۰۹:۲۵ - ۱۳۹۲/۰۴/۳۰

مطهرنیا: اوباما، فرصتی خطرناک برای روحانی است

مبارزه (رسانه تحلیلی خبری دانشجویان خط امام):مهدی مطهرنیا استاد دانشگاه و کارشناس مسائل بین الملل تنش زدایی را همچون کشتی فرنگی می داند که در آن، کسانی که از این رشته سررشته ای ندارند، گمان می برند دو طرف در حال در آغوش گرفتن هم هستند در حالیکه طرفین سعی می کنند با نزدیک شدن به یکدیگر از فضای مانور دیگری بکاهند. با دکتر مطهرنیا پیرامون آینده سپهر سیاسی کشور به گفتگو نشستیم که مشروح آن در پی می آید:

آقای مطهرنیا خبرگزاری فارس مصاحبه ای را کار کرده بود که مدعی بود آقای بانک از احتمال دعوت شدن استراو در جلسه تحلیف خبر داده بودند، در حالیکه خود آقای بانک این مصاحبه را تکذیب کردند و گفتند حرفهایشان تحریف شده است، این رویکردهای رسانه ای که خبرسازی و فضا سازی را در دستور کار قرار داده را چگونه می بینید؟

من پیش بینی کرده بودم که این التهابات درونی، فضا را به این سمت ببرد و برخی در داخل سعی کنند از این فضای غبارآلودی که خود ایجاد کرده اند استفاده کنند. به اعتقاد من، پیروزی روحانی یک فرصت تاریخی را فراروی آینده انقلاب اسلامی قرار داده و انقلاب اسلامی در گذار از پیچ خطرناک تاریخی خود، به لبه تند پیج نزدیک شده است. انقلاب باید گذار از فصل انقلابی به دوره انعکاس انقلابی را تجربه کند، در این گذار از فصل سوم به چهارم برای دستیابی به حقیقت پیروزی انقلاب اسلامی، فضاهای فزاینده بیرونی به همراه التهابات درونی می تواند زمینه پرور ایجاد فشار بیشتر در جامعه ملی برای آینده انقلاب اسلامی شود، در چنین فضایی و در انتخابات ۲۴ خرداد، ذائقه سیاسی مردم تلطیف یافت و در یک مسیر دموکراتیک دولت روحانی به عنوان منتخب چهار سال آیندهِ تحرکات، در جغرافیای کنش سیاسی ایران انتخاب شد. لذا در نخستین بازتابهای آن، هم در حوزه سیاست داخلی و هم در گستره سیاست خارجی، شاهد نوعی پیامد مثبت و سیگنال های قابل اتکا برای مدیریت آینده این فرصت هستیم. در چنین فضایی نظام جمهوری اسلامی، فرصتی استراتژیک در پیش دارد که اولا، با کاهش حجم التهابات در مشارکت فعال در درون؛ و در ساحت سیاست خارجی هم از این فرصت بهره برده و با سویه گیری تعامل سازنده در بیرون، مشارکت سازنده در درون را تکمیل سازد. نگرش دوم استراتژیک آنست که دولت روحانی هم، مانند دولتهای دیگری که تحت فشار گرایشهای رادیکال در فضای داخلی قرار گیرند، با فشارهای رادیکال در فضای تو در تو و دهلیزهای عمل قرار خواهد گرفت و کنش های سیاسی این دولت با چالش های جدی در حوزه عملیات و جنگ روانی مواجه می شود و توانایی های موجود به جای هدایت صحیح در مسیر کاهش التهابات درونی و تهدیدهای بیرونی، در مسیر هزینه های نابجا و اتلاف توانایی های ملی قرار می گیرد. از اینرو باید قبل از هرچیز در اولویت لایِه حرکت بندی خود، آقای روحانی در مرحله اول باید بداند، قوه مجریه را در اختیار دارد و این قوه در جغرافیای حکومت مدیریت می شود؛ فلذا با در پیش گرفتن همگرایی دولت با نهادهای حکومتی و با تدابیر رهبری نظام جمهوری اسلامی و هماهنگی رئیس دولت می توان رو به جلو حرکت کرد و از هم اکنون نوع این ارتباط میان دولت و رهبری مشخص شود تا تجربه های تلخ گذشته برای نظام جمهوری اسلامی تکرار نشود.

حال اگر بخواهیم به بحث های رسانه ای که شما اشاره کردید بپردازیم، سیگنال هایی که مشاهده می شود، نشان می دهد، دسته ای برآنند تا با فضاسازی روانی در این زمینه از هم اکنون دولت روحانی را به مراکز خاص برون مرزی مرتبط کنند و در چارچوب هدایت افکار عمومی در غالب عملیات روانی، زمینه پرورِ فشارهای آینده بر دولت یازدهم شوند.

