۱۵:۳۴ - ۱۳۹۳/۰۲/۲

غیرمتناهی در کلام حضرت امام خمینی

مبارزه (رسانه تحلیلی خبری دانشجویان خط امام): بسیاری ازکلمات متداول درعلوم اسلامی ریشه درمباحث دینی واعتقادی داشته که از حوزه های فکری دارای معانی و مصادیق متعددی می باشند.غیرمتناهی، از واژه های مصطلح درعلومی همچون کلام، عرفان و تفاسیر قرآنی می باشد و در آثار اندیشمندان اسلامی در تبیین موضوعات مختلف به چشم می خورد. [...]

مبارزه (رسانه تحلیلی خبری دانشجویان خط امام): بسیاری ازکلمات متداول درعلوم اسلامی ریشه درمباحث دینی واعتقادی داشته که از حوزه های فکری دارای معانی و مصادیق متعددی می باشند.غیرمتناهی، از واژه های مصطلح درعلومی همچون کلام، عرفان و تفاسیر قرآنی می باشد و در آثار اندیشمندان اسلامی در تبیین موضوعات مختلف به چشم می خورد. واژه غیرمتناهی به لحاظ اصالت ومحتوای درونی خود از معانی خاصی در میان عارفان و اندیشمندان برخوردار می باشد این واژه تعریفی است که بیانگر توصیف ذات الهی است . درصدد توصیف ذات و صفات باریتعالی بوده تا بتوانند آن ذات احدی را از دائره حدود وصفات محدود و تشبهات مصطلح در اقوال بعضی از فرق کلامی خارج نمایند اما دراین میان، حضرت امام خمینی (ره) همانند دیگر اندیشمندان اسلامی در مباحث متعدد خود با بهره گیری و تبیین واژه غیرمتناهی توانسته است تا علاوه بر طرح مباحث خداشناسی با استفاده از ظرفیت های واژه مباحث جدیدی را به وجود آورد.

آنچه که مسلم است که امام راحل، بدلیل تسلط برمباحث قرآنی وعرفانی و نگرش فقهی و عرفانی خاص موجب گردید تا درکسوت یک عارف و اندیشمنداسلام شناس از زاویای متعدد واژه غیرمتناهی را دراثبات دیدگاه های خود بکارگیرندکه دراین مختصر، تنها به ۳ موضوع اشاره می گردد.

خدا شناسی 

خداشناسی و بیان اوصاف ذات الهی یکی از مهمترین مباحث علمی مطرح شده درآثارمکتوب حضرت امام خمینی(س) می باشد وهمواره آراء مطرح شده از سوی ایشان، مورداعجاب و تحسین اندیشمندان و عارفان اعم ازمسلمان و غیرمسلمان شده است. حضرت امام خمینی (ره) دروصف خداوند از واژه غیرمتناهی بشکل مکرر بهره گرفته است و درفرازی از مکتوبات  خود در وصف حق تعالی می فرمایند: ذات مقدس حق تعالى که غیب است و درعین حال ظاهراست،مستجمع همه کمال به طورغیر متناهى است.(۱)

