۰۸:۱۵ - ۱۳۹۳/۰۳/۳۱ داستان آخوندهای درباری (1):

سید حسن امامی، آخرین امام جمعه طاغوت

آخوندهای درباری که امام در نظر داشته اند به یکی و دو مورد محدود نمی شود اما می توان یکی از مصادیق بارز آن را در خاندان «امام جمعه» دید. خاندانی که نسل اندر نسل امام جمعه تهران بودند و با حاکمان وقت روابط حسنه برقرار کرده و در تحولات سیاسی و اجتماعی کشور پشت قدرت حاکم را خالی نکردند.

emami seyed hasanمبارزه (رسانه تحلیلی خبری دانشجویان خط امام): ماجرای «آخوندهای درباری» غصه پرغصه دین اسلام است که برخلاف اهل تسنن – به واسطه اتصال روحانیت مذاهب مختلف پیرو سنت به دولت‌ها – در مذهب تشیع شکل متفاوتی داشته و مورد انتقاد نظریه‌پردازان روحانی و غیرروحانی در دوان معاصر همچون امام خمینی (با عنوان «آخوندهای درباری» و دکتر علی شریعتی (با عنوان «تشیع صفوی») قرار گرفته است. آنچه می‌خوانید بخش نخست از سلسه مطالب انتقادی سایت مبارزه در باب آسیب‌شناسی نهاد روحانیت شیعه در تاریخ معاصر است که به قلم سید مرتضی ابطحی (طلبه حوزه علمیه قم و دانش‌آموخته کارشناسی ارشد تاریخ) و به نقل از وبلاگ تورجان بازنشر داده‌ می‌شود.

بخش دوم از این سلسه مطالب که حاصل تلاش سرویس‌های «تاریخ» و «حوزه» سایت مبارزه است، در روزهای آتی خواهید خواند:

سید مرتضی ابطحی: یکی از تندترین تعابیر علنی امام خمینی درباره «آخوندهای درباری» را می توان در کتاب ولایت فقیه ایشان که مجموعه دروس ولایت فقیه در نجف اشرف است خواند: «اینها از فقهای اسلام نیستند. و بسیاری از اینها را سازمان امنیت ایران معمم کرده تا دعا کنند. اگر در اعیاد نتوانست به زور و جبر ائمه جماعات را وادار کند که حضور یابند، از خودشان داشته باشند تا «جلّ جلاله» بگویند! اخیرا لقب «جلّ جلاله» را به او داده اند! اینها فقها نیستند؛ شناخته شده اند؛ مردم اینها را می شناسند. این ها دین شما را از بین می برند. این ها را باید رسوا کرد تا اگر آبرو دارند در بین مردم رسوا شوند؛ ساقط شوند. اگر اینها در اجتماع ساقط نشوند، اما زمان را ساقط می کنند؛ اسلام را ساقط می کنند. باید جوان های ما عمامه ی این ها را بردارند. عمامه این آخوندهایی که به نام فقهای اسلام، به اسم علمای اسلام، اینطور مفسده در جامعه ی مسلمین ایجاد می کنند باید برداشته شود. من نمی دانم جوان های ما در ایران مرده اند؟ کجا هستند؟ ما که بودیم اینطور نبود؟ چرا عمامه های اینها را برنمی دارند؟ من نمی گویم بکشند، اینها قابل کشتن نیستند؛ لکن عمامه از سرشان بردارند. مردم موظف هستند، جوانهای غیور ما در ایران موظف هستند که نگذارند این نوع آخوندها(جل جلاله گوها) معمم در جوامع ظاهر شوند و با عمامه در بین مردم بیایند. لازم نیست آنها را خیلی کتک بزنند، لیکن عمامه هاشان را بردارند. نگذارند معمم ظاهر شوند؛ این لباس شریف است. نباید بر تن هر کسی باشد. عرض کردم که علمای اسلام از این مطالب منزه اند و در این دستگاه ها نبوده و نیستند. و آنهایی که به این دستگاه وابسته اند، مفتخورهایی هستند که خود را به مذهب و علما بسته اند، و حسابشان اصلا جداست و مردم آنها را می شناسند.»(۱)

