۱۸:۵۰ - ۱۳۹۶/۰۸/۲۳ مسعود بزم آرا

در حصار اسلام سنتی

بیش از 14 قرن از عصر نزول دین اسلام می گذرد و در طی گذر زمان جوامع ، فرهنگ ها و اقتضائات زمانی و مکانی تحولات اساسی و بنیادینی در خود دیده و به اشکال گوناگونی در آمده اند . از جمله بارزترین ویژگی های که پیروان دین اسلام همواره برای این مذهب قائل می شوند همه زمانی و همه مکانی بودن آن است. براستی شرط ماندگاری و پویایی دین اسلام چه چیزی است ؟ اجتهاد رمز این جاودانگی است.

مبارزه(رسانه تحلیلی خبری دانشجویان خط امام)-مسعود بزم آرا:
بیش از ۱۴ قرن از عصر نزول دین اسلام می گذرد و در طی گذر زمان جوامع ، فرهنگ ها و اقتضائات زمانی و مکانی تحولات اساسی و بنیادینی در خود دیده و به اشکال گوناگونی در آمده اند . از جمله بارزترین ویژگی های که پیروان دین اسلام همواره برای این مذهب قائل می شوند همه زمانی و همه مکانی بودن آن است. براستی شرط ماندگاری و پویایی دین اسلام چه چیزی است ؟ اجتهاد رمز این جاودانگی است.

اجتهاد یعنی تمییز احکامی که مطابق مقتضای زمان و مکان و شرایط عصر نزول تشریع شده اند از احکام ثابت و دائمی شرعی. و وظیفه مجتهد عالم به دین و آشنا به زمانه خویش زدودن عرضیات ( اقتضائات زمانی و مکانی) از ذات (‌فلسفه وجودی) احکام و تطبیق آن با شرایط کنونی و صدور حکم متناسب با این دوران است. زمان و مکان دو عنصر تعیین کننده در اجتهادند، یعنی هر زمان و مکانی دارای خصوصیات و ویژگی هایی است که با آن ویژگی ها موضوع تغییر کرده و در نتیجه حکم پیشین نیز تغییر می کند؛ مثلا مسئله ای که در زمان های گذشته حکم ویژه ای داشته است، ممکن است در روابط حاکم بر سیاست و اجتهاد و اقتصاد یک نظام حکم جدیدی پیدا کند، بدان معنا که با شناخت دقیق روابط اقتصادی و اجتماعی و سیاسی همان موضوع واقعا صورت موضوع جدید پیدا می کند و قهرا حکم جدیدی می طلبد .
اجتهادی که امام خمینی آن را “فقه پویا” نامید و مخالفان آن را مقدس نماهایی خواند که با تنگ نظری خود به دنبال از بین بردن تمدن جدید و بازگشت مردمان به صحراها و کوخ نشینی اند. (‌بنگرید به نامه امام(ره) به آیت الله قدیری در خصوص آلات موسیقی و شطرنج)

اسلام سنتی (تاریخی) قرائتی از اسلام است که متن کتاب مقدس و سیره نبی(ص) را به مثابه احکام ثابت ،‌فرا زمانی و فرا مکانی تلقی کرده ، بهترین شرایط را شرایط دوران پیامبر دانسته و معتقد است که احیای دین معنایی جز بازسازی همان شرایط و مقتضیات و مناسبات صدر اسلام ندارد. گویی قالب و صورت اصیل اسلام ، قالب و صورت زمان بعثت است و به میزانی که از آن گذشته مقدس دور می شویم و از آن شرایط تاریخی فاصله میگیریم از اسلام اصیل و واقعی دور شده ایم. بدیهی است که چنین دیدگاه متحجرانه ای باعث تقابل جدی فی مابین دین و دنیای مدرن شده و اگر برای حل این معضل چاره ای اندیشیده نشود خدشه بزرگی بر ادعای همه زمانی و همه مکانی بودن اسلام وارد خواهد گشت.

