۱۸:۱۳ - ۱۳۹۲/۰۴/۲۶

ابتکار: هشت سال شهرداری برای قالیباف بس است

در ابتدای شروع به کار شورای سوم، بحثی که در میان اقلیت اصلاح طلب شکل گرفته بود این بود که از کدام جریان حمایت شود. با توجه به فشاری که از جناح دولت می دیدیم و برآوردی که اقلیت اصلاح طلب داشت صلاح را بر این دیدیم که از جریان نزدیک به آقای قالیباف حمایت شود و آقای قالیباف با حمایت اصلاح طلبان شهردار تهران شد و شهردار باقی ماند.

ebtekar«مبارزه» (رسانه تحلیلی خبری دانشجویان خط امام): معصومه ابتکار، به عنوان نماد زنان سیاستمدار در جمهوری اسلامی شناخته می شود، نمادی که به عنوان نخستین زن، توانسته به سمت معاونت رئیس جمهور منصوب شود. او که حالا واپسین روزهای حضور شش ساله اش در شورای شهر تهران را می گذراند، معتقد است، هشت سال برای شهرداری آقای قالیباف کافی است و شاید فرد دیگری بتواند عملکرد بهتری نسبت به ایشان داشته باشد. در یک روز گرم تابستانی و ساعاتی قبل از افطار، به بهشت رفتیم تا با ایشان درباره آخرین سیر تحولات سپهر سیاسی به گفتگو بنشینیم، گفتگویی که مفصل هم از آب در آمد.

شما یکی از افرادی بودید که در شورای مشورتی اصلاح طلبان حضور داشتید آیا جلسات این شورای همچنان ادامه دارد؟

شورای مشورتی اصلاح طلبان که با محوریت آقای خاتمی شکل گرفته و فعالیت می کرد، حدود یکسال از فعالیتش می گذرد، بعد از انتخابات هم فعالیتش ادامه داشته است و اقدامات خوبی هم در مورد نحوه ادامه کار، چگونگی و شکل ادامه ماموریت های این مجموعه انجام پذیرفته و جلسات هم استمرار دارد و تغییراتی هم در شکل اعضا صورت گرفته است و افرادی هم به این جمع اضافه شده است

کارویژه اصلی این مجموعه در حال حاضر چیست؟

فعلا، ماموریت اصلی اش چگونگی ادامه کار این مجموعه با هدف تقویت جریان اصلاح طلبی و همچنین کمک به دولت منتخب است.

این افزایشی که فرمودید در اعضای این مجموعه صورت گرفته به چه صورت بوده است؟ فقط منحصر به حزبی خاص بوده یا خیر؟

در اینجا همه گروههای اصلاح طلبی حضور دارند و تمام گروههایی که خودشان را اصلاح طلب می دانند و تفکرشان را با آقای خاتمی هماهنگ می دانند حضور دارند. از یک طرف نمایندگان گروه های سیاسی در این مجموعه حضور دارند و از طرف دیگر نمایندگان گروههای صنفی و از طرف دیگر برخی افراد هم فقط به اعتبار شخصیت فردی خودشان در آن مجموعه حضور دارند. در مجموع می توانم بگویم جمعی از افراد حاضردر جریان اصلاح طلبی که تاثیر گذار هم هستند و می توانند برای قوام بخشی بیشتر و استحکام این جریان نقش آفرین باشند، در این جمع هستند.

پیروز انتخابات از منظر شما چه گروهی است؟

من فکر می کنم، پیروز واقعی این دوره، مردم به معنای فراگیرش بودند. چون ما در دوره های قبلی هم می دیدیم که می گفتند مردم، اما تعریفشان از مردم، متاسفانه تعریف خاصی بود، ولی اینبار به دلیل رویکردی که آقای روحانی داشتند و نگاه ملی که مطرح بود و البته ائتلافی که میان تمامی گروههای خواهان اعتدال و تحول خواهان با یکدیگر انجام شد، باعث این پیروزی گردید. ما در این دوره حتی شاهد بودیم، اصلاح طلبان و اصولگرایان میانه رو هم با یکدیگر متحد شدند. به نظرم در این دوره همه پیروز میدان بودند، به ویژه اینکه رویکرد آقای روحانی این بود که در این دوره کسی شکست نخورده است، بلکه اعتقادشان بر این بود که همه پیروز هستند و نگوییم رقیب شکست خورده است.

