۰۹:۲۳ - ۱۳۹۲/۰۳/۱۹ چه کسانی خط امام را تحریف می کنند؟

آسیب شناسی هرمنوتیک صحیفه امام(ره)

اگر ضدانقلاب و دشمنان قسم خورده انقلاب، جملات دروغین را به امام نسبت می دهند و برخی جملات را هم تحریف می کنند تا رهبر کبیر انقلاب را فردی متناقض گو با ادبیاتی سطحی جلوه دهند، گروهی از سیاسیون داخلی هم هستند که جملات امام را به صورت محدود، تقطیع شده و یا تحریف شده مورد تمسک قرار می دهند تا منافع خویش را تأمین کنند.

61_sahife«مبارزه» (رسانه تحلیلی خبری دانشجویان خط امام): صحیفه امام خمینی(ره)[۱] آخرین میراث مکتوب رهبر کبیر انقلاب اسلامی است که به خواست ایشان مبنی بر تنظیم و تدوین آثار توسط یادگارشان – حاج سید احمد خمینی – انجام شده است تا چراغ راه پیروان مکتب خمینی باشد:

«از آنجا که شما را بحمدالله تعالی در مسائل سیاسی و اجتماعی صاحب نظر می دانم و در تمامی فراز و نشیب ها در کنار من بوده ای و هستی و با صداقت و کیاست امور سیاسی و اجتماعی اینجانب را متصدی هستی، لهذا شما را برای تنظیم و تدوین کلیه مسائل مربوط به خود – که بسا در رسانه های گروهی اختلافات و اشتباهاتی رخ داده است – انتخاب می نمایم. و از خداوند متعال، که حاضر و ناظر است، توفیقات شما را خواستارم. امیداست با صرف وقت و دقت نظر این امر را به پایان برسانی.» [۲]

اما این رورها، صحیفه امام بیش از پیش مورد استفاده و دستبرد قرار می گیرد. اگر ضدانقلاب و دشمنان قسم خورده انقلاب، جملات دروغین را به امام نسبت می دهند و برخی جملات را هم تحریف می کنند تا رهبر کبیر انقلاب را فردی متناقض گو با ادبیاتی سطحی جلوه دهند، گروهی از سیاسیون داخلی هم هستند که جملات امام را به صورت محدود، تقطیع شده و یا تحریف شده مورد تمسک قرار می دهند تا منافع خویش را تأمین کنند.

البته بیان اینگونه این سخنان امام توسط افراد مغرض و یا جاهل به انقلاب و اندیشه امام(ره)، ناشی از کوتاهی ما در تبیین خط امام و محکمات آن هم هست. چراکه اگر دوستداران امام بر سر دفاع از اندیشه امام بایستند، مغرضان و جاهلان فرصت تحریف و تفسیر به رأی نخواهند داشت.

در این راه، تأویل صحیح متن صحیفه و آسیب شناسی ارجاعات به آن، نخستین گام است. هرچه باشد صحیفه امام شامل گفتارها و نوشتارهای امام در طول سه دهه مبارزه است و تأویل آن بدون در نظر داشتن عناصر «زمان»، «مکان»، «مخاطب»، «شأن بیان» و همچنین اصل «جامعیت» اندیشه امام ممکن نیست. سخنان امام را باید با توجه به چرایی بیان آن درک کرد و این چرایی در ظرف زمان و مکان تعریف می شود. همچنین باید همه سخنان امام را در کنار هم بخوانیم و ارزیابی کنیم. و هرچند که برخی از پیام ها و سخنان امام در مقاطع حساس تاریخی نقش تأثیرگذارتری داشته و چراغ راه انقلاب در گذار از نقاط عطف تاریخ معاصر بوده، اما همین محکمات هم به تنهایی نمی تواند درک متقن از امام را بنماید. در این زمینه باید به کسانی که به مطالعه مواضع سال پایانی حضرت امام بسنده می کنند، نیز هشدار داد که اگر چه امام نیز در سرتاسر حیات پربرکت خود در مسیر سیر الی الله راه می پیمودند و جامعه نیز در مسیر تکامل انقلابی گام بر می داشت، اما این سیر تکاملی دلیل بر آن نمی شود که تنها متون پایانی عمر امام را ملاک قرار دهیم و از بقیه این ذخیره معنوی غفلت ورزیم. آنچه از این سی سال نهضت مداوم و یک دهه حیات جمهوری اسلامی در محضر امام، باقی مانده، یک کل جامع است و هرگونه ارزش گذاری و گزینش گری شخصی در آن، تحریف آشکار در محتوای آن است.

در این مقال فرصت اشاره به رئوس اندیشه امام و محکمات آن در طول تاریخ نهضت و پس از پیروزی انفلاب نیست، اما می توان برخی آسیب های موجود در ارجاع و تفاسیر انحرافی از آن را برشمرد. برخی از آسیب های جدی در مواجهه با صحیفه امام از این قرارند:

-          طرح جملات دروغین منتسب به امام

-          تحریف امام در قالب جملات تقطیع شده به عنوان دستورات کلی و غیرقابل تفسیر

-          تفسیر به رأی دیدگاه امام درباره افراد

-          گزینش گری در محکمات اندیشه امام

طرح جملات دروغین منتسب به امام

تحریف آشکار در سخنان حضرت امام(ره)، بخشی از سیاست جعل و تحریفات تاریخی ضدانقلاب است که در سایه کوتاهی دوستداران امام و انقلاب، گسترش یافته و برای بسیاری هم باورپذیر شده است. چرا که استراتژی تاریخ پردازی عوامانه و جاهلانه ضدانقلاب درباره امام و انقلاب از مقاله «ایران و استعمار سرخ و سیاه» روزنامه اطلاعات طاغوت شروع شده و تا به حال ادامه دارد.

