بهانه حقی را پایمال کرد و حقیقت را قلب کرد.

::::

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

+ 76 = 78