۰۷:۴۹ - ۱۳۹۲/۰۵/۶ گفتگو با نعیمه اشراقی:

نعیمه اشراقی: قانون حجاب مصوب مجلس بود

زندگی با امام که همه‌اش خاطره است. بیشترین چیزی که من از امام به خاطر دارم مهر و محبت است چون پدرم - آیت‌الله اشراقی - هم زود فوت کردند ایشان برای من جای پدر بودند و خیلی هم عاطفی بودند. صداقت و اخلاق و ادب هم درس‌های دیگری بود که ما از امام گرفتیم و مهم‌تر از همه و ضامن موفقیت ایشان نظم بود.

naeime eshraghiمبارزه (رسانه تحلیلی خبری دانشجویان خط امام):

ماجرا از اینجا شروع شد که چندی پیش خبر راه‌اندازی کمپینی با عنوان جمع‌آوری یک‌میلیون امضا برای نه به حجاب اجباری در فضای رسانه‌ها پیچید اما نکته برجسته‌ای که شاخک‌های جامعه را به این خبر حساس کرد، وجود امضاکنندگان شهیری چون نعیمه اشراقی نوه دختری آیت‌الله خمینی بود. طبیعتا خبر برای همه جالب و البته سوال‌برانگیز بود به‌علاوه اینکه نظرات متفاوت ایشان درخصوص مساله حجاب اجباری در مصاحبه‌هایی از جمله در وب‌سایت جماران منتشر شد، ما اما قدری صبر پیشه کردیم تا هیاهوی ایجادشده پیرامون این ماجرا فروبنشیند و بتوانیم از پس غبارها و شایعات به‌واقعیت روشن این مساله برسیم. حاصل این طمانینه و هر آنچه می‌خواهید درباره زن به‌مثابه یک انسان فارغ از ملیت و مذهب و… از زاویه دید اشراقی بدانید، به انضمام ناگفته‌هایی از بنیانگذار انقلاب اسلامی و همسرش را در گفت‌وگوی زیر بخوانید:

 آیا برای فعالیت‌های اجتماعی و حقوق زنان چارچوب مشخصی قایلید؟
اگر منظور از چارچوب هنجارهای مقبول وجدانی برای هر جامعه‌ای باشد مسلما هم برای مردان و هم برای زنان این هنجار‌ها امری لازم است، اما اگر محدودیت‌های متعارف و مورد مناقشه و نوعی ترخیص جنسیتی منظور است، این چارچوب همان چیزی است که زنان را عملا از نقش‌آفرینی و حضور بالغ در صحنه ناکارآمد می‌کند. چارچوبی که نقش منحصربه‌فرد هرکدام از زن و مرد و بنیاد تفاوت‌ها را که موجب بالندگی و خلاقیت است، از اعتبار فرو افکند این چارچوب با این تعریف، مورد قبول نیست. اصولا چارچوب‌ها و قوانین و هنجارها باید امکان بهره‌مندی از استعداد‌های متفاوت و مختلف اعم از زن و مرد را در برنامه‌های خود ملحوظ کند.
 اساس فکری شما درباره زنان چیست؟
بدیهی است که زن به‌عنوان نیمی از بدنه استوار جامعه این بوم و تشکیل‌دهنده بنیاد آن، در تاریخ پرفرازونشیب بشری از حقوق و احترام خود محروم بوده و از بهره‌مندی از استعدادهای خدادادی خود منفعل مانده است، بنا بر این جای یک گفت‌وگوی اساسی و موثر و تعیین‌کننده در این مورد خالی است.
در این مهم نیز خود زنان این دیارند که باید در تعیین سرنوشت اجتماعی و سیاسی و جنسیتی و صنفی خود، نقش موثر و کار آمد و رهگشا ایفا کنند.
زن، عنصر حساس و عاطفی و ادراک و به لحاظ طی تاریخ و پیشینه پرفرازونشیب، محکوم به ایفای نقش فروجنسیتی و از این رهگذر آسیب‌پذیر و برای ابراز نقش جبلی و آفرینشی خود، چاره‌گر و مقاوم در بحران‌ها بوده است.
به نظر من جامعه با امکان نقش‌آفرینی دو بال به سوی قله بلند توفیق می‌تواند پرواز کند که یکی از این دو بال اعتلا و رفعت زن است! و آن دیگری مرد. مرحوم مطهری می‌گفت تاریخ، تاریخ (مذنث) است! یعنی مذکر و مونث! اما زن در تاریخ، نقش خود را به‌عنوان یک حقیقت منفعلانه و زیرکانه و چاره‌جویانه ایفا کرده است! برخی سنت و حساسیت‌ها تاکنون او را از جایگاه مستحق خود محروم داشته است اما اکنون که مدار روزگار در چرخش خود به این جنس، مجال نقش‌آفرینی می‌دهد، جا دارد که فعالانه از این فرصت به نحو مطلوب استفاده کرده و جایگاه بایسته و شایسته خود را در مشی و جریان تمدن و فرهنگ، تبیین و مشخص و اعلام کند. گرچه در جهان امروز زن از این فرصت استفاده و حق هماوردی خود را تا حدی اکتساب کرده است اما در جهان سوم از جمله در کشور ما بهره‌مندی از این فرصت به نحو شایسته، تاکنون معطل مانده است!