اوج این هجمه ها درباره مواضع امام در دوران تبعید فرانسه و روزهای نخست پیروزی انقلاب است که دشمنان، مسائل دروغین در موضوع تاریخ انقلاب اسلامی را بهانه می کنند تا نشان دهند انقلاب اسلامی نوعی پسرفت برای ملت ایران بوده و شعارها و آرمانهای مردم و رهبران انقلاب، عملی نشده اند. از جمله وعده «آب و برق مجانی» که که عده ای آن را به سخنرانی امام در بهشت زهرا (۱۲ بهمن ۱۳۵۷) نسبت می دهند. اما با مراجعه به صحیفه امام معلوم می شود که:

اولا؛ سخنرانی مذکور در ۱۰ اسفند ماه ۱۳۵۷ انجام شده و نه ۱۲ بهمن ۱۳۵۷

دوما؛ «آب و برق مجانی» مصوبه دولت موقت در تاریخ ۸ اسفند ۵۷ بوده است و توسط دو تن از مسئولان دولت موقت (عباس امیرانتظام، سخنگو و مهندس عباس تاج، وزیر آب و برق دولت موقت) بیان شده است. چنانچه در روزنامه کیهان (مورخ ۸ اسفند ۱۳۵۷) از قول سخنگوی دولت می خوانیم: «برای کم در آمدها؛ آب و برق مجانی می‌شود!»

که البته حضرت امام(ره) فردای اعلام مصوبه دولت موقت(۸ اسفند ۵۷) این وعده‌ دولت موقت را تصحیح و تکمیل کرده اند.

سوما؛ مواضع حضرت امام(ره) درباره خدمات عمومی رایگان به اقشار محروم – و نه کل مردم-  تا رفع محرومیت از ایشان است، چرا که ایشان در پیام ها و سخنرانی های مشابه، امام از خدمات رایگان برای “طبقات کم بضاعت” و “مستضعفین” و “طبقه مستمند” سخن گفته اند و البه با قید زمان “فعلا” که نشان می دهد منظور نظر حضرت امام(ره)، حق محرومیت و کمک های بلاعوضی بوده که باید به محرومین اعطا شود.

چهارما؛ حضرت امام در سخنرانی ۱۰ اسفند خود تأکید کرده اند که وظیفه انقلاب، بیش از رشد مادی مردم، رشد معنوی آنان است. در حقیقت امام به خاطر این که مبادا این قبیل وعده‌های دولتی، انقلاب اسلامی را به انقلابی صرفا مادی و با اهدافی مادی تبدیل کند، مصوبه دولت موقت را اینچنین تصحیح می‌کند که دلخوش به این نباشید که آب و برق مجانی می‌شود! امام بزرگوار ما توضیح می‌دهد که انقلاب اسلامی علاوه بر اینکه وظیفه دارد به فکر رفاه مادی مردم باشد، دنبال رفاه و سعادت معنوی آدمها هم هست. چرا که انقلاب اسلامی بیشتر از آنکه مادی باشد، انقلابی معنوی برای گستتن بندهای اسارت و بردگی ناشی از استبداد و استعمار و استحمار بود:

«ما علاوه بر اینکه زندگى مادى شما را مى خواهیم مرفه بـشـود، زندگى معنوى شما را هم مى خواهیم مرفه باشد. شما به معنویات احتیاج دارید. مـعـنویات ما را بردند اینها. دل‌خوش نباشید که مسکن فقط بسازیم. آب و برق را مجانی می‎کنیم برای طبقه مستمند. اتوبوس را مجانی می‎کنیم برای طبقه مستمند. دل‌خوش به این مقدار نباشید. معنویات شما را، روحیات شما را عظمت می‎دهیم. شما را به مقام انسانیت می‎رسانیم. این‎ها شما را منحط کردند. این‎قدر دنیا را پیش شما جلوه دادند که خیال کردید همه چیز این است. ما هم دنیا را آباد می‎کنیم؛ هم آخرت را. یکی از اموری که باید بشود همین معناست که خواهد شد. این دارایی از غنائم اسلام است و مال ملت است و مستضعفین. و من امر کرده‎ام به مستضعفین بدهند و خواهند داد. و پس از این هم تخفیف‎‎های دیگر هم در امور حاصل خواهد شد. لکن یک قدری باید تحمل کنید. به این نغمه‎‎های باطل گوش نکنید. آن‎ها حرف می‎زنند ما عمل می‎کنیم. آن‎ها شما را می‎خواهند دلسرد کنند از اسلام. اسلام پشتیبان شماست.» [۳]

