۰۸:۱۱ - ۱۳۹۴/۱۱/۱۷

در دوران جنگ تصدی گری دولت کمتر بود

تعبیری که جناب مهندس موسوی در آن زمان به کار می بردند این بود که می گفتند وقتی که یک نسل از کسانی که درگیر جنگ بودند، بگذرد بعدی ها آرام آرام شرایط و اقتضائات جنگ را به کلی فراموش می کنند و عملکرد دوره جنگ را با شرایط عادی مورد مقایسه قرار می دهند و می گفتند که ما باید کاری کنیم که اگر از این زاویه هم مقایسه ای صورت گرفت، انقلاب ما سرافراز باشد.

مبارزه(رسانه تحلیلی خبری دانشجویان خط امام):

جماران نوشت : در آستانه سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی دکتر فرشاد مومنی عضو هیأت عملی دانشگاه علامه طباطبایی و تحلیل گر اقتصاد توسعه ایران در نشستی که با موضوع «طرح های دهه اول انقلاب» در موسسه دین و اقتصاد برگزار شد؛ به بررسی تجربه ها و دستاوردهای درس آموز و شگفتی آور دولت دفاع مقدس در مسیر برنامه ریزی توسعه ایران پرداخت. (متن کامل گزارش این نشست را اینجا ببینید)

دکتر مومنی در این نشست به نحو توضیح می دهد که چگونه به نحو شگفت آوری در شرایطی که کشور در بطن جنگ با عمیق ترین سطح چالش بقا مواجه بوده است؛ اما بهترین، توسعه مدارانه ترین و صادقانه ترین رویکردهای برنامه ریزی توسعه در این دولت رخ می دهد و در بطن جنگ ستادی برای «طرح های دهه اول انقلاب» راه اندازی می شود.

وی گفت: در تمام دوره ی سال های جنگ، سهم امور حاکمیتی در بودجه کل کشور از سهم امور تصدی گری کمتر بوده است و طنز تلخ ماجرا این است که از سال ۱۳۶۸ به بعد که از همه ی ابزارهای استاندارد برای کاهش مداخله ی دولت در اقتصاد بهره برده اند، چیزی که عملا مشاهده می شود این است که امروز سهم امور تصدی گری دولت چیزی نزدیک به دو ونیم برابر سهم حاکمیتی آن  است یعنی دولت از ۱۳۶۸ به بعد مرتبا از مسئولیت های حاکمیتی خود درباره آموزش، بهداشت، زیرساخت ها و از این قبیل، کم گذاشته است و به امور  تصدی گری خود افزوده است و واقعا این ها نیازمند رمزگشایی است و این رمز گشایی ها می تواند کمک حال فهم بسیاری از کانون های گرفتاری های امروزمان باشد. از سوی دیگر سهم امور اجتماعی در بودجه ی عمومی دولت که در دوره سال های ۱۳۵۲ تا ۱۳۵۷، ۱۸٫۴ درصد بودجه عمومی بوده، در دوره ی جنگ به ۳۹٫۵ درصد افزایش پیدا کرده است یعنی در اوج جنگ، کشور شاهد بی سابقه ترین سطح تعهد تاریخی به زیرساخت های انسانی در زمینه  آموزش و سلامت بوده است.

استاد اقتصاد توسعه ایران در ادامه به موضع پراهمیت تری اشاره کرد و گفت: دراین میانه، سهم امور دفاعی، تکان دهنده تر است.در دوره ۱۳۵۲تا ۱۳۵۷، سهم امور دفاعی از بودجه ی عمومی کشور به طور متوسط ۲۳٫۳ درصد بوده است، درحالی که این سهم در دوره جنگ ۱۲٫۷ درصد شده است یعنی سهم امور دفاعی در دوره ی جنگ نسبت به دوره ی صلح قبل از انقلاب، تقریبا نصف شده است.

وی با ستایش همزمانی توجه به مسأله بقا و توسعه در دولت دفاع مقدس گفت: معمولا دولت ها از هزینه های توسعه می کاهند تا مساله ی بقا را تا حدودی تضمین کنند. پدیده قابل اعتنا  در تجربه ی جنگ تحمیلی این است که دولت به موازات اهتمام سطح بالا و منحصر به فرد در تاریخ ۴۰۰ ساله ی اخیر ایران که به مساله بقاء داشته، به طور همزمان مساله توسعه را نیز به طور جدی در دستورکار خود قرار داده بوده است. یک وجه آن به شرحی که اشاره کردم به تحولات سطح امور اجتماعی مربوط می شود و وجه دیگر آن این است که در دوره ده ساله بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، یک اهتمام بی سابقه در تاریخ یکصدساله اخیر ایران به زیرساخت های فیزیکی توسعه ی روستایی صورت گرفته است به طوری که بر اساس گزارش های رسمی، در زمینه فیزیکی توسعه های روستایی مثل آبرسانی، برق رسانی، جاده کشی، مدرسه سازی، درمانگاه سازی و از این قبیل در ده ساله اول پس از پیروزی انقلاب، آنچه که از دوره ی پهلوی تحویل گرفته شده، ۱۱٫۵ برابر شده است. از این منظر تصور کرد که وقتی رابطه دولت و مردم، اصلاح می شود و این ها به یکدیگر اعتماد می کنند، چه انرژی هایی آزاد می شود و می تواند چه دستاوردهایی  را داشته باشد.

وی افزود: براساس این ایده برنامه ای در دستورکار قرار گرفت که آن موقع با عنوان طرح های دهه ی اول انقلاب مطرح شد و بنا بر این بود که بعد از ردیف های ارزی و ریالی مربوط به جنگ، دومین اولویت در تخصیص های دولت  مربوط به طرح های دهه ی اول انقلاب باشد که عموما طرح های خیلی بزرگ زیر ساختی ملی و پروژه های تعیین کننده و سرنوشت ساز را در برمی گرفت.

وی در توجه به پدیده ای با عنوان “طرح های دهه ی اول انقلاب” را شاخص و ویژگی بسیار مهمتری برای درک عملکرد دولت دفاع مقدس در این زمینه دانست و گفت: تعبیری که جناب مهندس موسوی در آن زمان به کار می بردند این بود که می گفتند وقتی که یک نسل از کسانی که درگیر جنگ بودند، بگذرد بعدی ها آرام آرام شرایط و اقتضائات جنگ را به کلی فراموش می کنند و عملکرد دوره جنگ را با شرایط عادی مورد مقایسه قرار می دهند و می گفتند که ما باید کاری کنیم که اگر از این زاویه هم مقایسه ای صورت گرفت، انقلاب ما سرافراز باشد. این در حالی است که اگر امروز کوچک ترین تلنگری به درآمدهای ارزی دولت وارد می شود، اولین و بزرگ ترین قربانی ها پروژه های زیرساختی و توسعه گرا هستند و این  نشان می دهد که از این زاویه از نظام تصمیم گیری کشور با درک آن تجربه ی تاریخی باید یک بازنگری  بنیادی در رفتارها و قوانین خود انجام دهند.

(متن کامل گزارش این نشست را اینجا ببینید)

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

+ 82 = 86