 فعالان حقوق زن از نظر نوع نگاه به دسته‌های مختلف تقسیم می‌شوند که گاه این نگاه‌ها در جاهایی با یکدیگر به تضاد و تناقض می‌رسند، فکر می‌کنید در این موارد راه‌حل چیست؟
استیفای حقوق، برای زن در جامعه ما طبیعتا با معضلات و موارد عدیده مواجه خواهد شد، اما فرهمندانه زمان آن رسیده است. من فکر می‌کنم در تعریف ظرفیت، برای آزادی و حقوق اجتماعی و برابر زن، باید تمامی ملاحظات فوق را منظور دارند تا این موهبت، با مضیقه‌های بازدارنده از راه و مشارکت در موارد مقتضی توام نباشد، خوشبختانه زن ایرانی در زمانی به این استحقاق دست یافته است که تجارب و کشمکش‌های بسیاری در جامعه سپری شده و تا حدودی بلوغ بهره‌مندی از آزادی و حقوق مدنی در تجربه بشری و تلورانس و تسامح در مشی ایشان ثبت شده است. ظرفیت جامعه مدنی امروز حوصله جامعیت این گروه‌ها را دارد و تضاد‌ها نیز طبیعتا در بلوغ و تکامل این روند یاریگر خواهد بود. فرهمندانه زن ایرانی، به دولت آشنایی با مبانی اسلامی، از حقوق و آزادی و سایر متعلقات خود که در مآثر اسلامی تفصیلا مذکور است راه خود را از انحراف تشخیص می‌دهد.
 در کمپین یک‌میلیون امضا در مورد حجاب که گفته شد شما نیز یکی از امضاکنندگان شهیر آن بودید، آیا اهداف شما با اهداف کلی کمپین زاویه‌ای داشت؟
من این کمپین را امضا نکرده‌ام اما دلیل این شایبه همزمانی این کمپین بود با مصاحبه من درباره حجاب که من در آنجا نظرم را اعلام کردم. دلیل امضا نکردن کمپین هم این است که نمی‌دانم چه اهدافی را دنبال می‌کند و محتمل می‌دانم که اهدافشان با اهداف من متفاوت باشد.
 شما که گفتید اهداف فعالان حوزه زنان در نهایت یکی است!
بله اما همه این موارد، ذیل مقوله اصلاحات و احقاق حق و استیفای حقوق زنان باید باشد و نه ورود به حوزه‌های دیگر از جمله شایبه براندازی و تشنج‌آفرینی نافرجام و خسارت‌بار در روند این هدف که بر اثر عدم شفافیت مقصود و اهداف موجب تحذیر و احتیاط قرار می‌گیرد. بنا بر این شفافیت اهداف و ملاحظه ملزومات راه هدف شرط لازم این موضوع است. بنا بر این در اثر عدم شفافیت،  این کمپین ممکن است اهداف سیاسی در جهات دیگر را در طرح خود داشته باشد.
 یعنی اگر اهدافشان صرفا مسایل زنان باشد از نظر شما تضادی وجود ندارد.
در گفته من، تنقیح مناط نشده و جامعیت و مانعیت آن حذف شده است! من به‌عنوان یک زن مسلمان ایرانی، قلمرو فعالیت و سمت و سوی و راستای فعالیت و نقش و همگنی خود را با جمعیت‌ها و فعالیت‌ها تعریف کرده و فرهنگ آن را تبیین نموده‌ام، بنا بر این مفروضات بحث را باید در نظر داشت! این ارتباط و همراهی و وحدت باید ایرانی‌بودن و در حوزه ظرفیت‌های اسلام مترقی و مصلح‌بودن و در سیاست‌های براندازانه ورود نیافتن و به هنجارهای وجدانی و اخلاقی اعتناداشتن را ملاحظه کند.
 با توجه به تبلیغاتی که با موضوع امضای شما صورت گرفت الان منتقدان اصولگرای شما می‌گویند اگر واقعا امضا نکرده‌اید چرا این اخبار را تکذیب نکرده‌اید.
راستش را بخواهید من از روزی که آن مصاحبه را درباره حجاب انجام دادم سعی کرده‌ام یک زرهی به تن کنم به دلیل اینکه مساله حجاب در کشور ما بسیار مساله حساسی است و خط قرمز به حساب می‌آید، من هم بابت طرح این مساله انتقادهای زیادی شنیدم و این انتقادها از هر دو طیف تندروهای داخلی و مخالفان جمهوری اسلامی بود. اما مجال پرداختن به این موضوع را ندارم و حتی‌المقدور دنبال این نیستم که در مقام جواب کسی برآیم.