سید زین العابدین امام جمعه داماد ناصرالدین شاه و امام جمعه تهران

آخوندهای درباری که امام در نظر داشته اند به یکی و دو مورد محدود نمی شود اما می توان یکی از مصادیق بارز آن را در خاندان «امام جمعه» دید. خاندانی که نسل اندر نسل امام جمعه تهران بودند و با حاکمان وقت روابط حسنه برقرار کرده و در تحولات سیاسی و اجتماعی کشور پشت قدرت حاکم را خالی نکردند. امام جمعه های تهران از نسل آیت الله «میرمحمدصالح خاتون آبادی» اصفهانی بودند. منصب امامت جمعه از زمان صفویه در اصفهان به این خاندان سپرده شد و از آن پس این خاندان به خاندان «امام جمعه» شهرت یافت. سید زین العابدین امام جمعه داماد ناصرالدین شاه قاجار و امام جمعه تهران، از نوادگان میر محمد مهدی خاتون آبادی بود. وی در سال ۱۲۸۳ پس از بازگشت از زیارت خانه خدا در سن ۶۳ سالگی از دنیا رفت.(۲) سید زین العابدین  ارتباط خوبی با علمای عراق داشت. نامه نگاری وی در جریان تحریم تنباکو از جانب میرزای شیرازی از سندهای تاریخی به شمار می رود. میرزا وی را با عنوان «جناب مستطاب ملاذالانام ظهیر الاسلام آقای امام جمعه سلّمه الله» مورد خطاب می دهد.(۳) ارتباط خوب امام جمعه و مرجعیت دینی زمان، باعث تثبیت حاکمیت در نگاه میرزای شیرازی بود: «همین قدر عرض می کنم و لازم دانستم که جسارت کنم که قلب مبارک شاهنشاه اسلام پناه راضی به این قبیل امورات که عرض شده و می شود نبوده و نیست و هرگز به این که کفر به اسلام غلبه پیدا نماید نبوده و نیست و نخواهد بود. و همچنین جناب احل زیر اعظم دام علاه که در این جوانی معرّی و مبری از کافه معاصیست و مطیع شرع و شریعت، و اخلاصی نسبت به سادات خاصّة دارد.»(۴)

سید ابوالقاسم امام جمعه داماد مظفرالدین شاه و امام جمعه تهران

با فوت سید زین العابدین منصب امامت جمعه به فرزند ارشد وی سید ابوالقاسم که داماد مظفرالدین شاه نیز  بود محول شد. ازدواج وی با دختر مظفرالدین شاه بحث برانگیز بود. ازدواج وی با دختر مظفرالدین شاه پس از مهاجرت اول علما به حرم عبدالعظیم حسنی (ع) صورت گرفت. «در همان روزها بود که اما جمعه داماد شاه گردید. موقرالسلطنه که به آزادی خواهان پیوسته و به بدخواهی با شاه شناخته شده بود، در زمان سفر بازپیسن شاه به اروپا که محمد علیمیرزا «نایب السلطنه» گردید، با دستور او موقر را گرفتند و نگه داشتند وبا زور زنش را رها گردانیدند. ملایان این رهایی را زورکی دانسته و چنین می گفتند او را به شوهر دیگری نتوان داد و از حاجی شیخ فضل الله که رهایی در نزد او انجام گرفته بد بد می گفتند. این زمان او را به امام جمعه دادند و عقد را هم حاجی شیخ فضل الله خواند.»(۵) وی تحصیل کرده نجف بود(۶) و از سال ۱۳۱۹ تا  ۱۲۸۸ عهده دار منصب امامت جمعه تهران شد(۷) آنگونه که ناظم الاسلام کرمانی روایت می کند وی بدون داشتن صلاحیت علمی لازم اقدام به انتشار رساله عملیه نمود.(۸)