“خانواده بنیتا برای قصاص قاتل دختر ۷ ماهه خود باید تفاضل دیه نفس بین مرد و زن را پرداخت کنند. ”
از سه منظر به بررسی احکام صادره این چنینی می پردازیم :

تعداد بسیاری از احکام اسلام احکامی تاییدی ( امضایی)‌هستند و نه تاسیسی. بدین معنا که قبل از شریعت نیز در جامعه انسانی وجود داشته اند و نظام اجتماعی و اقتصادی جامعه مبتنی بر آنهاست و شارع مقدس اسلام نیز آنها را امضا و تایید کرده است. حکم دیه نفس از جمله آنهاست . شاه ولی الله دهلوی در کتاب “حجه الله البالغه” می نویسد : “خون بها در زمان عبدالمطلب ده شتر بود پس وقتی دید که قوم دست از کشتار باز نمی دارند آن را به صد شتر بالا برد رسول خدا آن را باقی گذاشت” از آنجایی که این قبیل احکام مطابق عرف و هنجار زمانه صادر شده اند ، در زمره احکام ثابت و دائمی قرار نگرفته و بسته به اقتضائات جوامع در ادوار گوناگون قابلیت اصلاح و یا تغییر را دارند.

اختلاف میزان دیه نفس مرد و زن در عصر نزول بر فرض جایگاه “فطری” پایین تر زن نسبت به مرد معین نشده است بلکه این تفاوت بنا بر موقعیت اقتصادی وی و بنا بر جایگاهی که در ساختمان اجتماعی زمانه خویش داشته تعیین گردیده است. زن در ساختار اجتماعی آن دوران با توجه به عوامل متعددی چون “قدرت فیزیکی”،”مسائل اقتصادی و معیشتی”و “فرهنگ قالب ” نسبت به مرد در جایگاه پایین تری قرار داشت. ذکر این نکته خالی از لطف نیست که این تبعیض جنسیتی تنها مختص به دین اسلام و ۱۴ قرن پیش نبوده و در قاره ای چون اروپا نیز تا یک قرن پیش زن در جایگاه اجتماعی پایین تری نسبت به مرد قرار داشت و از حق رای محروم بود. اما مقتضای جهان جدید چیز دیگری است.در جهان جدید جنسیت دیگر عامل تبعیض نیست . قواعد آن دوران تبدیل به استثنائات عصر جدید شده و قواعد دیگری بر ساختار اجتماعی جوامع حاکم گردیده است. قدرت تفکر و تعقل جای خود را به قدرت فیزیکی داده ، مسائل اقتصادی و معیشتی دیگر تنها به عهده مردان نیست و فرهنگ قالب بر جوامع نیز ماهیتا دچار دگرگونی شده است و دیگر همچون آن دوران به زن به چشم عضو درجه دوم در ساختار اجتماعی نگریسته نمی شود.

احکام دینی باید “عادلانه” باشند .عدل امری دینی نیست بلکه دین (‌و احکام دینی) باید عادلانه باشد.ما عدالت را از دین نمیگیرم بلکه دین را به دلیل عدالت قبول می کنیم بطوریکه اگر دینی ضد عدل باشد ما آن را دین نمی دانیم و مقبول نمی شماریم. علاوه بر آن تعریف عدالت درکی عصری است و نمی توان یک بار برای همیشه مصادیق آن را معین کرد بلکه مفهومی است قابل تجدید نظر که در هر بازه ای از تاریخ (زمانی و مکانی) تغییر می کند. تنافی حکمی با ضوابط عدالت در این عصر با مرجوحیت در قبال راه حل های عصر جدید کاشف از موقت بودن،غیر دائمی بودن و به یک معنی منسوخ شدن چنین احکامی است . طبق این اصل ممکن است احکامی که طبق مفاهیم آن زمان عادلانه و منصفانه تلقی می شدند سنخیتی با عدالت مورد تعریف امروزی نداشته باشند و صفت عادلانه بودن از آنها ساقط شود. یک نمونه ملموس این چنینی اعدام مجرمان و تبهکاران بوسیله گیوتین در زمان انقلاب فرانسه است. گیوتین که امروزه نماد وحشت و قساوت است در روزگاری نه چندان دور نماد عدالت و انصاف بود .

توجه به چنین مواردی از سوی مجتهدان نو اندیش و تلاش برای سازگاری دین با دنیای جدید جاودانگی و نامیرایی دین را به ارمغان خواهد آورد . در سوی مقابل شکست این پروژه مهم منجر به تقابل و رویارویی این دو با یکدیگر شده و شکست هر دو را در پی خواهد داشت
::::

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

- 1 = 5