 دیدگاه پدربزرگ مرحومتان – امام‌خمینی(ره) – درباره حجاب چه بود؟
قانون حجاب دستور امام نبود قانون مصوب مجلس بود و نمایندگان آن مجلس واقعا نمایندگان مردم بودند و فکر می‌کنم این قانون در سال ۱۳۶۱ به تصویب رسید و حجاب اجباری شد. باید تحلیل هر مساله‌ای را به زمان خاص خود ارجاع داد که در آن زمان قاطبه جامعه خواستار حجاب و زمینه الزام‌دارنده آن بود که نمایندگان مجلس با توجه به ضرورت و اقتضای زمانی آن به تصویب آن اقدام کردند، در آن دوره عموم کارهای مطرح و چشمگیر و حساس که در دولت یا مجلس تصویب و در مجاری خود اعمال می‌شد، تسامحا آن را دستور امام تلقی می‌کردند! مقتضای جامعه انقلابی، پذیرش حجاب برای طیفی و اصرار و خواستاری برای طیف دیگر بود که در آن زمان حجاب را با مساله ایثار و شهادت و جهاد همسنگ می‌دانستند.
اتفاقا به حکم ضرورت ملاحظه دستور احتمالی امام، برای مساله حجاب من خیلی جست‌وجو کردم ببینم امام جایی دستوری دادند اما هیچ دستوری پیدا نکردم تنها صحبتی که در این مورد پیدا کردم این بود که عده‌ای از امام سوال کرده بودند با این زنانی که در شهرهای شمالی با لباس شنا به داخل شهر می‌آیند چه کنیم؟ که امام در جواب گفته بودند مردم متدین شهرهای شمالی خودشان اجازه این کار را نخواهند داد. حتی جای دیگری دانشجویان بسیجی از امام پرسیده بودند در موارد بی‌حجابی حق برخورد داریم؟ امام در پاسخ، ایشان را از این کار منع کرده بودند و گفته بودند در مساله حجاب باید با لطافت برخورد کرد نه با خشونت. در مورد دیگری به امام خبر رسیده بود که عده‌ای در خیابان‌ها به بهانه بدحجابی مزاحم خانم‌ها می‌شوند امام سریعا اطلاعیه‌ای منتشر کردند، این عمل را محکوم و از نیروهای انتظامی خواستند با اینگونه حرکات برخورد کنند.
 الان مساله‌ای در جامعه ما وجود دارد به نام خشونت خانگی علیه زنان که مطمئنا این مساله در دهه‌های پیشین خیلی بیشتر و گسترده‌تر بوده، موضع امام در این مورد خاص چه بوده؟
اول یک تعریفی درباره نگاه امام به زن عرض کنم. نگاه امام به زن را نه با مراجع و هم‌مسلکان خود ایشان بلکه حتی اگر با نگاه روشنفکرترین انسان‌های امروز مقایسه کنیم خیلی روشنفکرانه‌تر بود. امام به زن به‌عنوان یک انسان به معنی حقیقی آن بها می‌دادند نه یک جنس دوم یا در خدمت مرد. در پاسخ این سوال باید گفت که خشونت در شرایط امروز قطعا نه‌تنها قبح دارد و صددرصد از نظر پدربزرگ من جرمی نابخشودنی بود حتی کمتر از خشونت مثل بی‌احترامی و… قابل دفاع نبود اما در جامعه صدر اسلام انواع مختلف خشونت قبح و شدت و ضعف خود را متفاوت نشان می‌دهد به‌عنوان مثال در قرآن حتی در مورد زدن زن از برخی آیات صریحا و تلویحا می‌توان استنباط کرد در حالی که قرآن برای اصلاح و ترمیم شکاف‌های بین طبقات، خصوصا زن و مرد راه می‌نمود، ولی در آن روزگار و موافق عرف و عادت و روال زندگی مردم این موارد نوعی جنایت و قبح نابخشودنی به حساب نمی‌آمد. پیامبر بزرگ به تدریج آن را تقبیح می‌کند مثلا قریب به این مضمون می‌فرماید (چگونه است که مردی در روز دست تعرض به همسر خود دراز می‌کند و شب او را در آغوش می‌کشد!) مردم آن روزگار به اندک اختلاف گاهی زن را از منزل می‌راندند که این امر به لحاظ بی‌پناهی زن آن روز، یک فاجعه به حساب می‌آمد، بنابراین قرآن اول به بخشش خطای مفروض زن و در صورت عدم تمکین مرد از این حکم به تنبیه او با زدن که در عرف قباحت و جنایت محسوب نمی‌شد، این حکم ناصواب را تقلیل می‌داد. با این حساب فتاوی امام در شرایط حاکم بر آن دوره قابل اجرا و عمل است، به همین دلیل در فتاوی مراجع تقلید از مرده نمی‌توان تقلید کرد و بقا بر میت نیز با تاسی به فتوای مجتهد زنده مجاز است!
 ببینید این شکل برداشتی که شما می‌گویید صحتش در خاطرات خانواده و نزدیکان ایشان تایید می‌شود اما در عرصه عمومی آنچه اصولگرایان درباره ایشان می‌گویند و به‌عنوان مثال در مجموعه مستندی به نام شاخص از صداوسیما پخش شد چهره‌ای متفاوت است، آیا بین نظرات شخصی و اجتماعی ایشان درباره زن فاصله‌ای وجود داشت؟
فکر می‌کنم مستندهای شاخص که شما می‌گویید همانی است که سیدحسن آقاخمینی به محتوایش اعتراض کرد و نامه معترضه هم به آقای ضرغامی نوشت. در آن مستند لا اله سخنرانی‌های امام را گرفته بودند الالله‌اش را حذف کرده بودند. یعنی مثلا عصبانیت امام از یک طیف را برداشته بودند ادیت کرده و به طیف دیگری نسبت داده بودند. صداوسیما در آن مقطع، با چهره‌سازی امام، اهداف خاصی را دنبال می‌کرد.
