۰۸:۱۳ - ۱۳۹۲/۰۲/۲۱ تأملی در ملاک های انتخاب رئیس جمهور آینده

از اقتصاد گزاره ای تا اقتصاد سیستمی

گاهی چنان میان فضای آرمانی با فضای مطلوب فاصله است که به هیچ عنوان نمی توان امیدی به اجرایی شدن آن داشت. آنهایی که با فضای اقتصادی آشنایی دارند می دانند که الان در حوزه اقتصاد حداقل چندین سال کار لازم است تا بتوانیم وضعیت ایجاد شده را مهار کنیم و پس از آن باید برای رسیدن به وضعیت مطلوب برنامه ریزی کرد. لذا شعارهای «منجی محورانه» و «تخیلی» نمی توانند منطبق بر واقعیات باشند.

500jafar1«مبارزه» (رسانه تحلیلی خبری دانشجویان خط امام) – محمد جعفری نژاد (دبیر سابق جنبش عدالتخواه دانشجویی)

یکی از مسائلی که همواره به عنوان دغدغه جریان عدالتخواهی مطرح بوده و هست؛ بحث استفاده از ظرفیت های مختلف انتخابات برای ایجاد رشد و آگاهی در مردم، بازخوانی آرمان های انقلاب، شناخت نیازهای کشور، گفتمان سازی، جریان سازی و… می باشد. اصولا انتخابات احسن و انتخاب اصلح زمانی اتفاق می افتد که مولفه هایی نظیر رشد و آگاهی محوری، نگاه به وضعیت مطلوب و آرمانی، شناخت نیازها و فرصت های کشور از یک سو و آسیب ها و تهدیدات آن از سوی دیگر مورد بررسی و تجزیه و تحلیل واقع شود. بر این مبنا می توان گفت انتخابات یک فرصت مناسب برای آسیب شناسی وضع موجود و ترسیم وضعیت مطلوب است.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی و پشت سر گذاشته شدن تهاجم نظامی دشمن، مصاف دو ایدئولوژی (ایدئولوژی اسلامی و ایدئولوژی سرمایه سالاری) وارد مرحله جنگ نرم شد. جنگ نرمی که در قالب های مختلف سیاسی و فرهنگی دنبال شد و پس از ناکامی (البته با گذاشتن اثرات و خرابی های ناشی از خود) در این عرصه ها به مرحله اقتصادی وارد گردید. در واقع می توان گفت چند سالی است که دشمن جنگ خود را پشت خاکریزهای اقتصادی دنبال می کند و سعی دارد تا از این جبهه راه را برای نفوذ بیش از پیش خود بگشاید.

بردن جنگ به سوی خاکریزهای اقتصادی برای دشمن از دو جنبه حائز اهمیت است: اول اینکه نقطه قوت جهان استکبار که توانسته به وسیله آن تا به امروز قدرت خود را بر جهان تحمیل کند، “توان بالای اقتصادی” است که بوسیله روابط پیچیده و نهادسازی های مختلف پولی و مالی بین المللی، شرکت های چند ملیتی، گسترش دلار و یورو به عنوان ارزهای مرجع جهانی و… به عنوان یک ارتش منظم و هماهنگ در خدمت استکبار جهانی درآمده است.

و دوم اینکه دقیقا همین قسمت یعنی فضای اقتصادی، نقطه ضعف اساسی جمهوری اسلامی بوده و هست. می توان گفت پس از تشکیل نظام اسلامی بسیاری از ساختارهای سیاسی و فرهنگی مبتنی بر گفتمان انقلاب اسلامی ایجاد شد (هرچند اشکالاتی وجود دارد و هنوز تا نقطه مطلوب بسیار فاصله داریم) اما متاسفانه در زمینه اقتصاد به هیچ عنوان نظام سازی و یا تشکیل سیستم اقتصادی مبنی بر تفکر و اندیشه بومی (اسلامی و ایرانی) صورت نگرفت. به همین دلیل پس از پایان جنگ تحمیلی مدیریت اقتصادی مبتنی بر نگاه لیبرال روی کار آمد و در واقع ما در زمین خودمان شروع به بازی با قواعد حریف کردیم غافل از اینکه سیطره نگاه و تفکر لیبرال در حوزه اقتصاد به مرور زمان می تواند فعالیت سایر خرده نظام های نظام اجتماعی را نیز با چالش روبه رو ساخته و مرزهای خود را تا عرصه های فرهنگ و سیاست گسترش دهد. همین امر باعث گردید تا روز به روز در حوزه اقتصادی، آرمان های اولیه انقلاب همچون توجه به محرومین و مستضعفین، کاهش تضاد طبقاتی، گسترش عدالت اقتصادی و اجتماعی، مبارزه با تکاثر و زیاده خواهی از یک طرف و فقر و فساد و تبعیض از طرف دیگر، رو به فراموشی گذارده و جایگاه ویژه خود را از دست دهد. در واقع رویکرد اصیل اقتصادی انقلاب که برخاسته از «ماهیت اسلامی» آن بود جای خود را به رویکرد منفعت طلبانه و سودمحور مبتنی بر ماهیت سرمایه سالاری سپرد.

