۰۹:۳۰ - ۱۳۹۲/۱۱/۲۳

از باران آریایی تا باران ضرغامی

چندی قبل یک طنزی از این بنده در سایت مبارک «مبارزه» منتشر شد درباره آلودگی هوا که یادی از دوران طلایی اعلیحضرت همایون شاهنشاه آریامهر کرده بود با ذکر توسل «خدا، شاه، میهن». 24 ساعت نشد که «ابر آمد و زااااارت بر سر سبزه گریست»! و بعد که یک هفته روزهای سیاه مملکت آریایی ما به حالت سفیدبرفی درآمد، فهمیدیم که روح آریامهری اعلیحضرت از قاهره تا اروپا سفر کرده، با دیپلماسی شاهانه، مقادیر معتنابهی ابر از کشورهای دوست سابقمان در اروپا قرض گرفته و شخصا تا تهران همراهی کرده است. و در نهایت تکلیف کرده که «ای ابرها ببارید...

zarghamiمبارزه (رسانه تحلیلی خبری دانشجویان خط امام) – سرویس طنز- محمد ملاعبدالوهاب: چندی قبل یک طنزی از این بنده در سایت مبارک «مبارزه» منتشر شد درباره آلودگی هوا که یادی از دوران طلایی اعلیحضرت همایون شاهنشاه آریامهر کرده بود با ذکر توسل «خدا، شاه، میهن». ۲۴ ساعت نشد که «ابر آمد و زااااارت بر سر سبزه گریست»! و بعد که یک هفته روزهای سیاه مملکت آریایی ما به حالت سفیدبرفی درآمد، فهمیدیم که روح آریامهری اعلیحضرت از قاهره تا اروپا سفر کرده، با دیپلماسی شاهانه، مقادیر معتنابهی ابر از کشورهای دوست سابقمان در اروپا قرض گرفته و شخصا تا تهران همراهی کرده است. و در نهایت تکلیف کرده که «ای ابرها ببارید تا کوروش آسوده بخوابد وگرنه من ۳۵ سال است که خواب ندارم.»

این سطور را در شرایطی در تجلیل از ارواح ابربه‌دوش آریامهری – که حتی ۳۵ سال بعد از کفران نعمت ملت قدرنشناس هم دلش با آنهاست و از لطف خود محرومشان نمی‌سازد – می‌نگاشتیم که اشک در چشمانمان حلقه زده و با دنده سنگین داشت پایین می‌آمد. در همین احوال نگاهمان افتاد به تلویزیون و دیدیم که طبق معمول دارند از خودشان بابت برگزاری «جشنواره بین‌المللی جام جم» تشکر می‌کنند. حالا ما کاری نداریم که این مدل کارها اسمش «خودگویی و خودخندی، عجب عروس هنرمندی» و «خودارضایی رسانه‌ای» است. اما ما که می‌دانیم جشنواره فجر هم مدتهاست که بین‌الملل‌اش مالیده، آن وقت جام‌جم که مراسم دورهمی عوامل سریال‌ها و فیلم‌های تلویزیون خودمان است، بین‌الملل‌اش دقیقا کجایش است؟ یعنی مثلا به جومونگ قرارست بابت دوبله سریالهایش جایزه بدهند؟ واقعا؟ داریم مردم؟! جدی جدی اگر اینجور است، سال بعد بانو سوسانو رو هم دعوت کنند و تقدیری صورت پذیرد، بلکه دل عاشقان داغدیده‌اش در ایران هم مرهمی یابد.

فلذا در همان هوای بارانی، کانال را عوض کردیم و و دیدیم زرشک! سریال «آوای باران» است. باران جان، همچنان در چنگال یک مرد خبیث به نام شکیب، اسیر بود ولی تا اینجای کارش به دل ما که یک موی بانوسوسانو را با آوای صدتا باران عوض نمی‌کنیم، چنگی نمی‌زد. ناگهان شکیب خبیث دست به اسلحه برد و ژانر فیلم از «ملودرام» به «اکشن» رسید و «زِرناله» جایش را به «گلوله» داد. یک لحظه احساس «پیچ تاریخی» به من دست داد و حالی به حالی شدم که نگو. اصلا یه وعضی؛ متحول شدم بدجور. اینجا بود که فهمیدم سطح سریال‌های ایرانی چقدر بالاتر از جنس مشابه خارجی است و ما با تولید اینها و صادراتشان از طریق شبکه «آی فیلم»، چقدر از خروج ارز جلوگیری می‌کنیم. حالا بماند که ۱۱۱ درصد بینندگان محترم شبکه، فارسی زبان هستند و ۱۲۲ درصد ساکن ایران!