 برخی معتقدند مواضع شما تحت تاثیر مادربزرگتان شکل گرفته است. درباره وی بگویید؟
من پیش از این هم گفته‌ام که مادربزرگم یک قاجارزاده بوده، پدربزرگشان از اهالی دربار قاجار بوده و از یک خانواده کاملا اشرافی بوده. به دلیل همین حرف‌ها به من اعتراض شد من در جواب گفتم که نمی‌توانم به جز حقیقت را بگویم و به نظرم حقیقت مشکل‌داری هم نیست، حتی خود امام هم پدربزرگشان حاکم بودند و از خانواده ثروتمندی بودند، اما امام به دلیل اینکه شخصیت عرفانی داشتند و همیشه به دنبال خودسازی بودند شرایط خاصی داشتند. به‌عنوان مثال من شنیده‌ام آن ۱۵سالی که در نجف تبعید بودند فقط یک نوع غذا می‌خوردند آن هم آبگوشت بدون گوشت بود. این یک روحیه مبارزه‌طلبی می‌خواهد. من در ۱۰سالی که با ایشان زندگی کردم احساس کردم با یک آدم بزرگ زندگی می‌کنم. آدم‌های بزرگ آدم‌های خاصی هستند که ملعبه و اسیر محیطشان نمی‌شوند. امام مثل بقیه نبودند حتی بین علمای هم، ‌تراز خودشان شبیه بقیه نبودند اما با وجود اینکه خانمشان‌دارای روحیه متفاوتی بودند امام به تمام چیزهایی که برای خانم ارزش داشت احترام می‌گذاشتند و ارزش قایل بودند. به علایق خانم حتی اگر برخلاف علایق خودشان بود احترام می‌گذاشتند. هیچ‌وقت مشکلی بینشان نبود چون به ارزش‌های یکدیگر احترام می‌گذاشتند. البته خانم هم خانم با کمالات و پرفضلی بودند به اشعار مولوی و حافظ خیلی شناخت داشتند.
 پس فکر می‌کنید صرف قاجاری بودن نمی‌توان شخصیتی را نفی کرد.
قطعا همین‌طور است از قاجار که بگذریم در مورد بقیه خاندان‌ها هم نمی‌توان بر همه خط بطلان کشید. همه اعضای این خانواده‌ها مثل هم نیستند تازه در چنین خانواده‌هایی اگر کسی آدم درستی باشد خیلی هم ارزشش بیش از آدم‌های معمولی است.
 ردپایی از نگاه ایشان به زن در شمایل اجتماعی‌شان هم می‌توانید مثال بزنید؟
بله مثلا درخصوص زن دوم، از نظر دین، گرفتن زن دوم منعی ندارد اما امام از نظر اخلاقی این مساله را نمی‌پسندیدند و دو مورد داشتیم یکی از مسوولان که ازدواج دوم کرده بود و خانمش آمد حضور امام اطلاع داد امام بلافاصله آن شخص را از سمتش عزل کردند یکی هم از اقوام خانم بود که وقتی ازدواج مجدد کرد دیگر امام به او اجازه ورود به بیت را نداد. این احترامی بود که امام برای شخصیت زن قایل بود و اصلا خشونت در این نوع نگاه، محلی از اعراب نداشت.
 از این ۱۰سالی که در کنار ایشان بودید خاطره شخصی دارید که بخواهید نقل کنید؟
زندگی با امام که همه‌اش خاطره است. بیشترین چیزی که من از امام به خاطر دارم مهر و محبت است چون پدرم – آیت‌الله اشراقی – هم زود فوت کردند ایشان برای من جای پدر بودند و خیلی هم عاطفی بودند. صداقت و اخلاق و ادب هم درس‌های دیگری بود که ما از امام گرفتیم و مهم‌تر از همه و ضامن موفقیت ایشان نظم بود.
 محیط خانوادگی خیلی قانونمند بود؟
نه، همه چیز بر پایه اعتماد و دوستانه بود به دلیل اینکه هیچ‌کس در آن خانه به دیگری دروغ نمی‌گفت، اصلا دروغ و ریا بین ما رنگی نداشت. ما هرچه در جامعه می‌دیدیم خیلی راحت می‌رفتیم برای امام تعریف می‌کردیم اصلا اینطوری نبود که بترسیم یا جرات حرف‌زدن نداشته باشیم و هنوز همان سیستم باز و راحت بر خانواده ما حاکم است. زندگی امام نظم خاص و دقیقی داشت و ما با کارهای امام می‌توانستیم ساعتمان را تنظیم کنیم. با اینکه وقت ایشان یا در حسینیه یا در خانه می‌گذشت اما تمام کارهایشان برنامه و زمانبندی دقیق داشت. سر ساعت خاصی به رادیو گوش می‌کردند و یکی از رادیوهایی که همیشه گوش می‌کردند رادیو بی‌بی‌سی فارسی بود حتی مدت زیادی به رادیو بغداد فارسی هم گوش می‌کردند. بعد یک مقطعی به این نتیجه رسیدند که رادیو بغداد هیچ اعتبار و ارزش خبری ندارد و جز مشتی ناسزا چیزی ندارد.
