۱۱:۲۳ - ۱۳۹۲/۰۸/۲۹ سخنرانی تند امام خمینی علیه دولت فرانسه:

هرچه تروریست است در فرانسه جمع می‌شود

اسرائیل ذاتش همین ذات است، باید عمل بکند اینطوری که می‌کند. اما فرانسه که ... آن قدر در طول تاریخ ادعا کرده است، چرا اینطور تروریست از کار در آمد؟ ملت فرانسه باید این مطلب را احساس بکند که در طول تاریخ آن قدر که از فرانسه تعریف کردید و کتاب نوشتید و چه کردید، در این برهه زمان آبروی فرانسه را این دولت از بین برد. دولت فرانسه آبروی ملت فرانسه را از بین برد.

30_imamمبارزه (رسانه تحلیلی خبری دانشجویان خط امام): سی سال قبل در چنین روزی (صبح ۲۹ آبان ۱۳۶۲ / ۱۴ صفر ۱۴۰۴)، امام خمینی (ره) در سخنانی در جمع مسئولان قضایی کشور، انتقادات صریحی علیه دولت وقت فرانسه (به رهبری رئیس جمهور سوسیالیست، فرانسوا میتران) مطرح کردند. سخنانی که به واسطه حضور تشکیلات تروریستی سازمان منافقین خلق در خاک این کشور و تشکیل دولت در تبعید به ریاست‌جمهوری فرمایشی بنی‌صدر (موسوم به «شورای ملی مقاومت») ایراد شد. امروز که حزب سوسیالیست فرانسه مجدا به قدرت رسیده و به واسطه روابط نزدیک خود با گروهک منافقین و اسرائبل غاصب مجددا به دشمنی با ایران اصرار می‌ورزد، این سخنان بیش از پیش تازه می‌نماید.

بخشی از این سخنرانی را که در جلد هجدهم صحیفه امام خمینی ( صفحات ۲۲۰ تا ۲۲۷) آمده است، می‌خوانید:

فرانسه پناهگاه تروریستها

و من عرض می‌کنم که ما که امروز گرفتار این بلیات هستیم، گرفتار این دولت‌ها هستیم، گرفتار این قدرت‌های بزرگ هستیم، باید خودمان همه جهات خودمان را خودمان حفظ کنیم. شما می‌بینید که در هر جا برای اسلام یک گرفتاری پیش می‌آورند با یک اسمی روی آن می‌گذارند و یک بساطی درست می‌کردند. ما آنوقت خیال می‌کردیم که صدام این است که تلافی می‌کند، بیخودی، درجنگ شکست می‌خورد، آنوقت تلافی‌اش را سر خوزستان در می‌آورد و کردستان. خیال می‌کردیم که این کار، کار صدامی است. معلوم شد که همه اینجور هستند. چند نفر به واسطه اینکه آن قدر صدمه دیدند از این قدرت‌های بزرگ و از امریکا و از اسرائیل و از فرانسه و از امثال اینها، این قدر صدمه دیدند، چند نفرخودشان را فدا می‌کنند برای ملت خودشان و می‌روند یک جایی را منفجر می‌کنند. بعد اسرائیل تلافی می‌کند. خوب، از اسرائیل همه متوقع‌اند.

اسرائیل ذاتش همین ذات است، باید عمل بکند اینطوری که می‌کند. اما فرانسه که خودش را یک ملت چه می‌داند، و آن قدر در طول تاریخ ادعا کرده است، چرا اینطور تروریست از کار در آمد؟

ملت فرانسه باید این مطلب را احساس بکند که در طول تاریخ آن قدر که از فرانسه تعریف کردید و کتاب نوشتید و چه کردید، در این برهه زمان آبروی فرانسه را این دولت از بین برد. دولت فرانسه آبروی ملت فرانسه را از بین برد، صورت ملت فرانسه را یک صورت مشوه جلوه داد در بین ملت‌ها. اکثر ملت‌ها و مردم‌ها تمیز نمی‌دهند که، جدا نمی‌کنند دولت را از ملت، خصوصاً آنجاهایی که جمهوری است. آنجاهایی که جمهوری است، ملت است که باید اساس را در دست بگیرد. نمی‌پذیرند از ملت فرانسه‌ که او بگوید دولت ما اینطوری است. ملت فرانسه به فکر بیفتد که آبروی خودش را که دارد از بین می‌رود حفظ بکند و این دولت را سرجای خودش بنشاند، این دولت را کنار بگذارد. این دولتی که تروریست اعظم باید اسمش را گذاشت برای اینکه، هرچه تروریست است جمع می‌شود در فرانسه، بعد هم خودش تروریستی می‌کند. یک کسی او را می‌زند به واسطه اینکه جنایتکار است، او می‌زند یک کس دیگری را می‌کشد.

