۰۸:۲۴ - ۱۳۹۲/۰۳/۱۸

اردوغان در برابر سوریه و مشکلات داخلی

تحولات اخیر ترکیه که اعتراض سکولارها به رشد اسلام گرایی است، برخی از منتقدان دولت حاکم ترکیه را که از دشمنی آن با سوریه و نزدیکی با غرب گله مند هستند، دلخوش کرده است. حال آنکه دولت حاکم از اعتراضات سکولارها برای مظلوم نمایی و ارائه وجهه اسلامی بهره خواهد برد تا آراء اسلامگرایان را که ممکن است به حزب اسلامگرای «سعادت» متمایل شود، به سبد خود بازگرداند.

«مبارزه» (رسانه تحلیلی خبری دانشجویان خط امام) - رضا نساجی: تحولات اخیر ترکیه که اعتراض سکولارها به رشد اسلام گرایی است، برخی از منتقدان دولت حاکم ترکیه را که از دشمنی آن با سوریه و نزدیکی با غرب گله مند هستند، دلخوش کرده است. حال آنکه دولت حاکم از اعتراضات سکولارها برای مظلوم نمایی و ارائه وجهه اسلامی بهره خواهد برد تا آراء اسلامگرایان را که ممکن است به حزب اسلامگرای «سعادت» متمایل شود، به سبد خود بازگرداند. حزب سعادت پس از درگذشت مرحوم نجم الدین اربکان اکنون با مدیریت مصطفی کمالاک رقیب جدی میانه روهای مدعی اسلامگرایی به رهبری اردوغان است. مطلب زیر که یک سال قبل در سایت تریبون منتشر شده، به مناقشات سیاسی درون ترکیه و نسبت آن با ایران و سوریه پرداخته است:

گفته می شود اگر سلطان محمد خوارزمشاه، حکومت آل افراسیاب (ترکان قراختایی) را از میان برنداشته بود، ایران هرگز با مغلوستان همسایه نمی شد و بهانه ای به دست چنگیز هم نمی افتاد تا به ایران حمله کند. امروز هم به نظر می رسد برافتادن نظام اسد در سوریه به مثابه برداشته شدن سد حد فاصل ایران و اسرائیل باشد، شکستن این سد تعادل سیاسی منطقه را بر هم زده و مقاومت و اسرائیل را به طور مستقیم در مقابل هم قرار داده و رویارویی بزرگی را رقم خواهد زد.

در مهر ماه گذشته، رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه در نشستی که از سوی موسسه فکر «ستا» در شهر نیویورک تحت عنوان «ترکیه جدید، خاورمیانه جدید و نظم نوین جهانی جدید» برگزار شد، اظهار داشت که سوریه نیز دیر یا زود از تحولات جاری در منطقه خاورمیانه، که از آن به عنوان بهار عرب یاد کرد، تحت تاثیر قرار خواهد گرفت. در مقابل بشار اسد رئیس جمهور سوریه در سخنانی در هشتم آبان ماه هشدار داد که بروز هر مشکلی در سوریه تمام منطقه را خواهد سوزاند: “سوریه در حال حاضر نقطه مرکزی منطقه است. خط گسل است که اگر با زمین آن بازی کنید موجب وقوع زلزله می شوید. آیا می خواهید افغانستان دیگری ببینید یا ده افغانستان دیگر؟”

اما سوال اینجاست که آیا ترکیه و دولت های عربی از پیامد مستقیم نبود سوریه – به عنوان یکی از اضلاع محور مقاومت- بی خبرند؟ آیا می خواهند تعادل موجود را به نفع اسرائیل به هم بزنند و یا آنکه تصور می کنند خود نماد بهتری از مقاومت هستند که می توانند نقش محوری تری در جدال تاریخی جهان اسلام (و یا عرب) در برابر اسرائیل ایفا کنند؟

خوب و بد اردوغانیست ها

اولین سوال مطرح درباره سیاست های اخیر ترکیه اینست که آیا اردوغان و هم حزبی هایش در اسلام گرایی صادق اند؟ و اگر آری، پس این سیاست های اخیر چه معنایی می تواند داشته باشد؟

در پاسخ به این سوال باید به انتخابات پارلمانی دوره گذشته (۱۲ زوئن ۲۰۱۱) ترکیه بازگشت که حزب حاکم عدالت و توسعه توانست با کسب ۵۰.۴ درصد از کل آرا (۷۴ میلیون شهروند واجد شرایط رای دادن) ۳۲۶ کرسی از مجموع ۵۵۰ کرسی مجلس ملی ترکیه را از آن خود کند. این در شرایطی رخ داد که کمال کلیجدار اوقلو – رهبر حزب سکولار «مردم جمهوری خواه» ترکیه- در انتقاد از حزب حاکم بر ترکیه در یکی از برنامه‌های تبلیغاتی خود عنوان نمود اردوغان و هم حزبی‌هایش بدنبال این هستند که «مدل اسلامی ایران» را در ترکیه پیاده کنند. به همین دلیل، رجب طیب اردوغان، پس از اینکه حزب عدالت و توسعه موفق به کسب بیشترین آرا در انتخابات ۲۳ خرداد ۱۳۹۰ مجلس این کشور شد، در محل این حزب خطاب به هواداران خود گفت: “پیروزی در این انتخابات، پیروزی در رام الله، قدس، نوار غزه و بسیاری از شهرهای دیگر خاورمیانه است.”

اردوغان که پس از کسب پیروزی حزب حاکم عدالت و توسعه در انتخابات سخن می گفت، با تاکید بر اینکه مردم دیگر کشورهای جهان نیز در انتظار نتایج انتخابات ترکیه بودند، اضافه کرد: “این پیروزی به همان اندازه که پیروزی شهرهای ترکیه است به معنی پیروزی بیروت، رام الله، قدس، غزه، طرابلس و دیگر شهرهای خاورمیانه نیز می باشد.”

البته اردوغان پیش از این هم مواضع محکمی را انخاذ کرده بود که او را نزد اسلام گرایان محبوب ساخت. از جمله اینکه در بهمن ماه ۱۳۸۷ در حاشیه اجلاس مجمع جهانی اقتصاد در داووس سوئیس و همزمان با جنگ ۲۲ روزه غزه، وقتی شیمون پرز رئیس رژیم صهیونیستی سعی داشت حملات اسراییل را به غزه توجیه کند. رجب طیب اردوغان خطاب به پرز گفت: “قتل عام اسرائیل در غزه غیر قابل انکار است”. پرز در واکنش به این سخنان، با فریاد و پرخاش شروع به پاسخگویی به اردوغان کرد که در پاسخ نخست وزیر ترکیه گفت: “شما برخلاف کتاب آسمانی خود آدم می‌ کشید و آدم کشتن را خوب بلدید و با صدای بلند سخن می گویی که این ناشی از احساس گناهکار بودن است” و سپس به نشانه اعتراض این جلسه را ترک کرد.