مورد مشهور اما مجعول دیگر؛ جملاتی چون «ملت ما برای خربزه انقلاب نکرده است!» و «اقتصاد مال خر است» است که در رسانه های ضدانقلاب مکرر منتشر می شود. این جملات هم تقطیع و تحریف یک سخنرانی مهم امام(۱۷ شهریور ۱۳۵۸،  قم، در جمع کارکنان پخش رادیو) است و البته تقلیل مفاهیم آن در باب ماهیت اسلامی انقلاب و رد نظریه «اقتصاد به عنوان زیربنا»ی مارکسیست ها، به دو جمله سطحی و سخیف. حال آنکه اصل سخنرانی چنین است:

«… این نهضتی که از اول تا آخرش – قریب پانزده شانزده سال، طول کشید و زحمتها کشیده شد، خونها داده شد و جوانها از دست رفت، خانه‌ها از دست رفت، خانمانها خراب شد، و خصوصاً در این یکی دو سال آخر که همه شاهد بودید که چه شد، باورمان آمده باشد که این همه برای اسلام بود. هیچ من نمی توانم تصور کنم و هیچ عاقلی نمی‌تواند تصور کند که بگویند ما خونهایمان را دادیم که خربزه ارزان بشود! ما جوانهایمان را دادیم که خانه ارزان بشود. هیچ عاقلی جوانش را نمی‌دهد که خانه ارزان گیرش بیاید. مردم همه چیزشان را برای جوانهاشان می‌خواهند؛ برای خانمانشان می‌خواهند. این منطق، یک منطق باطلی است… ما اسلام را می‌خواهیم و جمهوری اسلامی می‌خواهیم. برای اسلام است که انسان می‌تواند جانش را بدهد. اولیای ما هم برای اسلام جان دادند، نه برای اقتصاد، اقتصاد قابل این نیست. آدم، اقتصاد را برای خودش می‌خواهد؛ خودش را به کشتن بدهد که اقتصادش درست بشود! این معقول نیست…. آنهایی که دم از اقتصاد می‌زنند و زیربنای همه چیز را اقتصاد می‌دانند از باب اینکه انسان را نمی‌دانند یعنی چه، خیال می‌کنند که انسان هم یک حیوانی است که همان خورد و خوراک است! منتها خورد و خوراک این حیوان با حیوانات دیگر یک فرقی دارد. این چلوکباب می‌خورد؛ او کاه می‌خورد؛ اما هر دو حیوانند. اینهایی که زیربنای همه چیز را اقتصاد می‌دانند اینها انسان را حیوان می‌دانند. حیوان هم همه چیزش فدای اقتصادش است. زیربنای همه چیزش [است] الاغ هم زیربنای همه چیزش اقتصادش است. اینها انسان را نشناختند اصلاً که چه هست. ما باید باورمان بیاید به اینکه مملکت‌ ما همه چیزش را فدا می‌خواست بکند برای اسلام… اینهایی که اقتصاد را زیربنا می‌دانند، اینها منحط کردند انسان را از حدّ انسانیت به حد یک حیوانی، مثل سایر حیوانات؛ این هم مثل سایر حیوانات. من می‌خواهم که همه ما باورمان آمده باشد که جمهوری اسلامی است و باید همه چیز ما اسلامی بشود….» [۴]

تحریف امام در قالب جملات تقطیع شده

گاهی جملاتی از حضرت امام(ره) در مسائل و موضوعات مختلف مستمسک قرار می گیرد که به یک دستور کلی و حکم ایدئولوژیک بدل شده نه دستورالعملی در متن قانون اساسی و دیگر محکمات اندیشه امام. دستوری که به زعم آنان تفسیرناپذیر است و غیرقابل نقد و بررسی. اما اگر به دور از سیاست بازی ها و در متن صحیفه (با توجه به زمان، مکان، مخاطب و شأن بیان آن) و بدون تحریف و تفسیر به رأی قرائت شود، به یقین راهگشا خواهد بود.

نکته اینجاست که وقتی حضرت امام به عنوان مجتهد و مرجع تقلید، احادیث را هم با توجه به شرایط زمان و مکان بررسی می کردند، طبیعتا سخنان ایشان که سخن معصوم نیست، هم باید در ظرف زمان و مکان بررسی شود. کما اینکه ایشان درباره اهمیت زمان و مکان در بررسی احادیث جهت استخراج احکام ثانویه و احکام حکومتی، خطاب به فقهای شورای نگهبان می فرمایند:

«من متأسفم که در بین گروه اول گاهی کسانی هستند که بعضی اوقات به احادیثی متوسل می شوند مثلاً مستند خود را آن فرمان حضرت امیر (علیه السلام) قرار می دهند که ایشان به مالک اشتر فرمودند. اولاً این فرمایش حضرت یک حکم حکومتی است و نمی شود به آن فتوا داد ثانیاً در مورد زکات است در حالی که حکومت اسلامی به وسیله خمس اداره می شود. احتمال است که حضرت یا به لحاظ وضع خاص منطقه چنین حکمی کرده باشند یا این که علم داشته اند که مردم آن منطقه افرادی راستگو و صادق هستند.» [۵]

نمونه این سوء برداشت، طرح جملاتی کوتاه و تقطیع شده در مقام اطاعت از قانون و تشخیص شورای نگهبان قانون اساسی است. همچون این جمله که «پس از انفاذ شورای نگهبان، هیچ کس حق ردّ آن را ندارد» که البته اصل جمله این است:

«…. رد احکام ثانویه پس از تشخیص موضوع به وسیله عرف کارشناس، با ردّ احکام اولیه فرقی ندارد، چون هر دو احکام الله می‌باشند. و نیز احکام ثانویه ربطی به اعمال ولایت فقیه ندارد و پس از رأی مجلس و انفاذ شورای نگهبان، هیچ مقامی حق ردّ آن را ندارد، و دولت در اجرای آن باید بدون هیچ ملاحظه‌ای اقدام کند…» [۶]

همچنان که از متن کامل بر می آید، این جمله درباره احکام ثانویه و مصوبات مجلس است که امام جایگاه شرعی مجلس برای تصویب قوانین را شرح می دهد تا ضمن تبیین جایگاه مجلس، شورای نگهبان و سپس مجمع تشخیص مصلحت نظام، شبهات و اختلافات فقهی پیرامون احکام ثانویه و حکومتی و جایگاه مجلس و شورای نگهبان را که بر اثر اشکالات فقهی فقهایی چون آیات عظام مرحوم آذری قمی و گلپایگانی رخ داده بود، برطرف سازد. ضمن اینکه اساسا در زمان امام، بررسی صلاحیت های انتخابات به روشی محدود و توسط هیات مرکزی نظارت بر انتخابات(وزارت کشور) انجام می شد و شورای نگهبان فقط وظیفه بررسی شکایت ها را داشت. بعد از رحلت امام بود که اصل ۹۰ قانون اساسی توسط شورای نگهبان تفسیر به رأی شد و اختیارات شورای نگهبان در انتخابات گسترده شد. سپس در سال ۱۳۷۵ ماده ۳ قانون انتخابات توسط مجلس پنجم مورد بررسی قرار گرفت و «نظارت استصوابی» در آن گنجانده شد.

اما جای تأسف دارد که سایت رسمی شورای نگهبان هم این جملات را بدون هیچ شرح تاریخی منتشر می کند.[۷] همچنین بدون آنکه حتی به یک مورد از جملات انتقادی حضرت امام به شورای نگهبان اشاره کند!

البته جملاتی از این دست فراوانند. به عنوان مثال؛ جمله مشابهی که دست آویز مبرا سازی شورای نگهبان از محک نقد می شود، جمله «هرکس بگوید رأی شورای نگهبان کذاست مفسد است» است. اما این جمله هم مربوط به مصوبات تأیید شده مجلس در شورای نگهبان است و ربطی به نقش شورای نگهبان در انتخابات ندارد:

«من تکرار می کنم مجلس بالاترین مقام است در این مملکت. مجلس اگر رای داد و شورای نگهبان هم آن رای را پذیرفت، هیچ کس حق ندارد یک کلمه راجع به این بگوید. من نمی گویم رای خودش را نگوید؛ بگوید؛ رای خودش را بگوید؛ اما اگر بخواهد فساد کند، به مردم بگوید که این شورای نگهبان کذا و این مجلس کذا، این فساد است، و مفسد است یک همچو آدمی، تحت تعقیب مفسد فی الارض باید قرار بگیرد. این مجلس ما حصل خون یک جمعیتی است که وفادار به اسلام بودند؛ و این مجلس عصاره زحمتهای طاقت فرسای این ملت مسلمان بوده است…» [۸]

ضمنا این جمله مربوط به قبل از تشکیل مجمع تشخیص مصلحت است که وظیفه رفع اختلاف میان مجلس و شورای نگهبان را عهده دار شد. [۹]

برای فهم این موضوع می توان برخی جملات حضرت امام درباره شورای نگهبان را که کمتر مورد توجه قرار گرفته، نقل کرد. جملاتی که امام درباره لزوم قانون گرایی در جامعه، حتی برای کسانی که مفسر و ناظر بر قانون هستند، فرموده اند. به عنوان مثال ایشان در پیام به اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام» می فرمایند:

«تذکری پدرانه به اعضای عزیز شورای نگهبان می‌دهم که خودشان قبل از این گیرها، مصلحت نظام را در نظر بگیرند، چرا که یکی از مسائل بسیار مهم در دنیای پرآشوب کنونی نقش زمان و مکان در اجتهاد و نوع تصمیم گیریها است …شما در عین اینکه باید تمام توان خودتان را بگذارید که خلاف شرعی صورت نگیرد – و خدا آن روز را نیاورد – باید تمام سعی خودتان را بنمایید که خدای ناکرده اسلام در پیچ و خمهای اقتصادی، نظامی، اجتماعی و سیاسی، متهم به عدم قدرت اداره جهان نگردد.» [۱۰]

یا در سخنرانی در جمع فقها و حقوق دانان شورای نگهبان قانون اساسی، می فرمایند:

«آنچه مهم است این است که ما می خواهیم مطابق شرع اسلام مسائل را پیاده کنیم. پس اگر قبلاً اشتباه کرده باشیم باید صریحاً بگوییم اشتباه نموده‌ایم… فقهای شورای نگهبان و اعضای شورایعالی قضائی هم باید این‌طور باشند که اگر در مسئله‌ای اشتباه کردند صریحاً بگویند اشتباه کردیم و حرف خود را پس بگیرند، ما که معصوم نیستیم.…» [۱۱]