اگر بازگشتی به تاریخ داشته باشیم و به دولت خاتمی بازگردیم، به نظر می رسد یکی از دلایل اصلی که ایران و غرب نتوانستند با یکدیگر به نتیجه برسند این بود که در آمریکا نئومحافظه کاران روی کار بودند و جرج بوش ایران را محور شررات خواند، حالا که استقبال عمومی در جوامع غربی از روی کار آمدن دکتر روحانی بسیار مطلوب بوده است، به نظر می رسد همانطور که اشاره کردید التهابات درونی قدری مشکل ساز شود. چه اقداماتی باید انجام شود تا این فرصت تاریخی از دست نرود؟

همان زمانی که اوباما روی کار آمد، من اشاره کردم که این روی کار آمدن دو وجه دارد. چینی ها در تعریف بحران می گویند، «بحران یعنی فرصتِ خطرناک.» به همین دلیل من روی کار آمدن اوباما را یک بحران برای ایران دانستم، بحرانی که هم می توانست وجه فرصت داشته باشد و هم وجه خطرناک. اما دولت قبلی از بعد خطرناک آن استفاده کرد و با اوباما برخورد کرد. اوباما توانست اجماع جهانی و منطقه ای را بیش از نئوکان ها علیه ایران ایجاد کند و تحریم ها را از وجه نظری به تعریف عملیاتی تبدیل کند. وجه عملیاتی که منجر شد این بیانِ برخی از مسئولان ایران، که تحریم ها را کاغذ پاره ای بیش نخواندند، به گونه ای موثر واقع شود که به اصلی ترین شعار کمپین انتخاباتی اصولگرایان تبدیل شود. از این رو اکنون با روی کار آمدن دولت تدبیر و اعتدال باید بر آن بود که عقلانیت و خرد سیاسی در یافتنِ بهترین راه، در جهت رسیدن اهداف سیاست خارجی فراهم گردد. دولت روحانی می تواند از وجه فرصت اوباما استفاده کند و با تعریف صحیح تنش زدایی در سایه افکار عمومی نخبگان حکومتی، از این فرصت استفاده کند. تنش زدایی به معنای سازش با دشمنان نیست، تنش زدایی در مقام تمثیل به باور من مانند کشتی فرنگی است. در این ورزش رقبا در دو سوی تشک به یکدیگر نزدیک می شوند و در آغوش همدیگر با یکدیگر کشتی می گیرند و کسی که از کشتی سررشته ای ندارد، گمان این می برد که دو کشتی گیر همدیگر را در آغوش گرفته اند؛ اما در واقع دو طرف با نزدیک شدن به یکدیگر قدرت مانور دیگری را کاهش می دهند و رقابت را تنگاتنگ به انجام می رساند، تنش زدایی در واقع به این معناست. در دوران خاتمی این مفهوم برای افکار عمومی نخبگان و جامعه، عوام و مردم تعریف نشد و کسانی هم که این تعریف را می دانستند خود را به جهالت زده تا بتوانند صحنه تنش زدایی را به سازشکاری تحریف کنند. لذا دولت روحانی باید از تجربه گذشته درس گیرد و برای ایجاد فضای مثبت در آینده بیش از هرچیز، تعریف تنش زدایی را در ادبیات سیاسی و در افکار عمومی گسترش و آن را در افکار عمومی نخبگان به خوبی تعریف بندی نماید. این گام نخستی است که در این زمینه باید انجام شود و با ایجاد این پایه بنیادی، بنیان تنش زدایی در سطح سیاست خارجی ایران برنامه ریزی شود و استراتژی ها و تاکتیک های ایران مشخص و روشن بشود.

با توجه به تعریفی که شما از تنش زدایی می فرمایید و رصدی که از اوضاع داخلی و خارجی داشتید، چشم انداز سیاست خارجی دولت آینده را چگونه می بینید؟

در مرحله نخست نباید توقعات از دولت روحانی افزایش یابد، مردم باید بدانند که قدرت نفوذِ رئیس جمهور پس از رهبری جمهوری اسلامی است و سیاست خارجی در واقع محصول همگرایی نهادهای مختلف حکومتی با تایید رهبری است. دستگاه اجراییه، یعنی دولت به عنوان هیئت مدیره دستگاه سیاسی در بخش اجرایی دستگاه دیپلماسی کشور آن هم به همراه شورای عالی امنیت ملی قرار دارد، بر این اساس، محدوده توقعات را نسبت به دستگاه اجرایی به ویژه در حوزه سیاست خارجی روشن کنیم. در مرحله دوم باید بپذیریم که شخصیتی به نام حسن روحانی ملقب به شیخ دیپلمات در سیاست خارجی جایگاه ویژه ای را عهده دار بوده است و ارتباط و توانایی ها او می تواند به بهبود اوضاع منتج شود. بر این اساس، با افزایش قدرت سیاست خارجی در داخل، در جهت تنظیم سیاست خارجی؛  اقدام و کنش سیاسی در صحنه دیپلماتیک، وزن اثرگذاری دولت را در صحنه سیاست خارجی افزایش دهد و این امید را در داخل و خارج کشور افزایش می دهد که دولت یازدهم می تواند این مشکلات را رفع و رجوع نماید. لذا بر این باورم که دولت روحانی در یکسال آینده باید بیشترین تحرک خود را ایفا نماید؛ به این معنا که در عرصه سیاست داخلی تحرک عامه پسندی برای  افکار عمومی عامه مردم انجام دهد؛ و در صحنه سیاست خارجی تحرکی مبتنی بر پاسخگویی به افکار عمومی نخبگان را مد نظر قرار دهد. بدیهی است این اقدام، به اقناع افکار عمومی نخبگان در صحنه سیاست خارجی منتج خواهد شد.

