۱۵:۴۷ - ۱۳۹۳/۰۵/۲۰ گفتگو با دکتر ابراهیم رزاقی:

لیبرال‌های ایرانی و فراموشی منافع ملی و مسوولیت اجتماعی دولت

عد از اتمام جنگ و مقاومت فراموش کردند که این برنامه ی ریخته شده، بیست ساله بود و آن را به چهار تا پنج ساله تقسیم کرده بودند. بنابراین برنامه پنج ساله جدیدی پایه گذاری کردند که بر پایه جهان بینی و مبانی ارزشی متفاوتی بود. مبانی ارزشی این برنامه شامل سیاست های جهانی سازی بود که امریکایی ها و غربی ها، با دید لیبرالی، تقریبا در دهه 1970 و اوایل 1980 در کل جهان رواج می دادند.

dr. razzagiمبارزه (رسانه تحلیلی خبری دانشجویان خط امام): دستگاهی باید ایجاد شود که افراد منزه، پاک و شایسته را بیابد و سپس نیاز به دستگاه دادگستری و نظارتی بازرسی داریم که به معنای واقعی افرادی را که منحرف می شوند، را تشخیص دهد. باید دستگاهی ایجاد کنیم که با هر گونه فساد از جمله رشوه دادن و رشوه خواری مبارزه کند.

برنامه‌های توسعه ی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران، به مجموعه برنامه‌های میان مدتی گفته می‌شود که به صورت پنج‌ساله و توسط دولت وقت تنظیم می‌شود و به تصویب مجلس شورای اسلامی می‌رسد.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، دولت برنامه های توسعه ی اول تا پنجم را تنظیم کرده است. این برنامه ها در مواردی موفق بودند؛ با این حال هنوز در مسایل اقتصادی با مشکلاتی روبرو است. دولت پیش بینی کرده کار تدوین برنامه ششم در سال جاری انجام می شود و تا ۱۵ تیر ماه سال ۹۴ برنامه ششم توسعه به مجلس ارائه خواهد شد. در همین زمینه با دکتر ابراهیم رزاقی، استاد بازنشسته اقتصاد ایران گفت و گو کردیم.