در نتبیجه این مواضع ضد اسرائیلی بود که روز دوازدهم بهمن، هزاران نفر از مردم ترکیه هم با حضور در فرودگاه استانبول از نخست ‌وزیر کشورشان به علت انتقاد شدید و جسورانه به رئیس رژیم صهیونیستی در اجلاس داووس استقبال کردند.

وی همچنین در ۲۴ خرداد ۱۳۸۹ دعوت‌نامه ای رسمی برای عدالت و«سید حسن نصرالله»، دبیر کل حزب‌الله لبنان فرستاده و از وی برای دیدار از این کشور دعوت کرده بود. البته آنگونه که شبکه تلویزیونی «ان تی‌وی» ترکیه گزارش داد، «خالد مشعل»، رئیس دفتر سیاسی جنبش مقاومت اسلامی (حماس) نخست‌وزیر ترکیه را قانع کرده بود که دعوت از سید حسن نصرالله محبوبیت وی را در جهان اسلام و عرب افزایش داده و باعث شرمساری بیشتر اسرائیل به دلیل حمله به ناوگان کمک‌های بشردوستانه به غزه می‌شود.

فرافکنی شکست اصلاحات داخلی

مجلس ترکیه ۵۵۰ کرسی دارد که در دوره قبل، ۳۳۱ کرسی آن در دست نمایندگان حزب عدالت و توسعه بود و این میزان در انتخابات اخیر هم تغییر چندانی نکرد. اردوغان در تبلیغات انتخاباتی خود نیز عنوان کرده بود تلاش خواهد کرد در بازنویسی قانون اساسی فعلی – که در سال ۱۹۸۲، دو سال پس از کودتای ۱۹۸۰ نوشته شده است – به معیارهای دموکراتیک و پلورالیزم بیشتر نزدیک شود، که مظابق با استانداردهای اتحادیه اروپا نیز باشد.

وقتی در انتخابات خرداد ۹۰، اردوغان مجددا به پیروزی رسید، روزنامه آلمانی زبان Basler Zeitung در شماره ۲۷ خرداد ۱۳۹۰ خود درباره تاثیر این پیروزی بر آینده روابط ترکیه و اتحادیه اروپا نوشت: “اگر چه حزب عدالت و توسعه نتوانست دو سوم لازم را برای انجام اصلاحات در قانون اساسی به دست آورد اما وی در رسیدن به هدفش شکست نخورده است. در این مرحله اردوغان تلاش خواهد کرد موافقت سایر احزاب و نمایندگان مستقل را در راه رسیدن به هدفش جلب نماید.”

اما نکته همینجاست که اردوغان هنوز هم نتوانسته موافقت هیچ حزبی را برای اصلاحات قانون اساسی بدست آورد و احتمالا این ناکامی داخلی، موجب تغییر رویعه سیاست خارجی وی از جمله در قبال سوریه شده است. از سوی دیگر به نظر می رسد علت هجمه ترکیه به سوریه، پیشگیری از بروز اعتراضات مشابه اقوام این کشور به تقلید از همنوعان خود در سوریه باشد. نوعی “فرار به جلو” که از ترس ابتلائات مشابه است، چراکه اکثر ایرادات وارد بر نظام سوریه بر ترکیه هم وارد است. البته شکی نیست که بسیاری از این انتقادات و ایرادات ربطی به حزب حاکم «عدالت و توسعه» ندارد و بازمانده ساختار سیاسی- نظامی آتاتورک است، اما به نظر می رسد اردوغان و همفکرانش هم این ایرادات را بر خود وارد دانسته و ضمن قبول سهم شراکت خود در این گناه تاریخی، با آن معضلات سازگار شده اند. بدین معنا که بعید به نظر می رسد حزب عدالت و توسعه برنامه جدی و ممکنی برای تحول ساختار ترکیه داشته باشد و پذیرفته است که بیش از این هم نخواهد توانست کاری بکند. از یک طرف رقیب جدی تر از خود (حزب سعادت به رهبری مرحوم اربکان) را در برابر خود نمی بیند و مطمئن است که مردم ترکیه در غیاب رهبری کاریزمایی چون اربکان که انقلابی بر مبنای اسلام سیاسی در ساختار ترکیه را وعده می داد، به اصلاحات حداقلی و محافظه کارانه «عدالت و توسعه» قناعت خواهند کرد. از طرف دیگر پس از انتخابات اخیر که نتوانست بیش از ۵۰ درصد آراء را بدست آورد، پس از نومیدی کامل از کسب حداکثر لازم برای اصلاح قانون اساسی، بعید نیست که از شعارهای اسلامی پیشین خود عدول کرده و به سمت آرای خاکستری متمایل شود. تلاش برای جلب حمایت داخلی سکولارها و همچنین حمایت خارجی از غرب هم شاید ناشی از همین نومیدی از درون ترکیه باشد.

ترکیه و سوریه؛ اختلافات و اشتراکات

یکی از نکاتی که درباره روابط کنونی سوریه و ترکیه می باید بر آن تاکید کرد آنست که مشکل ترکیه با سوریه بر سر “اختلافات” نیست، بلکه بر سر “اشتراکات” است. در هر حال ترکیه هم به مانند سوریه، اقلیت های کرد، ارمنی و ترکمن دارد که کاملا تحت الشعاع قومیت غالب ترک هستند. کردهای ترکیه در شرایط بسیار اسفناک تر از عراق (زمان صدام) و سوریه به سر می برند که به هیچ وجه قابل مقایسه با کردهای ایران نیست. بویزه آنکه کردها به لحاظ فرهنگی هیچ نسبتی با فرهنگ و زبان اکثریت عرب (در سوریه و عراق) و ترک (در ترکیه) ندارند. برخلاف ایران که کردها جزوی از نژادهای اصیل ایرانی بوده و زبانشان هم جزو شاخه های اصلی زبان پهلوی باستانی است.

اما در ترکیه و در شرایطی به مراتب بدتر از سوریه، قومیت کرد همچنان نفی ملیت شده و “ترک کوه نشین”! محسوب می شوند، به نحوی که حتی خواندن ترانه به زبان کردی از سالها پیش در این کشور ممنوع بوده است. این در حالی است که مهمترین شاخصه فرهنگی کردها، موسیقی غنی آنهاست، به نحوی که به عنوان مثال در ایران، موسیقی کردی هم به لحاظ کمی و هم کیفی، یکی از استوانه های موسیقی ملی ما به شمار می آید. مثال دیگر اینکه وقتی کردهای ترکیه به عنوان یک قوم اصیل ایرانی مراسم نوروز را برگزار می کنند، پلیس به آنها حمله می کند، تا جاییکه در مراسم امسال نوروز در ترکیه یک نفر کشته شد. این در حالی است که وزیر فرهنگ ترکیه نوروز را جزو اعیاد بزرگ معرفی می کند.در بعد سیاسی قضیه هم باید گفت که احزاب کرد همچون احزاب مسلمان توسط نظامیان سکولار ممنوع بوده و یا پس از مدت کوتاهی فعالیت توقیف شده اند. اگر سوریه به علت حاکمیت یک حزب سیاسی- نظامی شبه سوسیالیست به نام حزب بعث تحت فشار است تا دموکراسی مد نظر لیبرال ها را حاکم سازد، در ترکیه ساختار سیاسی مرکب از ارتش سالاری و لائیسیته حاکم است که به علت قانون اساسی مغایر با معیارهای دموکراسی مطرح در غرب؛ همچنین نقض حقوق بشر در مورد ارمن ها و کردها مورد انتقاد غرب است. لذا ترکیه می خواهد با برون فکنی انتقادات و رهبری نمودن اصلاحات سیاسی منطقه ای، از خود رفع اتهام نماید. البته در این کار هم ناموفق است تا جاییکه نماینده کرد مجلس ترکیه می گوید استقلال؛ حق ۲۰ میلیون کردی که در ترکیه زندگی می‌کنند است اما «رجب طیب اردوغان» کرد‌ها را به بازی گرفته است.[۱]