اقدامات اخیر دولت آقای احمدی نژاد در زمینه تثبیت و حضور جایگاه خود در دولت آینده را چطور می بینید؟ مثل نامه به احداث دفتر روسای جمهور سابق در دفتر ریاست جمهوری یا بحث نامه آقای شیخان به رسانه ها مبنی بر ارسال مدارکشان به دفتر ریاست جمهوری برای انجام اقدامات سفر به نیویورک همراه رئیس جمهور آینده؟

در رابطه با بحث استفاده از تجربه روسای جمهور سابق، من هم کاملا موافق هستم که از تجربیات آنها استفاده شود و اینکه جایگاهی برای روسای جمهور سابق در نظر گرفته شود که از تجربیات آنها استفاده شود در همه جای دنیا امری رایج است. در فرانسه شورای قانون اساسی همین وظیفه را بر عهده دارد، در آمریکا هم روسای جمهوری پس از پایان دولتشان، همواره از سوی مردم و رسانه ها، President خوانده می شوند و همواره این ارتباط میان روسای جمهور قبلی و فعلی وجود دارد و مسلما این اقدام در ایران هم باید در دستور کار قرار گیرد، اما سوال اینجاست چطور آقای احمدی نژاد حالا و پس از هشت سال به یاد چنین مسئله ای افتاده اند؟ آن زمانی که ایشان آقای خاتمی و هاشمی را با تندترین انتقادات طرد می کرد یادشان نبود که باید از این تجربیات استفاده شود؟ در مورد بحث دوم  در ارتباط سفر احتمالی آقای روحانی بی تردید از هم اکنون ایشان باید به فکر باشد که حتما هم همینگونه است اما اقدام دفتر رئیس جمهور فعلی، بدون هماهنگی با رئیس جمهور منتخب، نوعی فضا سازی در جهت ایجاد فضای روانی قبل از روی کار آمدن آقای روحانی است. به زعم من، این نوعی فضای کدر بد اخلاقی سیاسی را در جامعه نشان می دهد که البته چندان هم دور از انتظار نبوده است.

مشکلی که هست اینست که موارد اینچنینی فراوان هستند و بحث تغییرات مدیران در روزهایی که چیزی به پایان کار دولت باقی نمانده است، افزایش یافته است و این مسئله انتقادات فراوانی را با خود به همراه داشته است.

برای من اگر غیر از این بود عجیب بود، ۸ سال سابقه مدیریتی آقای احمدی نژاد و تحرکاتی که در جهت به حاشیه راندن بسیاری از دوستداران و دردمندان انقلاب، خود موید همین رویکردهاست. تندرویی هایی که در این هشت سال صورت گرفته نشان می دهد، اگر اقدامی غیر از این صورت می گرفت باید تعجب می کردیم. این دولت بالاترین میزان حمایت ها را از طرف رهبری نظام داشته است اما دیدیم که در بسیاری از فراز و نشیب های تاریخی در برخوردهای سیاسی چگونه عمل شده و با وجود تمام حمایت ها که حتی در آخرین دیدار با رهبری انقلاب اسلامی هم انجام شد و با تمام این صبوری ها، ما موارد زیادی از سرپیچی و نافرمانی ایشان را شاهد بودیم.

پیش بینی شما از سرنوشت سیاسی آقای احمدی نژاد چیست؟

 امیدوارم آقای احمدی نژاد آینده ای مثبت به همراه داشته باشد و پیش از آنکه پیامد رفتارهای خود را ببیند، پیامدهای رفتارهای مردم را ببیند که به شعارهای ایشان اعتماد کردند و با باور به شعارهای دولت ایشان حرکت کردند. اگرچه احمدی نژاد هم همچون سایر روسای جمهور خدمات ارزشمندی داشته است و اینها را نباید نادیده گرفت، احمدی نژاد این تصور را که رئیس جمهور نمی تواند در روند سیاسی کشور چندان تاثیر گذار باشد را تغییر داد و نشان داد که اتفاقا رئیس جمهور می تواند تاثیرات بسیاری داشته باشد.

با توجه به شناختی که از شخصیت آقای احمدی نژاد دارم، بعید می دانم ایشان از سیاست کناره گیری کنند و منزوی شوند، اصولا ذاتشان اینگونه نیست، اما اینکه دقیقا چه اقدامی را انجام خواهند داد، باید منتظر ماند و دید.

منبع: خرداد نیوز

:::

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

- 3 = 6