۰۸:۱۵ - ۱۳۹۲/۰۵/۲۳ بررسی رابطه تاریخی روسای دفتر روسای جمهور با انجمن حجتیه (1)

محمد نهاوندیان؛ مرید کرباسچیان و عضو حجتیه!؟

وقتی سوابق روسای دفاتر رئیس جمهور در طول سه دهه پس از انقلاب را بنگریم، مسائل مشابهی در ارتباط تشکیلاتی یا خانوادگی با انجمن حجتیه خواهیم دید. از مهندس جواد مادرشاهی و مهندس مصطفی میرسلیم که روسای دفتر و بازرسی رئیس جمهور دوران جنگ بودند، گرفته تا محمدعلی ابطحی پسر سید حسن ابطحی مشهور، اسفندیار رحیم مشایی که به افکار نوحجتیه ای مشهور بود و حالا محمد نهاوندیان.

nahavandian_9thsalgard_alaviمبارزه (رسانه تحلیلی خبری دانشجویان خط امام): انتصاب محمد نهاوندیان به عنوان رئیس دفتر رئیس جمهور – در شرایطی که شانس وزرارت یا پست کلیدی در اقتصاد برای او وجود داشت – بهانه ای شد برای بازخوانی سوابق و افکار وی. نام محمد نهاوندیان با مسائل مختلفی گره خورده، از جناح بازار به عنوان یک قطب سیاسی در دهه شصت و بعد اقتصادی آن؛ اتاق بازرگانی (که نماد سرمایه داری بازرگانی و غیرمولد بود)، تابعیت امریکایی و گروه گرین کارتی ها و همچنین مدرسه علوی و انجمن حجتیه.

اما وقتی سوابق سایر روسای دفاتر رئیس جمهور را هم بنگریم، مسائل مشابهی در ارتباط تشکیلاتی یا خانوادگی با انجمن حجتیه خواهیم دید. از مهندس جواد مادرشاهی و مهندس مصطفی میرسلیم که روسای دفتر و بازرسی رئیس جمهور دوران جنگ بودند گرفته تا محمدعلی ابطحی پسر سید حسن ابطحی مشهور، اسفندیار رحیم مشایی که به افکار نوحجتیه ای مشهور بود و حالا محمد نهاوندیان.

اینک این سوال مطرح می شود که آیا ارتباط سازمان یافته ای میان روسای دفتر روسای جمهور با تشکیلات یا تفکر انجمن حجتیه وجود دارد؟

محمد نهاوندیان کیست؟

یکی از اولین خبرها درباره دولت جدید، انتصاب محمد نهاوندیان بود. حجت‌الاسلام روحانی رئیس ‌جمهوری اسلامی ایران در اولین انتصاب مسئولان دولت یازدهم، عصر شنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۲ محمد نهاوندیان را به عنوان رئیس ‌دفتر خود منصوب کرد.

محمد نهاوندیان پسر حاج جعفر نهاوندیان، بنیانگذار حسینیه زنجانی‌ها در خیابان شیخ هادی تهران است. او در دبستان شاگرد مدرسه جعفری در گذر وزیردفتر بود که در آن زمان مدرسه شماره یک جامعه تعلیمات اسلامی محسوب می‌شد. سپس دبیرستان را از مدرسه علوی به پایان برد و بعد از آن به سفارش پدرش به تحصیل حوزوی مشغول شد. سال ۵۱ وارد رشته اقتصاد شد و لیسانس گرفت. اما فوق لیسانسش را هنگام اوج گیری انقلاب نیمه رها کرد و به جریانات انقلاب ۵۷ پیوست تا  در کنار نیروهای چپ مذهبی و در گروههای مسلح صف و القارعه (گروههای مسلحی که بعدها همگی در اتحاد با هم سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را تشکیل دادند) به مبارزه مسلحانه بپردازد. سال ۶۴ همراه همسر و فرزندانش به امریکا رفت تا برای فوق لیسانس دکترای رشته اقتصاد در دانشگاه جورج واشینگتن ادامه تحصیل دهد و سرانجام در سال ۷۲ بعد از کسب دکترای اقتصاد به ایران برگشت. نهاوندیان که در دوران تحصیل اقامت دائم امریکا را دریافت کرده و شهروند این کشور به شمار می آید، در سال ۸۵ به خاطر داشتن گرین کارت و رفت و آمد به امریکا بسیار خبرساز شد.[۱]

نکته جالب اینجا است که او دروس حوزوی و تحصیلات آکادمیک در غرب را توأمان کسب کرده است. از یک سو فارغ التحصیل مدرسه معروف علوی است و دروس حوزوی، را نزد روحانیون بلندپایه‌ای نظیر؛ علامه نوری، مرتضی مطهری و شوشتری فراگرفته است. حتی مدعی است که با تشویق شهید مطهری و همکاری دکتر مشکات رئیس وقت دانشکده اقتصاد تهران «درس اقتصاد اسلامی» را دایر کرده است.