این سوال را از این باب مطرح می کنم که برخی از جریانات اصولگرایی بحثی را طرح کرده اند که آقای روحانی اصولگرا بوده و پیروزی ایشان، پیروزی جریان اصولگرایی بوده است و اصلاح طلبان نقشی نداشته اند، نظر شما در این رابطه چیست؟

متاسفانه برخی متعصبانه بر روی مواضعشان پافشاری کردند، نه مبتنی بر حقایق و نه مبتنی بر واقعیات و نه حتی مبتنی بر گفتمان اصولگرایانه شان، در واقع تنها بر ادعا و موضع خود پافشاری کردند. متاسفانه این موضع هم کشور را به مشکلات و مسائلی که بسیار آشکار هم هستند رسانده و لطمات شدیدی هم حتی به خود جریان اصولگرایی زده است. آنها در این چند سال از اصولشان عدول کردند و به موضع رسیدند، آن هم موضع متعصبانه ای که از منافع فردی خود در قدرت بیشتر بتوانند بهره ببرند، از موضع حق عدول کردند. در واقع ما تنها در یکسال اخیر صداهای منتقدی از جریان اصولگرایی شنیدیم که سعی کردند خود را از جریان دولت جدا کنند و از اشتباهات آشکار این جریان، خود را مبرا بدانند که این هم مقداری دیر بود. فکر می کنم یکی از ویژگیهایی که همه ما باید در دستور کار خود قرار دهیم اینست که پذیرش حق را داشته باشیم. وقتی می بینیم موضعمان به هر دلیلی صحیح نبوده، باید آن را اصلاح کنیم، این شجاعت و شرافت را داشته باشیم که حقیقت را بپذیریم. فکر می کنم دوستانی که پذیرش واقعیت برایشان خیلی سخت بود و باید این را بپذیرند که جریان اصلاحات زنده است و بسیار پر قدرت و قوی همچنان به راه خود ادامه می دهد؛ درست است که آسیب های زیادی دیده، اما این آسیب ها باعث پالایش جریان اصلاح طلبی شده و انشالله باعث پالایش جریان اصولگرایی هم شده باشد.

در مقابل این دیدگاه، تفکر دیگری هم در جریان اصولگرایی وجود دارد که معتقد است، آقای روحانی خیرالموجودین است، این دیدگاه را چگونه تفسیر می کنید و به زعم شما تفاوت این دو نگرش چگونه قابل تحلیل است؟

فکر می کنم بلوغ سیاسی یک جریان اجتماعی، سیاسی به این است که بتواند در موقعیت های حساس تشخیص دهد چه اقدامی انجام دهد که به نفع کشور و مملکت باشد. در حال حاضر، با پیروزی دکتر روحانی، فکر می کنم، زمان بازگشت به تحلیل های جانبدارانه اینچنینی گذشته است. همچنین با توجه به اینکه دعوت آقای روحانی، دعوتی از تمامی جریان ها و طیف های سیاسی بوده است و ایشان به عنوان یک چهره ملی آمده که خود را متعلق به هیچ جریانی نمی داند؛ این فرصت برای همه کسانی که توانمند هستند و کارنامه اجرایی موفق دارند، فراهم می شود که به عرصه بازگردند. چراکه فضای دور قبل به شکلی بود که محدودیت های زیادی برای نخبگان به وجود آمد و یکی از نقاط ضعف جدی دولت نهم و دهم، عدم امکان حضور نخبگان در عرصه های سیاست گذاری و تصمیم گیری بود که طبیعتا این امر باعث دلسردی جامعه دانشگاهی و همچنین مدیران موفق هم شد، در حالیکه دکتر روحانی با این وعده آمده اند که فضای مطلوبی برای تمام کسانی که توان فکری، اجرایی و سیاسی بالایی دارند ایجاد کند که بتوانند برای آبادانی کشور تلاش کنند.

اما جریان های رادیکال اصولگرا این صحبت هایی که شما می فرمایید را بر نمی تابند و در حال حاضر هم تحرکاتی را آغاز کرده اند، می توان به هشدار، توصیه، مصادره و همچنین تهدید در این زمینه اشاره کرد