البته این یک وجه مشکل کردها با ترکیه است. سوی دیگر ماجرا، سرکوب گروه های تروریستی چون پ ک ک است، که غرب رفتار دوگانه ای را در باره آنها در مقابل ترکیه دارد، چراکه آنگونه که ترکیه می خواهد در سرکوب آنها همراهی نمی کند. به عنوان مثال وقتی سال ۸۶ ژنرال بنیامین میکسون، فرمانده ارشد آمریکا در شمال عراق گفت برنامه ای برای اقدام علیه پ ک ک، ندارد و در این مورد ماموریتی به او داده نشده است، رجب طیب اردوغان، نخست وزیر ترکیه از کشورهای عضو اتحادیه اروپا انتقاد کرده و گفته است با وجود این که اتحادیه اروپا، حزب کارگران کردستان ترکیه، پ ک ک، را یک تشکیلات تروریستی می شناسد، برای دستگیری و استرداد آن عده از اعضای این حزب که ترکیه در تعقیب آنان است، اقدامی به عمل نمی آورد.

البته به جز مشکلات مشترک این دو کشور که باعث اختلاف امروزشان شده، اختلافاتی هم از قدیم میان سوریه و ترکیه وجود داشته است، مثلا در نقشه‌های دولت سوریه استان «ختای» نیز که اکنون جزو خاک ترکیه‌ است خاک سوریه به شمار می‌آید. البته این ماجرا بسیار قدیمی است، از آنجا که آتاتورک از ابتدا سعی کرده بود شهر موصل عراق را به خاک خود منضم سازد و بواسطه عدم اجازه انگلیسی ها در بدست آوردن این شهر مهم به لحاظ نظامی و نفت خیز، ناکام مانده بود، در مقابل ولایت «اسکندرون» در مرز سوریه کوشید و توانست ابتدا اداره امور داخلی آن را بدست گرفته و سپس منطقه به خاک خود بیافزاید و لذا هنوز که هنوز است سوریه این مناطق را از آن خود می داند، همچنانکه از بازپس گیری بلندی‌های جولان (هضبة الجولان) را که در تصرف اسرائیل است، عقب نشینی نمی کند.

ترکیه؛ مسلمان یا اروپایی؟

گفته می شود احمد داوود اوغلو وزیر امور خارجه و تئوریسین سیاست خارجی حزب عدالت و توسعه، بر این باور است که ترکیه در دهه های گذشته از منطقه خاورمیانه غفلت ورزیده و همواره چشم به “در بسته اتحادیه اروپا” دوخته است. از نظر این سیاستمدار ترکیه ای، غرب هیچ گاه ترکیه را به عنوان کشوری خودی نخواهد پذیرفت و این ترکیه است که باید با تقویت نقش و جایگاه منطقه ای و جهانی، خود را به مجموعه جهان غرب و اتحادیه اروپا به عنوان یک وزنه غیر قابل چشم پوشی تحمیل کند. اما با همه این حرف ها؛ چیزی که در عمل شاهد هستیم آنست که ترکیه اردوغان هم همچنان راه چاپلوسی غرب را ادامه می دهد، در حالیکه اقدامات غرب گرایانه او هم مانع از ایراد اتهامات تکراری غرب به ترکیه نمی شود. همچنان اتهام نقض حقوق بشر و سرکوب کردها وارد است و اخیرا هم دولت فرانسه ترکیه را به خاطر گناه یکصد سال قبل رهبرانشان در مورد نسل کشی ارامنه مورد اتهام قرار داد که البته دولت حاکم اردوغان هم به جای آتاتورک! به آن واکنش تندی داده است. از طرف دیگر با وجود این خدمات بی شائبه ترکیه در ناتو، اتحادیه اروپا از یک طرف با نپذیرفتن ترکیه در اتحادیه اروپا و از طرف دیگر با پذیرش عضویت قبرس – که ترکیه طرفدار حاکمیت نیمه ترک نشین آن بر نیمه یونانی نشین است- خون به دل ترک ها کرده است. تا جاییکه اردوغان در یک گفتگوی تلویزیونی در ۲۵ مهر ۱۳۹۰ تاکید کرد تا زمانی که توافقی درباره اتحاد مجدد قبرس به دست نیامده، آنکارا حاضر به پذیرش این جزیره به عنوان یک کشور نیست. به گفته اردوغان، در صورتی که ریاست اتحادیه اروپا به قبرس برسد، آنکارا روابط خود را با این اتحادیه تعلیق می کند. این در حالی است که طبق برنامه اتحادیه اروپا قبرس از ماه جولای ۲۰۱۲ ریاست دوره این اتحادیه است.

ترکیه که از سال ۱۹۹۶ میلادی گمرکات خود را به اتحادیه ملحق کرده است، از سال ۲۰۰۵ میلادی به طور رسمی مذاکرات پیوستن به اتحادیه اروپا را شروع کرد، ولی در هفت سال گذشته پیشرفتی در این زمینه حاصل نشده است. از طرف دیگر؛ این نکته را نباید فراموش کرد که سهم تعاملات اقتصادی ترکیه با اروپا هم بر تعاملات با کشورهای اسلامی می چربد. براساس داده های موسسه آمار اتحادیه اروپا (یوروستات) که ۲۶ اسفند ۱۳۹۰ منتشر شد، حجم تجارت ترکیه با اتحادیه اروپا در سایه الحاق گمرکی در سال گذشته با ۱۶ درصد افزایش نسبت به سال ۲۰۱۰ به ۱۲۰.۳ میلیارد یورو رسید. حجم تجارت ترکیه با اتحادیه اروپا در سال ۲۰۱۰ برابر ۱۰۳.۶ میلیارد یورو بود که بدین ترتیب جایگاه ترکیه به عنوان هفتمین شریک بزرگ تجاری اتحادیه اروپا در سال ۲۰۱۰ به ششمین شریک بزرگ تجاری این اتحادیه در سال ۲۰۱۱ میلادی ارتقا یافت. براساس این داده ها در سال گذشته صادرات ترکیه به اروپا با ۱۲ درصد افزایش نسبت به سال ۲۰۱۰ به ۴۷.۶ میلیارد یورو و واردات ترکیه از اتحادیه اروپا نیز با ۱۹ درصد افزایش به ۷۲.۷ میلیارد یورو رسید. این در حالی است که ترکیه در سال گذشته پنجمین کشور بزرگ از نظر صادرات به اروپا و هفتمین کشور در واردات اتحادیه اروپا بود.

