۱۱:۲۳ - ۱۳۹۲/۰۵/۶

دودکش، نمایی واقعی از زندگی اجتماعی خانواده ایرانی

ترسیم درست جایگاه زن بعنوان سنگ صبور و مدیر داخلی منزل، همراه و همکار و دلسوز مرد که مهمترین ویژگی دوست داشتنی اش حفظ احترام شوهر درهرشرایطی است. جز جر و بحث های عادی که بین این زن و شوهر می بینیم، هیچ کجا بی احترامی و سرپیچی ازنظر شوهر دررفتار این زن دیده نمی شود. ضمن اینکه زن دریک پیوند خانوادگی دیگر، دلسوزو مهربان برادرش نیز هست.

مبارزه (رسانه تحلیلی خبری دانشجویان خط امام):

مادرانه

ازاسم نامأنوس و بی مسمّای مجموعه که بگذریم، با ملودرامی متوسط مواجهیم. نه به اندازه سریالهای ۲۰ سال قبل کند و با شخصیت های سیاه و سفید و نه مثل سریالهای قابل تحمل تر این سالها بدیع وخوش قصه. قصه ای نه چندان پیچیده با شخصیت هایی که سعی شده پیچیده به نظر برسند، اما بیش از آنکه شخصیت پردازی شوند، کاریکاتوریزه شده اند. پدرِ دوزنه یِ رانتخوارِ مستبد؛ مادر عصبیِ دمدمی مزاجِ خارج نشین و درنتیجه بچه ها یکی منحرف و دیگری سرِکار. بایک کلفتِ چادری و یک حاجی بازاری چاق. یعنی جمعِ عناصرِ کلیشه ای سریال های ده سال اخیر تلویزیون.

مادرانه درمحتوای قصه هم از نمودار مشخصی پیروی می کند. اینکه درهر ملودرامی باید خانواده بالاشهری، ازهم پاشیده، یک پا اینجا و یک پا خارج و … باشد. البته این کلیشه های تهوع آور را باید بیشتر ازآنکه ازچشم مجموعه سازها ببنینم، ازچشم مدیران کلیشه شده تلویزیون ببینیم. مادرانه ازنظر ساخت هم فاجعه است. تصویر برداری بسیار ضعیف با رنگ و نورها، میزانسن ها و دکوپاژهای کودکانه و بی ارتباط با موضوع کلی و موضوع هر سکانس؛ بازی های حکاکی شده و دور ازشخصیت پردازی و به شدت اغراق آمیز و فیلمنامه ای با دیالوگ های خنده دارِ مثلاً شاعرانه.

خروس

کار هر بز نیست خرمن کوفتن/ گاو نر می خواهد و مرد کهن.

گرچه هنوز هم سیروس مقدم را نه مصداق گاو نر می دانم، نه مرد کهن. اما او توانسته بسیاری انتقاد های سالهای قبل درشیوه مجموعه سازیش را برطرف کرده و به سبکی قابل تأمل برسد. پایتخت ۲ قطعا دست آوردی قابل اعتنا درکارنامه سیروس مقدم است. صبر کنید. می دانم خروس را مقدم نساخته. اما ارتباط خروس با پایتخت ۲ آنجاست که یک کارنابلد، خواسته با نقشة یک کاربلد به گنج برسد. سعی سازندگان خروس تقلید محض ازشیوه ساخت مجموعه های سیروس مقدم است. استفاده ازدوربین های سبک با عمق میدان زیاد، استفاده از نماهای روی دست، پلان های متفاوت ازنظر ارتفاع و زاویه دوربین، کلوز آپهای معنا دار و … اما نتیجه یک فاجعه به تمام معناست. یکسری تصاویر کج و معوج که هیچ ارتباطی با قصه و اتمسفر فیلم ندارد. تماشاگر هم می ماند که با یک مجموعه طنز طرف است یا پلیسی یا وحشت یا … شخصیت ها، فضاها، قصه و نمودار پیش رونده آن هم فاجعه بارتر از موارد قبلی. سعیدآقا خانی بهتر است مثل سیروس مقدم به خویشتن خویش بازگردد و مثل همان مجموعه های ضعیف قبلی را بسازد نه یک فاجعه تمام عیار!

