۱۰:۰۵ - ۱۳۹۲/۰۱/۳۱ بازخوانی ماجرای شعر "مولا ویلا نداشت"

یادی از روزگاران رفته: قزوه در کنار حجت الاسلام دعایی

حجت الاسلام دعایی رئیس موسسه اطلاعات، ضمن تقدیر از فعالیت‌های علیرضا قزوه در روزنامه اطلاعات، به تلاش روزنامه اطلاعات در به کارگیری نیروهایی این چنین در این روزنامه اشاره کرد و فروتنی، جامعه گرایی و توجه به مستضعفان را از جمله ویژگی‌های علیرضا قزوه دانست. دعایی سالها پیش از این، زمانی که شعر "مولا ویلا نداشت" علیرضا قزوه باعث برخوردهای سیاسی و امنیتی با وی شد، به داد او رسیده بود.

«مبارزه» (رسانه تحلیلی خبری دانشجویان خط امام): مراسم بزرگداشت علیرضا قزوه شاعر پیشکسوت شعر انقلاب اسلامی با حضور حجت الاسلام دعایی، مدیرمسئول روزنامه اطلاعات، به مراسمی خاطره انگیز بدل شد.

gazve&doaeeمراسم بزرگداشت علیرضا قزوه شاعر پیشکسوت شعر انقلاب اسلامی به مناسبت روز “هنر انقلاب اسلامی” با عنوان “شب شعر انقلاب” روز دو‌شنبه ۲۶ فروردین ماه ساعت ۱۷ در سالن سوره حوزه هنری با حضور شاعران و نویسندگان و علاقه‌مندان برگزار شد. در این مراسم که اجرای بر عهده سعید بیابانکی؛ شاعر و طنزپرداز مطرح کشور بود، محسن مومنی شریف؛ رئیس حوزه هنری، دکتر حسینی؛ وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، نجفی؛ معاونت سازمان ارتباط و فرهنگ اسلامی سخنرانی کردند. همچنین حسین اسرافیلی، محمدرضا عبدالملکیان، مرتضی امیری اسفندقه، موسی بیدج، مجتبی رحماندوست و یوسفعلی میرشکاک به نمایندگی از شاعران سخنرانی و شعرخوانی کردند.

اما آنچه که خاطره انگیز بود، حضور حجت الاسلام سید محمود دعایی؛ سرپرست موسسه اطلاعات روی صحنه بود. حجت الاسلام دعایی رئیس موسسه اطلاعات، ضمن تقدیر از فعالیت‌های علیرضا قزوه در روزنامه اطلاعات، به تلاش روزنامه اطلاعات در به کارگیری نیروهایی این چنین در این روزنامه اشاره کرد و فروتنی، جامعه گرایی و توجه به مستضعفان را از جمله ویژگی‌های علیرضا قزوه دانست. همچنین ولایتمداری ایشان را از جمله نقاط مثبت ایشان تلقی کرد.

حجت الاسلام دعایی سالها پیش از این، زمانی که شعر “مولا ویلا نداشت” علیرضا قزوه باعث برخوردهای سیاسی و امنیتی با وی شد، به داد او رسیده بود. قزوه خود درباره ماجرای این شعر در گفتگو با ماهنامه “راه” (شماره ۳۰+۷) می گوید: «”مولا ویلا نداشت” اپیزودهای مختلفی از شعرهای بسیار کوتاهی است که همه شعرهای اعتراض و طنز تلخ بود یک سلسله حرفهایی بود که یکی دو ماه ذهنم را مشغول کرده بود و تکه تکه نوشته بودم که دقیقا فکر می کنم در درگیری ها و فضاهای سیاسی به هر حال جنگ فقر و غنا و این بحث‌ها و انتقادها بود… جز آن فضای اجتماعی روز، ما به هر حال در یک خوابگاه دانشجویی در قم زندگی می کردیم و بحث جناح راست و جناح چپ تازه شکل گرفته بود و خیلی شدید بود که من بدون جانبداری از هیچ کدام از این جریانات صرفا بعنوان یک راوی این ماجراها با استفاده از فضای آن روز جامعه و فضای دانشجویی و دیدن فضای جبهه و جنگ و روزهایی که داشت ارزشها کمرنگ می شد این سلسه شعر را نوشتم.»

انتشار این شعر در روزنامه قدس و سپس اطلاعات باعث برخوردهای امنیتی با قزوه شد، چراکه برخی چهره های راستگرا که در آن زمان به جناح بازار شهرت داشتند، خود را مطاب شعر می دیدند: «تا حد اینکه من دستگیر هم بشوم حرفش بود! یادم هست آقای محسن پرویز که آن موقع دانشجوی پزشکی بود من را در محله گیشا دید و گفت بچه های محلمان برای شما ختم هم گرفتند! و خودم هم در حال ترس و لرزی بودم و البته در عین حال حمایتهایی هم از ناحیه بعضی دوستان می شد. من یادم هست آن موقع از ناحیه بچه های سپاه کارت تبریک زیادی هم حتی برایم می آمد و داخل فضای نظام خیلی ها خوششان می آمد که این شعرهای اعتراض گفته بشود….»

