۱۰:۳۵ - ۱۳۹۲/۰۲/۹ امیر هراتی نیا:

جنبش آرام

ر چنین وضع سیاسی منفعلی که بی تفاوتی های اجتماعی را به دنبال خواهد داشت، اگر همچنان قشر جوان و تحصیل کرده جامعه نسبت به آینده خود و مهمترین مساله سیاسی کشورشان بی تفاوت باشند از دیگران چه توقعی داریم؟ آیا می توان از نقش دانشجویان و تاثیر آنها در جامعه صرف نظر کرد؟

haratinia

«مبارزه» (رسانه تحلیلی خبری دانشجویان خط امام) – امیر هراتی نیا (فعال دانشجویی)

نگاهی اجمالی به تاریخ معاصر ایران بخصوص دوران پیش از انقلاب اسلامی، بحبوهه مبارزات و سپس دوران تثبیت جمهوری اسلامی، حکایت از حضور جنبش دانشجویی به عنوان یکی از تاثیرگذارترین و در مواردی موثرترین جریان موجود در این فراز و نشیب ها دارد. البته از نقش اقشار و جنبش های دیگر در طول تاریخ انقلاب و تاریخ معاصرنمیتوان چشم پوشید ولی جنبش دانشجویی همواره از نشاط و تحرک و حتی بینش متفاوتی برخوردار بوده که گاهی موجب تغییر سیاست های حاکم بر جامعه گشته است. جنبش دانشجویی به برکت شهدایی که تقدیم انقلاب کرده و با چراغ راه قرار دادن مواضع و اوامر ولی فقیه همواره نقشی فعال با رویکرد عدالتخواهانه از خود بروز داده، گرچه در این بین گاهی بیراهه رفته و مرتکب خطاهای فکری و عملی هم شده است.

اکنون با گذشت بیش از سه دهه از پیروزی انقلاب اسلامی، باید اوضاع امروزی جامعه، نهادها و جنبش های اجتماعی همچون جنبش دانشجویی را نگریست. با توجه به نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری یازدهم طبیعتا نیاز به حضور فعال این جنبش و به نوعی تمام دانشجویان در عرصه انتخابات، با اولویت افزایش مشارکت، بیش از پیش احساس می شود، اما باید منصفانه به بررسی فضای حاکم بر جامعه و به ویژه دانشگاه ها بپردازیم تا معلوم شود آیا نشاط و پویایی سیاسی در آنها وجود دارد؟ آیا دانشجویان در مسایل سیاسی و در انتخابات که اصلی ترین مساله امروز کشور در عرصه سیاسی است ورود دارند؟ طبیعتا با نگاهی گذرا و سطحی می توان عمق این مساله را دید. آری می توان عمق این رکود و انفعال حاکم را به وضوح دید. نیازی به تحلیل آنچنانی و بررسی دقیق نیست، چرا که این انفعال و سکوت در عرصه سیاسی چنان فریاد می زند که پرده گوشمان را دریده است.

می توان علل این وادادگی و انفعال را به اختصار بررسی و تحلیل کرد. در چنین وضع سیاسی منفعلی که بی تفاوتی های اجتماعی را به دنبال خواهد داشت، اگر همچنان قشر جوان و تحصیل کرده جامعه نسبت به آینده خود و مهمترین مساله سیاسی کشورشان بی تفاوت باشند از دیگران چه توقعی داریم؟ آیا می توان از نقش دانشجویان و تاثیر آنها در جامعه صرف نظر کرد؟ مگر نه این است که هر دانشجو، در محیط زندگی و جمع خانواده و دوستان خویش می تواند روشنگری کند و مسایل را تبیین کند و نقشی رسول گونه داشته باشد؟ آیا با فضای فعلی حاکم بر دانشگاه ها اجرای چنین رسالتی مقدور است؟ و البته بیشترین نگرانی ما از کاهش سطح مشارکت در سایه این رکود و مردگی است. مسأله ای که در عرصه سیاست بین الملل بسیار قابل توجه است. هم برای دوستان و هم برای دشمنان. دوستانی که انقلاب اسلامی را به عنوان یک الگو انتخاب کرده اند و دشمنانی که منتظر سوء استفاده و اعمال فشار بر ایران با تکیه بر مشارکت پایین مردم در انتخابات هستند که خود این مساله نیاز به بررسی و تحلیلی مستقل دارد.