البته سریالهای خارجی هم برکات زیادی داشته است. مثلا ما به مدد دوبله سریال‌های خارجی در «صنعت یقه‌بافی» و «آستین‌سازی» برای بازیگران بی‌حجاب خارجی پیشرفتی کرده‌ایم که جبران ورشکستگی صنعت نساجی ما را می‌کند (این صنعت نساجی ربطی به رفیق من؛ رضا نساجی که مدیرمسئول سایت فخیمه مبارزه است ندارد). اصلا همین که ما کار نرم‌افزاری در زمینه صنعت پوشاک و حجاب بانوان خارجی را به تولید پوشاک داخلی اولویت داده‌ایم، خودش نشان‌دهنده عمق استراتژیک و بصیرت تکنولوژیک ماست. کارهای سخت و حمالی در زمینه حجاب را به خارجی‌ها داده‌ایم تا پارچه چادر مشکی زنانمان را در ژاپن و کره تولید کنند، آن وقت خودمان با انواع ترفندهای نرم‌افزاری برای همان خارجی‌های بی‌ایمان حجاب درست می‌کنیم، سه سوته. اینها همه «رویش» است.

اما حالا که اسم جشنواره فجر را آوردیم، بد نیست آن را هم همینجا نقد کنیم، بلکه بخشی از مسائل فرهنگی و برهنگی در مملکت هم حل بشود. در روزهای اخیر، خبرگزاری فارس چنان نگران از دست رفتن اسلام در جشنواره فجر در دولت یازدهم شده بود که انگار از صدر اسلام تاکنون همچو جشنواره‌ای نداشته‌ایم. واللا ما که اهل فسق و فجور سینما نیستیم اما بر همگان واضح و مبرهن است که افتضاح‌ترین حجاب‌ها در کل تاریخ جشنواره فجر، مربوط به بازیگران فیلم‌ اخراجی‌ها در دولت عدالت‌محور بود. ضمنا به یاد بیاوریم مصاحبه اختصاصی سه خبرنگار این خبرگزاری انقلابی با یکی از بازیگران انقلابی زن در فیلم انقلابی «اخراجی‌ها» که تصاویر انقلابی وی در جشنواره‌های زمان رئیس جمهور انقلابی عدالت‌محور، انقلابی در عرصه سینما به پا کرده بود. حالا بگذریم که تصاویر آن مصاحبه بعدها حذف و متن هم بعدهاتر (=کمی بعدتر) سانسور شد!

اما علت این بی‌اخلاقیها کجاست؟ به نطر کارشناسی بنده، همه‌اش بر می‌گردد به تقلید ما از غرب و هالیوود. به جان خودم و آقای دکتر صادق زیباکلام. شما به آن فرش قرمزی  که کف آن معرکه انداخته‌اند، نگاه کن. ظاهر و باطنشان تقلید از فرهنگ منحط غربی است. مثلا یکی از صاحبان نظر در مراسم اهدای جوایز ناچیز اسکار ۲۰۱۱ فرمود: “you get naked, you get nominated” یعنی به زبان خودمانی؛ “لخت شوید تا جایزه بگیرید”. خاک عالم بر سرم. لابد هنرمندان ما هم که در فیلم‌ها نمی‌توانند عریان شوند، لمحاتی از عریانی ایرانی را به صورت اسلوموشن و خفیف در افتتاحیه و اختتامیه به انجام می‌رسانند که ادای تکلیف هنری کرده باشند. اما آیا واقعا این بود آرمانهای ما؟ لخت بشوند که چه بشود؟

::::

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

76 + = 79