حضرت امام خمینی(رحمه الله علیه)درنامه سراسرحکمت و اندرز خود به فرزندشان مرحوم حاج سیداحمدآقای خمینی موضوع غیرمتناهی بودن را مخصوص ذات احدیت دانسته وتمام موجودات عالم را که دارای سلسله های به ظاهرغیرمتناهی می باشد را برگرفته از فقرذاتی آنان به غنی مطلق یعنی ذات حق تعالی می دانند و برای بیان این رابطه، میان فقیران ذاتی با غنی بالذات یعنی خداوند تبارک و تعالی از واژه غیرمتناهی بهره می گیرند تا تفاوت محدوده های وجودی آنان را برای مستمعین به خوبی بازگو نمایند. ایشان دراین نامه ، می فرمایند: فرزندم، احمد خمینى-رَزَقَک اللَّه هِدایَته- جهان چه ازلى وابدى باشد یا نه وچه سلسله‏ هاى موجودات غیرمتناهى باشند یا نه، همه فقیرندچون هستى، ذاتى آنان نیست اگر با احاطه عقلى جمیع سلسله‏ هاى غیرمتناهى را بنگرى آواى فقرذاتى واحتیاج در وجود وکمال آنها به وجودى که بالذات موجود است وکمالات،ذاتى آن است،مى‏ شنوى،واگر به مخاطبه عقلى خطاب به سلسله‏ هاى فقیر بالذات نمایى که اى موجودات فقیرچه کسى قادراست رفع احتیاج شمارا نماید؟همه با زبان فطرت‏ هم صدا فریاد مى‏زنندکه ما محتاجیم به موجودى که خود همچون ما فقیرنباشد درهستى وکمال هستى؛(۲) . ازاین زاویه حضرت امام خمینی(ره) همه موجودات را در ذیل ذات الهی که ذات غیرمتناهی است می بینند . ازمحورهای مورد تأکید حضرت امام خمینی(ره)دروصف خداوند متعال و شکر ذات الهی وجود نعمتهای الهی صادره از ناحیه حق تعالی است که ایشان این نعم الهی ازجمله وقوع انقلاب اسلامی را ازآنجا که از ذات خداوند صادرشده غیرمتناهی بر می شمارند ومی فرمایند: ما باید به شکر نعمتى که خداى تبارک وتعالى، نعمتهاى غیرمتناهى که به ما عنایت کرده است و به شکراین نعمتى که اخیراً به ماعنایت فرموده است،توجه به او داشته باشیم وتقوا را پیشه کنیم،(۳) لذا از دیدگاه حضرت امام خمینی تمامی موفقیت های انقلاب اسلامی از نعمت های الهی بوده که دراین کشورجاری شده است و از آنجا که صادر شده از ذات غیرمتناهی خداوندی می باشد،حضرت امام این نعمت هارا نیز غیرمتناهی تفسیرمی کنند.

انسان شناسی

امام خمینی(س) بدلیل نگرش اسلامی و عرفانی از نگرش خاص و واقع بینانه ای به انسانها برخوردار بودندوانسان را عصاره همه موجودات عالم می دانستند که درصورت توجه محققان و اندیشمندان به آن، راهگشای اساسی درحوزه انسان شناسی قرآنی وتربیتی خواهد بود و یکی از مهمترین رموز موفقیت ایشان دررهبری خود،آن بودکه بانگرش متقن وصحیح بامردم چه بصورت فردی و یا جمعی ارتباط برقرارمی کردند به همین دلیل یکی از واژگان های استفاده شده در توصیف ابعاد وجودی و توصیف رفتارهای انسانها ازسوی حضرت امام خمینی بهره گیری از واژه غیرمتناهی می باشدکه ازآن بعنوان فصل ممیزه این موجود، با دیگر موجودات استفاده نموده اند .ایشان در بیانات خود میان انسانها وحیوانات در بعضی از صفات اشتراک قائل می باشند که مربوط به رشد و نمو و خورد و خوراک است اما ایشان آنچه را که متمایز می دانند مبحث ادراک و ابعاد وجودی انسانها است که آن را غیرمتناهی می دانند ایشان دراین زمینه می فرمایند: انسان دربین این حیوانات ممتازمى‏ شود به اینکه یک ترقیات دیگرى، مى ‏شود بکند؛ هم درادراکات با آنها فرق دارد و هم درغایات ادراکات فرق دارد.حیوانات تا حدودى ادراکشان هست و محدود وتمام مى ‏شود؛ انسان ادراکاتش وقابلیتش براى تربیت،تقریباًبایدگفت غیرمتناهى است. (۴)

حضرت امام خمینی (ره) درتعریفی کلی از ابعاد وجودی انسانها می فرمایند: انسان،  یک اعجوبه‏ اى است که هم در او حیوانیت هست،حیوانى شهوى الى‏ غیرمتناهى وهم در او شیطنت هست الى غیرمتناهى یک موجودى است همه ابعادش غیرمتناهى است؛ از هرراهى که برود آخرندارد.(۵)

 یعنی آنکه انسان که بظاهر محدود است در ذات خود و سیر وجودی خود چه شقاوت و چه سعادت می تواند غیرمتناهی باشد و دراین میان حضرت امام خمینی(ره) ابعاد وجودی انسان را بدلیل تأثیرپذیری درحوزه اخلاق، غیرنامتناهی می داند ومی فرمایند :انسان یک اعجوبه ای است که از هر دوطرف غیر متناهی است: ازطرف سعادت غیرمتناهی است و ازطرف شقاوت(۶) وراجع به اموراخلاقى،راجع به امور تربیتى،راجع به و بالاخره قرآن وارد شده است براى انسان به جمیع شئونى که انسان دارد، براى تربیت انسان به جمیع ابعادى که انسان دارد، و ابعادانسان، ابعاد غیرمتناهى است. (۷)