برنامه ۲۰ ساله تدوین شده در دوران جنگ تحمیلی کنار گذاشته شد

از منظر جنابعالی برنامه ریزی توسعه در ایران در چارچوب چه پارادایمی باید انجام گیرد؟ با توجه به مفاد قانون اساسی و رهیافت هایی که امام خمینی در مسیر توسعه کشور ارائه می دهند؛ سرمشق و چارچوب فکری و فرهنگی حاکم چه باید باشد؟ آیا این برنامه ها تا کنون ذیل مفاد قانون اساسی سامان یافته اند؟
برنامه اقتصادی و برنامه ریزی یکی از ابزار های مدیریت، برنامه ریزی است؛ برنامه ریزی هدف دارد؛ اهداف کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت.  برای نمونه اهداف بلند مدت بیست ساله که به چهار تا پنج سال تقسیم می کنند. برنامه ریزی مشخص می کند که مبانی ارزشی اهداف چیست و هدف هایی که تعیین می شوند، بر اساس کدام مبانی ارزشی بوجود آمده اند.
در دوره جنگ تحمیلی، برنامه ای بیست ساله ی کلان در کشور پایه گذاری شد، اما پس از دو سه سال، دیگر اجرا نشد. به این دلیل که تصور می کردند، جنگ زودتر تمام می شود و برنامه را می توانند اجرا کنند. پیش بینی نکرده بودند که جنگ ادامه پیدا می کند. بعد از آن با توجه به هزینه های جنگ و تخریب و غیره، یک برنامه کوتاه مدت دو سه ساله اقتصادی پایه گذاری کردند. نگاه این برنامه با برنامه ریزی های پس از خودش متفاوت است و بیشتر به سوی این هدف حرکت کرده بود که وابستگی به درآمد نفت از بین رود و خود اتکایی بوجود بیاید و صنایع ایجاد شوند. نتایج بدست آمده آن برنامه بسیار تاثیرگذار بود؛ مانند: بوجود آمدن صنایع سنگین و تعیین وزیر برای این صنایع، ایجاد صنعت ماشین سازی اراک و بوجود آمدن صنایع آذرآب و چندین صنعت راه گشای دیگر که برای دوره جنگ نیز مفید بود. بنابراین نتیجه ای که این برنامه در پی داشت، استقلال اقتصادی بود. اما پس از مدت کوتاهی تجدید نظر شد و اجرا نشد. بعد از اتمام جنگ و مقاومت فراموش کردند که این برنامه ی ریخته شده، بیست ساله بود و آن را به چهار تا پنج ساله تقسیم کرده بودند. بنابراین برنامه پنج ساله جدیدی پایه گذاری کردند که بر پایه جهان بینی و مبانی ارزشی متفاوتی بود. مبانی ارزشی این برنامه شامل سیاست های جهانی سازی بود که امریکایی ها و غربی ها، با دید لیبرالی، تقریبا در دهه ۱۹۷۰ و اوایل ۱۹۸۰ در کل جهان رواج می دادند. دید لیبرالی از لحاظ اقتصادی به این تعبیر است که هر فردی، آزاد از هر محدودیتی، به دنبال منافع و حداکثر کردن سود خودش است. از جمله محدودیت های اخلاقی، دینی، ملی. این یک فرهنگ جهانی است. در ایران نیز می بینیم که افرادی به این مرحله رسیده اند. پرسشی که ما با آن مواجه می شویم این است که چرا پس از اتمام جنگ، برنامه بیست ساله را ادامه ندادند؟ چرا آن برنامه بیست ساله کنار گذاشته شد و نمایندگان مجلس نیز مخالفتی نکردند؟
بعد از پایان جنگ، سیاست دیگری پیش آمد که از اواخر برنامه اول و اوایل برنامه دوم کاملا نمود پیدا کرد. سازمان مدیریت و برنامه ریزی با نگاه لیبرالی اقتصاد، برنامه دیگری نوشتند. منطق و مبانی ارزشی برنامه های بعدی مانند برنامه پنجم توسعه که در حال حاضر اجرا می شود، نیز مانند این برنامه بعد از جنگ است که با مبانی ارزشی جمهوری اسلامی ایران و مبانی برنامه بیست ساله دوره دفاع، سازگاری ندارد. در این برنامه، مبانی ارزشی سرمایه داری لیبرال جای داده شده است. البته ظاهرا مسئولان هدف را وابستگی از درآمد نفت تعیین می کنند و همایش های بسیاری نیز برگزار کردند؛ اما عملا مشاهده می کنیم که در حال حاضر حدودا ٨٠ درصد درآمد ارزی ایران از نفت است. به عنوان نمونه حدود ۶۰ درصد بودجه دولت را درآمد نفتی کشور تشکیل می دهد. بنابراین بیان با عملکرد کاملا متفاوت است. ذهنیت تدوین مدیریت برنامه ریزی در ایران به گونه ای است که مسئولیت دولت را عملا را ازمیان بر می دارد به معنای دیگر دولت مسئول امور نیست. در صورتی که طبق اصل ۴۴ قانون اساسی، از لحاظ اجتماعی و اصل ۴۳، از لحاظ اقتصادی، تفاوت اقتصاد سرمایه داری و اقتصاد اسلامی ایرانی در وجود بخش دولتی به عنوان بخشی مسئول در برابر امور است و باید بدون در نظر گرفتن سود به مردم خدمت کند. در نظام سرمایه داری تمام امور با سود سنجیده می شود اما نظام اسلامی هدف های دیگری مثل استقلال اقتصادی و ثمر بخشی و غیره دارد.

دولت از خود سلب مسئولیت کرد و به ناظری بی تفاوت و بی طرف تبدیل شد
بی تفاوت نسبت به تامین عدالت اجتماعی، کار برای افراد و….

نکته ای که باید مطرح شود، این است که در تغییر این سیاست ها، عملا مسوولیت بخش دولتی حذف می شود. به این تعبیر که تمام سازمان های دولتی را به خصوصی تبدیل می کنند. بر اساس این دیدگاه است که دولت طبق اصول سیاست لیبرالی سرمایه داری، تنها به کسانی که قصد دارند تولید کنند، وام می دهد. دیدگاه، دیدگاه ویژه ای است که دولت از خودش، سلب مسئولیت می کند. برای نمونه هنگامی که بیکاری در جامعه وجود داشته باشد، دولت به تولید کنندگان، سرمایه و وام می دهد با این هدف که آنها اشتغال ایجاد کنند. اما بعد از مدتی به این نتیجه می رسند که این اقدام عملکرد مثبتی نداشته است. البته به این مسئله پاسخ نمی دهد که چرا به قصد تولید به افراد پولی دادند، اما فرد در دلالی، خونه سازی و مراکز تجاری سازی سرمایه گذاری کرده است. طبیعی است که هنگامی که این فرهنگ که هر فردی در پی سود خودش است، حاکم باشد، همه به دنبال فعالیت هایی که غیر تولیدی که سود بیشتری دارد، می روند. این امر کاملا به ضرر جامعه است.
یکی از سیاست هایی که تعدیل اقتصادی صندوق بین المللی پول در ایران پیاده کرد این بود که اقتصاد را به سوی بازار آزاد و لیبرالیسم اقتصادی هدایت کند؛ به دنبال آن شرایطی بوجود آمد که عملا دولت به ناظری بی تفاوت نسبت به وظایف ذکر شده اش در اصل ۴۳ تبدیل شد. بی تفاوت نسبت به تامین عدالت اجتماعی، کار برای افراد و….
معاون اول ریئس جمهور، آقای جهانگیری، در پاسخ به این پرسش که شما در رابطه با تثبیت قیمت ها قصد دارید چه اقدامی انجام دهید؟ گفتند تثبیت قمیت ها به شکل دستوری با روحیه دولت سازگار نیست.