عکس زیبا سریال دودکش

دودکش

بعد از مجموعه خانه به دوش عطاران، بیاد ندارم مجموعه ای را که به اندازه دودکش توانسته باشد زندگی اجتماعی مردم ایران را اینقدر واقعی به تصویر بکشد. یک خانواده مستحکم و خوش بخت و البته با مشکلات بی شمار و نه حل ناشدنی؛ درست به عکس مادرانه. و نکته ای که قصه را با طراوت و نزدیک به همذات پنداری مخاطب می کند، اشارات بروز اززندگی اجتماعی ایران است. از کارت شارژ موبایل تا یارانه ها و فاضل آب و برنامه ۹۰ و دعوای قرمز و آبی و‌آب هویج و تاکسی ون و کباب زعفرانی. به اینها اضافه کنید یک قصه سرراست، لوکیشن جذاب قالیشویی، بازی های روان شخصیت ها، طنز تلفیقی بسیار خوب و اجرای متناسب فیلم نامه را. البته دربکار بردن شوخی ها چند مورد زردی وجود دارد و نقد دیگر وارده به محتوا، گذشتن بدون موضع گیری غیر مستقیم نسبت به برخی رذائل اخلاقی مثل دروغ گویی،‌ غیبت،‌ تهمت و … است. درست است که همه ما درشخصیت پردازیمان بخشی از گناه های کوچک و بزرگ را یدک می کشیم، اما هنرمند باید چراغی برای اعتلای مخاطب روشن کند. نه اینکه با چشم پوشی، باعث نهادینه شدن گناه درجامعه شود.

دوست دارم درباره جایگاه خانواده دردودکش چند جمله ای بنویسم. نویسنده و کارگردان در ترسیم رابطه زن و شوهر اصلی دودکش، به نکات زیادی توجه کرده اند :

- حفظ جایگاه مرد بعنوان مدیر خانه، شخصیت دادن به او و حفظ احترام بچه ها نسبت به پدر و درمقابل پدری که هرچند بازیگوش و کمی پشت هم انداز اما مهربان، خانواده و فرزند دوست و درستکار است.

- ترسیم درست جایگاه زن بعنوان سنگ صبور و مدیر داخلی منزل، همراه و همکار و دلسوز مرد که مهمترین ویژگی دوست داشتنی اش حفظ احترام شوهر درهرشرایطی است. جز جر و بحث های عادی که بین این زن و شوهر می بینیم، هیچ کجا بی احترامی و سرپیچی ازنظر شوهر دررفتار این زن دیده نمی شود. ضمن اینکه زن دریک پیوند خانوادگی دیگر، دلسوزو مهربان برادرش نیز هست. برخی سکانس های حاشیه ای که زیاد هم به چشم نمی آید، مثل بحث برسر۴۰ هزارتومان پس انداز و حساب و کتاب دونفری دخل و خرج قالیشویی و … ازاین منظر دیدنی ترین سکانسهای فیلم است.

- بچه های این خانواده هم بازیگوشند، هم با ادب و هم مهربان. و مثل خیلی ازمجموعه های دیگر، پررو و بزرگ نما نیستند.

- طرح مفهوم زندگی صمیمانه دریک خانه، بدون اختلافات شدید

درمجموع و به نظر من حسین لطیفی توانسته مجموعه ای سرراست و دلنشین برای گذراندن لحظاتی شیرین درخانواده ها بسازد. دودکشی با دود سفید، بدون آلودگی و به دور از اداها و ادعاهای روشنفکری و شعارها و تصنعات تحمیلی.

منبع: سایت خبری تحلیلی تریبون مستضعفین

:::

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

- 5 = 3