۱۸:۱۵ - ۱۳۹۲/۱۱/۲۶

امام خمینی: متنفرم هر وقت رادیو باز می​شود، اسم من باشد/ حق دیگران غصب می​شود

روزنامه‏ ها مال طبقۀ سوم است، مال طبقۀ اول نیست و این هم نیست که همه‏ اش مال حکومت باشد و از چیزهای حکومتی بنویسید، این صحیح نیست. به نظر من روزنامه‏ ها برای همۀ مردم است و همۀ مردم در آن حق دارند و می‏شود گفت که گاهی جای دیگران غصب می‏شود، ـ البته بدان معنای غصب نه! ولی نظیر آن ـ این عرض من است.

مبارزه (رسانه تحلیلی خبری دانشجویان خط امام): امام خمینی در جمع مسوولان روزنامه های کیهان، اطلاعات و جمهوری اسلامی تذکرهایی دربارهی نحوه نشر اخبار خویش در رسانه ها میدهند که خواندن آن برای نسل جدید شاید شگفت انگیز باشد.

نکته مهم در این سخنان تنها اشتراک میان تذکرات امام خمینی با نقد کارشناسان امروزین خبر و رسانه بر رسانههای کشور نیست؛ بلکه در حاشیه قرار دادن و پنهان ماندن این بخش از دیدگاههای ایشان برای نسل جدید و حتی نسل معاصر ایشان شگفت انگیزتر مینماید.
این پدیده خود تا حدودی میتوان نشان دهد که چگونه برخی از دیدگاههای بنیانگذار نظام از نظرها پنهان میماند و برخی از مدیران رسانهای، آشکارا سیاست و عملکردی ضد آن را دنبال میکنند.
امام خمینی بر این که «رادیو ـ تلویزیون و مطبوعات مال عموم است» تأکید میکنند و به صراحت از «حق عموم بر مطبوعات» سخن میگویند.

او با تأکید بر محدود کردن انتشار اخبار خویش به اخباری که به تعبیر فنی ارزش خبری دارد، خواستار کاسته شدن از حجم اخبار خود در رسانه میشود و همچنین خواستار آن است که جای عکس ایشان عکس کشاورز، کارگر موفق و یا دانشمندی که موفق به کشفی شده است؛ منتشر شود. سخن او در این باره به اندازه ای جدی است که او از این که همواره خبر او از رادیو پخش شود؛ «اظهار تنفر» میکند.

امام خمینی در ادامه سخنان خود با نگاهی عمیقتر از دولتی و حکومتی شدن رسانه انتقاد میکند. از این که رسانه متعلق «طبقه سوم» سخن میگوید.

نکته جالب این است که او عملا نادیده گرفتن تذکر پیش گفته نوعی غصب حقوق دیگران میداند:

به نظر من روزنامه‏ ها برای همۀ مردم است و همۀ مردم در آن حق دارند و می‏شود گفت که گاهی جای دیگران غصب می‏شود، ـ البته بدان معنای غصب نه! ولی نظیر آن ـ این عرض من است.

در پی متن کامل سخنان ایشان در این دیدار تقدیم حضور خوانندگان گرامی می گردد.

من نسبت به همۀ مسائل مربوط به مطبوعات نمی‏توانم نظر بدهم.