بجای گرفتن مالیات از ثروتمندان، از حقوق بگیران مالیات می گیریم
اکثر کشور هایی که سیاست اقتصاد لیبرالی را اجرا می کنند، از طریق گرفتن مالیات، امور جامعه خود را مدیریت می کنند. آنها از فعالیت های مضرر برای تولید مثل ساخت و ساز، دلالی و احتکار مالیات های سنگین می گیرند و از این طریق به فعالیت های تولیدی کمک می کنند. حتی بعضی کشور ها مانند فرانسه از دزدی نیز مالیات می گیرند، به این تعبیر که فرض این است که فرد به هر طریقی درآمدی بدست آورده و مجازات قضایی شده است، بنابراین باید مالیات بدهد. اما در کشور ما بجای گرفتن مالیات از ثروتمندان، از حقوق بگیران مالیات می گیریم.
در پنج برنامه توسعه قبلی ، برای واردات حدودا هزار میلیارد خرج شده است. ثروتمندان بسیار کلانی از راه واردات، توزیع کالا و احتکار همه نوع کالا از جمله مسکن بوجود آمدند. دولت نیز برای هدایت سرمایه به سمت تولید از ثروتمندان مالیات نمی گیرد. در نتیجه شرایطی بوجود می آید که در این شرایط فعالیت های تولیدی محدود می شوند و به این دلیل که مرتبا این فکر بوجود می آید که هر کسی باید بالاترین سود متصور خودش را بدست آورد. با این شرایط که فعالیت تولیدی تنها ۲۰ درصد، اما فعالیت های غیر مولد ۸۰ الی ۱۰۰ درصد و بیشتر سود دارند؛ سرمایه گذار ها ترجیح می دهند که به سمت فعالیت های تولیدی نروند. برای نمونه در خرید و فروش و دلالی کالای کشاورزی مانند گوجه، قیمتی که از کشاورز خریده می شود، ۱۵۰ تومان است. اما در مغازه های تهران به قیمت ۱۵۰۰ یا ۲۰۰۰ تومان فروخته می شود. آیا دولت این مسائل را نمی بیند؟

گاهی ارزبری خیلی بیشتر از ارز آوری است
هزینه های ارزی ایران در آخرین سال حکومت شاه ۱۴ میلیارد دلار و در دوره دفاع ١٢میلیارد دلار بوده است. اما سال ٩٠ که تحریم ها آغاز شد، واردات و هزینه های ارزی به حدود ۱۰۰ میلیارد دلار رسیده بود و در حال حاضر با این وجود که کاهش یافته است، به حدود پنجاه میلیارد دلار رسیده است. با این تفسیر که ۸۰ درصد کالا های وارداتی، مصرفی است بعد از تحریم ها، صادرات مواد معدنی را تا رقم های بالا حدود شصت میلیون تن مواد خام، افزایش داده ایم. این مسئله نیز بررسی نمی شود که گاهی ارز بری خیلی بیشتر از ارز آوری است به این دلیل که ارزان صادر می کنیم. این موضوع را بررسی نمی کنیم که هنگامی که کالایی را صادر می کنیم، پیش از این چقد ارز بری داشته است و حال چه مقدار ارز آوری برایمان دارد که آیا مثبت است یا خیر. با این وجود که منابع کشور تهی می شود. بنابراین می توانیم نتیجه بگیریم که برنامه ریزی در جهت اهداف از قبل تعیین نشده است. برای نمونه، در اقتصاد ایران، خام فروشی افزایش یافته است، همه ی بخش های تولید داخلی، به خصوص بخش های صنعتی، به طریقی به خارج وابسته شده اند. کارخانه تاسیس کرده ایم اما ماشین و قطعات از خارج می آید. در حقیقت عمل مونتاژ را انجام می دهیم. چرا کسی نیست که از تولید دفاع کند؟ وضع دردناکی است، اما برای خیلی ها از جمله نمایندگان مجلس، قاضی ها که قضاوت می کنند و جلوی فساد افراد را می گیرند، وضعیت عادی به شمار می رود.