 در مقابل ناسزای رادیو بغداد یا دیگران چه عکس‌العملی نشان می‌دادند.
شخصیت امام به گونه‌ای بود که دیگران هرگز نمی‌توانستند به ایشان ناسزا بگویند حاصل کاریزمای شخصیت ایشان یک چهره منحصربه‌فرد و استثنایی بود. اتفاقا یکی از آشنایان تعریف می‌کرد که برای سخنرانی‌ها پیش امام بوده و بلندگو جلو ایشان می‌گذاشته و اینها که تعریف می‌کرد و می‌گفت همیشه دوست داشتم غیر از سلام چیز دیگری هم به امام بگویم یا مثلا انتقادی بکنم. می‌گفت در تمام طول این سه، چهارسالی که آنجا بودم هرگز نتوانستم این کار را انجام دهم چون چهره امام خاص بود و وقتی مردم با ایشان برخورد می‌کردند جذبه ایشان آنها را می‌گرفت. اکثر کسانی که من دیدم برای اولین بار با امام برخورد می‌کردند فقط اشک می‌ریختند به خاطر روحانیتی که در چهره ایشان بود و این روحانیت حاصل ۶۰سال تلاش و عبادت و خودسازی بود. امام را هم می‌توان مثل دیگران نقد کرد اما باید شرایط و پایه این نقد درست باشد. معمولا کسانی که درباره امام صحبت می‌کنند یا حب دارند یا بغض و اینها مانع نقد منصفانه و صحیح است.
  درصد زیادی از نسل امروز ایشان را ندیده‌اند، چطور می‌توانند حب و بغض داشته باشند؟
ببینید رسانه‌ها خیلی در این مورد موثرند به خصوص رسانه‌های خارج از کشور. امام کار بزرگی انجام داده است یک نظام سلطنتی را سرنگون کرده است، بنابراین طبیعتا چنین آدم‌هایی دشمنان زیادی دارند و این دشمنان تریبون دارند.
 شما فکر می‌کنید الان موتور محرکه و عامل بازدارنده پیشرفت مسایل زنان در ایران چیست؟
من فکر می‌کنم زنان باید برای استیفای حقوقشان هم تلاش کنند و هم از کشیده‌شدن به انحرافات اجتناب ورزند! زنان جامعه ما، خواهان آزادی و رسیدن به پایگاه و حقوق خود هستند، از این‌رو بسیار دسیسه‌ها و شید و کید‌های انحرافی از این عطش مفرط می‌توانند سوءاستفاده کرده و ایشان را به حاشیه‌های وقت‌گیر یا مضر و بدفرجام بکشانند! مثلا اکنون با دسیسه‌های بسیار نگران‌کننده تحت عنوان مکتب‌ها و محافلی با عنوان‌های عرفان و درمان و انرژی و درمان‌های روحی و روانی با عنوان‌های معنوی با توجه به حساسیت‌های عاطفی زنان، ایشان را از کارهای اساسی و موثر به آن محافل مشغول و به این وسیله معطل و منحرف می‌کنند! اگر می‌بینیم زنان در غرب تا اندازه‌ای به‌طور چشمگیر، به حقوقشان رسیده‌اند برای این است که تلاش زیادی در این راه انجام داده‌اند و این تلاش‌ها در غرب از سده نوزدهم آغاز شده است. در ایران هم برخی چالش‌ها وجود دارد که زنان برای برداشتن این موانع تلاش می‌کنند.
 یک سوال خصوصی؛ با توجه به ملاحظات سیاسی که در خانواده‌هایی مثل خانواده شما وجود دارد، ازدواج با عشق امکان‌پذیر است؟
ما یک خانواده سیاسی – مذهبی هستیم اما هرگز ازدواج بدون عشق بین ما امکان‌پذیر نبوده. ازدواجی که پایه‌اش بر عشق و علاقه نباشد نباید انجام بگیرد. بعد از وجود عشق و علاقه می‌توان به پارامترهای دیگری هم نگاه کرد. مثلا اینکه من عروس مرحوم آیت‌الله طاهری‌اصفهانی هستم یا خانواده ما با آقای خاتمی یا آقای بجنوردی وصلت دارد دلیلش این نیست که ازدواج‌ها مصلحتی بوده، در حقیقت یک سنخیتی بین این افراد وجود داشته و آشنایی و هماهنگی وجود داشته هم‌کفوی بوده و در خیلی از خانواده‌ها و صنف‌ها این اتفاق می‌افتد، مثلا می‌بینیم که معمولا پزشکان با هم وصلت می‌کنند یا هنرمندان با هم وصلت می‌کنند. مثلا خیلی از همین خانواده‌های مسوولان رده‌بالا از ما خواستگاری می‌کردند و دایی‌ام آنها را بررسی می‌کردند و خیلی‌ها را رد می‌کردند چون می‌گفتند با ما همفکر نیستند اما آنهایی که بینمان همفکری وجود داشت (ولو از خانواده‌های مسوولان و صاحبان منصب سیاسی نبودند) را به حضور می‌پذیرفتند.