بسم اللّه‏ الرحمن الرحیم
وظیفۀ مطبوعات در تشویق افراد به فعالیت
البته، من نسبت به همۀ مسائل مربوط به مطبوعات نمی‏توانم نظر بدهم. الآن آنچه مربوط به مسائل آخر است، این است که رادیو ـ تلویزیون و مطبوعات مال عموم است ـ چنانچه شما هم همین اعتقاد را دارید که عموم بر آنها حق دارند ـ از این جهت، من به سهم خود خیال دارم که راجع به من کم باشد، مگر در مواقع حساسی که لازم است که آن هم باید از ما سؤال شود که آیا مطلبی را باید نقل بکنند یا خیر. والاّ آنچه خوب است در رادیو ـ تلویزیون و مطبوعات باشد، آن است که برای کشور اثری داشته باشد. مثلاً اگر زارعی خوب زراعت کرد و زراعتش خوب بود، شما این شخص را به جای مقامات کشور در صفحۀ اول بگذارید و زیرش بنویسید این زارع چگونه بوده است، این منتشر بشود. و یا کارمندی خوب کار کرد، و یا اگر طبیبی عمل خوبی انجام داد،  عکس او را در صفحۀ اول چاپ کنید و بنویسید که این عملش چطور بوده است. این باعث تشویق اطبا می‏شود و بیشتر دنبال کار می‏روند. یا مثلاً اگر کسی کشفی کرد، باید مفصل با عکس و مطلب باشد، یا اگر کسی سارقی را دستگیر نمود، و یا یک کشاورز و یا هنرمند و یا جراح، که متأسفانه نه اسمشان است و نه عکس  شان، در حالی که اینها لایق‏اند تا در روزنامه ها مطرح شوند، خلاصه، باید اساس تشویق اشخاصی باشد[که]در این کشور فعالیت می‏کنند؛ اینها به این کشور حق دارند، به این روزنامه‏ ها حق دارند، به رادیو ـ تلویزیون حق دارند، ولی ماها نسبت به آنها حقمان کم است. البته، آنچه من می‏گویم راجع به خودم است، به دیگران هیچ کاری ندارم، آنها اختیارش با شما و با خود آنهاست. من میل ندارم رادیو هر وقت باز می‏شود اسم من باشد، مدت‏هاست که از این جهت متنفرم، این کار غلطی است، به ‏اندازۀ متعارف نسبت به‏ همه خوب است، زیادی‏ اش مضر است، این به ضرر مطبوعات است و مطبوعات را سبک می‏کند. اشخاص، شخصیت‏هایشان با خودشان است، این طور نیست که اگر اسمشان زیاد یا کم مطرح گردد، شخصیتشان زیاد یا کم شود. در ایران هرکس معلوم است چه جوری است. بنابراین، آنچه راجع به خودم می‏گویم این است که اگر قرار است عکس مرا بگذارید، به جای آن، عکس یک رعیت را بگذارید و زیرش بنویسید این رعیت چه کار مهمی‏ کرده است.
مسئلۀ دیگر، عمده این است که تکرار نباشد. به عقیدۀ من این سه روزنامه با هم تفاهم کنند و مسائل را مختصرتر بنویسند، مفیدتر و کمتر بنویسند، طولانی و تکراری نباشد. مردم وقتی می‏خوانند استفاده کنند، احساس کنند مطلبی است. اینکه بگویند من هر روز به کی، چی گفتم، این تکراری است. آخر هر روز من یک مسئله‏ای را می‏گویم، و هی تکرار می‏کنند که فلانی چه گفت. این چه فایده‏ای دارد. اما در هر گوشۀ کشور اگر اتفاقی افتاده باشد، این خبر است و اخبار را برای مردم گفتن مفید است.
مسئلۀ دیگر راجع به انتقاد، البته روزنامه‏ ها باید مسائلی که پیش می‏آید را نظر کنند، یک وقت انتقاد است؛ یعنی انتقاد سالم است، این مفید است. یک وقت انتقام است، نه انتقاد، این نباید باشد، این با موازین جور در نمی‏آید.انسان چون با یکی خوب نیست، در مطبوعات او را بکوبد، کار درستی نیست. اما اگر کسی خلاف کرده است، باید او را نصیحت کرد، پرده دری نباشد، ولی انتقاد خوب است. باید در این امور خیلی ملاحظه بفرمایید تا مطبوعات مرکزی باشد برای استفادۀ عموم، و اینکه مردم بفهمند باید چه بکنند و باید چه بشود.
در مورد اخبار؛ اخبار روزنامه‏ ها تکراری نباشد، آخر کی با کی ملاقات کرده، این چه  خبر مهمی‏ است؟ این اصلاً قابل نیست بگوییم خبر، تا بگوییم مهم! اینکه بگویید من هر روز با کی ملاقات و به او چه گفتم، این تکراری است. آخر هر روز من یک مسئله را می‏ گویم، و هی تکرار می‏ کنند که فلانی چه گفت، این چه فایده ای دارد؟ من راجع به خودم می‏گویم که عکس من مطلقاً در صفحۀ اول نباشد، همان طور که گفتم. گاهی لازم است که گفته شود، مثلاً فرض کنید بناست ریاست جمهوری معرفی شود، خوب، این مسئلۀ مهمی‏ است و یا مثلاً هیأت دولت آمده است، خود این مسئله ای است، ولی هر چند وقت یک بار از این مسائل پیدا می‏شود. اما هر روز کی آمد این جا و من چی گفتم و چی شد و یا کی با کی ملاقات کرد، این چه اثر و فایده ای دارد؟
باید با اخبار مردم را تعلیم کرد و باید اخبار به صورتی باشد که مفید باشد، باید کاری شده باشد تا اخبار باشد. آن اشخاصی که در اطراف ایران زحمت می‏ کشند، وقتی خبرشان را دادید تشویق می‏ شوند. این طور نیست که همه للّه‏ِ کار کنند و چه بنویسید و چه ننویسید، فرقی نکند. ما مکلفیم تا افراد را در هر رشته تشویق کنیم تا امثالشان زیاد شود. اگر مطلبی از این طبقه‏ ها در روزنامه‏ ها آمد، روزنامه‏ ها آبروی خوبی پیدا می‏ کنند. روزنامه‏ ها مال طبقۀ سوم است، مال طبقۀ اول نیست و این هم نیست که همه‏ اش مال حکومت باشد و از چیزهای حکومتی بنویسید، این صحیح نیست. به نظر من روزنامه‏ ها برای همۀ مردم است و همۀ مردم در آن حق دارند و می‏شود گفت که گاهی جای دیگران غصب می‏شود، ـ البته بدان معنای غصب نه! ولی نظیر آن ـ این عرض من است.
البته از آقایان هم تشکر می‏کنم که مشغول کار ارزنده‏ ای هستند. و امیدوارم که موفق باشند و کارها را با شایستگی عمل کنند و اغراض را کنار بگذارند و روی مصالح مملکت صحبت کنند. یک وقت این است که انسان می‏ بیند افرادی خلاف می‏ کنند، به او تنبه می‏دهد، آن هم با ملایمت و بدون اینکه آبروریزی باشد. انتقاد صحیح از دولت مانع ندارد، ولی انتقام و تضعیف نباید باشد ان‏شاءاللّه‏!

منبع: جماران

::::

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

9 + = 16