سید ابوالقاسم امام جمعه و برادرش سید جواد ظهیر الاسلام

مسجدشاه در تهران محل برگزاری نماز جمعه بود. «مسجد شاه … بهترین مساجد طهران واقع گردید و این مسجد محل بست و مأمن مظلومین بود.»(۹) مشروطه خواهان در چند مورد به بست نشینی در این مسجد اقدام نمودند و در مواردی این مسجد محل اجتماعات مردمی در حرکات اعتراضی بود. مدیریت اصلی مسجد شاه با شخص امام جمعه بود و اگر کسی توجه کافی به امام جمعه نمی کرد مورد عتاب وی قرار می گرفت. رد پای سید ابوالقاسم در مخالفت با مشروطه خواهان به روشنی در تاریخ ضبط شده است. حمایت چشمگیر وی از پادشاهی مظفرالدین شاه و محمد علی شاه به یک یا دو مورد محدود نیست. تصمیم علما برای بست نشینی در زاویه مقدسه عبدالعظیم حسنی (ع) پاسخی بود به واقعه ای که با طرح ریزی وی در مسجدشاه اتفاق افتاد. در این مجلس سید جمال واعظ سخنرانی تندی علیه علاء الدوله نمود به طوری که امام جمعه به شدت با وی برخورد کرد و بین هواداران امام جمعه و مشروطه خواهان درگیری به وجود آمد.(۱۰) سید ابوالقاسم  ۲۷ تیر ۱۲۸۸ توسط مجلس عالی مشروطه خواهان از منصب امامت جمعه تهران عزل شد.(۱۱) وی پس از نشستی که در باغشاه در ۲۲ آبان ۱۲۸۷ برگزار شده بود به همراه شیخ فضل الله نوری و برادرش سید جواد ظهیر الاسلام در عریضه ای از محمدعلی شاه خواسته بودند از مشروطه صرف نظر کند.(۱۲)

سید جواد ظهیر الاسلام فرزند سید زین العابدین امام جمعه در اواخر عمر

حاج سید جواد فرزند دیگر مرحوم امام سید ابوالفضل امام جمعه و خواهر زاده مظفرالدین شاه بود که پس از فوت پدر، لقب ظهیر الاسلام گرفت. (۱۳) ظهیرالاسلام نیز همچون برادر بزگترش سید ابوالقاسم، مخالف مشروطه بود و پس از خلع محمدعلی شاه در ۴ مرداد ۱۲۹۰ به همراه عده ای دیگر از مخالفان مشروطه چون امین الدوله و مجد الدوله دستگیر شد.(۱۴) وی برای دوره ای نیابت تولیت آستان مقدسه رضوی را به عهده داشت اما به دستور احمدشاه در ۲۰ خرداد ۱۳۰۰ از این منصب خلع شد.(۱۵) چند ماه بعد وی به همراه گروهی دیگر به جرم طرح سوء قصد علیه سردار سپه و قوام السلطنه به زندان افتاد.(۱۶) اما با تمام این احوال وجاهت شخصی و خانوادگی ظهیرالاسلام به حذف وی از صحنه سیاست کشور نیانجامید. وی در ۱۳۱۱ در افتتاحیه مجلس نهم حاضر بود(۱۷) ظهیرالاسلام عضو هیئتی بود که ۱۸ آذرماه ۱۳۰۶ به قم رفتند تا درباره قانون نظام وظیفه عمومی و پاره ای از مسائل با علما مذاکره کنند. عبدالحسین تیمورتاش و سید محمد امامی امام جمعه وقت تهران نیز در این هیأت بودند. (۱۸)

سید محمد امام زاده

دیگر امام جمعه معروف، سید محمد امام زاده فرزند سید زین العابدین امام جمعه تهران بود. وی به جای برادرش سید ابوالقاسم امام جمعه تهران شد و سی و شش سال امام جمعه تهران بود و در سال ۱۳۲۴ درگذشت.»(۱۹) سید محمد علیرغم برادر بزرگش، مشروطه خواهی سرشناس بود. وی در هیأت ۲۸ نفره ای قرار داشت که پس از سقوط محمدعلی شاه در تیرماه ۱۲۸۸ اداره کشور را به عهده گرفتند.(۲۰) وی در عین حال عضو هیئتی بود که برای محاکمه مخالفان مشروطه تشکیل شد و حکم به اعدام شیخ فضل الله نوری صادر نمود.