بنابراین طبیعی است که ترکیه، رابطه با غرب را بر کشورهای اسلامی و از جمله سوریه ترجیح بدهد.

بالاخره حق با کیست؟ سوریه یا ترکیه؟

آنچه که تاکنون ذکر شد، گزاره هایی است که در باره تغییر ۱۸۰ درجه ای مواضع دولت ترکیه در قبال سوریه می توان مورد بررسی قرار داد. شکی نیست که این تغییر موضع، ربطی به دولت سوریه ندارد. هرچه باشد سوریه کنونی همان سوریه ده سال قبل است و بلکه سی سال قبل. در این سال ها اصلاحات قابل قبولی انجام شده که بر این اساس می توان روند این کشور را رو به اصلاح توصیف کرد و لذا گناه جدیدی از رهبران سوریه سر نزده که موجبات این تغییر ۱۸۰ درجه ای همسایه شمالی اش را فراهم کرده باشد.

اما در پاسخ به این سوال که چرا این تغییر مواضع تا به این حد در ذهنیت مخاطبان ایرانی عجیب به نظر می رسد، باید گفت که «روایت رسمی» ما در مورد ترکیه و سوریه غلط بوده است. برداشت هایی هم که به ذهن ما القا می شده، هر دو با مصلحت اندیشی همراه بوده است، چراکه نه اردوغان یک مسلمان انقلابی است و نه اسد عاری از خطا و اشتباه.

برخلاف نظام جمهوری اسلامی که به برکت رهبری حضرت امام خمینی و مقام معظم رهبری و نیز پویایی حوزه ها و مراکز مولد و مبین اندیشه ولایت فقیه، بحث های انتقادی پیرامون حکومت همچنان فعال بوده و در ذیل «نقد درون گفتمانی» در جهت رفع اشکالات و انتقادات کوشش های بسیار شده است، در مورد سوریه باید گفت که گفتمان انتقادی دلسوزانه وجود نداشته – یا لاقل مخاطب ایرانی از وجود آن بی خبر بوده- که مانع از بروز این اعتراضات به شکل بیگانه پسند در چند ماهه گذشته شود. ضمن اینکه نباید فراموش کرد که سوریه یک نظام سکولار و غیر دینی دارد که اساسا فرض انتقاداتی از جنس نقد درون گفتمان دینی جمهوری اسلامی ایران، ممکن نیست. همچنین این کشور اکثریتی سنی مذهب دارد که چون هیچ یک از مذاهب اهل سنت فقه پویا و جامعی چون فقه شیعه ندارند، اساسا فرض حکومت دینی به مشابه نظام مبتنی بر ولایت فقیه در آنها باطل است.

اما در مورد ترکیه باید گفت که گفتمان دینی جدی آن به رهبری مرحوم اربکان از زمان کنار گذاشته شدن ایشان از نخست وزیری تحت الشعاع گفتمان های محافظه کار و سازشکارانه تری با لعاب دینی قرار گرفته است. به نحوی که مخاطب ایرانی اساسا غافل از گفتمان اصیل دینی این کشور بوده است. اگر زمانی که طرفداران نجم الدین اربکان در اعتراض به حمله رژیم صهیونیستی به کاروان حامیان فلسطین در کشتی مرمره، در مقابل سفارت اسرائیل تجمع و خواستار برخورد قاطع دولت اردوغان شدند، مسئولین سیاسی ما هم اجازه می دادند تا این تجمع از تلویزیون پخش و شعار های واقعی آنان منعکس شود، الان ما با این سرگیجگی سیاسی عوام و خواص روبرو نبودیم. متاسفانه سیاسیون کشور ما تا زمان حیات مرحوم اربکان، آنچنان که باید مواضع ایشان را – در مقابل مواضع محافظه کارانه اردوغان- منعکس نکردند و حالا که پس از درگذشت ایشان، حزب سکولار اسلامی اروغان با جرات بیشتری علیه سوریه و – بعضا غیر مسقیم علیه ایران- موضع گیری می کند، باید بفهمیم که چه اشتباهی بزرگی را مرتکب شده ایم.

در واقع ما حزب اسلامی اصلی ترکیه – حزب سعادت به رهبری نجم الدین اربکان- را فدای حزب محافظه کار اسلامی نمای عدالت و توسعه به رهبری اردوغان کردیم، صرفا به این دلیل که در انتخابات رای کمتری نسبت به حزب عدالت و توسعه» بدست آورده است. این کمیت گرایی ها و مصلحت اندیشی های مسئولین ما بود که باعث شد تا حقیقت قربانی شود. اما واقعیت ماجرای پیروزی اردوغانیست ها در انتخابات مذکور هم همچنانکه مرحوم اربکان تشریح می کند، حاصل تبلیغات منفی احزاب محافظه کار علیه اسلام گرایی بود که باعث شد مردم جانب جناح میانه رو را بگیرند: “کسانی که به حزب عدالت و توسعه رأی دادند، فکر می کردند که تشدید حملات به حزب عدالت و توسعه از سوی مخالفان دین ستیز و تلاش برای برکناری آن، به معنای دخالت در رأی مردم است. این رفتار، خوشایند اکثریت ملت نبود. بسیاری از مردم ترکیه به دلایل دیگری به حزب عدالت و توسعه رأی ندادند؛ مانند حجم بالای بدهی خارجی، بیکاری، فقر، فساد اداری و سوء سیاست خارجی به ویژه رابطه با اسرائیل. اما انتخابات در فضایی عادی برگزار نشد؛ بلکه در برابر سونامی ای انجام شد که حزب مخالف علیه حزب عدالت و توسعه به راه انداخته بود.”

و این؛ مصداق پیروزی صالح مقبول بر اصلح و بهتر بگوییم صالح نمای مصلحت اندیش بود.

او بارها و بارها درباره ماهیت درونی اردوغان به ما هشدار داد: “اردوغان، شاگرد رفوزه ای است که از در پشتی مدرسه فرار کرده است. او به مدرسه من آمد، ولی به درس خوب گوش نداد. او در مدارس دینی تحصیل کرده است. اما کارهایش این را نشان نمی دهد. او معتقد است که تمدن مسلمانان، رقیب تمدن غرب نیست، در حالی که پیامبر، محمد(ص) می گوید: الاسلام یعلو و لایعلی؛ اسلام برتر است و چیزی فراتر از آن نیست. آیا کسی که دانشی دارد، حرف او را می زند؟ اردوغان به اتحادیه اروپایی نزدیکی می جوید و هرچه را که از او می خواهند انجام می دهد و در عین حال می گوید تشکیل اتحادیه اسلامی ناممکن است. آیا این سخن معقول است؟ آیا ما باید اسلام را در خدمت منافع صهیونیسم در آوریم؟”

در واقع اردوغان و حزب متبوعش سیاستمداران مسلمانی هستند که بیشتر از هرکس راه «فتح الله گولن» را به عنوان مهمترین روشنفکر دینی ترکیه در پیش گرفته اند. کسانی که می خواهند بین اسلام و مدرنیسم آشتی برقرار کنند و برای زندگی مسلمانان در جهان مدرن نقشه هایی جدید طراحی کنند. شاید شبیه آنچه در گفتمان مهندس مهدی بازرگان در علمی کردن دین مشاهده می شد و شاید از همین جا باشد رفاقت دیرینه ابراهیم یزدی – وزیر خارجه دولت بازرگان – با اردوغان و عبدالله گل.