تلافی می‌کند سر کس دیگری. خوب، این ملت فرانسه باید فکر این کار باشد و همین طور ملت‌های دیگر. ملت‌ها که تقصیری ندارند. تقصیر ملت‌هایی که جمهوری هستند این است که رأی می‌دهند به اینها و بعد که رأی دادند اختیار را دست اینها می‌دهند. باید بعد که چیز کردند، با تظاهرات، با چیزها این کار را کنار بگذارند. الآن هم می‌توانند این کار را بکنند. حفظ کنند آبرویی را که در طول تاریخ شما برای فرانسه درست کردید، این را حفظش کنید، اینها دارند از بین می‌برند. اینها تروریست شده‌اند.

دولت فرانسه از آنجا که می‌بیند که از عراق طلب دارد و طلبش را نمی‌تواند بدهد، تلافی‌اش را سر ایرانی‌ها در می‌آورد. تلافی سر ایرانی برای چه در می‌آورد، خوب، عراق نمی‌تواند طلب شما را بدهد از خودش وصول کنید، چرا به او طیاره، نمی‌دانم چه می‌دهید که ایران را بزند؟

ظلم به ملتها با اسم اصلاح طلبی

وضع الآن اینطور شده است که اصلاً گرفتار شده‌ایم مابین قوه‌های مقتدری که برخلاف نظر حتی ملت خودشان عمل می‌کنند. گمان نمی‌کنم که ملت امریکا راضی باشد که دولت امریکا از هر سوراخی سرش را بیرون بیاورد و جوان‌های خودشان را به کشتن بدهد، و همین‌طور فرانسه و سایر جاها. حالا که انگلیس هم آمده است، فرانسه هم سرش را تو سرها آورده، جزو خیاطها شده است. آن پالان دوز را می‌گفتند که همراه خیاطها می‌رفت، گفتند تو کجا می‌روی؟ گفت: ما هم اهل بخیه هستیم. حالا این قدرتمندهای بزرگ که توی دنیا جمع شده‌اند و مردم را دارند اذیت می‌کنند، از آن‌ طرف فرانسه هم آمده و انگلستان هم تازه آمده و خودشان را سرشان را داخل در سرها کرده‌اند که بگویند ما هم جزو بخیه زن‌ها هستیم. چرا وضع اینطور شده؟ مگر آنها چه بردند در این کار؟ مگر آنها در این جنایات چه شرافتی تهیه کرده‌اند؟ الآن امریکا، دولت امریکا، دولت شوروی که این جنایات را می‌کنند و با هم مسابقه می‌کنند در جنایتکاری، در ظلم به مردم، در جنایت به مردم، مگر آنها چه بردند که شما می‌خواهید – شما هم – همراه آنها باشید؟ شما هم بروید چه بکنید؟ بالاخره مسلمین باید فکر بکنند.

این مسلمان‌ها و این اعراب که تقریباً اکثر بسیاری از مسلمین را آنها تشکیل می‌دهند و گرفتار دست اینها هستند، اینها فکر بکنند که نباید اینطور خودشان را دست آنها بدهند که هر جا الآن لبنان را آن‌طور کرده‌اند، لبنانی دیگر برای کسی نمانده است. خوب، چرا این اختلافات را شما دست بر نمی‌دارید تا اینکه اینها نتوانند بیایند سراغ شما؟ و چرا باید آنها بیایند و مردم را آن‌طور اذیت بدهند به اسم اینکه ما می‌خواهیم اصلاح بکنیم؟ این اصلاح که نیست. شما اگر مصلح بودید، اگر صلح طلب بودید که اینطور وضع‌تان نبود.