یکی از اتفاق های مهم در انتخابات سال ۸۴ و روی کار آمدن دولت نهم تغییر جهت همین رویکرد غیر اسلامی و بازگشت به سمت آرمان های اولیه انقلاب اسلامی بود تا آنجا که رهبر معظم انقلاب فرمودند: «شعار و گفتمان کلی این دولت منطبق بر شعار و گفتمان امام و منطبق بر شعارها و گفتمان‌های انقلا‌ب است؛ این خیلی چیز باارزشی است. این را هیچکس نمی‌تواند ندیده بگیرد. هر دلبسته‌ به انقلا‌ب، این را قدر می‌داند؛ هر کسی که پیشرفت کشور را با هدایت انقلا‌ب و با کارگردانی انقلا‌ب تصور می‌کند، باید این را قدر بداند… گفتمان عمومی‌ دولت اینهاست؛ به طور خلا‌صه: زنده‌کردن و بازسازی برخی خصوصیات جوهری انقلا‌ب و منطق امام؛ و مقابله با کسانی که می‌خواستند این ارزشها و این مفاهیم اساسی را منسوخ کنند، یا از بین ببرند، یا ادعا می‌کردند که منسوخ شده و از بین رفته؛ این چیز باارزشی است.» ۱

اما این تغییر رویکرد با مشکلات عدیده ای روبرو شد. یکی از اساسی ترین مشکلات خصوصا در حوزه اقتصادی نبود یک نگاه منسجم و سیستماتیک به فضای مدیریت اقتصادی بود. یعنی تغییر رویکرد اقتصادی در سال ۸۴ بوسیله برخی گزاره های مطلوب صورت گرفت که متاسفانه برخاسته از یک نگاه سیستمی نبود. در یک نگاه سیستمی، هر عنصر بر رفتار و یا ویژگی های کل سیستم موثر است، بین عناصر تاثیر متقابل وجود دارد و حتی می توان گفت هر عنصر عملی را که در درون سیستم انجام می دهد قادر به انجامش در بیرون سیستم نیست. نبود یک نگاه سیستمی به فضای اقتصادی کشور و در یک حالت کلان تر، نبود یک نگاه سیستمی در داخل نظام اجتماعی متشکل از فرهنگ، اقتصاد، سیاست باعث گردید که در عمل حرکت به سمت گزاره های مطلوبی چون کاهش فقر و کمک به محرومین و مستضعفین، کاهش تضاد طبقاتی و برقراری عدالت، مبارزه با مفاسد اقتصادی و… نه تنها نتوانست آنطور که باید محقق شود (در یک نگاه کلی و نه بخشی) بلکه در پاره ای از موارد دچار نتیجه معکوس نیز گردید. برای مثال ایجاد برخی چالش ها در فضای سیاسی داخل در قالب گزاره مبارزه با فساد، با ایجاد تلاطم و جنجال و در نبود سیستم نظارتی کامل به شکل گیری برخی مفاسد منجر شد و یا در داخل فضای اقتصادی نیز گزاره های مطلوبی چون کمک به محرومین و مستضعفین، هدفمندی یارانه ها و… در نبود نگاه سیستمی و عدم بررسی شیوه ها برای رسیدن به نتیجه مطلوب، باعث ایجاد برخی چالش های عمیق در حوزه تولید و توزیع درآمد گردید و در مجموع باعث ایجاد بحران های اقتصادی شد.

افزایش قیمت حامل های انرژی، تحریم های تجاری و مالی به خصوص تحریم بانک مرکزی، نوسانات مختلف نرخ ارز و قیمت طلا و سکه و همچنین بازار مسکن، عدم مدیریت و سیاستگذاری صحیح در واردات و صادرات و… برخی از پیامدهای اداره اقتصاد به شیوه گزاره ای بود.

البته در این میان نباید در گرداب نقد چشم بسته دولت افتاد و با سیاه نمایی تمامی خدمات دولت را نادیده گرفت. علاوه بر تغییر رویکرد گفته شده، با همان گزاره های مطلوب حرکت های خوبی حتی در حوزه اقتصاد را نیز شاهد بودیم. گسترش خدمات اقتصادی (اعم از عمرانی، حمایتی و تولیدی) در مناطق مستضعف و محروم، دمیدن روح فعالیت های جهادی توام با روحیه پشتکار و خستگی ناپذیری، شجاعت در جراحی های عظیم اقتصادی مانند اصل طرح هدفمندی یارانه ها و یا سهمیه بندی بنزین، پروژه مسکن مهر، سهام عدالت و… همگی از دستاوردهای کتمان ناپذیر دولت می باشد.