یا جمله دیگری از امام نقل می شود که «من با نهاد شورای نگهبان صددرصد موافقم»، اما بقیه جمله ایشان حذف می شود که در «سخنرانی در جمع فقها و حقوقدانان شورای نگهبان» فرموده اند:

«من با نهاد شورای نگهبان صددرصد موافقم و عقیده‌ام هست که باید قوی و همیشگی باشد، ولی حفظ شورا مقداری به دست خود شماست. برخورد شما باید به صورتی باشد که در آینده هم به این شورا صدمه نخورد. شما نباید فقط به فکر حالا باشید و بگویید آینده هرچه شد، باشد…. شما روی مواضع اسلام قاطع بایستید، ولی به صورتی نباشد که انتزاع شود شما در همه جا دخالت می‌کنید. صحبتهای شما باید به صورتی باشد که همه فکر کنند در محدوده قانونی خودتان عمل می‌کنید، نه یک قدم زیاد و نه یک قدم کم.» [۱۲]

تفسیر به رأی دیدگاه امام درباره افراد

سوء استفاده افراد و گروه ها از حضرت امام، به نحوی که خود را به ایشان منتسب کرده و روایت های مشکوک در رابطه خود با ایشان نقل می کنند، موضوعی است که اختصاص به امروز نداشته و ندارد. اگر امروز می بینیم که عده ای مرشد خود را از «ذوشهادتین» امام می نامند بی آنکه نام مرادشان در هیچ کجای صحیفه آمده باشد، دو دهه قبل حضرت امام در وصیت نامه خود این وضع را پیش بینی کرده و فرموده اند:

«اکنون که من حاضرم، بعض نسبتهای بی‌واقعیت به من داده می‌شود و ممکن است پس از من در حجم آن افزوده شود؛ لهذا عرض می‌کنم آنچه به من نسبت داده شده یا می‌شود مورد تصدیق نیست، مگر آنکه صدای من یا خط و امضای من باشد، با تصدیق کارشناسان؛ یا در سیمای جمهوری اسلامی چیزی گفته باشم.» [۱۳]

اما درباره جملاتی که از حضرت امام درباره اشخاص نقل می شود و در سند آن در صحیفه آمده است هم، چند نکته را باید مد نظر قرار داد:

اولا: گفتارها و نوشتارهای امام – بخصوص آنچه که درباره اشخاص و گروه ها می باشد – باید در طرف زمان و مکان بررسی شود. باید معلوم شود شآن بیان آن چه بوده و در کنش یا واکنش به چه مسئله ای بیان شده است. آیا مقدمه و موخره ای دارد؟

وگرنه به عنوان مثال ممکن است این نامه امام مورد دست آویز قرار گیرد:

«جناب حجت الاسلام آقای خامنه‌ای… از بیانات جنابعالی در نماز جمعه اینطور ظاهر می‌شود که شما حکومت را که به معنای ولایت مطلقه‌ای که از جانب خدا به نبی اکرم – صلی الله علیه و آله و سلم – واگذار شده و اهمّ احکام الهی است و بر جمیع احکام شرعیه الهیه تقدم دارد، صحیح نمی‌دانید. و تعبیر به آنکه اینجانب گفته‌ام حکومت در چهارچوب احکام الهی دارای اختیار است بکلی برخلاف گفته‌های اینجانب بود… آنچه گفته شده است تاکنون، و یا گفته می‌شود، ناشی از عدم شناخت ولایت مطلقه الهی است….» [۱۴]

اما اگر نامه بعدی امام را هم بخوانیم، دیگر سوء استفاده سیاسی مقدور نخواهد بود:

«جناب حجت الاسلام آقای خامنه‌ای…. اینجانب که از سالهای قبل از انقلاب با جنابعالی ارتباط نزدیک داشته‌ام و همان ارتباط بحمدالله تعالی تاکنون باقی است، جنابعالی را یکی از بازوهای توانای جمهوری اسلامی می‌دانم و شما را چون برادری که آشنا به مسائل فقهی و متعهد به آن هستید و از مبانی فقهی مربوط به ولایت مطلقه فقیه جداً جانبداری می‌کنید، می‌دانم و در بین دوستان و متعهدان به اسلام و مبانی اسلامی از جمله افراد نادری هستید که چون خورشید، روشنی می‌دهید.» [۱۵]

دوما؛ همه جملات مربوط به فرد مخاطب در کنار هم مورد بررسی قرار گیرد نه یک جمله.

مثلا ایشان درباره دکتر مصدق هم به نکات مثبت ایشان اشاره می کنند:

«قدرت دست دکتر مصدق آمد لکن اشتباهات هم داشت. او برای مملکت می‌خواست خدمت بکند لکن اشتباه هم داشت. یکی از اشتباهات این بود که آن وقتی که قدرت دستش آمد این را خفه‌اش نکرد که تمام کند قضیه را. این کاری برای او نداشت آن وقت، هیچ کاری برای او نداشت، برای اینکه ارتش دست او بود، همه قدرتها دست او بود و هم این ارزش نداشت آن وقت. آن وقت اینطور نبود که این یک آدم قدرتمندی باشد… مثل بعد که شد. آن وقت ضعیف بود و زیر چنگال او بود لکن غفلتی شد.» [۱۶]