شما صلح طلبید و می‌آیید در لبنان به اسم اینکه ما صلح طلب هستیم و مردم را ناراحت می‌کنید؟ شما بروید کنار، مردم خودشان کار خودشان را درست می‌کنند نمی‌گذارید که مردم اصلاح کنند کار خودشان را. هر کدامتان به یک اسمی وارد می‌شوید در یک کشوری. مثلاً فرض کنید که روسیه وارد می‌شود در افغانستان به اسم اینکه می‌خواهیم اصلاح کنیم آنجا را. امریکا و فرانسه و انگلستان و اینها هم وارد می‌شوند در لبنان می‌خواهیم اصلاح کنیم. این برای این است که، مسلمان‌ها بیدار نیستند. دولت‌های مسلمین نمی‌دانند چه قوه‌ای دست‌شان هست و چه جور اینها را می‌توانند از بین ببرند.

اگر – یک – ده روز این مسلمین منافع خودشان را قطع کنند از شرق و غرب، آنها سرجای خودشان می‌نشینند. ولی افسوس این است که نمی‌توانند، نمی‌فهمند چه باید بکنند. آنها را ترسانده‌اند به طوری که اگر چنانچه بکنید چه خواهد شد. خوب، این «اگر» در ایران هم بود، لکن ایران کار خودش را کرد و هیچ کاری هم نتوانستند بکنند. حالا هم نمی‌توانند بکنند، بعدها هم نمی‌توانند بکنند. یعنی مادامی که ایران این ایران است، مادامی که بین همه روابط اسلامی و انسانی هست، مادامی که یک ملت هست اینها، مادامی که زن و مرد و بچه و بزرگ ایران این وضع را دارند، هیچ قدرتی در عالم نمی‌تواند کاری بکند. چرا مسلمان‌ها اینطور نشوند؟ چرا حجاز اینطور نشود؟ و چرا عراق اینطور نشود؟

و مع الأسف به واسطه حماقت بعض – رأس – رؤوس، به جان هم می‌اندازند همه را. این را وادار می‌کنند حمله کند به ایران، آن قدر ضرر ببرد، آن قدر رنج ببرد، آن قدر چه بکند ملت عراق را، آن‌طور صدمه وارد به آن بکند برای یک حماقتی که آنها گفتند برو سردار قادسیه بشو! از آن طرف هم فلسطینی‌ها را به جان هم انداخته‌اند. جنگ بین خودشان آن‌طور می‌بینید که واقع شده. از آن‌ور هم اختلاف ما بین خود ما، دولت‌های مسلمین. آخر چرا باید اینطور باشد؟ اینها اگر واقعاً بیدار بشوند و بفهمند چه قدرتی در دست‌شان هست و چه منابعی در دست اینها هست که منابع، رگ حیات آنها در دست اینهاست، خوب، با هم روابط پیدا می‌کنند، روابط دوستی پیدا می‌کنند. خوب، ما هی فریاد می‌زنیم که آقا بیایید با هم دوست باشیم، چه هی آنها می‌گویند نه، ایران می‌خواهد همه کشورهای دنیا را ازبین ببرد. ایران چرا می‌خواهد ببرد، ایران می‌خواهد همه را اصلاح کند؛ می‌خواهد که با هم باشند همه‌شان، برادر باشند همه‌شان. مع ذلک نمی‌فهمند و باید چه کرد این را. و من امیدوارم که کم کم درست بشود، و کم کم ملت‌ها بیدار بشوند و از راه ملت‌ها این کارها اصلاح بشود و ان شاء الله خداوند تأیید می‌کند و خداوند شما را و همه کسانی که در این کشور خدمت می‌کنند به این کشور، خدمت می‌کنند به اسلام، تأیید کند. و مادامی که قصد خالص باشد، توجه به خدا باشد و خالص باشد، تا اینطور باشد بلااشکال پیروز هست این کشور و از اینجا هم موجش می‌رسد به همه جا و رسیده است. و انقلاب شما بحمدالله صادر شده است، نه اینکه صادر می‌شود، صادر شده و تقویت می‌شود در خارج.

::::::

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

+ 84 = 88