بخش خصوصی حدود صد هزار میلیارد تومان به دولت بدهکار است
مسئله ی بعدی فساد است؛ وام می گیرند که کارخانه تولیدی بسازد، اما به جای کارخانه، به فعالیت های دلالی و برج سازی می پردازد. جالب است که برخی از این افراد در نهایت حتی بدهی خود را نمی پردازند. بخش خصوصی صد هزار میلیارد تومان به دولت بدهکار است، که هفتاد درصد آن نیز متعلق به کارهای تجاری است و مرتبط به تولید نمی باشد. بانک ها نیز کمک کننده این موضوع هستند. به این علت که سود در این امور است و دولت باز هم سکوت می کند.

نگاه لیبرالی اقتصاد، کشور را به جایی رسانده است که ضربه پذیری اقتصاد افزایش یافته است.
اثر بعدی که سیاست لیبرالی به ایران آورده است، رواج فرهنگ شمال شهری است. رواج این فرهنگ که انسان منطقی و زرنگ دلیلی برای کار کردن ندارد و اصلا کار معنی ندارد و تنها تفریح ارزشمند است، از خارج با ماهواره ها و با سریال ها و فیلم های رسانه ی خودمان و از همه مهمتر با این تبلیغاتی که رواج دارد، به مردم تحمیل می شود.
این مبانی که گفته شد، در پنج برنامه عمرانی به نسبت اجرا شده است و دولت خودش را مسئول نابسامانی های اقتصاد نمی داند. تمام این موارد در صدمه شدید خوردن فرهنگ تولید موثر است. بعد از حدود ۱۳۰۰ سال کشوری تاسیس شده است که از الگوی حضرت علی (ع) پیروی می کند و هدفش برقراری عدالت و رساندن حداقل ها به مستضعفان است و که نوع نگاه زندگی اجتماعی این کشور به عنوان نمونه مقاومت در مقابله زور، تحقیر، وابستگی، برای کشور های منطقه ای مسلمان مورد پذیرش قرار گرفته است. اگر برای اصلاح دخالتی نکنیم، این کشور نابود خواهد شد.

باید بخش دولتی صنایع ماشین سازی را در ایران راه اندازی کند

برای حمایت از تولید در برنامه توسعه جدید چه راهکاری برای خروج از حالت مونتاژ در صنعت و رسیدن به خود کفایی را باید دنبال کنیم؟
راهکاری که در حال حاضر در کشور دنبال می شود، سیاست لیبرالی است که در ۲۵ سال اخیر اجرا شده است. به این تعبیر که وام دهیم به این امید که تولید سامان یابد. اما تا به امروز این سیاست رویکرد مثبتی برای تولید نداشته است. اما راهکارهایی که در اقتصاد مقاومتی، قانون اساسی و اندیشه های امام خمینی آمده است، به شدت موثر اند که متاسفانه در کشور اجرا نمی شود. برای نمونه توجه به ماشین آلات و ابزار برای تولید باید اهمیت یابد. ماشین آلات و ابزار برای هر عرصه ای، بخش کلان آن را تشکیل می دهد. ابزارآلات کلیه ی فعالیت های تولیدی و واسطه گری در ایران اعم از حمل و نقل، ارتباطات در داخل تولید نمی شوند. برای توسعه تولید کشور می توانیم، صنایع ماشین سازی بوجود بیاوریم تا یک رستاخیزی در کشو صورت پذیرد. با این توضیح که بخش خصوصی این فعالیت ها را انجام نمی دهد و باید بخش دولتی صنایع ماشین سازی را در ایران راه اندازی کند. با این رستاخیز نیاز های صنایع نفت و پتروشیمی، کشاورزی، صنایع معمولی و صنایع دفاع به ماشین آلات برطرف می شود و دیگر احتیاجی نیست که با این شدت نفت خام و فلزات و… را صادر کنیم. به این دلیل که هنگامی که نیاز داخل رفع شده باشد، واردات کاهش می یابد؛ بنابراین نیاز به دلار ارزی حاصل از صادرات نفت نداریم و در نتیجه در آینده دخایر ما تهی نمی شوند. البته ابتدا ناگزیر هستیم که ماشین آلات و تکنولوژی های اولیه را وارد کنیم. اتفاق بزرگ دیگری که در پی دارد، این است که مشکلات اشتغال ، فقر و … تا حدی رفع می شود.