و هم به نکات منفی کارنامه سیاسی او: «ما در طول تاریخ دیده ایم آنهایی هم که خودمان یادمان هست مثل قضیه نفت چون اسلامی نبوده ملی تنها بود به اسلام کار نداشتند از این جهت نتوانسته کاری انجام بدهند کارهای نصفه کاره ای هم که انجام داده اند بعدش از دستشان گرفته شد و رفت کنار…» [۱۷]

همچنین درباره مسلمان بودن دکتر مصدق جمله ای از امام وجود دارد که می گوید: «او هم مُسلِم نبود…»[۱۸] اما دکتر بهشتی سرشت، نویسنده کتاب «زمانه و زندگی امام خمینی» معتقد است امام بعدها از این جمله خود، برگشته بوده اند:

«در گفت و گوی من با آقای جلال الدین فارسی،  او می‌گفت حدود یک‌سال بعد از اینکه امام آن جمله را گفتند به اتفاق اعضای شورایعالی انقلاب فرهنگی به دیدن امام رفتیم تا اینکه بعد از اتمام جلسه من و آقای شریعتمداری در اتاق ماندیم و گفتم که شما با وجود آن‌که این جمله را در مورد مصدق گفتید، در مدرسه کمال که در آن تدریس می‌کردم، سندی وجود دارد که دکتر محمد مصدق اجازه گرفته است تا از محل وجوهات شرعی به مدرسه کمک کند. امام هم گفتند یکی از علمای اصفهان مطلب را این جور به من رسانده بود و اگر این‌گونه است که شما می‌گویید، من از حرفم برگشتم.» [۱۹]

سوما؛ جملات بر اساس سیر تاریخی تحول فکری و عملی افراد بررسی شود.

به عنوان مثال ایشان سال ۵۸ درباره بنی صدر، قطب زاده و ابراهیم یزدی می فرمایند:

«ما اولى که آمدیم در اینجا، و اینها خیال کردند که ما این اشخاص را، بعض این اشخاص را، نمى‏ شناسیم، شروع کردند راجع به چند نفرى که بیست سال من با آنها آشنا [هستم‏]، مثل آقاى دکتر یزدى‏، آقاى بنى صدر، آقاى قطب زاده‏، اینهایى که من بیست سال با آنها آشنا بودم و اینها بیست سال در خارج خدمت کردند به ضد اینها، به ضد رژیم، عمل کردند، به مجردى که اینها آمدند، فوراً هى کاغذ مى‏ آمد که اینها امریکایى هستند! اینها اصلًا مگر فارسى هم بلدند! نسبت به آقاى یزدى مى‏ گویند مگر فارسى بلد است این؟! اینکه امریکایى است. آخر چرا باید انسان اینطور باشد.» [۲۰]

اما می دانیم که در ادامه بواسطه اقدامات غلط آقایان در قبال مردم و انقلاب، امام از ایشان رویگردان شد.

چهارما؛ میزان سنجش دیدگاه امام درباره هر کسی، نهایت کار اوست.

چنانچه حضرت امام در انتهای وصیت نامه خود فرموده اند:

«من در طول مدت نهضت و انقلاب به واسطه سالوسی و اسلام نمایی بعضی افراد ذکری از آنان کرده و تمجیدی نموده ام، که بعد فهمیدم از دغلبازی آنان اغفال شده ام. آن تمجیدها در حالی بود که خود را به جمهوری اسلامی متعهد و وفادار می نمایاندند، و نباید از آن مسائل سوءاستفاده شود. و میزان در هرکس حال فعلی او است.» [۲۱]

گزینش گری در محکمات اندیشه امام

یکی از تحریفات آشکار در خط امام، سانسور برخی محکمات اندیشه و سیره ایشان است که در جای جای صحیفه به آنها اشاره شده است. کسانی که منافع شان با آراء امام در تضاد است، سخنان امام را هم به شکل گزینشی منتشر می کنند و برخی از محکمات آن را از اساس ندید می گیرند.

از جمله این مسائل، توصیه های اکید امام راحل در باب عدم دخالت نیروهای مسلح در سیاست است. چنانچه می فرمایند:

«برای سپاهیها جایز نیست که وارد بشوند به دسته بندى، و آن طرفدار آن یکى، آن یکى طرفدار آن یکى. به شما چه ربط دارد که در مجلس چه مى‏گذرد؟ در امر انتخابات باز هم به من اطلاع دادند که بین سپاهیها هم باز صحبت هست. خوب! انتخابات در محل خودش دارد مى‏شود، جریانى دارد، به سپاه چه کار دارد که آنها هم اختلاف پیدا کنند؟ براى سپاه جایز نیست این. براى ارتش جایز نیست این. سپاهى را از آن تعهدى که دارد، از آن مطلبى که به عهده اوست باز مى‏دارد و همین‏طور ارتش را. و ما در گفتارمان، در کردارمان که در محضر خداى تبارک و تعالى واقع است، باید فکر بکنیم که این مطلبى را که ما امروز مى‏خواهیم بگوییم، آیا در یک محیط سربسته است که هرچه بخواهیم بگوییم؟ یا در یک محیط سربازى است براى همه دنیا؟ وقتى مطلب این طورى است که ما یک کلمه‏اى که بگوییم در همه دنیا منتشر مى‏شود، ما باید فکر بکنیم که این مطلبى که مى‏خواهیم بگوییم، این صحبتى که مى‏خواهیم بکنیم، آیا به صلاح کشورمان است؟» [۲۲]