ستاد انتخاباتی و اتهام حجتیه ای

موضوع سابقه نهاوندیان در حجتیه اگر چه یک مسئله کهنه درباره او و بسیاری از دوستانش به شمار می آید، اما چندی پیش از ورود به دولت حسن روحانی هم به واسطه حضور در ستاد ولایتی[۲] به عنوان مسئول اقتصادی ستاد ولایتی در رسانه ها بازتاب یافته بود. هجمه از سوی فارس نیوز بود که پیشتر هوادار ائتلاف سه گانه اصولگرایان(قالیباف، حداد، ولایتی) بود و اکنون به نظر می رسید جانب محمد باقر قالیباف را در مقابل ولایتی گرفته و او را به خاطر عدم کناره گیری مورد انتقاد قرار داده است. آنهم در خبری با عنوان «ورود اعضای انجمن حجتیه به ستاد یک کاندیدای انتخاباتی» که نوشته بود:

«گروهک غیر قانونی انجمن حجتیه در آستانه انتخابات ریاست جمهوری یازدهم و در ایام تبلیغات نامزدها، فعالیت برنامه ریزی شده خود را برای تاثیرگذاری بر روند امور انتخابات گسترش داده و برنامه خاصی را در دستور کار دارد. این گروهک اخیرا با تشدید فعالیت خود توانسته است یکی از اصلی ترین لیدرها و عضو انجمن حجتیه را به نام «م–ن» در ستادهای تبلیغاتی یکی از کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری نفوذ داده و امور مربوط به ستاد وی را در دست بگیرد. این فرد که از فعالان حوزه اقتصادی نیز است، در مراکز اقتصادی کشور چهره‌ای مشهور محسوب می‌شود. وی امور اقتصادی ستاد نامزد مورد نظر را ساماندهی می‌کند.»

در واکنش به فارس، سایت «سیاست ما» که به حزب موتلفه و اصولگرایان سنتی گرایش دارد، در مطلبی با عنوان «ستاد ولایتی، انجمن حجتیه و فصل تازه مبارزه انتخاباتی» مخالفان ائتلاف را مورد انتقاد قرار داد و نوشت:

«گروههای جوان اصولگرا از نهاوندیان چهره‌ای پیچیده و نامطمئن می سازند. او را بازیگری می دانند که با همه جریانهای سیاسی کشور داد و ستد دارد، به همین دلیل روزی در جایگاه معاون دبیر شورای عالی امنیت ملی ظاهر می شود و روزی دیگر مشاور اقتصادی رئیس جمهور اصلاح طلب (سید محمد خاتمی)…. برخی نیز سوابق حضور او در مدارس و مجالس مذهبی متعلق به حجتیه‌ایها را به یاد می آورند و مدعی هستند که او نیز به تفکر جدایی سیاست از اقتصاد و سیاست از حوزه مذهب باور دارد… جناح اصولگرایان جوان که سه نامزد دیگر اصولگرا(حداد، جلیلی و قالیباف) را همراهی کنند ترکیب مدیران ستاد ولایتی را برنتافته و نسبت به این نوع ارتباطات با بخش خصوصی ،بازار و موتلفه به شدت تاخته اند این محافل مدعی شده اند که آتیم نهاوندیان زمانی پای ثابت جلسات انجمن حجتیه بوده اند. با آنکه خود نهاوندیان ارتباطات خود با انجمن را انکار نکرده است، اما منتقدانش، تفسیر و برداشت دیگری از این سوابق دارند و مدعی هستند که میدان داری شاگردان دیروز انجمن حجتیه موجب می شود بعد از مدتها این انجمن با تفکر سکولاریسم مذهبی دوباره به صحنه بازگشته و شاگردان و مریدان خویش را در پست های کلیدی سازماندهی کند. از این قبیل است مطالب روزنامه های رادیکال اصولگرایان مثل کیهان که بارها نسبت به نفوذ روز افزون حجتیه ایها در مصادر مهم هشدار داده‌اند.»