اوج کجروی های حزب عدالت و توسعه در ماجرای کشتی مرمره بود که علیرغم اعتراضات گسترده مردمی، دولت ترکیه تنها به کاهش روابط نظامی بسنده و حتی از اخراج سفیر اسرائیل هم امتناع و این اقدام را به اعلان نتایج گزارش گروه تحقیق از کشتی مرمره موکول نمود. اما وقتی سرانجام نتایج گزارش اعلام و سطح تعاملات سیاسی به کاردار تقلیل یافت، ترک ها در اقدامی منافقانه کاری کردند که غرب خیلی هم از دستشان ناراحت نشود. بدین معنا که همزمان با اخراج سفیر اسرائیل به دلیل عدم عذرخواهی تل آویو از اقدام سال گذشته خود در حمله به کشتی ترکیه ای عازم غزه و کشتن ۸ شهروند ترکیه ای در این حادثه، در همان روز وزارت خارجه ترکیه با صدور بیانیه ای اعلام کرد که تا پایان سال جاری میلادی این کشور پذیرای استقرار رادارهای سیستم دفاع ضد موشکی خواهد بود که بنا به اعلام مقامات آمریکایی به عنوان یک اقدام بازدارنده دفاعی در برابر تهدیدات موشکی ایران است.

نورای میرت روزنامه‌نگار ترک در مقاله ای در روزنامه «رادیکال» درباره این رفتار دوگانه و تبعات خارجی آن می نویسد: “غرب چندان از تنش روابط میان ترکیه و اسرائیل نگران نیست و آن را در راستای سیاست‌های قدرت‌گیری منطقه‌ای ترکیه قلمداد کرده و از آن حمایت می‌کند.”

سفیر ترکیه در ایران نیز درباره این رفتار دوگانه به خبرگزاری فارس می گوید: “ترکیه عضو ناتو است و مسئولیت‌هایی در قبال این عضویت دارد. از شما می‌پرسم این عضویت ترکیه در ناتو در قبال سیاست‌های ترکیه در قبال ایران ناهنجاری‌هایی را به وجود آورده است؟ آیا ترکیه به عنوان عضو ناتو برای ایران تهدید بود؟ یک طرح امنیتی در ناتو وجود دارد که طی ۱۰ سال گذشته دنبال شده است. این سامانه، سپر دفاع موشکی نیست بلکه رادار هشدار دهنده سریع است.”

طبیعی است که با چنین اقدامات دوگانه ای، اسرائیل وادار به عقب نشینی نشود، چنانکه ۲۷ بهمن ۱۳۹۰ سیلوان شالوم معاون نخست وزیر رژیم صهیونیستی پس از دیدار و گفتگو با بان کی مون دبیرکل سازمان ملل در نیویورک، در گفتگو با خبرنگاران از اصرار دولت ترکیه به دلیل اصرار بر روی عذرخواهی تل آویو از آنکارا انتقاد کرد و گفت اصرار بی مورد دولت ترکیه در این زمینه مانع عادی سازی روابط تل آویو و آنکارا شده است.

معاون نخست وزیر رژیم صهیونیستی همچنین یادآور شد که “ترکیه اولین کشور اسلامی بود که با اسرائیل روابط دیپلماتیک برقرار کرده و وی در دوران تصدی پست وزارت امور خارجه در اسرائیل، بیش از همه با عبداله گل رئیس جمهور فعلی ترکیه در تماس بوده است.” این ادعا کاملا واقعیت دارد؛ چراکه نگاه بلند مدت ترکیه به مساله فلسطین با گفتمان مقاومت متفاوت است. ترکیه کشور اسراییل را به رسمیت می‌شناسد و علی‌رغم ایجاد تنش، روابط سیاسی خود را حفظ کرده است. ترکیه تنها سطح روابط دیپلماتیک خود را با اسراییل تقلیل داده و به سطح دبیر دوم رسانده است. این به معنای قطع روابط دیپلماتیک نیست. از طرفی ترکیه رسما به موجودیت اسراییل احترام گذاشته و به هیچ وجه قایل به حذف اسراییل نیست. مجموع این نکات به معنای ناهمخوانی نگاه ترکیه به مساله فلسطین با نگاه منبعث از گفتمان مقاومت است و اگر بخواهیم برای حرکت ترکیه مقصدی تصور نماییم، ایجاد تفاهم میان گروه‌های مبارز فلسطینی و رژیم اسراییل است. یعنی هدف ترکیه در مساله فلسطین حفظ وضع موجود است.

البته این رفتارها از جانب ترک ها کاملا طبیعی است؛ چرا که آنها می خواهند ترکیه عضو پیمان ناتو بماند و اعضای ناتو هم (بویژه ترکیه که یکی بزرگترین ارتش های ناتو را تشکیل می دهد) مکلف به شرکت در برنامه آن از جمله برنامه خلع سلاح مقاومت اسلامی لبنان اند. چیزی که مرحوم اربکان نسبت به آن هشدار می داد: “من از کردار و رفتار او و مسیری که در آن حرکت می کند، راضی نیستم. ما از او گله داریم، زیرا ملت ترک را به سوی مشکلات بزرگ سوق می دهد. ما از وابستگی او به صهیونیست ها و مشارکت او با آنان در برخی برنامه ها ناراضی هستیم. چرا طیب اردوغان نظامیان ترکیه را در چارچوب نیروهای سازمان ملل متحد به لبنان می فرستد تا حزب الله را خلع سلاح کنند؟”

آنان همچنین می خواهند ترکیه عضو اتحادیه اروپا شود. برای این کار هزینه های بسیاری داده اند و باز هم خواهند داد بی آنکه نتیجه ای حاصل شود. امری که مرحوم اربکان بر آن انتقاد داشت: “حزب عدالت و توسعه راه ما را ادامه نداد. تا اکنون هم نشان نداده اند که درک درستی از آنچه اتفاق می افتد دارند. پیامبر اسلام (ص) گفته از فراست و زیرکی موءمن برحذر باشید. حزب عدالت و توسعه باید فراست و زیرکی داشته باشد. اسلام دین عقل و فهم و آگاهی است. پس باید فهم درستی از اسلام داشته باشیم. من معتقدم دو نقص بزرگ در همه دانشکده های فقهی و شرعی موجود در جهان اسلام وجود دارد: یکی نبود دانشکده ای ویژه چگونگی اجرای شریعت متناسب با عصر و زمانه و دیگر نبود دانشکده ای ویژه فهم درست اسلام. انسان مسلمان باید اسلام را به خوبی درک کند. قرآن می گوید با یهود و نصاری دوستی برقرار نکنید. اینکه کسی پیش یهودیان می رود و با آن رابطه دوستی برقرار می کند، چگونه می تواند مسلمان درست کرداری باشد؟ مشکل آگاهی در همه جهان اسلام وجود دارد.”