و نیز می فرمایند:

«شما باید سعی کنید جهات سیاسی در سپاه وارد نشود، که اگر افکار سیاسی وارد سپاه شود، جهات نظامی آن از بین می‌رود. همیشه به سپاه سفارش کنید که آنان خودشان را یک جنگنده خدمتگزار مردم بدانند، نه یک جنگنده غیر خدمتگزار، و با ارتشی‌ها با برادری رفتار کنند.» [۲۳]

و در وصیت نامه خویش نیز تأکید موکد می کنند:

«نه تنها وصیت اکید من به قوای مسلح آن است که همان طور که از مقررات نظام، عدم دخول نظامی در احزاب و گروهها و جبهه ها ست به آن عمل نمایند؛ و قوای مسلح مطلقاً، چه نظامی و انتظامی و پاسدار و بسیج و غیر اینها، در هیچ حزب و گروهی وارد نشده و خود را از بازیهای سیاسی دور نگه دارند. در این صورت می توانند قدرت نظامی خود را حفظ و از اختلافات درون گروهی مصون باشند. و بر فرماندهان لازم است که افراد تحت فرمان خود را از ورود در احزاب منع نمایند. و چون انقلاب از همه ملت و حفظ آن بر همگان است، دولت و ملت و شورای دفاع و مجلس شورای اسلامی وظیفه شرعی و میهنی آنان است که اگر قوای مسلح، چه فرماندهان و طبقات بالا و چه طبقات بعد، برخلاف مصالح اسلام و کشور بخواهند عملی انجام دهند یا در احزاب وارد شوند که – بی اشکال به تباهی کشیده می شوند – و یا در بازیهای سیاسی وارد شوند، از قدم اول با آن مخالفت کنند. و بر رهبر و شورای رهبری است که با قاطعیت از این امر جلوگیری نماید تا کشور از آسیب در امان باشد.» [۲۴]

البته مثال هایی از این دست بسیارند. مثال هایی از مسائل عمده اندیشه امام که در برنامه های مناسبتی تلویزیون و مطالب مشابه رسانه های گروه های مختلف سیاسی نادیده انگاشته و در واقعه یک چهره کاریکاتوری و تحریف شده از امام ارائه می دهند که برخی جوانب آن بزرگ نمایی و برخی کوجک نمایی شده است (بگذریم از آنچه که از اساس کتمان می شود).

با این حساب اگر قرار است از راه امام و خط امام سخن بگوییم، باید تمام آنچه را که امام فرموده است به صورت جامع و بدون هیچ گونه گزینش در متن تاریخ انقلاب بخوانیم و تأویل کنیم. اگر جامعیت اندیشه امام از یک سو و تحولات تاریخی و تطورات فکری مخاطبان آن را از سوی دیگر، در نظر نگیریم، دچار سردرگمی خواهیم شد. سردرگمی که ممکن است به اشتباه به صاحب سخن نسبت دهیم و او را متناقض، پراکنده گو و… بخوانیم که شکی نیست چنین صفاتی دور از ساحت مرجع عالیقدر، عالم عامل و عارف ربانی چون امام خمینی(ره) است.



[۱]- نخستین اثر مکتوب از گفتارها و نوشتارهای حضرت امام(ره) کتابی دو جلدی با عنوان «کوثر» بود که مجموعه سخنرانی های پیش از انقلاب حضرت امام می شد. جلد اول این کتاب رخدادهای آغازین نهضت در سال  ۱۳۴۰ را تا آبان ۱۳۵۷ در فرانسه در بر می گرفت و جلد دوم هم از آبان تا ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ را. (کوثر، مجموعه سخنرانیهای حضرت امام خمینی، همراه با شرح وقایع انقلاب اسلامی، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی،۱۳۷۱ ) مرحوم حجة الاسلام والمسلمین حاج سیداحمد خمینی مقدمه و درآمدی با عنوان «نگاهی به سیر حوادث نهضت امام خمینی از آغاز تا رحلت حضرت امام» بر این کتاب نگاشته بودند که مقدمه ای برای تدوین مجموعه «صحیفه امام» شد.

۲۲ جلد «صحیفه نور» شامل مجموعهٔ «بیانات، پیام‌ها، مصاحبه‌ها، احکام، اجازات شرعی و نامه‌ها»ی حضرت امام پیش از ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ تا رحلت ایشان است که جلد ۲۱ آن، اختصاص به پیام‌ها و سخنرانی‌های امام از تاریخ ۱۳ شهریور ۱۳۶۷ تا ۱۵ خرداد ۱۳۶۸ دارد. (صحیفه نور: مجموعه رهنمودهای امام خمینی مدظله العالی، سازمان مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، تهران، ۱۳۶۱ ـ ۱۳۶۹٫ ۲۱ ج.)

پس از انتشار صحیفه نور، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره) مجموعه‌ای جدیدتر از صحیفهٔ نور در ۲۲ جلد منتشر کرد که کامل‌ترین و جامع‌ترین اثری در رابطه با حضرت امام(ره) به شمار می آید.

