۱۷:۱۸ - ۱۳۹۲/۰۵/۱

مرد تنهای خاورمیانه

مبارزه (رسانه تحلیلی خبری دانشجویان خط امام):

کادری گورسل در المانیتور نوشت: امروز چهار سال و سه ماه پس از انتصاب احمد داوود اغلو به عنوان وزیر امور خارجه ترکیه، سیاست خارجی آنکارا با یک بحران بومی روبروست.

 

مسئله ی «سیاست خارجی جدید ترکیه»  که توسط داوود اغلو و رجب طیب اردوغان اداره شده، فراتر از حکمرانی بد، ناکارآمدی و تاکتیک های غیرمعقول است. اگر اینها تنها مشکلات سیاست خارجی بودند، کسی نمی توانست وضعیت کنونی را بحران «بومی» بنامد. بیشتر از هر چیز، این ایدئولوژی است که به پیدایش این بحران منجر شده است. پیش از بررسی دقیق این ایدئولوژی، بهتر است تا با تحلیل عقب گرد اخیر، درباره چشم انداز این بحران تأمل کنیم.

 

ترکیه به دلیل مواضع سیاسی و ایدئولوژیکش در برابر بهار عربی، بیشترین تأثیر منفی را از کودتای مصر پذیرفته است. پس از آغاز بهار عربی، ترکیه برای ایجاد یک نظم منطقه ای جدید، دست در دست دیگر بازیگران سنی، سیاستش در مدیترانه شرقی را بر مبنای توهم « بین الملل گرایی اخوانی» شکل داد. این رویکرد استراتژیک می توانست بری ترکیه «تغییر بازی و مالکیت این تغییر» را ارزانی دارد و به این کشور اجازه دهد تا یک موقعیت برتر  را در میان شریکانش برای خود در نظر بگیرد. سیاست گزاران خارجی در آنکارا در بسیاری مواقع با استفاده از کلمات مختلف این خیال خام را به صراحت اعلام می کردند.

 

ترکیه پایه اخلاقی مشارکت و همکاری اش با اخوان المسلمین مصر را در حوزه دموکراسی، حقوق بشر، برابری، آزادی و مشارکت، گسترش نداد. اگر این کار انجام می شد، ترکیه می توانست به جای اخوان با مصر به عنوان یک کشور رفتار کند و یک رابطه مبتنی بر منافع مشترک می توانست بدون خدشه به این گونه ارزش‌ها، به وجود آید. با وجود این، ترکیه‌ی حزب عدالت و توسعه، هیچ گاه از اخوان به دلیل اقتدارگرایی عریان و انحرافش از دموکراسی حتی به طور غیر مستقیم انتقاد نکرد.

 

اگر آنکارا محمد مرسی، رهبر اخوان و رئیس جمهور برکنار شده را به چالش کشیده بود، آن هنگام قاهره پس از کودتا، آنکارا را به پیش داوری برای نامیدن این کودتا به عنوان یک «کودتا» متهم نمی کرد. حمایت قاطعانه آنکارا از اخوان مانعی برای حفظ روابط ارزشمند با یک کشور مهم است. اگر داوود اغلو و اردوغان یک سیاست خارجی سکولار با به کارگیری مذهب به عنوان یک عنصر حمایت کننده در تسهیل این سیاست تعقیب می کردند، آشفتگی متعاقب، این گونه ترکیه را تحت تأثیر قرار نمی داد.

 

هم چنین، کوتای مصر به اتحاد منطقه‌ای که وزیر امور خارجه و نخست وزیر ترکیه می‌کوشیدند تا با گرد هم آوردن و تقویت یک سیاست اسلام گرا، سنی گرا و عثمانی گرا در ارتباط با بحران سوریه به کار گیرند، آسیب جدی زد. در تابستان سال ۲۰۱۱، آنکارا کوشید تا با ورود به اتحاد بازیگران اصلی  سنی یعنی عربستان سعودی و قطر، در برانداختن رژیم بعثی سوریه و جای گزینی آن با یک حکومت اخوانی شریک باشد.