در این مسیر اردوغان هم مثل پیشینیان سکولار خود، به چنان ذلت و خواری افتاده که سرانجام آتش خشم مردم مسلمان ترکیه را شعله ور خواهد کرد و هیچ بعید نیست که بعد از دو ماجرای کشتی مرمره و تحولات سوریه، مردم از این حزب رویگردان و به اسلام اصیل ترکیه رو نمایند. چیزی که قابل انکار نیست انکه رشد اسلام‌گرایی در ترکیه امری حقیقی است و روز به روز بر شدت آن افزوده می‌شود. برای نمونه نظر‌سنجی موسسه بین‌المللی «پیو» نشان می‌دهد که از سال ۲۰۰۲ تا ۲۰۱۰، بیست درصد از محبوبیت آمریکا در این کشور کاسته شده و از ۳۰ درصد به ۱۰ درصد رسیده است. این میزان پایین‌ترین حد در میان کشورهای اسلامی است. براساس همان نظرسنجی ۷۷ درصد مردم ترکیه از آمریکا ابراز ناخشنودی کرده‌اند. این مساله نشان دهنده وضعیت مردم ترکیه است. حال که دولتمردان ترکیه اشکارا در بازی آمریکاییان بازی می‌کنند، بعید نیست که در آینده‌ای نه چندان دور با مردم خود نیز روبه‌رو شوند.

همچنانکه مرحوم اربکان در این باره امیدوار بود: “در آن انتخابات حزب سلامت ملی، شکست خورد ولی ناامید نشد و ما به میدان برگشتیم و با حزب فضیلت در انتخابات ۱۹۹۷ پیروز شدیم و دولت تشکیل دادیم. اکنون همان بازی تکرار می شود. اما ما امید داریم که در آینده همان پیروزی گذشته ما تکرار شود و بار دیگر در انتخابات پیروز شویم”.

بحرین یا سوریه، کربلا کجاست؟

پنجشنبه ۲۶ اسفندماه ۸۹، «رجب طیب اردوغان»، نخست وزیر ترکیه به رخدادهای خونین بحرین به شدت واکنش نشان داد و قتل عام مردم توسط آل سعود و آل خلیفه را با حوادث کربلا مقایسه کرد: “ما خواهان کربلای دیگر در منطقه نیستیم و رویدادهای اخیر در بحرین احتمالا شبیه عواقب کربلا خواهد بود. ما دخالت خارجی در بحرین را محکوم می‌کنیم و درباره پیامدهای خطرناک این مسأله هشدار می‌دهیم.”

اما کمی بعد، مواضع اردوغان تغییر کرد. او بحرین را فراموش و تمام توجه خود را به سوریه اختصاص داد. کار به جایی رسید که حتی آل خلیفه ترکیه را حیات خلوت خود یافته و به آنجا سفر کردند و البته از پذیرایی اردوغان هم بهره مند شدند. سفیر ترکیه در گفت‌وگو با خبرگزاری فارس برای توجیه این رفتار دوگانه می گوید: “آنچه را برای سوریه نگرانیم برای بحرین نیز هستیم که این موضوع در مورد فلسطین و سایر کشورها نیز صادق است… چه تفاوتی بین حملات اسرائیل به کودکان فلسطینی با حملات حکومت سوریه به بندر لاذقیه و کشته شدن غیر نظامیان وجود دارد.”

وقتی خبرنگار فارس با بیان اینکه در بحرین مخالفان بدون سلاح کشته می‌شوند اما در سوریه شورشیان مسلح کشته می‌شوند، می پرسد که چرا ترکیه در قبال بحرین این مواضع تند را ندارد و حتی شاه بحرین به ترکیه می‌آید و و اردوغان نیز از وی استقبال می‌کند، یاردیم پاسخ می دهد: “اگر آنجا گروه‌های مسلح وجود دارند به موضع گیری‌ ما ربطی ندارد و این گروه‌های مسلح هیچ ارتباطی به ترکیه ندارند. اما آل خلیفه که به ترکیه آمد در چارچوب سفر خاصی صورت گرفت. آنجا برای همکاری استراتژیک نبود و سفر خصوصی بود که خودش آمد و چون در ترکیه درخواست دیدار با عبدالله گل را داشت، ناهار را با هم خوردند. ما در آن ملاقات حساسیت‌های خود را اعلام کردیم که من نمی‌خواهم در مورد جزئیات این دیدار بیشتر از این توضیح دهم.”

این مواضع تند علیه سوریه در شرایطی است که پیش از این در موضوع لیبی، اردوغان حتی با تحریم قذافی هم مخالفت کرده بود. وی در گفتگوی اختصاصی با خبرگزاری فرانسه در اسفند ۱۳۸۹ اعلام کرده بود: “مخالف اعمال تحریم علیه لیبی است، چرا که در نتیجه چنین اقدامی مردم لیبی مجازات می شوند.” اتخاذ این موضع به دلیل آن بود که شرکت های ترکیه ای چندین طرح عمرانی را به ارزش بیش از ۱۵ میلیارد دلار در لیبی در دست اجرا داشتند و حجم تجاری دو کشور نیز سال قبل حدود دو میلیارد و ۴۰۰ میلیون دلار بود. در آن زمان مخالفان دولت ترکیه از اردوغان به دلیل عدم اتخاذ موضع سخت گیرانه علیه دولت لیبی انتقاد کردند که چرا موضع تندی را که علیه «حسنی مبارک» نشان داد در مورد لیبی و بحرین از خود نشان نمی دهد. معلوم است که روابط اقتصادی بر مسائل دیگر ارجحیت دارد و بر همین اساس رهبران حزب «عدالت و توسعه» تصمیم می گیرند که از انقلاب کدام کشور حمایت کنند و در کدام کشور انقلاب به راه بیندازند.

ترکیه و سودای رهبری جهان اسلام

۲۳ شهریور ۱۳۹۰ اردوغان نخست وزیر ترکیه در گفتگو با یک کانال تلویزیونی مصری طی اظهاراتی که حاکی از دخالت وی در امور داخلی این کشور بود، گفت که به عقیده وی در روند جاری در کشور مصر مردم این کشور برای تقویت دمکراسی، به یک قانون اساسی لائیک رای خواهند داد.