یکی از موضوعات بسیار جالب و تأکیدات حضرت امام خمینی(ره) در باب مبحث انسان شناسی ، مبحث کمال جوئی فطری آنان است که آن را نتیجه توجه بشر به نفس  خود می دانند هرچند اگر حتی خود انسانها نیز به  این واقعیت ملتفت نباشند . از دید عرفانی حضرت امام خمینی، همه انسانها اعم از انسان های صالح ویا ناصالح در پی کمال جوئی می باشند هر چندکه درشیوه رسیدن به این کمال جوئی و یامصادیق آن با یکدیگر متفاوت باشند لذا بعضی آن را درطلب علم و یاکسب مقام وقدرت ویا دیگر موضوعات می دانند ایشان در این خصوص می فرمایند: همه درپى کمال مطلقند. اطمینان قلوب به رسیدن به خداست،به غیراو هیچ آرام نیست قلوب خودشان هم ملتفت نیستند که این نفس توجه به کمال مطلق دارد، منتها کمال راگم مى‏ کنند نفس انسان متوجه به این است که برسد به کمال مطلق. تشخیص اینکه این کمال است،آن کمال است،آن کمال است،این اشتباه دراینجاهاست.یک کسى علم را کمال مى ‏داند، دنبال علم مى‏ رود کسى قدرت را کمال مى‏ داند،دنبال قدرت مى‏ رود .همه اینهایى که دست وپا مى ‏زنند در دنیا،دنبال اینند که کمال مطلق را پیداکنند؛ یعنى،همه دنبال اینند که خد را پیدا کنند، متوجه نیستند خودشان .(۸)  لذا حضرت امام با همان نگرش الهی خود تمامی این مواضع سیاسی و رفتاری سیاستمداران را ناشی ازکمال جوئی فطری ومیل به قدرت مطلق می دانند وازاین زاویه منشأ وقوع بسیاری از جنگ ها و اقدامات حکومت ها را درطول تاریخ بشر را مورد ارزیابی قرار می دهند وآن را اززاویه آمال غیرمتناهی  بشری مورد توصیف قرارمی دهند. ایشان دراین خصوص می فرمایند: چنانچه یک مملکت را به او بدهند، دنبال یک مملکت دیگراست، آن مملکت را هم که گرفت دنبال یکى دیگراست.اینطور نیست که حدود داشته باشد آمال انسان.  هرچه که یافت دنبال این است که آنى که نیافته اورا هم بیابد انسان اگر به حال خودش باشد درشهوت غیرمتناهى است آمالش و در غضب هم غیرمتناهى است و در حس سلطه جویى هم غیرمتناهى است. شماگمان نکنیدکه اگرمنظومه شمسى را تمامش را یک انسانى به دست بیاورد باز بنشیندکه خوب بس است،مى ‏گویدیک منظومه دیگرى برویم ببینیم چه خبراست. شما مى‏ بینیدکه الآن دنبال این هستند که به مناطق دیگرى که غیرزمین است؛ به سیارات دیگرهم دست بیابند.اینطور نیست که اگردست یافتند به یک سیاره‏اى،دنبال سیاره دیگر نباشند اینطورى انسان خلق شده است؛غیرمتناهى درغضب،غیرمتناهى درشهوت، غیرمتناهى درخودخواهی. (۹)

با نگرش مطرح شده  از سوی حضرت امام می توان بسیاری ازمعادلات سیاسی درجهان را از زاویه جدیدی که مبتنی برخصائص فطری بشری است، مورد تجزیه وتحلیل قرارداد که از جمله این موارد موضوع قیام ها ورمز تداوم انقلاب اسلامی است که در این خصوص می توان گفت دیدگاههای امام خمینی در رابطه با شکل گیری انقلاب ها بویژه انقلاب اسلامی دیدگاه عرفانی منحصر بفردی است که براساس آن ماهیت انقلاب اسلامی را از دیگر انقلاب ها متمایزمی نماید و آن حضرت برای پیروزی و ادامه انقلاب اسلامی راهکارهائی راارائه داده اند از دیدگاه حضرت امام خمینی رمز اصلی شکست ناپذیری انسانها درمواجهه بامشکلات وقیام برای خداوند اتصال آنان به دریای بیکران الهی  می باشد (۱۰) یعنی اتصال به ذات الهی که غیرمتناهی است را شرط اصلی برای بقاء نظام می دانند و درصورت این حالت است که اتصال و جریان رحمت الهی شکل می گیرد ایشان دراین خصوص می فرمایند:

 آن کسى که براى تبعیت ازذات مقدس حق تعالى حرکت مى‏ کند،این مثل یک قطره ‏اى که پشتوانه‏ اش دریا،دریاى غیرمتناهى … ماهاچیزى نیستیم خودمان؛ قطره، از قطره هم کوچکتر هستیم اما اگر چنانچه متصل بشویم به آن دریا،دریاى غیرمتناهى،حکم همان دریا پیدامى ‏شود(۱۱) بنابراین حضرت امام خمینی از منظرگاه قرآنی موضوع قیام درراه خداوند را مورد بررسی قرارداده و تأکید برآن داردکه نقطه همت همه انسانها درقیام های خود باید یک نقطه غیرمتناهی که همان ذات خداوند متعال می باشد قرار گیرد و الا همانند دیگر اقدامات سیاسی بشری در ورطه خودخواهی های فطری قرارخواهدگرفت .

 غیرمتناهی و علم

همواره یکی ازتأکیدات حضرت امام خمینی توجه به علم  و دانش اندوزی بوده است و اساسا ایشان ماهیت حقیقی علم را غیرمتناهی می دانند و محدوده تأثیر گذاری علم را نیز از زمره موضوعات غیرمتناهی می دانند و نتیجه توجه صحیح به آن را الهی شدن انسانها دانسته و می فرمایند:علم یک حقیقت غیرمتناهى است،و انسان اگر درتمام عمر هم تحصیل علم را بکند بازبه آخر نرسانده است. (۱۲) ایشان همچنین ضمن تأکید بر تأثیر نیت طلاب و دانش آموزان می فرمایند: عزیزان من! توجه داشته باشیدکه در جندالهى وارد باشید درس خواندن تنها انسان را در جندالهى وارد نمى‏ کند علم تنها-خصوصاً علمهاى قانونی- رسمى انسان را به مراتب انسانیت نمى‏ رساند؛ باید باشد، لکن در جنب آن باید توجه به غیب باشد درس را براى خدا بخوانید. ازصفرشروع کردید؛ وامیدوارم تا غیرمتناهى بروید؛ وبرویدتا برسید به آنجا که غیراز خدا کسى را نبینید، همه چیز را از او ببینید،همه کس را جلوه او بدانید اگر همچو تربیتى درانسانها واقع بشود،انسانها الهى مى ‏شوند.(۱۳)

 یکی از نکاتی که می تواند تاثیر ماهیت غیر متناهی علم را در اندیشه های حضرت امام خمینی نشان دهد وجود موضوعات اختلافی درآراء دانشمندان می باشد و همانطوریکه همگان می دانند در دوران معاصرشبهات زیادی درخصوص قرآن کریم و شخصیت نبی مکرم اسلام از سوی گروهها و افرادمطرح شده است که هریک درصدد بوده تا با نگرش خاصی به تجزیه وتحلیل موردنظرخودبپردازند.

از دیدگاه حضرت امام خمینی یکی از دلائل بوجود آمدن اختلاف نظرات درخصوص نگرش به رسول الله (ص) و احکام اسلام نتیجه همین محدودیت نگری انسانها بوده است.