اکثر تولید کنندگان داخلی، ۳۰ الی ۶۰ درصد ظرفیتشان تولید می کنند
البته لازم به ذکر است که برای رفع قطعی مشکلات تولید علاوه بر این توضیحات، احتیاج به مجموعه ای از اقدامات، مانند: گرفتن مالیات از فعالیت های غیر تولیدی و دادن یارانه به تولید کنندگان داخلی و…  داریم. تا زمانی که دلارهای ارزان حاصل از صادرات نفت و مواد معدنی وجود داشته باشد، قادر نخواهیم بود، اقتصاد مقاومتی را در کشور اجرا کنیم. در ازای فروش نفت و مواد معدنی، به کسانی که از بانک مرکزی دلار می خرند، ۱۰۰ درصد یارانه می دهیم. به این تعبیر که به اندازه ای دلار را ارزان تعیین می کنیم که هر تولید کننده ی خارجی می تواند کالایش را در ایران به فروش برساند و تولید کننده داخلی را برشکست کند. علت این است که اکثر تولید کنندگان داخلی، ۳۰ الی ۶۰ درصد ظرفیتشان تولید می کنند، ضمن اینکه با وجود سود کم، علاقه ای نیز به تولید ندارند.

سرمایه داران در حال حاضر مصرف گرا شده اند
بنابراین با این پرسش مواجه می شویم که چرا این اقدامات ادامه پیدا می کنند؟ آیا می توانیم اقتصاد مقاومتی را با این سیستم مدریتی اجرا کنیم؟ چه کسانی جز وارد کنندگان، دلال ها و برخی از سرمایه دار ها، که ای کاش به منافع ملی توجه می کردند، از این موضوع نفع می برند؟ لازم به ذکر است که دو نوع سرمایه دار وجود دارد. سرمایه دار اولیه که در دوران اولیه سرمایه داری حضور داشت که در راستای رسیدن به سود، به منافع ملی نیز توجه می کرد. ویژگی هایشان این بود که مصرف گرا نبودند، پس انداز کننده بودند و سرمایه گذاری می کردند. آنها نیز به دنبال حداکثر سود بودند، اما در تولید. علت این است که سود تولید زیاد بود. اما سرمایه داران در حال حاضر مصرف گرا شده اند. این تغییری است که دید لیبرالی بوجود آورده است. به این تعبیر که یک نوع مدیریت جدید بوجود آمده است. سرمایه داران دیگر جنوب شهر زندگی نمی کنند. یادشان رفته است که از کجا آمده اند. به گفته امام خمینی خوی کاخ نشینی پیدا کرده اند.

عدم شفافیت در مبادلات و قرار داد های مالی دولتی، اطلاعات، فرصت ها، امتیازات اقتصادی ای که دولت توزیع کننده آنهاست، همواره باعث پیدایی فساد در کشور بوده است. این نقصان چگونه در برنامه ششم قابل رفع است؟
فساد، در هر بخشی به چشم می خورد. برای نمونه سالیانه درازی است که قصد دارند در پخت نان، از جوش شیرین استفاده نکنند. جوش شیرین موجب سرطان می شود، اما به عمل آوری خمیر نان سرعت می بخشد. ماموران دولت نیز از نانوایی ها بازرسی می کنند. با این وجود اکثر مغازه های نانوایی از جوش شیرین استفاده می کنند. تنها دلیل، فساد است. نمونه دیگر فساد در کشور در بحث مالیات به چشم می خورد. در کشورمان میزان مالیات تنها هفت درصد تولید ناخالص است، در حالی که در اکثر کشور ها از جمله کشور های صنعتی مالیات تا پنجاه درصد تولید ناخالص است. با این توضیح که مالیات در کشور ما تنها از افراد حقوق بگیر گرفته می شود. نمونه دیگر در بحث بانک ها است که اخیرا فساد به وضوح دیده شد.
در گذشته حقوق وزیر دولت به اندازه استاد دانشگاه بود، اما الان به مراتب بیشتر از او دریافت می کند. در جامعه امروزی افراد به دنبال فعالیت های پر سودتر و راحت تر هستند که حداکثر سود خود را بدست آورند. برای نمونه سازمان صدا و سیما که برای بدست آوردن سود، با این شدت تبلیغ می کند، به این فکر نیست که با این تبلیغات، مغز مردم را شست و شو می دهد و الگوی زندگی ای بوجود می آورد که آمریکایی ها خواهان آن بودند. صدا وسیما با تصور انجام این فعالیت های به اصطلاح فرهنگی، مغز مردم را از فضای انقلابی و ایثار دور می کند.