جالب بود که جماعت اخوان المسلمون مصر اظهارات نخست وزیر ترکیه مبنی بر تاسیس دولتی لائیک در مصر را دخالت وی در امور داخلی این کشور ارزیابی کرد. سخنگوی جماعت اخوان المسلمون مصر در بیانیه‌ای در واکنش به اظهارات مداخله جویانه اردوغان تصریح کرد که تجربیات سایر کشورها متناسب با شرایط مصر نیست، کما اینکه شاید مردم ترکیه خواهان رژیم لائیک در کشورشان بوده و آن را پذیرا باشند، ولی مردم سایر کشورهای اسلامی این رژیم را نمی‌خواهند و لذا نخست وزیر ترکیه حق دخالت در امور داخلی مصر را ندارد و در این زمینه، این مردم مصر هستند که حق اظهار نظر دارند.

همچنین رسانه های منطقه ضمن انعکاس این واکنش تند، نوشتند: “در حالی که اظهارات اخیر اردوغان در دعوت از مردم مصر برای تشکیل حکومت لائیک- مدل ترکیه- خشم فراوان مردم این کشور را برانگیخته، گفته می شود ایران در پیامی از اردوغان خواسته دست از تبلیغ لائیسیته بردارد و نسبت به پروژه آمریکا و اسرائیل بویژه در سوریه هشیار باشد.”

پیش از این، رسانه ها سفر رجب طیب اردوغان، نخست‌وزیر ترکیه به مصر را که قرار است شامل تونس و لیبی نیز شود، بسیاری دیپلماسی امپراطورمآبانه ترکیه در دنیای مدرن توصیف کرده‌ بوند. سفری که باعث شده به اردوغان لقب “پاشای جدید عرب” بدهند که بازگو کننده عنوانی است که با پادشاهان عصر عثمانی – که تا کمتر از یک قرن پیش قیمومیت مصر و بسیاری دیگر از کشورهای عربی را بر عهده داشت – می‌دادند. روزنامه السفیر چاپ لبنان در یادداشتی به قلم محمد نورالدین، به سفر نخست‌وزیر ترکیه پرداخته و آن را در حقیقت تلاشی برای ایجاد یک جبهه سنی علیه ایران توصیف کرده بود: “ترکیه خوب می‌داند که هر گونه رویارویی با اسرائیل به معنای رویارویی با ایالات متحده امریکا، پیمان آتلانتیک شمالی و اتحادیه اروپا است. به همین دلیل هم است که آتش تحلیل‌ها را بر سر دلایل اتخاذ مواضع تند آنکارا علیه تلاویو خاموش کرد. ولی تا کجا قرار است ترکیه علیه اسرائیل موضع‌گیری کند. اگر نگاهی به روابط اسرائیل و ترکیه بیندازیم می‌بینیم که این روابط از سال ۱۹۴۹ تا کنون شاهد تحولات بسیاری بوده است به گونه‌ای که دو بار تا کنون تا نازل‌ترین سطح روابط پیش رفته‌اند. ولی اگر نگاهی به روند این ارتباطات بیندازیم در می‌یابیم که این روابط از چنان ریشه‌های مستحکمی برخوردار بوده که هیچ گاه تا مرز قطع کامل روابط نرسیده است. یکی از دلایل اصلی حفظ این روابط ایالات متحده بوده که همواره نقش میانجی و کالتیزور را ایفا کرده است.”

در هر حال آنچه اردوغان از نوعثمانی گرایی و هژمونی ترکیه در جهان اسلام می گوید، از درون خالی است. اسلام مورد عنایت حزب عدالت و توسعه اسلام حداقلی و مورد توافق عناصر قدرت داخلی و خارجی است. با این توجه به آخرین نظرسنجی معتبر در مصر که حاکی از درخواست ۶۰ درصد مردم برای اجرای شریعت اسلامی است. با این حساب طبیعی است که اخوان المسلمین مصر، جانب طرح اردوغان را نگیرند و با لحنی سرد و خشن او را بدرقه کنند.

تلاش های مشکوک اردوغان برای رهبری جهان اسلام (البته با تعریف آن به عنوان اکثریت سنی مذهب) انتقاد بسیاری را برانگیخته است. از اخوان المسلین که اهل سنت هستند تا شیعیان. از جمله شیعیان ترکیه که از زمان تشدید اختلافات مذهبی و قومی در سوریه بدست افراطیون سلفی، همچون شیعیان سوریه تحت فشار و تهدیدات خطرناکی قرار گرفته اند.[۲] اوج انتقادات شیعیان این کشور زمانی بود که شیخ «صلاح الدین اوزگوندوز» امام جمعه شیعیان استانبول در خطبه های نماز جمعه خود در ۴ بهمن ۹۰ با مخاطب قرار دادن رجب طیب اروغان گفت: “نخست‏ وزیر محترم در مراسم عاشورای ما شرکت کرد، سپس به عراق رفت و در آنجا حرم امام علی (ع) را زیارت کرد و با آیت الله سیستانی دیدار نمود و با این کارها محبتی را در جهان شیعه به دست آورد. وی اینک می‏تواند با پشتوانه این محبت، بدون جا به جا شدن سنگ‏ ها و با میل مردم منطقه، مسایل بحرین و سوریه را در کنار هم بررسی کرده و حل نماید. وی این طور در بین مسلمانان محبوب‏تر می‏شود.”

این مواضع اردوغان البته تا حدودی توانسته غرب را خرسند سازد. بی دلیل نبود که باراک اوباما، رییس جمهوری آمریکا در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل در شهر نیویورک در تاریخ چهارم بهمن ۱۳۹۰، ضمن تسلیت به ادوغان به خاطرکشته شدن عده ای از شهروندان ترکیه در انفجار اخیر در یک شرکت آنکارایی از رجب طیب اردوغان به خاطر آنچه “رهبری توانمند در ارتقای دموکراسی در منطقه” خواند، ستایش کرد.

اما در مقابل این مواضع افراطی و غرب گرایانه، تاکنون تنها ایران به طور جدی در مقابل ترکیه ایستاده است. به همین جهت اردوغان بعضا مواضعی علیه ایران هم اتخاذ می کند. از جمله اینکه پنجم مهر ۹۰ پس از بازگشت از نیویورک در جمع خبرنگاران اظهار داشت: “کلید سوریه دست ایران بوده و تهران تنها عامل کمک کننده به بقای نظام اسد است.” کار به جایی رسید که داوود اوغلو خارج از موضوع سوریه هم مواضعی علیه ایران اتخاذ کرد. از جمله اینکه ۳۰ ام مهر ماه ۹۰ و در حالی که بسیاری از رسانه‌های خبری غرب با ارائه استدلال های مختلف صحت ادعای آمریکا درباره تصمیم ایران برای ترور سفیر عربستان سعودی در واشنگتن را زیر سوال برده‌ بودند، وزیر خارجه ترکیه از ایران خواست با آمریکا در این زمینه همکاری کند. داود اوغلو چند ساعت پس از دیدار با علی اکبر صالحی، همتای ایرانی خود در گفتگو با خبرگزاری آناتولیا مدعی شد: ‌”اتهامات مطرح شده علیه ایران جدی است و این کشور باید به مدارک و شواهد ارائه شده از سوی آمریکا توجه کند.”