14_Gمرید علامه کرباسچیان؟

البته اگر درباره سوابق حجتیه ای نهاوندیان جستجو کنیم، سابقه تحصیل وی در مدرسه علوی مطرح می شود. همشهری ماه در این باره می نویسد:

«از خانواده نهاوندیان[۳] دو نفر در دبیرستان علوی به تحصیل پرداخته اند که از میان این دو محمد در سالهای پس از انقلاب شهرتی بیشتر یافت. پیش از او اصغر نهاوندیان برادر بزرگتر محمد در علوی تحصیل کرد. محمد نهاوندیان در دسته افرادی قرار می گیرد که به مکتب فکری مرحوم علامه و گرایش های حاشیه ای بسیار نزدیک شدند.» (علوی به روایت حامیان مالی، همشهری ماه، شماره ۵۶، صص ۱۸۵)

درباره نزدیکی به مکتب کرباسچیان و گرایش های حاشیه ای وی می توان به متن سخنرانی نهاوندیان در نهمین سالگرد درگذشت کرباسچیان در سایت علامه رجوع کرد. وی با تمجید از نقش مرحوم کرباسچیان و مرحوم رضا روزبه(موسس مدرسه روزبه) در تأسیس مدارس مذهبی، می گوید:

«سؤالی که هر سال در چنین جلسه ای من و شما باید از خودمان بکنیم این است که در سالی که گذشت من به این تصاعد هندسی امید دل علامه کرباسچیان چه قدر عمل کردم؟ بعضی از ما به ثلث و ربع و عشر آخر زندگی خود نزدیک می شویم؛ باید به حساب خودمان برسیم که ما نسبت به آن چه از مکتب علوی آموخته ایم، چه مقدار وفادار مانده ایم؟… این جلسه نیاز به نهیب های آقای علامه دارد تا بر سر ما فریاد بکشد که چه می کنید؟ چند مدرسه درست کردید؟ به چند مدرسه کمک می کنید؟ کجاها رفتید به درد مردم برسید؟ علامه و روزبه مدرسه‌ی جدید ساختند تا فارغ التحصیلانش در صحنه­های مختلف اجتماعی هر جا هستند، با طرز زندگی و عمل خود معلمی کنند… »

متن سخنرانی در برگیرنده آراء مرحوم کرباسچیان درباره تربیت دینی و حضور در صحنه های اجتماعی است. و البته در همان سایت، مصاحبه های متعددی با آیت الله هاشمی رفسنجانی، آیت الله مهدوی کنی(رئیس مجلس خبرگان)، برادر وی آیت الله باقری کنی، آیت الله ابوالقاسم خزعلی (عضو سابق شورای نگهبان)، آیت الله صافی گلپایگانی(دبیر اسبق شورای نگهبان)، آیت الله جعفر سبحانی (از مراجع تقلید و اساتید حوزه) و برخی دیگر از چهره های جناح راست به عنوان دوستان استاد هم دیده می شود.

البته در باره رابطه مدرسه علوی با انجمن حجتیه مواضع متناقضی وجود دارد. اینکه آیا موسس مدرسه(کرباسچیان) معتقد یا مرتبط با افکار انجمن حجتیه بوده است؟ رابطه وی با شیخ محمود حلبی(موسس و رهبر انجمن) چگونه بوده است؟ آیا افکار حجتیه در مدرسه آموزش داده می شد و آیا شاگردان مدرسه به سمت کادرسازی برای انجمن سوق داده می شدند؟ و آیا افکار انجمن و اشخاص مرتبط با انجمن همچنان در تشکیلات مدرسه وجود دارند؟

حجت الاسلام محتشمی‌‌پور در خاطرات خود در این باره می نویسد:

«بنا بر مشهور یکی از مراکز عمده برای شناسایی و جذب نیروهای انجمنی، مدرسه علوی بود که زیر نظر شیخ علی‌اصغر کرباسچیان، معروف به علامه اداره می‌شد. خود وی تمایلاتی نزدیک به انجمن داشت. البته عناصر انجمنی، انتساب او را به حجتیه منکر شده و تنها وجود علایق مشترک در عین داشتن مشی مستقل را دلیل اصلی نزدیکی علامه کرباسچیان با انجمن می‌دانستند. مدرسه علوی به سال ۱۳۳۵ (ه.ش) تأسیس شد. به خاطر مدیریت خاص شیخ علی اصغر علامه و جو مذهبی مدرسه، عمده خانواده‌های سنتی و منتسب به اقشار دینی تهران، سعی می‌کردند تا فرزندان خود را برای تحصیل به این مرکز آموزشی بفرستند. به همین دلیل است که در فهرست فارغ‌التحصیلان مدرسه مذکور، ‌ما نام‌های بسیاری را می‌بینیم که در طول دو دهه پس از پیروزی انقلاب، جزو چهره‌های مطرح به شمار می‌آمدند. از جمله کمال خرازی، محمود قندی،‌ عبدالکریم سروش، محمد نهاوندیان، غلامعلی حدادعادل، نژادحسینیان، محمدتقی بانکی، کلاهدوز، جواد وهاجی، مهدی ابریشم‌چی، محمد حیاتی، جلال گنجه‌ای، ناصر صادق، محمد صادق، علیرضا تشید، خاموشی، آلادپوش. (خاطرات علی‌اکبر محتشمی‌‌پور، دفتر ادبیات انقلاب اسلامی، ‌اول، ۱۳۷۶، ص ۷۷ تا ۷۹)