[۲]- حکم به آقای سیداحمد خمینی “تنظیم و تدوین آثار امام خمینی“، ۱۷ شهریور ۱۳۶۷ (صحیفه امام، جلد ۲۱، صفحه ۱۲۵)

http://farsi.rouhollah.ir/library/sahifeh?volume=21&tid=63

[3]- سخنرانی در جمع مردم قم در مدرسه فیضیه، ۱۰ اسفند ۱۳۵۷ (صحیفه امام، جلد ۶، صفحه ۲۷۳)

[۴]- نقش رادیو و تلویزیون در جامعه، ۱۷ شهریور ۱۳۵۸ (صحیفه امام، جلد ۹، صفحات ۴۴۹ تا ۴۵۸)

[۵]- مخالفت مکتب اسلام با حکومت سرمایه داری و کمونیستی، ۲۷ فروردین ۱۳۶۰ (صحیفه امام، جلد ۱۴، صفحه ۳۰۲)

[۶]- ارزیابی وضعیت انقلاب اسلامی در آستانه پنجمین سال پیروزی - تذکراتی به مردم، رزمندگان و قوای سه گانه، ۲۲ بهمن ۱۳۶۱ (صحیفه امام، جلد ۱۷، صفحه ۳۲۱)

[۷]- بازخوانی فرمایشات حضرت امام خمینی(ره)/ هرکس بگوید رای شورای نگهبان کذاست «مفسد» است، سایت شورای نگهبان، ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۲

[۸]-  اهمیت مجلس شورای اسلامی و بیان وظایف نمایندگان مجلس، ۶ خرداد ۱۳۶۰ (صحیفه امام، جلد ۱۴، صفحه ۳۷۰)

[۹]- تشکیل مجمع تشخیص مصلحت نظام، ۱۷ بهمن ۱۳۶۶ (صحیفه امام، جلد ۲۰، صفحات ۴۶۳ تا ۴۶۵)

[۱۰]- اختیارات «مجمع تشخیص مصلحت نظام» و تذکر به شورای نگهبان، ۸ دی ۱۳۶۷ (صحیفه امام، جلد ۲۱، صفحه ۲۱۷)

[۱۱]- هدف اصلی، حاکمیت اسلام، ۲۰ آذر ۱۳۶۲ (صحیفه امام، جلد ۱۸، صفحات ۲۴۱ تا ۲۴۴)

[۱۲]- حدود وظایف شورای نگهبان، ۱۱ شهریور ۱۳۶۳ (صحیفه امام، جلد ۱۹، صفحات ۴۲ تا ۴۵)

[۱۳]- وصیت نامه سیاسی الهی حضرت امام(ره) (صحیفه امام، جلد ۲۱، صفحه ۴۵۱)

[۱۴]- حدود اختیارات حکومت اسلامی، ۱۶ دی ۱۳۶۶ (صحیفه امام، جلد ۲۰، صفحه ۴۵۱)

[۱۵]- ولایت مطلقه فقیه، ۲۱ دی ۱۳۶۶ (صحیفه امام، جلد ۲۰، صفحات ۴۵۵ تا ۴۵۶)

[۱۶]- سخنرانی در جمع دانشجویان و ایرانیان مقیم خارج، ۱۶ آبان ۱۳۵۷ (صحیفه امام، جلد چهارم، ص۳۷۱)

-[۱۷] خطر روشنفکرمآبها و جمعیتهای بیگانه از اسلام، ۲ خرداد ۱۳۵۸ (صحیفه امام، جلد ۷، صفحات ۴۵۸ تا ۴۵۹)

[۱۸]- سخنرانی در جمع اقشار مختلف مردم (اعلام ارتداد مخالفین احکام ضروری اسلام)، ۲۵ خرداد ۱۳۶۰ (صحیفه امام، جلد ۱۴، صفحه ۴۵۶)

[۱۹]- گفت و گو با دکتر محسن بهشتی سرشت، نویسنده کتاب «زمانه و زندگی امام خمینی»: حاج آقا روح الله مشاور سیاسی آیت الله بروجردی/ دلیل انتخاب نام خانوادگی «مصطفوی» توسط امام/ آخرین نظر امام در مورد مصدق

[۲۰]-  اهمیت قضاوت در اسلام، ۲۰ مهر ۱۳۵۸ (صحیفه امام، جلد ‏۱۰، فحه ۲۷۶)

[۲۱]- وصیت نامه سیاسی الهی حضرت امام(ره) (صحیفه امام، جلد ۲۱، صفحه ۴۵۲)

[۲۲]- موانع تشکیل حکومت اسلامی توسط ائمه (ع)، (صحیفه امام، جلد ‏۱۹، صفحه ۱۲)

[۲۳]- لزوم اجتناب اعضای سپاه پاسداران از ورود به جریانات سیاسی، ۱۹ مرداد ۱۳۶۲ (صحیفه امام، جلد ۱۸، صفحه ۴۵)

[۲۴]وصیت نامه سیاسی الهی حضرت امام(ره) (صحیفه امام، جلد ۲۱، صفحات ۴۳۲ تا ۴۳۳)

:::

۱ دیدگاه

  1. [...] پیشتر در مقاله «آسیب شناسی هرمنوتیک صحیفه امام(ره)» این جملات را شرح داده و اشاره کرده‌ایم، جای تأسف دارد [...]

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

+ 65 = 71