بله درست است، اما فکر می کنم، مردم در این دوره به طور کاملا آشکارو واضح، به اعتدال رای آری دادند و به افراط خیر. این کاملا مشخص بود و قابل انکار هم نیست. پس باید به رای مردم احترام بگذاریم. این انتخاباتی بوده که کمترین مناقشه ای در آن نبوده و کوچکترین اعتراضی در آن مشاهده نشده. بنابراین کسانی که مخالف این رای هم هستند، باید به قانون تمکین کنند و از فرصت های قانونی که در اختیارشان است استفاده کنند. فعالیت حزبی داشته باشند و در غالب اقدامات حزبی، فعالیت های رادیکالی خود را دنبال کنند، عملکردها را نقد کنند. هیچ اشکالی ندارد، شاید حتی همین جریان های تندرو هم دردهایی از سوز دل داشته باشند، بروند از راه تشکل های مدنی، گروههای فشار خود را راه اندازی کنند و این اصلا اشکالی ندارد، به شرطی که در چارچوب قانون باشد. این حق آنهاست که نظرشان را ابراز کنند، نقد کنند، اما نقد باید منصفانه باشد و این انصاف را باید داشته باشیم که اجازه داده شود دولت پا بگیرد بعد انتقاد را شروع کنیم. این خیلی جالب است، در حالی که هنوز دولت به مرحله تحلیف هم نرسیده،  عده ای تهدیدات را شروع کردند، عده ای هم رنگ و بوی جریان های فشار را دوباره طرح می کنند؛ گروههایی که هشت سال بود خواب بودند، همه در مرخصی بودند و در مقابل مسائلی که کشور به آن دچار بود، سکوت کردند، حال دوباره در حال سر بر آوردن هستند. البته شاید هم درست بوده و از راههای قانونی خواسته هایشان را دنبال می کردند. حالا هم صحیح این است که همه این امور از راه قانون پیگیری شود. من فکر می کنم اگر کسی مدعی است که مدافع نظام است، باید فعالیت هایش هم در چارچوب نظام انجام پذیرد.

برخی بر این باورند که اصلاح طلبان باید از حالا به فکر انتخابات مجلس آینده باشند و یا حزبی فراگیر تشکیل دهند یا تشکیلات حزبی خود را سر و سامان دهند، آیا اقداماتی در این راستا انجام شده؟

فکر می کنم این روال عادی و طبیعی اصلاح طلبان است که از حالا به فکر انتخابات مجلس باشند و ساز و کارهای حزبی خود را مورد بررسی قرار دهند، البته طبیعتا در حال حاضر در پی کمک کردن به دولت آقای روحانی هم هستند و این امر فعلا در اولویت است.

این کارگروهی که فرمودید در مورد انتخابات مجلس اقداماتی انجام نداده است؟

هنوز زود است که به آن برسیم، اما فکر می کنم نقشه راهی که ترسیم شود، این مسئله هم بخشی از آن است. فکر می کنم قدری که فعالیت های این کارگروه ادامه یابد و مشخص شود چه دستور کارهایی مد نظر خواهد بود، روال بررسی مسائل اینچنینی هم مشخص خواهد شد.

با توجه به کارنامه مشخص و روشن اصلاح طلبان به ویژه در هشت سال دولت آقای خاتمی، به نظر می رسد برخلاف بحثی که اصولگرایان تحت عنوان سهم خواهی طرح می کنند و البته با عنایت به نقش ویژه اصلاح طلبان در پیروزی آقای روحانی، به نظر می رسد این یک وظیفه و حق برای اصلاح طلبان به شمار می رود که در دولت آینده حضور داشته باشند تا بتوانند کشور را از اوضاع بحرانی کنونی خارج نمایند، چه ساز و کارهایی برای این داستان اندیشیده شده و چه فعالیت هایی در این راستا انجام شده است؟

وقتی از اصلاح طلبان به عنوان مشاوره و کمک به آقای روحانی در این مراحل دعوت شده است، اصلاح طلبان این دعوت را پذیرفته اند، چه قبل از انتخابات چه بعد از ائتلاف. اصلاح طلبان هرگاه از آنها خواسته شده که بیایند و کمک کنند، حتما این کار را انجام دادند و کار را از خود دانستند و جانانه هم فعالیت کرده اند؛ اما هیچگاه تلاشی برای اینکه حتما حضور داشته باشند انجام نداده اند، چون روحیه اصلاح طلبان اینگونه نبوده است، هدف اصلاح طلبان این بوده که مشکلات اقتصادی بر طرف شود، سیاست خارجی سر و سامان بگیرد، نابرابری های اجتماعی از بین برود، ناهنجاری ها مرتفع شود. اینها مسائل اصلی است که اصلاح طلبان در پی آن هستند تا مشکلاتش حل شود. حالا در این پروسه، هرگاه آقای روحانی از اصلاح طلبان کمک بخواهند ما با جان و دل به ایشان کمک می کنیم.