سایت باشگاه هم در این باره می نویسد:

«در فهرست یاد شده نام برخی از اعضا یا هواداران انجمن را می‌توان یافت که برخی از آنان به واسطه شیوه‌های جذب نیرو، به سمت و سوی انجمن کشیده شدند. البته نمی‌توان با صراحت عنوان کرد که مدرسه علوی تام و تمام در اختیار انجمن حجتیه قرار داشت اما به هر صورت روابط خاص بین برخی معلمان و مربیان مدرسه و دانش‌آموزان به لحاظ القای تعالیم انجمن برقرار بود. جدای از این مطلب چه پیش و چه پس از انقلاب، اساسا در نهاد آموزش و پرورش شمار زیادی از هواداران یا اعضای انجمن حضور داشتند.»

hojatiye2آیا می توان نهاوندیان را حجتیه ای دانست؟

طرح نسبت حجتیه به افراد بر اساس اثبات چند مستله امکان پذیر است. ارتباط تشکیلاتی با انجمن، همسویی فکری با آراء حجتیه درباره مهدویت، همسویی با تحلیل های سیاسی. ضمن اینکه افراد وابسته به حجتیه پس از پیروزی انقلاب گرایشات مختلفی در قبال امام(ره) و انقلاب گرفتند و برخی از شیخ محمود حلبی و انجمن حجتیه جدا شده به صف انقلابیون پیوستند(هرچند که برخی تحلیل های اعتقادی و سیاسی مشترک با حجتیه ای ها را حفظ کردند).

بررسی سوابق و افکار نهاوندیان در این سه حوزه نشان می دهد که:

-          تشکیلات حجتیه

به جز سابقه حضور محمد نهاوندیان در مدرسه علوی و رابطه مرید و مرادی با مرحوم کرباسچیان، باید به سوابق برادر وی (اصغر نهاوندیان) در انجمن اشاره کرد که خود او را هم تحت الشعاع قرار داده است. عبدالله شهبازی مورخ و پژوهشگر سیاسی در باره نقش اصغر نهاوندیان در حجتیه می نویسد:

«انجمن حجتیه در سال‌های پیش از انقلاب، بدون ممانعت از سوی ساواک یا رکن ۲ (سازمان اطلاعات و ضد اطلاعات ارتش)، در میان ارتشیان فعال بود و کسانی مانند سرهنگ محمد سلیمی (سرلشکر بعدی) از مبلغین سرشناس انجمن بودند. به‌علاوه، انجمن حجتیه دارای یک سازمان اطلاعاتی- جاسوسی مخفی بود که «کمیته تحقیق و پژوهش» نام داشت. [مهندس] جواد مادرشاهی رئیس و [دکتر] گلزاری (با نام مستعار محمودی) و علی اصغر نهاوندیان (سفیر ایران در جمهوری آذربایجان در زمان حکومت حیدر علی اوف) و برخی دیگر از فعالین و گردانندگان این سازمان بودند. پس از انقلاب، مدتی مرکز اسناد ساواک در اختیار اعضای انجمن حجتیه بود. به‌گفته مطلعین، در این دوران برخی اسناد مهم مفقود شد. بعدها، برخی اعضای بلندپایه انجمن حجتیه در مناصب عالی نظامی و امنیتی جای گرفتند.» (انجمن حجتیه، «دهه ظهور» و تحولات منطقه، سایت شخصی عبدالله شهبازی، ۹ مرداد ۱۳۸۹)

البته اثبات حضور شخص محمد نهاوندیان در حجتیه به جهت غیرقانونی شدن و  انحلال تشکیلات رسمی آن، امکان پذیر نیست وگرنه بسیاری افراد دیگر نیز انتسابات خانوادگی و تحصیلی با تشکیلات علوی و تشکیلات حجتیه داشته اند. بسیاری نیز در محافل غیررسمی و پنهان حجتیه شرکت دارند که نمی توان آن را در اینجا بررسی کرد.

-          تفکر حجتیه درباره مهدویت

آراء شیخ محمود حلبی درباره ظهور و مهدویت عصاره تفکر تشکیلات انجمن حجتیه است. تأکیدات خاص آنان بر ظهور و نوعی تلقی خاص از انتظار که امام خمینی(ره) در به شدت به آن انتقاد کردند، مهمترین چیزی است که از حجتیه مطرح می شود. محمد نهاوندیان هم جزو نظریه پردازان مهدویت است، چنانکه همشهری ماه می نویسد:

«نهاوندیان به شدت به اندیشه های مدرسه علوی وابسته است… قبل که هنوز اداره اتاق بازرگانی ایران را بر عهده نداشت در شبکه چهارم سیما به گفتگو با زبان انگلیسی در مورد مهدویت مشغول بود و برنامه ای ثابت در این زمینه داشت.» (علوی به روایت حامیان مالی، همشهری ماه، شماره ۵۶، صص ۱۸۵)

که البته باید این تحلیل ها را با تحلیل های مرحوم حلبی و شاگردان برجسته اش مقایسه کرد.