 

اکنون که عربستان سعودی به عنوان حامی سیاسی و مالی اصلی کودتای ضداخوانی در مصر ظهور کرده، بحران اعتماد در مناسبات دو طرفه ریاض- آنکارا اجتناب ناپذیر است. تحولات مربوط به مصر قطعاً بایست موجب آشفتگی «اتحاد مقدس» ترکبه-عربستان- قطر شده باشد. علاوه بر این، در حالی که اردوغان و حکومت حزب عدالت و توسعه توسط معترضان پارک گزی تسخیر شده اند، کناره گیری امیر قطر، حمد بن خلیفه آل ثانی به نفع پسر ۳۳ ساله اش، شیخ تمیم آل ثانی، مسأله ای بزرگ برای آینده این اتحاد اضافه کرده است. حمد از تأمین کنندگان اصلی اسلحه و حامی مالی گروه‌های مسلح در سوریه به ویژه کسانی که گرایش های اخوانی داشتند، بود. اکنون نشانه هایی وجود دارد که جانشینش درصدد تغییر نسبی سیاست خارجی قطر به سوی الگوهای سنتی است. حمایت مالی و معنوی کشورهای ثروتمند خلیج فارس از رژیم کودتا در مصر، ضربه روانی سنگینی به سیاست خارجی حزب عدالت و توسعه بوده است.

 

نخستین نقطه عطف در انزوای منطقه ای ترکیه که قبل از شکست اش در ماجرای کودتای مصر اتفاق افتاد، به سیاست فرقه گرایانه اش در سوریه باز می گردد. این سیاست، تنش های «شبیه به جنگ سرد» را با بازیگران شیعه ی منطقه و در رأس همه شان ایران، به وجود آورد. افزون بر این، روابط آنکارا با بغداد به دلیل حمایت ترکیه از سنی ها در انتخابات سال ۲۰۰۹، به تدریج رو به تیرگی رفت. در این جا بایست بر روابط شکننده با اسرائیل پس از ۳۱ می ۲۰۱۰ در پی ماجرای کشتی مرمره اشاره کرد. گام‌های عینی پس از عذرخواهی اسرائیل در ۲۲ مارس که امیدهایی را به وجود آورده بود، هنوز واقعی نشده اند. در چارچوب روابط با بازیگران مهم سیاسی، تنها دوست آنکارا در مدیترانه شرقی، حماس است. یگانه دوست او در بین النهرین، حکومت محلی کردستان است. ترکیه، امروز مرد تنهای خاورمیانه است.

 

از زمان پایان جنگ سرد تا کنون، ظرفیت عملی سیاست خارجی ترکیه در خاورمیانه، عقب گرد نداشته بود. شوربختانه، این مسأله ای است که سیاست اسلام گرایانه و سنی گرایانه داوود اغلو  برای ترکیه در چهارسال اخیر به ارمغان آورده است. امروز داوود اغلو ابزارها و امکانات عملی کردن سیاست خارجی ای را که حامی مفهوم «تنش صفر با همسایگان» و «سیاست خارجی چندبعدی» باشد، ندارد. او مسئول اصلی این چرخش دراماتیک حوادث است. در چهار سال پیش، روابط سیاسی ترکیه با اتحادیه اروپا به تدریج به هم خورده و در تلاش برای به کارگیری قدرت نرمش در خاورمیانه، امید ترکیه برای پیوستن به اتحادیه اروپا رل تضعیف کرده است. واکنش سخت گیرانه و اقتداگرایانه حکومت حزب عدالت و توسعه در مقابل معترضان پارک گزی، روابط تیره اش با اتحادیه اروپا را تشدید کرده است.

 

مناسبات با ایالات متحده مانند قبل مهم است اما مسائلی در ارتباط با همکاری منطقه ای چندجانبه وجود دارد. خودداری از عادی سازی روابط با اسرائیل یکی از آن موارد است. اگر چه اردوغان در ماه می در کاخ سفید با اکراه خود را به فرایند ژنو۲ متعهد ساخت، اما ترکیه از خارج ساختن خودش از دور باطل سیاست اشتباهش در سوریه که بار آن را به دوش می کشد، ناتوان است.

 

اگر حتی این مسأله به خوبی مدیریت شود، این تنها یکی از مسائل سیاست خارجی نسنجیده‌ی ترکیه است که می‌کوشید با روایت‌های عثمانی‌گرایانه به اضافه ی ویژگی‌های اسلامی و سنی، هژمونی اش را برقرار سازد. پیش نیازها برای خروج از این وضعیت، رها کردن سریع این سیاست خارجی، احیای فرایند ادغام با اروپا و حرکت به سوی اندیشه‌های جدید و والای اخلاقی در خاورمیانه مبتنی بر دموکراسی، آزادی، کثرت گرایی، سکولاریسم و برابری است. با وجود این، اینها خارج از توانایی های حکومت کنونی اند. آنها مسئول بحران حال حاضر ترکیه اند.

منبع: جماران

:::

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

13 - 8 =