سید حسن امامی امام جمعه تهران و محمد رضا شاه

با فوت سید محمد، منصب امامت جمعه به فرزند سید ابوالقاسم یعنی سید حسن امامی رسید. سید حسن امامی علاوه بر اخذ درجه اجتهاد در نجف، علم حقوق را در سوییس آموخته بود و به ایران آمد و عهده دار منصب امامت جمعه گشت. یک روز پس از نطق آتشین دکتر مصدق(شوهر عمه اش) در اعتراض به دخالت در انتخابات پانزدهم مجلس شورای ملی توسط قوام، وی در دی ماه ۱۳۲۵ به همراه عده زیادی از معاریف همچون محمد مصدق، دکتر احمد متین دفتری، سید مهدی فرخ و آیت زاده شیرازی با تحصن در دربار به وضعیت انتخابات اعتراض کرد که البته این تحصن نتیجه ای نداد.(۲۱)

سید حسن امامی امام جمعه تهران در حال ادای احترام به محمدرضا شاه

چهار سال بعد یعنی در ۳۰ مرداد ۱۳۲۹ وی با ضربات دشنه مورد سوء قصد قرار گرفت و پس از آن سر و صورت وی فلج شد.(۲۲) سید حسن در مجلس هفدهم در انتخابات مجلس پیروز شد ولی در ۱۸ اردی بهشت ۱۳۳۱ تصویب اعتبارنامه وی در مجلس تشنج آفرین شد.(۲۳) اعتبار نامه امامی با تمام بحث ها تصویب شد و وی در ۱۰ تیرماه همان سال با ۳۹ رأی از ۷۶ رأی به ریاست مجلس برگزیده شد.(۲۴) اما ریاست وی یک ماه هم نپایید و ۳۱ تیرماه پس از قضایای ۳۰ تیر از سمت خود کناره گیری کرد.(۲۵) وی در ۱۵ مرداد همان سال تهران را به مقصد اروپا ترک کرد. (۲۶)

سید حسن امامی امام جمعه تهران

سید حسن امامی پس از آن دیگر حضور فعالی در صحنه سیاست نداشت. تمرکز اصلی وی بر روی تدریس و تألیف در علم حقوق بود. گاه در بین حقوقدانان ایران از وی به پدر علم یاد می شود و کتب وی در زمینه علم حقوق به عنوان منبع اصلی به شمار می رفته است. آن گونه که  حسین شاه حسینی از معمّرین تهران و فعالین نهضت مقاومت ملی می گوید: «سید حسن امامی در اعیاد به طور جدا از گروه روحانیون به مراسم «سلام» می رفت و عید را به شاه تبریک می گفت. وی سال های آخر عمرش را در خانه شخصی اش در سوییس به سر برد و در سال ۱۳۵۸ در همان جا نیز از دنیا رفت. اموال وی در ایران پس از انقلاب مصادره گشت.»

توضیح فیلم: سید حسن امامی در مراسم یکصدمین سالگرد تولد رضا شاه در مقبره وی در نزدیکی حرم عبدالعظیم (ع) حسنی، اسفند ۱۳۵۶. مقبره رضا شاه پس از انقلاب به دست آیت الله خلخالی تخریب شد و به جای آن حوزه علمیه ای در آن مکان بنا گردید.

این فیلم را می توانید از اینجا دانلود کنید.

——

  1. ولایت فقیه/ امام خمینی/ ص۱۳۶ و ۱۳۷
  2. روزشمار تاریخ ایران: از مشروطه تا انقلاب اسلامی – باقر عاقلی – ج۱  – ص ۲۱
  3. تاریخ بیداری ایرانیان- ناظم الاسلام کرمانی – مقدمه-ص۳۳
  4. همان-ص ۳۲
  5. تاریخ مشروطه – کسروی- ص ۶۵
  6. روزشمار تاریخ ایران: از مشروطه تا انقلاب اسلامی- باقر عاقلی – ج۱  – ص ۲۱
  7. همان- ص ۲۲۷
  8. تاریخ بیداری- ناظم الاسلام کرمانی –  ج ۲- ص ۲۸۰
  9. همان – ص ۲۷۹
  10. تاریخ مشروطه – کسروی- ص ۶۰
  11. روزشمار تاریخ ایران: از مشروطه تا انقلاب اسلامی- باقر عاقلی – ج۱  – ص۶۵
  12. همان -ص ۵۶
  13. همان – ص ۲۱
  14. همان – ص ۸۲
  15. همان – ص ۱۵۵
  16. همان – ص ۱۶۲
  17. همان – ص ۲۷۰
  18. همان – ص ۲۲۷
  19. همان – ص۶۵
  20. همان – ص ۶۳
  21. همان – ص ۴۰۰
  22. همان – ص ۴۳۷
  23. همان – ص ۴۶۴
  24. همان – ص ۴۶۶
  25. همان – ص ۴۶۸
  26. همان – ۴۷۱

    ::::

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

80 + = 86