 ازدواجی که منجر به اتحاد سیاسی بین دو گروه شود را چطور می‌بینید؟
من این را قبول ندارم چون فکر می‌کنم هدف ازدواج چیز دیگری است ضمن اینکه اگر این ازدواج موفق نباشد بیشتر باعث اختلاف می‌شود تا اتحاد!
 نوه آیت‌الله خمینی بودن چه تاثیری در زندگی شما داشته است؟
همیشه دنبال یک شخصیت مستقل برای خودم می‌گشتم چون هم تحصیلات عالیه دارم و هم در اجتماع فعالم. همه اینها حس اشتیاق به استقلال را در من تقویت می‌کرد اما اشتباهم این بود که برخلاف تصورم هرچه از فوت امام گذشت سایه ایشان کمرنگ‌تر و استقلال شخصیت ما بیشتر نشد. بعدها متوجه شدم شخصیت‌هایی مثل امام که تاریخ‌ساز هستند و در جامعه‌شناسی شخصیتی جزو گرید یک محسوب می‌شوند، هیچ‌وقت فراموش‌شدنی نیستند یعنی تفاوتی نمی‌کند که امروز یک‌سال از فوتشان گذشته یا ۵۰سال. مثلا گاندی ۶۰سال از فوتش گذشته اما اگر امروز هم یکی از نواده‌های گاندی درباره‌اش صحبت کند باز هم جالب توجه است و علاقه‌مندیم که بشنویم. خلاصه اینکه من به این نتیجه رسیدم که به دست آوردن استقلال شخصیت سوای نوه امام بودن کاملا میسر نیست. مردم هم خیلی شخصیت ما را از هم جدا نمی‌کنند بنابراین خیلی خودم را وامدار امام می‌دانم و همیشه مواظب هستم کاری انجام ندهم که به شخصیت ایشان خدشه وارد شود. این مسوولیت هیچ‌وقت از بین نمی‌رود و این تعهد باعث می‌شود تا حتی اگر کاری را دوست ندارم به خاطر علاقه و احترام به شخصیت ایشان انجام دهم. از نظر موهبت هم امام هیچ موقعیت خاصی برای خانواده خود قایل نبودند.
 توصیه‌ای از ایشان به خانواده بوده که وارد عرصه فعالیت‌های سیاسی نشوند؟
نه چنین توصیه‌ای نبوده فقط امام نمی‌خواستند عضو خانواده ایشان بودن امتیازی برای ورود به این عرصه‌ها شود اگر نه هیچ ممانعتی نداشتند که اگر عضوی از خانواده قابلیتی دارد از آن استفاده کند. مثلا اینکه سیدحسن خمینی چرا تا به حال وارد عرصه‌هایی مثل ریاست‌جمهوری نشده دلیل اصلی‌اش را نمی‌دانم اما این را می‌دانم که خیلی برای ورود به این عرصه‌ها قابلیت دارد هم درس قدیم خوانده هم درس جدید و به زبان انگلیسی و تکنولوژی و علم روز آشنایی کامل دارد، به علاوه یکسری خصوصیات ارثی که از امام در وجود او هست و از همه جهات واجد بهترین شرایط است.
 الان در غرب دو نگاه و مسیر عمده برای حقوق زنان دیده می‌شود یکی فمینیسم است که به دنبال بالا کشیدن زنان در جامعه حتی به قیمت تبعیض مثبت است و دیگری نگاه بشر محور سوسیالیسم است که فارغ از جنسیت به زن نگاه می‌کند، فکر می‌کنید آنچه در ایران امروز می‌گذرد به کدام نزدیک‌تر است؟
اگر از من می‌پرسید من نگاهم فارغ از جنسیت است. باید بر اساس توانایی‌های آدم‌ها بین آنها تمایز قایل شویم اما اگر می‌بینیم به زنان توجه ویژه می‌شود علتش این است که زنان هنوز به حقوقشان نرسیده‌اند و هنوز راه در پیش دارند. فمینیسم نگاه متعصبانه دارد و این درست نیست چون همه مسایل را باید با آگاهی و عدالت نگاه کرد. افراط در هیچ کاری پسندیده نیست. من میانه‌رو هستم و فکر می‌کنم افراط شاید، در مبارزه و تخریب و انقلاب جواب دهد اما در ساختن و اصلاح جواب نمی‌دهد. نگاه فمینیستی نگاه افراطی است و نگاه افراطی یک جایی محکوم و وانهاده می‌شود.
 این یک نگاه اصلاح‌طلبانه است که بر تعدیل خواسته‌ها استوار است اما سوال اینجاست که کف این تعدیل کجاست؟
ببینید در کشور ما یک چیزی که خیلی در این مساله تاثیرگذار است قانون است یعنی قانون باید اصلاح شود و برای اصلاح قانون باید کسانی وارد مجلس شوند که این نگاه را داشته باشند، یعنی اگر اکثریت مردم این نگاه را قبول دارند باید کسانی را انتخاب کنند و به مجلس بفرستند که همین نگاه را داشته باشند تا به این ترتیب قوانین تغییر کند. راه دیگری وجود ندارد چون از بی‌قانونی نمی‌شود به قانون رسید. راه اصلاح قانون عبور از «قانون» نیست.