-          تحلیل های سیاسی حجتیه

تحلیل های سیاسی انجمن حجتیه، هرچند در قالب نحله های مختلفی بیان می شود اما نتیجه آن را می توان عدم فعالیت سیاسی تا زمان ظهور و غصبی بودن هر گونه حکومت تا قیام مهدی(عج) دانست که شامل حرمت فعالیت سیاسی و مبارزه با رژیم شاه(به جز مقابله با تبلیغات فرقه بهائیت)، مخالفت با جمهوری اسلامی و شخص امام(ره)، مخالفت با جضور در دفاع مقدس تحت عنوان حرمت جنگ بدون اجازه امام معصوم، طرح تفکرات ضدچپ و ضدشوروی در مقابل مبارزه جمهوری اسلامی با استعمار امریکا(تحت عنوان اولویت مبارزه با شوروی به عنوان «شیطان اکبر» بر مبارزه با امریکا که امام آن را «شیطان بزرگ» نامیده بود) و… می شوند.

در اینجاست که قضاوت پیچیده می شود. نهاوندیان اگرچه گرایش اقتصادی راست داشته و تحصیلکرده امریکاست، اما سوابق انقلابی و مبارزه او را نمی توان انکار کرد. آنهم سوابق مبارزه مسلحانه در کنار نیروهای چپ مذهبی و در گروههای مسلح توحیدی صف و القارعه که شدیدترین سطح مبارزه انقلاب آن دوران بود. و نیز در سالهای پس از انقلاب جزو چهره های سیاسی و مقامات مسئول در جمهوری اسلامی بوده، هرچند که در اوج دوران جنگ(۱۳۶۴) از کشور خارج و به منظور ادامه تحصیل به امریکا رفته است.

بر اساس آنچه در بالا رفت، اگر قصد نتیجه گیری درباره نسبت رئیس دفتر رئیس جمهور کنونی در انجمن حجتیه داریم، باید تمامی این مسائل را در نظر بگیریم که البته قضاوت نهایی از توان ما خارج است. این مسائل درباره دیگر روسای دفاتر رئیس جمهور همچون مهندس مادرشاهی، حجت الاسلام ابطحی و مهندس مشایی نیز صادق است.

در بخش های آتی این گزارش به بررسی کارنامه یکایک آنان خواهیم پرداخت.



[۱]- سفر محمد نهاوندیان به امریکا در دوره حساس پرونده هسته‌ای ایران و مذاکرات ایران و آمریکا بر سر عراق، موجب خبرسازی و اظهارات مقامات بلندپایه‌ای در ایران و امریکا شد. ابتدا روزنامه انگلیسی فایننشال تایمز سفر او را در سال ۸۵ به امریکا و دیدار و رایزنی وی را با مقامات و سناتورهای امریکایی اعلام کرد. سفر در شرایطی که در پرونده هسته ای ایران بحران وجود داشت و اعلام مذاکرات ایران و آمریکا بر سر عراق اهمیت زیادی داشت. برخی معتقد بودند که او برای لابی گری درمورد پرونده هسته‌ای ایران به آمریکا رفته و توانسته است ارتباطات خوبی نیز برقرار کند. علی لاریجانی در این باره گفت: «از آنجایی که آمریکا به دیپلمات های ایرانی ویزا نمی دهد، ما از سفر محمد نهاوندیان به آمریکا استفاده کردیم تا مطالب مورد نظر خود را به محمدجواد ظریف نماینده ایران در سازمان ملل منتقل کنیم.»

برخلاف لاریجانی که در آن زمان به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی و مسئول پرونده هسته ای با محمود احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور و رئیس شورا در اصطکاک بود، وزارت خارجه رسماً اعلام کرد که سفر نهاوندیان شخصی است و هیچ ارتباطی به مناسبات دو کشور ندارد. رئیس جمهور وقت هم در کنفرانس مطبوعاتی خود از سفر نهاوندیان ابراز بی اطلاعی کرد.