این شعر در اداه سنت هنر و ادبیات انقلابی موسسان حوزه هنری بود: «البته این که کار تازه ای باشد که من شروع کرده باشم نبود، چون من از سالهای ۶۳ به جلسات حوزه هنری می رفتم و در جلسات حوزه هنری سلمان هراتی بخشی از شعرهایی که میخواند این رگه ها را داشت و شعرها‌یی مثل “یک قلم ناسزا به محتکر قربه الی الله” که سلمان می گفت، در همین فضاها بود.. مسلماً من باید با هوشمندی و هوشیاری می آمدم جلو وگرنه نمی توانستم و باید پناهگاهی می داشتم، سنگری می داشتم و آن سنگر جز امام کس دیگری نمی توانست باشد.  باید این حرف را می زدم. این حرف مثلا در سینما تا حدی توسط مخملباف زده شده بود ولی در ادبیات و شعر هنوز کسی نزده بود. به هر حال من باید یک ریسکی می کردم و کردم و کسی هم بهتر از امام نمی توانست از من حمایت کند و سنگر من امام بود و سوء استفاده هم نبود. چون داشتم واقعا حرف امام را می زدم و بعضی ها فکر می کردند به جایی وصلم در حالیکه به هیچ جایی وصل هم نبودم.»

در اینجا بود که حجت الاسلام دعایی – که در آن زمان جزو نمایندگان جناح چپ در مجلس بود- به داد وی رسید: «اگر مردانگی آدمی مثل آقای دعایی نبود که ایستاد و از من یک دفاع جدی کرد – که در ثواب این قضیه شریک می دانم خودم را با آقای دعایی و یا احمد زارعی که در برهه ای ایستاد و آمده بودند مرا ببرند برای بازجویی و احمد زارعی ایستاد – …. معاون فرهنگی زندان اوین نامه یکی از مقاماتی را که الان فوت شده و نمی‌خواهم اسمش را بیاورم آورده بود که به خاطر شعر “از نخلستان تا خیابان” باید مرا می بردند زندان و از من سوالاتی می کردند که احمد زارعی ایستاد و اجازه نداد و گفت باید مرا ببرید. در دفتر مجله پیام انقلاب بود. چند مورد هم دیدم با آقای دعایی در مجلس درگیر شدند. این شعرها در مجلس دعوا راه انداخته بود…»

کار به جایی رسید که شعر “مولا ویلا نداشت” را به محضر حضرت امام(ره) هم رساندند: «… یادم‌ هست آقای جعفری نماینده ارومیه گفتند شعرت را در مجلس خواندم. همین طور یادم هست خانم رهنورد به من زنگ زد که آقای مهندس موسوی شعرت را برد پیش امام. آقای حجتی پریشان که در سپاه مدتی باهم بودیم به من گفته بود خواب دیدم امام شعرت را از زیر تشک در آورد و گفت فلانی را می شناسی؟ گفتم آره و شعرت را خواند گفت شاعر خوبیه. و دقیقا آن خواب برایم تداعی شد.. در یک شماره “سروش” ویژه نوروز یک سالی بود که بعد ها با مهندس موسوی مصاحبه کرده بودند گفته بود یکبار هم من شعری از آقای قزوه را بردم پیش حضرت امام و امام گرفت و خواند…»

بدین ترتیب شعر “مولا ویلا نداشت” به نماد مبارزه علیه اسلام سرمایه داری بدل شد: «یادم هست به هفته نکشید که از مشهد به تهران و بعد به دانشگاهها کشیده شد و بحث روز بود. در مجلس آقای موحدی ساوجی گفت من دهان آن شاعر را می بوسم که این شعر را گفته است. آن دعواهایی که با هم می کردند گاهی وقتها به این شعر استناد می شد. و بعد هم آقای دعایی خیلی مردانگی کرد. صرفا چاپ نبود حمایت بعدیش هم بود. خیلی مهم بود. گفت تو اصلاً نترس حرف حق است که زدی و پایش بایست و گفتم من ایستاده ام ولی پشتیبان ندارم. واقعا آقای دعایی کمک کرد و بعدها هم گفت اینجا باش و در روزنامه اطلاعات چند سالی بودم و دوره های خوبی بود. صفحه “بشنو از نی” تاثیرات خوبی در ادبیات معاصر و ادبیات انقلاب در آن سالها گذاشت.»

از آنجا بود که قزوه در روزنامه اطلاعات مشغول کار شد و چهره های جوان و پرانگیزه ای را به شعر انقلاب معرفی کرد.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

5 + 1 =