افراد بی تفاوت شده اند
اوایل انقلاب هر فردی در سرنوشت اقتصادی خودش دخالت می کرد. به این تعبیر که به مسائل و نابسامانی ها اعتراض می کردند. برای نمونه به مغازه داری که کالای خراب می فروخت، اعتراض می کردند، اما امروزه افراد بی تفاوت شده اند. ایران به مدیریت جهادی نیاز دارد. برای نمونه دوره دفاع، عموم مردم برای اعتقاداتشان، جان فشانی و از خود گذشتگی می کردند و مسئول بودند. باید این افراد را بیابیم. در حال حاضر نمونه بارز آن را در صنایع دفاع می بینیم که بسیار موفق و با افتخار است. آیا صنایع دفاع نیز با افراد پول پرست و جاه طلب اداره می شود؟ اگر به این شکل بود که این نتیجه را نمی داد. در صنایع دفاع، فساد وجود ندارد، به این دلیل که اگر فردی تخلف کند، سریعا برخورد می شود. مسئولان صنایع دفاع ایران، افرادی هستند که به منافع ملی و منافع نظام توجه می کنند و ساده زیست هستند؛ برعکس مسئولان دیگر، که به فکر منافع شخصی خودشان هستند و علاقه شدیدی به پست و مقام دارند.

باید عدالت به معنای واقعی در جامعه حاکم شود
دستگاهی باید ایجاد شود که افراد منزه، پاک و شایسته را بیابد و سپس نیاز به دستگاه دادگستری و نظارتی بازرسی داریم که به معنای واقعی افرادی را که منحرف می شوند، را تشخیص دهد. باید دستگای ایجاد کنیم که با هر گونه فساد از جمله رشوه دادن و رشوه خواری مبارزه کند. باید برای افراد، انگیزه های وطن پرستی ایجاد کنند. باید افرادی روی کار بیایند که سختی را تحمل کنند، تا ایران مستقل شود و روی پای خودش بایستد. نفت خام و مواد معدنی را نباید به این شدت صادر کنیم تا برای نسل های آینده ذخیره داشته باشیم. از همه مهم تر احساس آزادی که خدا به انسان اهدا کرده، باید مهیا شود. احساس آزادی نه به این تعبیر که محدودیت های سرمایه داری لیبرال، از میان برداشته شود. باید عدالت به معنای واقعی در جامعه حاکم شود، به این تعبیر که هیچ کس فقیر یا بیکار و در مانده نباشد.

در تمام دنیا دولت، منافع ملی کشور را تامین می کند
فضا سازی دانشگاهی و رسانه ها نیز ضروری است. در حال حاضر فضای علوم اجتماعی و اقتصادی دانشگاه ها، فضایی است که فرهنگ لیبرالی را به خوبی نشان می دهند. رسانه ها نیز باید تغییر کنند؛ باید مدیران و تهیه کنندگان و برنامه ریزان و مجریان شایسته را روی کار بیاوریم به این دلیل که اکثرا اعتقادی به مقاومت ندارند. هیچ کشوری را حتی در لیبرال ترین لیبرال ها از ابتدای پیدایش سرمایه داری، مشاهده نمی کنید که بدون نظارت دولت با محتوای دفاع از منافع ملی اداره شود. صحیح است که فرد ویژگی حیوانی دارد و به دنبال منافع شخصی خودش است، اما این دولت است که نظارت می کند و منافع شخصی افراد را به جایی هدایت می کند که منافع ملی نیز تامین شود. برای مثال آمریکا برای تامین منافع ملی جنایت می کند. یک کشور سرمایه دار را پیدا نمی کنید که بدون نظارت موثر دولت ، منافع ملی اش تامین شده باشد. اما در سیستم سرمایه داری لیبرالی حاکم در کشور ما، دولت به جای اینکه از منافع ملی و منافع نظام حفاظت کند، افراد سود پرست را به سوی دستیابی به سود شخصی، هدایت می کند.

منبع: جماران

::::

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

8 + 2 =