ازدیدگاه حضرت امام خمینی(ره) وجودآراء متفاوت درموضوعات مختلف از جمله توجه به آراء اسلامی نتیجه برداشت های محدود انسانها ازحوزه های مختلف است و ایشان تأکید دارندکه فهم صحیح اسلام توسط انسان ها تحت تأثیر محدودیت های وجودی خودشان است اما ایشان بر این نکته قائل هستندکه انسانها در سیر وجودی خودمی توانند غیرنامتناهی باشند وبه دلیل این حقیقت بر موضوع مهمی همچون مقام نبی مکرم اسلام حضرت محمد(ص) و بعثت آن حضرت نظرات مختلفی را بیان می دارند وشرط درک صحیح از آن را پیدانمودن دیدگاه های غیرمتناهی می دانند ودر حقیقت درعصر کنونی که شبهات زیادی از سوی افراد درخصوص نبی مکرم اسلام مطرح می گردد اززاویه نگرش امام قابل تحلیل وبررسی می باشدایشان می فرمایند:

از اسلام وبعثت رسول اکرم برداشتهاى مختلفى است به حسب آن چیزهایى که دربرداشت کننده موجوداست.انسانها مختلفند در دیدخودشان وبه واسطه اختلاف دردید،اختلاف در برداشتها هم مى ‏شود برداشت ازرسول اکرم به حسب دیدهاى مختلفى که درجهان بوده وهست وخواهد بودمختلف است و برداشت ازانسان هم به حسب اختلاف نظرها واختلاف دیدها مختلف است و برداشت از قرآن هم به حسب همین اختلاف مختلف است و برداشت از احکام اسلام هم و اسلام هم مختلف.هردیدى محدودبه حدود آن کسى است که آن دیدرا دارد.انسان یک موجودى است محدود؛ لکن قابل حرکت الى غیرمتناهى[است‏]. ودیدانسانِ موجود محدوداست، مگر آنکه دید انسان غیرمتناهى باشد انسان غیرمتناهى درکمال، غیرمتناهى در جلال و جمال،دید غیرمتناهى دارد وآن مى‏ تواند از اسلام واز انسان واز بعثت وازرسول اکرم و از عالم، برداشت صحیح بکند از انسان بزرگ که گذشت، ازانسان کامل که گذشت،تمام دیدهایى که در بشرهست،درانسانها هست،همه محدود است وبرداشت صحیح نه ازاسلام ونه ازقرآن ونه از بعثت ونه ازرسول اکرم ونه ازانسان به طورى که هست مى‏ توانند برداشت کنند.محدود نمى‏ تواند غیر محدود را درحیطه بیاورد، مگرخودش هم غیرمحدود [بشود]. انسانِ کامل غیرمحدود، انسان کاملى که درهمه صفات غیرمحدوداست وظل ذات اقدس الهى است، این مى ‏تواند از اسلام آنطورکه هست  برداشت کند واز انسان آنطورکه هست واز بعثت آنطورکه هست وازقرآن آنطورکه هست واز عالَم آنطورکه هست.دیگران به حسب مراتب وجودشان، به حسب مراتب کمالشان برداشتهایى دارند، لکن محدوداست.بایدخودشان سِیر بکنندو مراتب کمال رایکى پس ازدیگرى به آن برسند وبه اندازه کمالى که پیدامى‏ کنند  (۱۴) بنابراین شرط اساسی فهم صحیح از اسلام راحضرت امام خمینی نامتناهی شدن انسان ها درسیر کمالی خود می دانند.

برگرفته از: فصلنامه حضور ویژه بیست و یکمین سالگرد ارتحال امام؛ با تلخیص توسط مولف (منصور حاجی)؛ ص۵۸

 (۱) – صحیفه امام، ج‏۱۲، ص: ۴۲۱

(۲) – صحیفه امام، ج‏۱۶، ص: ۲۰۷

(۳)- صحیفه امام،ج‏۱۷،ص: ۱۱۹

(۴) – صحیفه امام، ج‏۴، ص: ۱۸۵

(۵)- صحیفه امام ،ج‏۱۳،ص: ۳۵

(۶) – صحیفه امام ،ج۱۳ص:۲۹۰

(۷) -صحیفه امام ،ج‏۱۸ص:۲۶۳

(۸) صحیفه امام ج ۱۵ص: ۵۰۵

(۹) صحیفه امام ج‏۱۲ص: ۵۰

(۱۰) صحیفه امام ج‏۵، ص: ۱۶۷

(۱۱)صحیفه امام،ج‏۵،ص: ۱۶۷

(۱۲) صحیفه امام، ج‏۱۶، ص: ۴۹۶

(۱۳) صحیفه امام ج۸ ص ۳۸۹

(۱۴)- صحیفه امام، ج‏۱۲، ص: ۴۲۰

منبع: پرتال امام خمینی

:::

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

45 - = 40