اما همانطور که گفته شد عملکرد گزاره ای در اقتصاد خصوصا زمانی که گزاره های اعتباری و آرمانی تفاوت زیادی با گزاره های کشفی و واقعی داشتند (جدا از بررسی ارتباط سیستمی گزاره ها و حتی اشتباهات روشی) باعث گردید تا در حوزه اقتصاد متحمل آشفتگی ها و شکست های زیادی نیز باشیم.

همان طور که در ابتدای بحث ارائه شد و بنا بر همان دو دلیل گفته شده امروز جنگ به پشت مرزهای اقتصادی کشیده شده است و ما به ناچار مجبوریم حتی برای پیگیری آرمانهای جهانی انقلاب در حوزه بین المللی یعنی مقاومت و سازش ناپذیری با استکبار، یا آرمان های رشد محور و تعالی محور انقلاب در حوزه فرهنگی، به دنبال تعادل بخشی به فضای اقتصادی کشور باشیم. هرچند «مردم ما برای شکم قیام نکرده اند»، «توحید زیربناست» و «نگاه ما به اقتصاد نیست مگر به عنوان وسیله» اما مشکلات اقتصادی چنانچه مستمر گردیده و تداوم یابد می تواند به مرور زمان در صفوف مستحکم ملت رخنه ایجاد کرده و مقاومت انها را با چالش روبرو کند یا از طرفی در حوزه فرهنگی نیز، حاکم شدن دغدغه های معیشتی می تواند چالش های عمیق اخلاقی، فکری، خانوادگی و یا حتی علمی (مانند آن چیزی که امروز در دانشگاههای کشور مشاهده می گردد) بر جای بگذارد.

شاید به دلیل اولویت همین مسئله است که چند سالی است مقام معظم رهبری مبارزه اقتصادی را اولویت بخشیده اند و این امر حتی در نامگذاری سالها تحت عنوان «اصلاح الگوی مصرف»، «جهاد اقتصادی»، «حمایت از کار و سرمایه ایرانی» و «حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی» متجلی گردیده است و ایشان صراحتا اشاره کردند که «همه‌ى کسانى که ناظر مسائل گوناگون بودند، می توانستند حدس بزنند که هدف دشمن، فشار اقتصادى بر کشور است. معلوم بود و طراحى‌ها نشان میداد که اینها می خواهند بر روى اقتصاد کشور متمرکز شوند. اقتصاد کشور ما براى آنها نقطه‌ى مهمى است. هدف دشمن این بود که بر روى اقتصاد متمرکز شود، به رشد ملى لطمه بزند، به اشتغال لطمه بزند، طبعا رفاه ملى دچار اختلال و خطر شود، مردم دچار مشکل شوند، دلزده بشوند، از نظام اسلامى جدا شوند؛ هدف فشار اقتصادى دشمن این است، و این محسوس بود؛ این را انسان می توانست مشاهده کند.» ۲

طرح بحث جدی اقتصاد مقاومتی نیز می تواند برخاسته از همین آسیب شناسی و اولویت بندی مقام معظم رهبری (به عنوان امام جامعه و کسی که سکان هدایت جامعه را برعهده دارد) باشد و شاید بتوان بزرگترین مشکلات اقتصاد گزاره ای را در کلام ایشان بدین نحو بررسی کرد: «روزمرّه فکر کردن در مسائل اقتصادى، مضر است؛ تغییر سیاستهاى اقتصادى به طور دائم، مضر است – در همه‌ى بخشها، بخصوص در اقتصاد – تکیه کردن بر نظرات غیر کارشناسى، مضر است؛ اعتماد کردن به شیوه‌هاى تزریقىِ اقتصادهاى تحمیلى شرق و غرب، مضر است. سیاستهاى اقتصاد باید سیاست هاى «اقتصاد مقاومتى» باشد – یک اقتصاد مقاوم – باید اقتصادى باشد که در ساخت درونىِ خود مقاوم باشد، بتواند ایستادگى کند؛ با تغییرات گوناگون در این گوشه‌ى دنیا، آن گوشه‌ى دنیا متلاطم نشود.» ۳

به همین دلیل به نظر می رسد برای انتخابات پیش رو باید موارد زیر را مد نظر قرار داد:

-         همانطور که گفته شد ساماندهی به فضای اقتصادی کشور برای مقابله با تهاجم اقتصادی دشمن یک امر ضروری و حیاتی است که باید در انتخابات یازدهم مورد توجه واقع شود. عملکرد مناسب افراد در سایر حوزه ها (هرچند در جای خود قابل تقدیر و تشکر باشد) به دلیل شرایط فعلی کشور شاید نتواند آنطور که باید در حوزه نیاز و اولویت اقتصادی کشور مفید واقع شود. لذا در این انتخابات باید مبتنی بر نیاز کشور، توانمندی فرد یا افراد مورد نظر وی در حوزه نظر و عمل اقتصادی توامان مورد توجه قرار گیرد و دلایلی چون «سابقه مدیریتی طولانی»، «قوت در حوزه های فرهنگی و سیاسی»، «علقه های فکری و تشکیلاتی»، «فضاسازی ها و جنجال های عمیق رسانه ای»، «انتصاب به اشخاص، احزاب و یا گروههای برجسته» و… نباید «انتخاب معقول و مبتنی بر نیاز کشور» را تحت تأثیر قرار دهد و مطمئنا گزینه اصلح گزینه ایست که بتواند همه (یا اکثریت) فاکتورها  و مولفه های شایسته انقلاب اسلامی را  با «لحاظ ضرایب خاص خودش که نیاز کشور آنرا مشخص می کند» داشته باشد

-         دستاورد بسیار مهم دولت نهم در انتخابات سال ۸۴ در حوزه تغییر رویکرد به آرمان های اصیل انقلاب اسلامی به هیچ عنوان نباید فراموش شده و همچنین نباید القائات مختلف باعث «واپس گرایی» به رویکردهای قبل از سال ۸۴ گردد. حتی با بهانه سامان دادن به فضای اقتصادی هم نباید به رویکردهای قبل از سال ۸۴ بازگشت بلکه باید با یک انتخاب دقیق علاوه بر حفظ این رویکرد در عمل نیز به آرمانها بیش از پیش نزدیک شد

-         یکی از اتفاقات خوب انتخابات امسال طرح بحث «برنامه محوری» و «ادعای برنامه داشتن» توسط اکثریت کاندیداها می باشد. اولا اینکه ضرورت برنامه محوری درک شده است خودش یک جهش مطلوب به حساب می آید اما این امر نباید به معنای غفلت از برنامه ها باشد. باید همواره دقت داشت که رشد انتخابات امسال باید عبور از «گزاره ها» به سمت «نگاه سیستمی» باشد چرا که در یک نگاه سیستمی تحلیل وضع موجود، تدوین وضعیت مطلوب و تبیین راه های رسیدن از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب به صورت نظام مند و «حول یک یا چند محور اساسی» شکل می گیرد که اثرات متقابل فعالیت هر عنصر را به خوبی روشن و مبرهن می سازد. اما در یک برنامه گزاره ای صرفا شعارهای خوب در قالبی علمی طراحی گردیده که نمی توان نسبت میان آنها را به درستی دریافت.

-         نکته قابل توجه دیگر دقت به «عملیاتی بودن» برنامه سیستمی است. چرا که گاهی اوقات دیده می شود برنامه افراد روی کاغذ وضعیت مناسبی داشته اما آنچنان میان فضای آرمانی با فضای مطلوب فاصله است که به هیچ عنوان نمی توان امیدی به اجرایی شدن آن داشت. مثلا آنهایی که با فضای اقتصادی آشنایی دارند می دانند که الان در حوزه اقتصاد حداقل چندین سال کار لازم است تا بتوانیم وضعیت ایجاد شده را مهار کنیم و پس از آن باید برای رسیدن به وضعیت مطلوب برنامه ریزی کرد. لذا شعارهای «منجی محورانه» و «تخیلی» نمی توانند منطبق بر واقعیات باشند.

-         همان طور که می دانیم خلق حماسه مبتنی بر دو محور شور و شعور (احساس و تعقل) است لذا دور کردن فضا از فضای تصمیم گیری عقلایی همراه با تجزیه و تحلیل مبنایی و وارد کردن سیل احساسات در حوزه تصمیم گیری های فردی و یا دوگانه سازی هایی اعم از دوگانه «مقاومت و سازش»، «اصولگرا و اصلاح طلب»، «عمار و ساکت- منحرف» و … هرچند حائز اهمیت هستند و باید در تصمیم لحاظ شوند اما از نظر واقعیت های موجود اجتماعی نسبت به معیار گفته شده در رتبه های بعد قرار می گیرند.

پی نوشت:

۱٫ بیانات در دیدار با هیئت دولت، ۲ شهریور۱۳۸۷

۲٫ بیانات در دیدار کارگزاران نظام، ۳ مرداد ۱۳۹۱

۳٫ بیانات در دیدار کارگران و فعالان بخش تولید کشور، ۷ اردیبهشت ۱۳۹۲

برچسب‌ها:

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

62 - 54 =