از سوی دیگر کاندولیزا رایس وزیر خارجه وقت آمریکا در واکنش به این ماجرا گفت: «اعطای گرین کارت به محمد نهاوندیان نگران کننده است.» او محمد نهاوندیان را یک دیپلمات بلندپایه ایرانی نامید و گفت که آمریکا مجوز اقامت وی را باطل خواهد کرد. او افزود هنگامی که از این سفر آگاه شدیم، بسیار نگران شدیم. مجوز اقامت نهاوندیان در آمریکا باطل خواهد شد و ما در مورد علت اقامت وی در آمریکا و مبنای قانونی آن بررسی و سپس تدابیر مناسب را اتخاذ خواهیم کرد. رایس گفت هنگامی که  مطبوعات حضور این مقام ایرانی را در آمریکا خبر دادند دولت آمریکا غافلگیر شد. این امر زیر پا گذاشتن قوانین است. این مسئله تنها به شهروندان کشوری که با آمریکا رابطه دیپلماتیک ندارد مربوط نیست بلکه فراتر از این مسئله  است که وی یک دیپلمات بلندپایه است و اینک در آمریکا حضور دارد.

با این حال وزارت امنیت آمریکا اعلام کرد: هیچ دلیلی برای محروم کردن محمد نهاوندیان از ورود به آمریکا در ماه گذشته نداشته است. زیرا وی شهروند قانونی آمریکا است، اما تحقیقاتی برای بررسی نقض‌های احتمالی که می تواند به لغو گرین کارت این مقام منجر شده باشد، در حال انجام است. شان مک کورمک سخنگوی وزارت خارجه آمریکا اعلام کرد سفر نهاوندیان به آمریکا با هدف دیدار با مقامات آمریکایی صورت نگرفته است. او در پاسخ به این که نهاوندیان چگونه پا به خاک آمریکا گذاشته است، گفت: «راه‌های  متفاوتی برای ورود افراد به ایالات متحده وجود دارد.»

[۲]- ولایتی که خود در دهه شصت منتسب به انجمن حجتیه بود و به همین جهت با نطق تند احمد توکلی در مجلس اول شانس نخست وزیری را از دست داد، در دوران تصدی پست وزارت امور خارجه بسیاری از مدیران خود را از میان افراد منتسب به حجتیه برگزید. عباس سلیمی نمین در مصاحبه با روزنامه کیهان به تاریخ ۶/۲/۱۳۸۲، درباره عدم مقابله با نفود انجمن حجتیه در دستگاه دیپلماسی می گوید: «در مجلس سوم قانونی برای حذف حجتیه‌ای‌‌ها از مناصب عالی حکومتی تصویب کردند ولی برای مقابله با نفوذی‌های واقعی انجمن حجتیه به خصوص در وزارت خارجه و سفرای معروف کار مهمی نکردند.»

شاید نتوان اسامی افراد وابسته به حجتیه در امور خارجه دهه شصت و هفتاد را برشمرد اما فارغ التحصیلان علوی کم نیستند. از جمله این افراد، سید محمد صدر، سید محمد صادق و سید کمال خرازی هستند. سید علی نقی (مشهر به کمال) خرازی از دانش آموختگان نسل اول دبیرستان علوی به شمار می آید که در سالهای بعد هم رابطه خود را با مدرسه خفظ کرد. او در دولت هفتم و هشتم به عنوان وزیر امور خارجه مشغول به کار بود. (علوی به روایت حامیان مالی، همشهری ماه، شماره ۵۶، صص ۵-۱۸۴)  صادق خرازی نیز سفیر ایران در سازمان ملل متحد (۱۹۸۹ تا ۱۹۹۵) و کشور فرانسه (۲۰۰۲ تا ۲۰۰۶) و نیز معاون آموزش و پژوهش وزارت امور خارجه ایران در دولت اول خاتمی بوده است.

خانواده خرازی از این جهت در میان افراد وابسته به مدرسه علوی اهمیت دارند که حاج جعفر خرازی از اعضای هیئت مدیره مدرسه علوی از سال ۱۳۴۰ و مدیر دبستان علوی شماره دو بود.

[۳]- پدر نهاوندیان از خیرین بازار تهران بود که راه اندازی موسسات قرض الحسنه نیز نقشی موثر داشت. از همین روی نهاوندیان را باید در دسته نسل فرزندان بازاریانی قرار داد که حمایت مالی مدرسه نیز بر عهده داشته اند. (همانجا)

:::

۱۳ دیدگاه

  1. دانشجو :

    اگر واقعا انجمن حجتیه این افراد واقعا خدمتگزار را تربیت کرده است پس درود بر آن انجمن حجتیه .
    برادران محترم میزان حال فعلی افراد و عملکرد آنها است . این قدر بر طبل اتهام و برچسب زدن نکوبید . هر کس مدافع امام زمان ( ع) شد که حجتیه نیست >>

  2. یک منتقد :