ما امیدواریم ورود آقای روحانی سبب خیر شود تا بسیاری ایرادات اساسی در کشور از جمله بررسی صلاحیت‌ها قانونمند شود.
 چند روز پیش بعد از صعود تیم‌ملی فوتبال ایران به جام‌جهانی برزیل جشنی با حضور مردم و بازیکنان تیم‌ملی در ورزشگاه آزادی برگزار شد زنان هم به این جشن آمده بودند که پشت درهای بسته ورزشگاه ماندند و با ون‌های گشت ارشاد برگردانده شدند، اتفاقا ۱۶سال پیش هم به همین مناسبت جشنی در همین ورزشگاه برگزار شده بود که با ورود زنان و اسکان آنها در گوشه‌ای از ورزشگاه همراه بود و مشکلی هم پیش نیامد، فکر می‌کنید دلیل اصلی مخالفت سرسختانه با ورود زنان به ورزشگاه چیست؟
چیزی که من از صفحه تلویزیون می‌بینم این است که در ورزشگاه اصلا اخلاق وجود ندارد و کلمات رکیک ردوبدل می‌شود، شاید خود زنان به لحاظ پایبندی‌شان به اصول اخلاقی از این محیط خرسند برنگردند.
 فکر نمی‌کنید با ورود زنان این فضا عوض می‌شود؟
خب مشخص نیست، اگر خانم‌ها وارد شوند و باز هم همین اتفاق بیفتد چه؟ اینطوری به شخصیت زن توهین می‌شود. به نظر من اول باید فرهنگ‌‌سازی شود. واقعا جامعه ما از فقر فرهنگی رنج می‌برد و به خصوص در این هشت‌سال این مساله خیلی تنزل پیدا کرده. باید مسوولان، مردم و نهادها همه دست به دست هم دهند تا بتوانیم با این فقر فرهنگی مبارزه کنیم. ریشه بی‌فرهنگی در ورزشگاه نیست بی‌فرهنگی در جامعه نهادینه شده. وقتی فرد می‌بیند برخی مسوولان هم در تلویزیون با همان ادبیات صحبت می‌کنند از آن فرد چه انتظاری می‌توان داشت؟! اگر مساله اخلاق و فقر فرهنگی درست شود قطعا خانم‌ها هم می‌توانند وارد ورزشگاه شوند. در یک جامعه رشد‌یافته مانعی برای ورود خانم‌ها به ورزشگاه وجود ندارد. البته من فکر نمی‌کنم بیش از ۱۰درصد خانم‌ها به فوتبال علاقه‌مند باشند. خیلی جاها هم آقایان اجازه ورود ندارند مثل پارک‌هایی که مخصوص بانوان هستند بنابراین صرف این ممنوعیت را نمی‌توانیم ظلم تلقی کنیم. ضمن اینکه ورزشگاه فضای عادی ندارد، یک فضای پرشور احساسی است که کنترل تماشاچیان روی رفتارشان کم است.
 شما با تفکیک جنسیتی اماکن عمومی موافقید؟
نه با جداسازی کاملا مخالفم چون این کار توهین به شخصیت آدم‌هاست.
 و ورزش بانوان…
ورزش بانوان که هیچ مانعی ندارد و خیلی هم در این زمینه کار شده. الان ورزشکاران زن ایران به مسابقات بین‌ا‌لمللی می‌روند قهرمان می‌شوند و مدال به دست می‌آورند. البته قطعا باید بیشتر در این زمینه‌ها کار شود.
 مدتی پیش مردانی در شهر مریوان استان کردستان در اعتراض به مجازات مردی که برای تحقیر لباس زنانه به تنش کرده بودند همگی لباس زنانه پوشیدند و به خیابان‌ها آمدند تا جایی که فرمانده کل نیروی انتظامی بابت این حرکت از مردم عذرخواهی کرد، خاستگاه اجتماعی این حرکات را چه می‌دانید؟
این نشانه فقر فرهنگی است و با این حرکت هم به آن مرد اهانت شد هم به همه زنان. کار بسیار زننده‌ای بوده و به جامعه اهانت شد.
 و ایستادگی مردان در مقابل این حرکت را می‌توان نوعی بلوغ اجتماعی ارزیابی کرد؟
من خیلی به این تقابل‌های مستقیم و شمشیر از رو کشیدن‌ها اعتقادی ندارم و به نظرم اگر هم رشد باشد رشد مثبت نیست.
 به نظر شما نبایدهایی که دولت‌های نهم و دهم در حوزه زنان انجام دادند چه بود؟
به نظرم علت بی‌عدالتی در حق زنان در حوزه اختیارات رییس‌جمهور نیست اتفاقا اگر آماری نگاه کنیم در دولت آقای احمدی‌نژاد سمت‌های مدیریتی خانم‌ها افزایش پیدا کرده. مثلا آقای احمدی‌نژاد وزیر زن هم داشت.
 اینکه شما می‌گویید دست رییس‌جمهور نیست، در زمان آقای خاتمی شاهد بودیم که در زمینه حقوق زنان پیشرفت‌هایی حاصل شد.