آقای روحانی همواره بر این نکته تاکید می ورزند که افراط و تفریط نباید در منش اعتدالی راه پیدا کند، حد و مرز این افراط و تفریط کجا تعریف می شود؟

اتفاقا مسئله بسیار مهمی است. فکر می کنم یکی از مهمترین معیارها، شاخص قانون است، اما متاسفانه تفسیرهای فراقانونی که یک طرف به افراط انجامیده و طرف دیگرش به تفریط، از مهمترین مسائلی است که به این مشکلات دامن زده است. ما در این دوره، به طور بی سابقه ای شاهد فرار دولت از قانون بوده ایم که این واقعا معضل بزرگی را با خود به همراه داشته است چراکه وقتی دولت به عنوان اصلی ترین نهاد اجرایی کشور قانون را رعایت نکند طبعا این داستان به سطوح دیگر هم تسری می باید و آثار و تبعات بسیار ناگواری هم داشته است. مسئله دیگر مسئله اخلاق است، یعنی کسانی که معتقد به اخلاق هستند، افراد مودب و متعهد به اخلاق به اعتدال هم پایبند خواهند بود، اما متاسفانه در این دوره این حدود شکسته شد و مشکلات فراوانی را فراهم آورد.

داستان غریب رد صلاحیتان به چه صورت بوده است؟ در این زمینه توضیح می فرمایید؟

فکر می کنم، نمایندگی مردم یکسری مسئولیت هایی را برای فرد به وجود می آورد و صرف نشستن روی صندلی نمایندگی نمی تواند ایفا کننده وظیفه اصلی نمایندگی باشد؛ به نظرم، آنجایی که بحث حقوق مردم است، بحث تضییع حقوق مردم است، قانون شکنی مطرح می شود، نماینده نمی تواند سکوت کند، ماهم به ویژه بعد از سال ۸۸، که تهران شرایط بسیار دشواری را پشت سر می گذاشت و شورای شهر هم تنها جایی بود که مردم آنجا را مرجع خود می دانستند و افراد، دانشجویان، خبرنگاران و … به آن امید داشتند که اوضاع قدری بهبود پیدا کند. خود ما هم به عنوان اعضای شورا به همراه آقای مسجد جامعی و آقای نجفی وظایف انسانی و اخلاقی بر عهده داشتیم و بر این اساس ما در شورا قانونی را مصوب کردیم و البته در این راستا، مکاتباتی هم با مقام معظم رهبری انجام دادیم و موضوع را در خصوص آسیب دیده گان حوادث ۸۸ منتقل کردیم. باورمان این بود که اگر ما به عنوان اعضای شورای شهر در این قضیه ورود کنیم و از آسیب دیدگان دلجویی کنیم، ممکن است این قضیه از حالت افراطش خارج شود. چون در آن حوادث، افراد زیادی بودند که صدمات جدی دیده بودند، ما می توانستیم این افراد را رها کنیم که ممکن بود، این افراد دچار معضلات دیگری شوند و مشکلات دیگری برای جامعه ایجاد شود، از طرفی ممکن بود دامی از طرف دشمنان کشور برای آنها پهن شود و مشکلات دیگری برای کشور ایجاد شود، اما خوشبختانه رویکرد دیگر دوستان اصلاح طلب در شورا هم این بود، که رابطه انسانی با این دوستان و افراد، دانشجویان، خانواده ها و … برقرار شود و از آنها دلجویی شود و خوشبختانه استقبال خوبی از سوی این افراد انجام شد و به ویژه چون شورای شهر را نهادی دولتی نمی دانستند و آن را بیشتر مردمی می شناختند، ما را طرف خودشان می دیدند. اما متاسفانه عده ای هم از این اتفاقات دل خوشی نداشتند و طبعا موضع می گرفتند و مخالفت می کردند. فرمانداری هم همان موقع مخالفت کرد، بنابراین به زعم برخی این اتفاقات خوشایند نبود و در اواخر سال ۸۸ معاون فرمانداری به بنده نامه دادند و گفتند شورا این کار را ادامه ندهد.