    دوست بزرگوار و دانشجوی عزیز..
    حجتیه در بدو تأسیس برای خنثی نمودن بابی گری تشکیل گردید اما بعدها با توجه به فتوای بعضی از عوامل آن ( …) که پس از سال ۴۲ مبارزه با شاه را حرام اعلام نمود وارد فاز جدیدی گردید که طلاب طرفدار آن علنا در حوزه ها در مقابل اندیشه امام و یاران امام صف آرائی نمودند .
    حضرت امام در بیانیه اسفند ۶۷ میفرماید « خون دلی که پدر پیر شما از متحجرین و حجتیه خورد از نااهلان نخورد » و همچنین میفرماید « هرگز اجازه ندهید کشور به دست این نااهلان بیفتد » .
    لازم به ذکر است که پس از نهضت ۴۲ امام خمینی و مخالفتهای علنی حجتیه با این نهضت بسیاری از کسانی که قبلا تمایلی به حجتیه داشتند ، در دنباله روی از اندیشه امام ، از حجتیه جدا و از آن برائت جستند مانند همین محمد نهاوندیان ، ولایتی ، میرسلیم ، سروش و خیلی های دیگر و کسانی که بر آن اندیشه ماندند پس از پیروزی انقلاب تا زمان رحلت امام در انزوا قرار داشتند .

  3. عابد :

    برادران گرامی
    هر انجمن و سازمانی دارای نقاط قوت و ضعف است . به هرحال آن انجمن به تعبیر استاد جعفریان و بسیاری از بزرگان مملکت خدمات بسیاری به این مملکت و امام زمان ( ع)کرده است که نبایستی فراموش شود . بسیاری از اتهامات منتسب به آن انجمن بدون سند ومدرک است و صرفا مبتنی بر اصل بی اعتبار ” می گویند ” استوار است . آن انجمن در کجا مبارزه با شاه را حرام اعلام کرده است . اصولا آن انجمن صادر کننده فتوا نبوده است . مثلا شایعه برگزاری جشن نیمه شعبان سال ۵۷ که اسناد منتشره نشان میدهد آن انجمن از بیانیه امام خمینی ( ره) در عدم برگزاری جشن کاملا حمایت و دفاع کرده است .

  4. [...] قبلی این سلسله گزارش‌ها با عنوان «محمد نهاوندیان؛ مرید کرباسچیان و عضو حجتیه!؟» به بررسی این ادعا پرداخت و البته ‌نتیجه‌گیری نهایی را [...]

  5. [...] قبلی این سلسله گزارش ها با عنوان «محمد نهاوندیان؛ مرید کرباسچیان و عضو حجتیه!؟» به بررسی این ادعا پرداخت و البته نتیجه گیری نهایی را به [...]

  6. علی :

    به نظر من بسیاری از مراجع تقلید همچون آیات عظام خویی، بروجردی، گلپایگانی، قمی، شیرازی و…مواضعی دقیقا شبیه انجمن حجتیه در مورد انقلاب و ولایت فقیه داشته اند بلکه بهتر است بگوییم تنها مرحوم امام نظری متفاوت با دیگران داشته است از این مطلب دو نتیجه گرفته می شود: ۱- فراگیری و نفوذ انجمن در بین تمام مراجع ۲- مظلومیت غربت و تنهایی امام خمینی به همین دلیل بود که نظام به درستی نزدیکان انجمن و مراجع را از رسیدن به مناصب حکومتی و دخالت در سیاست بازداشت و از بسیجیان غیور و شهادت طلب و متعهد در اداره امور بهره برد….

  7. احمد :