ترک ها بر اردوغان می شورند

همچنانکه گفته شد، حزب سعادت (سابقا حزب فضیلت) منتقدان اصلی مواضع اردوغان بوده و هست. بعد از درگذشت مرحوم اربکان هم «مصطفی کمالاک» رییس هیات حزب سعادت ترکیه مواضع ایشان را ادامه داده و از جمله اینکه در ملاقات با «نجاح العطار» معاون رییس جمهوری سوریه در امور فرهنگی در دمشق در دی ماه گذشته گفت: “سیاست رجب طیب اردوغان نخست وزیر دولت حزب عدالت و توسعه ترکیه در قبال سوریه نشانگر خواست مردم ترکیه نیست.” کمالاک همچنین در دیدار با «ولید المعلم» وزیر امور خارجه و مهاجرین سوریه در تاریخ ۱۶ دی ۹۰ از نقش منفی دولت ترکیه برای ایجاد بی ثباتی در سوریه انتقاد و بر عمق روابط دو ملت سوریه و ترکیه تاکید کرد.

به جز حزب سعادت، احزاب ملی گرا و سکولار ترکیه از جمله حزب جمهوری خواه خلق هم مخالف مواضع افراطی اردوغان هستند. این حزب لائیک که بعد از حزب عدالت و توسعه، بیشترین کرسی را در پارلمان دارد همچنین در سپتامبر گذشته مخالفت خود را با استقرار رادار رهگیر موشکی آمریکا در خاک ترکیه اعلام و آن را سپری برای رژیم اسرائیل و به زیان امنیت ملی ترکیه اعلام کرده بود. این حزب اعلام کرده بود دولت عدالت و توسعه در ظاهر به نظر می رسد در حالت درگیری با اسرائیل قرار دارد، اما در پوشش آن، ترکیه را به سپر اسرائیل تبدیل کرده است. به عنوان مثال آذرماه گذشته «کمال قیلیچ دار اوغلو» رهبر حزب مخالف جمهوری خلق در پارلمان ترکیه گفت: “دولت اردوغان عروسک خیمه شب بازی قدرتهای جهانی است و سیاست هایش در قبال سوریه خردمندانه نیست.” همچنین رفیق ار یلماز، یکی از نمایندگان پارلمانی حزب مخالف جمهوری خواه خلق ترکیه با تهیه یادداشت استیضاح رسمی خواهان پاسخگویی اردوغان در خصوص مواضع دولتش در قبال سوریه شد. فاروق لوغ اوغلو معاون رئیس حزب جمهوریخواه خلق ترکیه هم سیاست خارجی دولت رجب طیب اردوغان را خطرناک توصیف کرد و گفت این سیاستها هزینه های زیادی را بر دولت و ملت ترکیه تحمیل خواهد کرد. وی خاطر نشان کرد دولت اردوغان که برای دخالت نظامی در سوریه بی تابی می کند، نسبت به سفر بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل به قبرس سکوت کرده است که این سفر خطری برای منافع ملی ترکیه است و هیچ یک از ترکها آن را نمی پذیرند.

بخشی از این انتقادات به دلیل ضررهای اقتصادی ترک ها از قطع رابطه با سوریه است. با توجه به اینکه سوریه در پاسخ به مواضع خصمانه دولت ترکیه، توافق نامه تجارت آزاد با این کشور را لغو و همین امر مناسبات اقتصادی گسترده دو طرف را با مشکلاتی مواجه کرد و تجار ترکیه اکنون به خاطر زیان های وارده به شدت از اردوغان انتقاد می کنند.

اوج این مخالفت ها در بهمن ماه جاری بود که برخی از احزاب مخالف ترک و تشکلهای جامعه مدنی و حقوقدانان در بیانیه ای با عنوان “مخالف دخالت امپریالیسم در سوریه هستیم” دخالت آمریکا در مسائل منطقه را محکوم و از تبدیل شدن کشورشان در سایه دولت رجب طیب اردوغان به آلت دست قدرتهای غربی که آن را برای اجرای سیاستها و منافعشان استفاده می کنند، ابراز شرم کردند. در این بیانیه آمده بود: “احزاب و تشکلهای ترکی هرگز از مواضع خود عقب نشینی نخواهند کرد و در مقابل طرحهای غربی که هدف از آن تجزیه منطقه است، خواهند ایستاد و از راههای مسالمت آمیز در داخل سوریه برای حل بحران این کشور حمایت می کنند.”

در این بیانیه تصریح شده بود: “دولت کنونی ترکیه، دوگانه عمل می کند، از یک سو خواهان دموکراسی و آزادی بیان برای سوریها می شود و از سوی دیگر آزادی شهروندان خود را نادیده و آنها را سرکوب می کند، مخالفان ترک هرگز اعتنایی به سیاست یک بام و دو هوا نخواهند کرد و به بیان نظرات و گفتن حرفهای خود با وجود سرکوب ادامه خواهند داد.”

اما آیا این مخالفت های داخلی و خارجی به سیاست های دولتمردان اسلامگرا (نمای) ترکیه نسبت به سوریه موجب تغییر در این رویه به نفع محور مقاومت خواهد شد؟

پی‌نوشت‌ها:
۱. درصد اقوام در کشور ترکیه به ترتیب اینگونه است: ترک ۶۵٫۱ درصد، کرد ۱۸٫۹ درصد، تاتار ۷٫۲، ارمنی و بقیه اقوام ۸٫۸ درصد.
۲. به عنوان نمونه در اسفند ماه جاری، افراد مشکوک به خانه چند شهروند علوی در شهر آدی یامان در شرق ترکیه حمله و به غارت اموال آنها پرداختند که موجب شد “رجب طیب اردوغان” نخست وزیر این کشور حمایت خود از این اقلیت را اعلام کند. در سال ۱۹۷۸ نیز به دلیل حمله مشابهی به اقلیت علویان در ترکیه درگیریهایی بروز کرد که در نهایت به کشته شدن دست کم ۱۰۰ نفر انجامید.

منابع:
اردوغان رهبر جبهه سنیان علیه ایران می‌شود؟، دیپلماسی ایرانی، مورخ ۲۴ شهریور ۱۳۹۰٫
اردوغان؛ مسلمان یا اسلامگرا؟، سایت خبری مشرق، مورخ ۵ مهر ۱۳۹۰.
انتقاد و توصیه امام جمعه استانبول به اردوغان، خبرگزاری اهل بیت، مورخ ۴ بهمن ۱۳۹۰٫
بازی ترکیه در لبه تیغ ایران و اسراییل، عصر ایران، مورخ ۱۳ شهریور ۱۳۹۰.
تاملی در سیاست خارجی ترکیه در قبال تحولات سوریه، مسعود براتی، مورخ ۲۳ شهریور ۱۳۹۰٫
چه کسی از اردوغان تصویر یک اسلام‌گرا را ارائه کرد؟، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، مورخ ۴ مهر ۱۳۹۰.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

76 - 70 =