بله اما آن پیشرفت‌ها به تبع پیشرفت کلیت جامعه و انسجام و مطالبه و همدلی جامعه با آقای خاتمی بود که دولت و ملت دست‌دردست هم داشتند.
زنان در دوران آقای خاتمی سه حوزه فعالیت داشتند یکی «ان‌جی‌او‌ها» بود که در هشت‌سال گذشته به کل تعطیل شد، دیگری تلاش فضای رسمی برای احقاق حقوقشان بود که حتی در ادبیات دوره آقای احمدی‌نژاد فاقد معنا بود و سوم فضای مجازی که کنترل روی آن به حدی رسید که فعالیت‌های معمول دوران اصلاحات در حوزه زنان جرم تلقی شد.
بله خب کلا فضای دموکراسی در زمان آقای خاتمی بیشتر و بازتر بود و ایشان در همه زمینه‌ها آزادی داد. البته الحمدلله که فضای کنونی با آمدن آقای روحانی تمام شد. امید می‌رود گشایش و انبساط معقول و موفق شکل گیرد.
 چقدر نسبت به دولت آقای روحانی بیم و امید دارید؟
در کل خیلی خوشبینم چون احساس می‌کنم مجموعه مدیریت کشور به این نتیجه رسیده که باید یکسری تغییرات را بپذیرد. مثلا آقای مصباح یزدی اخیرا گفته «هرچند ما به دموکراسی اعتقاد نداریم اما ناچاریم به آن تن دهیم» این خیلی اتفاق بزرگی است که ایشان به این نتیجه رسیده.
 فکر می‌کنید اولین گام‌هایی که آقای روحانی می‌تواند در جهت احقاق حقوق مردم از جمله حقوق زنان بردارد چیست؟
همین که تفکرش در این جهت است و مانع نیست کافی است، ظرفیتی که حضور آقای روحانی ایجاد می‌کند موجب می‌شود که جامعه راه خودش را راحت‌تر باز کرده و به پیش ‌رود. زنان با استفاده از این فضا باید قدم‌های بعدی را خودشان بردارند.
 فکر می‌کنید گسیل سیل مطالبات به سوی آقای روحانی می‌تواند در رویارویی با موانع به او قدرتی مضاعف ببخشد؟
این یک نگاه آرمانگرایانه است. من یک مهندسم و ما مهندس‌ها واقع‌بین هستیم و نگاه واقع‌بینانه می‌گوید این کار اشتباه است و ضربه می‌زند و باعث سرخوردگی جامعه می‌شود. الان باید به آقای روحانی اجازه دهیم که در فرصت مناسب امور را به پیش ببرد اصلا نباید عجله کنیم و باید حمایتش کنیم. من فکر می‌کنم اکثریت مردم به دنبال اصلاح جمهوری‌اسلامی هستند نه تضعیف آن، بنابراین باید پشتیبان آقای روحانی باشیم. آقای روحانی از نظر معتمدبودن در داخل و خارج کشور بهترین گزینه است.
 با توجه به تجربه دولت اصلاحات و مجلس ششم چه تضمینی وجود دارد که اصلاحات دوران آقای روحانی برگشت‌ناپذیر باشد؟
خب بله، متاسفانه این امکان همیشه وجود دارد اما من معتقدم اگر دولت آقای روحانی خوب کار کند و مردم هم بیدار شوند و از نظر بلوغ اجتماعی رشد و ترقی کنند دیگر این اتفاق نخواهد افتاد.
 اتفاق دیگری که در دولت آقای خاتمی فراوان رخ داد و ممکن است برای آقای روحانی هم پیش بیاید بحران‌سازی برای دولت بود، فکر می‌کنید واکنش آقای روحانی هم مثل آقای خاتمی خواهد بود؟
نه من فکر می‌کنم حساسیتی که روی آقای خاتمی وجود داشت روی آقای روحانی وجود ندارد و طیفی از اصولگرایان هم از حامیان ایشان هستند و اگر هم مشکلی پیش بیاورند آقای روحانی مقابله خواهد کرد. اصلاح‌طلبان هم امروز انسجام بیشتری نسبت به گذشته دارند.
به‌عنوان سوال پایانی از زنان هنرمند، شاعر و نویسنده ایرانی آثار چه کسی را می‌پسندید؟
کارهای خانم سیمین دانشور را خیلی دوست دارم چون به نظرم هنرمند کسی است که بتواند از طریق آثارش با عامه مردم ارتباط بگیرد. نوشته‌های مرحوم خانم دانشور در حین برخورداری و اعتبار از رونق ادبی ارزشمند، خیلی هم ساده بود. نویسنده ضمن داشتن دانش و قریحه تالیف و آفرینش اثر، هرچه ساد‌ه‌تر بنویسد مخاطب بیشتری دارد، فکر می‌کنم رمان «سووشون» ایشان رکورد مخاطب را در ادبیات داستانی ایران شکسته است. مثلا خانم زویا پیرزاد هم خیلی ساده می‌نویسد و نوشته‌هایش از جنس مردم است. مرحوم فروغ فرخزاد هم شاید با محتوای بعضی از کارهایش موافق نباشم اما فرم و جرات و جسارتی که این زن در زمان خود داشته را می‌پسندم.

منبع: روزنامه شرق
:::

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

65 - 61 =