۱۲:۲۸ - ۱۳۹۲/۱۱/۵ یک استاد سطح عالی حوزه:

مفهوم «حمد» و گوشه ای از نگاه عرفانی امام خمینی

غرویان درباره گزاره دیگر امام خمینی در همین نامه درباره ارزش کتب عرفانی که «کتب مذکور با همه قدر و منزلتی که دارند و کمکهای بسیار ارزنده‌ای به معرفت قرآن کریم - سرچشمه فیّاض معرفة الله و کتب ادعیه ائمه معصومین، صلوات الله و سلامه علیهم اجمعین، که آنها را حقّاً قرآن صاعد باید خواند و احادیث آن بزرگواران - می‌کنند، حلاوت و لطافت و جامعیت اسرار کتاب الهی را ندارند.»

مبارزه (رسانه تحلیلی خبری دانشجویان خط امام): این گزاره که همه حمدها به خداوند بر می گردد؛ از بلندترین مفاهیم عرفانی است که البته اهل فن آن را می فهمند و درک می کنند.

حجت‌الاسلام والمسلمین غرویان با بیان این مطلب درباره یکی از نامه های عرفانی امام خمینی به دکتر فاطمه طباطبایی (همسر حاج احمدآقا) گفت:براساس نظر عرفانی امام خمینی چه ما بخواهیم و چه نخواهیم و چه توجه داشته باشیم یا نه، حمد و ستایش نهایتا به خداوند برمی‌گردد و حمد واقع نمی‌شود جز برای خداوند. این است که اگر کسی همین معنای الحمدلله را درست بفهمد و بداند که همین الف و لام (ال) در واژه “الحمدلله” برای جنس است و افاده بر عموم می‌کند یعنی همه حمدها از آن خداست و لاغیر و این براساس همان نگاه عرفانی و توحیدی حقیقی است که در عرفان حضرت امام (ره) متجلی است.

وی در تفسیر این گزاره امام خمینی که «اگر عارف صاحب سری در الْحَمْدُ لِلَّهِ با قدم صاحب ولایت غور کند می‌یابد که در عالم هستی غیر از الله چیزی و کسی نیست که اگر بود حمد مختصّ به ذات الوهی نبود (تو خود حدیث مفصّل بخوان از این مجمل)» اظهار کرد: مراد حضرت امام (قدس سره) این است که اگر در عالم هستی برای هرکسی حمد و ستایشی داشته باشیم، آن ستایش ستایش وجهی از وجوه خداوند است. از این رو همه حمد‌ها به او برمی‌گردد نهایتا این حمد و ستایش به خداوند متعال برمی‌گردد و علتش این است که همه مخلوقات، موجودات و ممکنات عالم به واجب‌الوجود منتهی می‌شوند و اساسا بر مبانی وحدت وجودی که در عرفان امثال محیی‌الدین و عرفان خود امام مطرح است همه عالم هستی درحقیقت تجلیات ذات خداوند متعال است. بنابراین اگر برای هرکسی حمدی بگوییم و تشکر کنیم و ستایشی از وی داشته باشیم، خدا را ستایش کردیم و ازقضا این موضوع از بلندترین کلمات عرفانی است که البته اهل فن البته این‌ها را می‌فهمند و درک می‌کنند.

غرویان درباره گزاره دیگر امام خمینی در همین نامه درباره ارزش کتب عرفانی که «کتب مذکور با همه قدر و منزلتی که دارند و کمکهای بسیار ارزنده‌ای به معرفت قرآن کریم – سرچشمه فیّاض معرفة الله و کتب ادعیه ائمه معصومین، صلوات الله و سلامه علیهم اجمعین، که آنها را حقّاً قرآن صاعد باید خواند و احادیث آن بزرگواران – می‌کنند، حلاوت و لطافت و جامعیت اسرار کتاب الهی را ندارند.» گفت: کتاب مقدس ما “قرآن” ظاهر و باطنی دارد و احتیاج به تفسیر دارد. ما معتقد هستیم که قرآن کتاب جاودانه‌ای است که در آن از رطب و یابس هرچه هست در آن وجود دارد و باید با غواصی در این اقیانوس عمیق، دُرها و جواهر ناب را از آن استخراج کرد؛ اما کسانی می‌توانند مفسر قرآن باشند که همه معارف اسلامی در کتاب و مبتنی بر سنت، عقل را دانسته و بر فقه، کلام و اصول تسلط داشته باشند.

وی امام خمینی را چنین شخصیتی توصیف کرد و گفت: در دیدگاه عرفانی ایشان کسانی می‌توانند عرفان و فلسفه به معارف قرآن ارجاع دهند که از جامعیتی در این عرصه برخوردار باشند. آنگاه که عارف متون آیات قرآن و ظرایف و دقایق آنها را به خوبی فهمیده باشند می‌تواند قرآن را به عنوان شاخص مباحث عرفانی مطرح کنند.

 

منبع: جماران

:::::

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

+ 14 = 24