    با سلام و تشکر
    هرچند سعی شده بود تا مقاله بدون سوگیری و جهت گیری منفی نوشته شود اما به عنوان فردی که مرحوم استاد علامه را به خوبی می شناخت می گویم ایشان نه انجمنی بود نه با آنها همراه بود.
    در دوره ی قبل انقلاب تنها گروهی که تربیت دینی منسجم و سازماندهی شده و قوی داشتند انجمن حجتیه بود. برای همین ایشان برخی از شاگردان (نه همه را) به این انجمن فرستاد چون زمینه و علاقه مبارزه با بابی گری و بهائیت را داشتند. اما متاسفانه با بازگشت این افراد به داخل مدرسه کم کم نیروهای انجمنی را نفوذ دادند به طوریکه اندیشه های خود مرحوم علامه تحت الشعاع قرار گرفت. اخلاص و پایبندی این بزرگمرد که از شاگردان برجسته مرحوم آیت الله العظمی بروجردی بود بی نظیر است. این را از مصاحبه های افراد مختلف در مورد ایشان می توان دریافت. حرکت خالصانه ایشان که با ورود حضرت امام به ایران با تشویق ایشان مواجه شد و مورد تشویق و تقدیر قرار گرفت چیزی فرای جناح گرایی و حزب گرایی های امروز است.
    امروزه انجمن حجتیه ایشان را فردی بی ولایت می خواند (البته نه علنا) و از اینکه ایشان در درسهای خود از اشعار حافظ و مولوی و کلام فلاسفه استفاده می کرد کاملا منزجر هستند. مشی فکری علامه با حضرت امام بسیار نزدیک بود، اما از لحاظ عملی، برخلاف امام راحل که معتقد به حرکت اجتماعی و توده های مردم بودند، قاظل به فردسازی و تربیت نیرو بود. ایشان به کیفیت کار بسیار اهمیت می داد و کمیت برایش ارزشی نداشت. چرا که معتقد بود اگر چهار نفر درست تربیت شوند همانها افراد بسیاری را تربیت می کنند. به همین جهت مدتی با برخی مسئولین مدرسه از جمله آقای روزیه دچار مشکل شد و چند سالی در مدرسه حضور نیافت.
    هرچند در مقاله تان سعی کردید نتیجه گیری نداشته باشید و در سخن در مورد آقای نهاوندیان از حیطه منطق و حقیقت خارج نشوید، اما احساس می کنم هیچکدام از دلایلی که آوردید و اتهامات ضمنی که به ایشان زدید خدشه ای به قدرت علمی و کاری ایشان وارد نمی کند. هم مرحوم استاد علامه و هم انجمن حجتیه در یک نقطه مشترکند: تربیت بهترین نیرو. چیزی که متاسفانه هنوز ما در میان بچه های انقلابی مشابه آنرا سراغ نداریم. (مگر در دانشگاه امام صادق، آنهم نه به قدرت و شدت علوی)

  8. یحیی :

    علامه اصلا و ابدا انجمنی نبود. بلکه منتقد شدید دو محور اصلی تفکر انجمن حجتیه یعنی «مخالفت با فلسفه و عرفان» و «عدم پایبندی به اتحاد اسلامی و تقیه» بود.
    تنها وجه شباهت علامه و انجمن، همراه نبودن صریح با مبارزات انقلاب اسلامی است. (که آن هم دلایلی دارد و توجیهاتی)
    آقای نهاوندیان را هم از نزدیک می شناسم. از آسیب های انجمن حجتیه به دور است.
    ما که می خواهیم از دولت انتقاد کنیم چرا به دلایل اینقدر دور متوسل می شویم؟! این همه بهانه ی بهتر از این حرف ها هست!
    و لا یجرمنّکم شنئان قومٍ علی أن لا تعدلوا.

    • محمد :

      سلام
      در مورد محور اول کاملا درست فرمودید.
      در مورد محور دوم اتفاقا انجمن هم کاملا به تقیه معتقد و پایبند بوده و هستند.

  9. مهدی :

    این گونه اظهار نظر درباره مرحوم علامه کرباسچیان و مجموعه زیر نظر ایشون یعنی مدرسه علوی واقعا بی انصافیه.
    درحال حاضر شاگردان مرحوم علامه و مرحوم روزبه در پست های مهم کشور در حال خدمت رسانی هستن.
    تربیت این تعداد افراد متخصص و متدین که در حال حاضر باعث افتخار این کشورن و به این ملت و نظام خدمت میکنن کاریه که شاید بسیاری از افراد مدعی نتونستن و نمیتونن اونو انجام بدن.

  10. سید رشتی :

    والا تو این مملکت تا یک کسی یکم محبوب میشه داستان و بر چسب شرو میشه خیلیا پول میگیرن که سیاست انگلیس رو تو مملکت اجرا کنن همون که اختلاف بنداز و حکومت کن واقعا مسخرس خیلی از بزرگا این مملکت میدونن که علامه ثانی نداشته و نداره اما حسادت ترکوندشون بعدم سیاست پدر مادر نداره که به هر کی هر چی می خوان می چسبونن

  11. محمد :

    انجمن حجتیه تشکیلاتی کاملا غیر سیاسی بود. مثل انجمن خوشنویسان یا مثلا انجمن فیزیک دانان یا . . .
    لذا اصلا جای تعجب ندارد که همانطوریکه دوستان فرمودند افرادی با طیف فکر سیاسی بسیار مختلف در این انجمن عضو بودند و به ” مبارزه فرهنگی”( با تاکید بر کلمه فرهنگی ) با انحرافات دینی بوجود آمده در جامعه مشغول بودند. در آن زمان که سعی بهاییت در حذف نام امام عصر (عج) از جامعه بود؛ این طیفهای سیاسی مختلف زیر لوای تعالیم مرحوم حلبی همت خود را مصروف اعتلای نام مقدس حجت خدا و تلاش برای رفع شبهات فکری و اعتقادی مبلغان بهایی نمودند.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

2 + 8 =