یعنی کاملا قانونی صورت گرفته بود و با اطلاع رهبری صورت گرفته بود؟

بله کاملا قانونی بود. بعد از انتخابات ۸۸، شورا مصوبه ای گذراند که هدفش دلجویی از آسیب دیدگان ۸۸ بود، ضمن اینکه با اطلاع کامل مقام معظم رهبری صورت گرفت. فرمانداری در نوبت اول این مصوبه را رد کرد، اما در نوبت دوم تایید کرد و با ۱۴ امضا هم تایید شد، بنابراین کار کاملا قانونی بود، اما متاسفانه تنگ نظرانه با این قضیه برخورد کردند و فرصتی که پیش پای تهران بحران زده آن روز قرار گرفته بود را دریغ کردند. متاسفانه برخی از نگاه ها آنقدر تنگ نظرانه و محدود و بسته بود که این مشکلات را پیش می آورد، بعد از آنهم طرح مسائلی چون آلودگی هوا، پارازیت ها، بحث پارک پردیسان از طرف من، به مذاقشان خوش نیامد. به طور مثال من از طرف برخی برای عدم طرح بحث پارک پردیسان تحت فشار بودم و کاملا مشخص بود که عده ای از طرح این موضوع ناراضی بودند، البته بحث های دیگری هم بود، مثل برنج های آلوده، بحث بخارات بنزین و بنزن که تازه الان پذیرفته اند و وزارت نفت اعلام کرده سرطان زاست. مجموع این اتفاقات باعث شد در جمع بندی ها به این نتیجه برسند که من را رد صلاحیت کنند.

دلیل اصلی که به شما اعلام شده رد صلاحیت شدید چه بوده؟

بحث عدم التزام به قانون اساسی و اسلام و ولایت فقیه است که نمی دانم برای اثبات این ادعا چه کار باید کرد

شما یکی از گزینه های شهرداری آینده تهران هستید و از آن طرف بحث هایی بوده که روابط شما به عنوان یک اصلاح طلب با آقای قالیباف روابط خوبی بوده است و این جا سوالاتی هم در مورد این روابط خوب مطرح است، در این مورد توضیح می فرمایید

در ابتدای شروع به کار شورای سوم، بحثی که در میان اقلیت اصلاح طلب شکل گرفته بود این بود که از کدام جریان حمایت شود. با توجه به فشاری که از جناح دولت می دیدیم و برآوردی که اقلیت اصلاح طلب داشت صلاح را بر این دیدیم که از جریان نزدیک به آقای قالیباف حمایت شود و آقای قالیباف با حمایت اصلاح طلبان شهردار تهران شد و شهردار باقی ماند. در واقع رای اصلاح طلبان بسیار کلیدی و تعیین کننده بود و اگر حمایت اصلاح طلبان نبود، احتمالا گزینه ای نزدیک به دولت انتخاب می شد، در این مدت هم ما سعی کردیم از فعالیت های شهردار، در چارچوب سیاست هایی که شورا تعیین می کند، حمایت کنیم و هرجا هم احساس کنیم از آن چارچوب ها خارج شده، از ایشان به صراحت انتقاد کردیم، بارها خود من در صحن علنی مجلس از شخص آقای قالیباف به صراحت انتقاد کردم، از موضوع باغ ازگل گرفته تا بحث شرکت های وابسته به شهرداری و مشکلات شهرسازی. اما فکر می کنم در یکسال اخیر که منتج به جریان انتخابات شد، انتقادات بیشتر شد و شاید ما که تا سال قبل برآوردمان این بود که خروجی کار شهرداری صعودی و مثبت بوده است، به این نتیجه رسیدیم که دیگر آقای قالیباف برای شهرداری تهران مناسب نیستند و معادله و ارزیابی ما تغییر کرد. در حال حاضر هم ارزیابی اصلاح طلبان این است که شاید شهردار دیگری بتواند عملکرد بهتری در شهرداری داشته باشد و ۸ سال برای شهرداری آقای قالیباف کافی باشد، البته بازهم باید منتظر ماند تا شورای چهارم روی کار بیاید و ارزیابی های خود را انجام دهد و دراین باره تصمیم بگیرد.

لیست اصلاح طلبان شورای شهر وعده داده بودن در صورت پیروزی، محسن هاشمی را به عنوان شهردار معرفی خواهند کرد، آیا این بحث همچنان ادامه دارد؟

گزینه های متعددی مطرح است و من فکر می کنم هنوز زود است که گزینه خاصی را طرح کنیم و بگوییم شانس ایشان بیشتر است و نسبت به بقیه بخت بیشتری دارد، باید صبر کرد تا شورا مستقر شود، البته حتما افرادی مطرح هستند که آشنا هستند به مسائل مختلف شهرداری و می توانند تعامل داشته باشند، چون یکی از ویژگی های مهم شهردار، اینست که باید قدرت تعامل بالایی داشته باشد؛ اما فکر می کنم طرح این مسئله هنوز زود است.

منبع:خردادنیوز

:::

برچسب‌ها:

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

35 - = 28