اما چرا چنین شده است؟ دلایل مختلفی را می توان برای این مساله مطرح کرد. بعنوان یک علت ناقصه ضعیف میتوان به مساله جابجایی زمان امتحانات دانشگاه ها اشاره کرد. مسئله ای که با اعتراض اکثر دانشجویان مواجه شده است و هنوز به قوت خود باقی است. این جابجایی باعث فشرده شدن برنامه درسی از قبیل برگزاری کلاس های جبرانی برای به پایان رساندن مباحث، فشرده شدن امتحانات میان ترم، و حذف فرصت مطالعاتی قبل از امتحانات گشته است. در شرایط مذکور عموم دانشجویان تمایل و فرصت کافی برای ورود به مساله انتخابات و بحث و گفتگو و اجرای برنامه های انتخاباتی و… را ندارند و اولویت اول و دوم و سوم آنها عبور موفقیت آمیز از این دوره فشرده درسی است.

و اما به عنوان علت دوم باید به حوادث بعد از انتخابات سال ۱۳۸۸ اشاره کرد که شاید اصلی ترین عامل نیز باشد. تجربه تلخ مذکور باعث شده است که مسئولین سعی در آرام نگه داشتن فضای کشور داشته باشند. البته تدابیر در نظر گرفته شده باید به گونه ای باشد که مانعی برای ایجاد حماسه سیاسی به حساب نیاید. به عنوان مثال، عامل اول یعنی مسئله جابجایی زمان امتحانات ناشی از همین مسئله است که با این اقدام، بعد از انتخابات یازدهم، فضای دانشگاه نه تنها آرام بلکه خالی خواهد بود و خیال همه از بابت دانشگاه ها، این مبدأ تحول، راحت است. البته این گونه اقدامات یک مسأله کاملا طبیعی است و هر نظامی دست به چنین اقداماتی می زند تا از بروز هرگونه حادثه پیشگیری نماید که مبادا تجربه تلخ دیگری تکرار شود. آری تجربه ای که عاملان اصلی آن یعنی جریان اصلاحات باید نسبت به آن پاسخگو باشند و امروز که خود را برای حضور در عرصه انتخابات آماده می کنند باید تکلیف این مساله را برای اذهان عمومی جامعه روشن کنند و بدانند که ما آنچه اتفاق افتاده را از یاد نبرده ایم و هنوز سوال ها داریم و حال خوب نگاه کنند که چه بر سر نشاط سیاسی مان آمده است.

و اما عامل سوم را می توان ضعف جبهه اصلاحات و متمایل بودن فضای سیاسی کشور به سمت اصولگرایی دانست. این ضعف از سال ۸۸ به بعد خود را بیشتر نشان داد و امروز بقای سیاسی اگر تنها هدف اصلاحات از حضور در انتخابات نباشد جزء اهداف اصلی خواهد بود. در چنین فضایی که یکی از جناح های اصلی کشور دچار ضعف باشد نمی توان توقع پویایی و نشاط داشت. آنچه امروز مشاهده می شود این است که رقابت بین اصولگرایان پرمایه تر است از رقابت بین اصولگرایان و اصلاح طلبان.

در سطح دانشگاه ها نیز چهارمین عامل مرتبط است به تشکل های دانشجویی. آیا جریانات اصولگرایی باید با هم رقابت کنند؟ مگر تمام دانشجویان و افراد جامعه اصولگرا هستند؟ البته فراموش نشود آنجایی که قرار باشد گروهی با عقبه فکری ضد اسلامی و ضد نظام تشکلی را در دست گیرند همان رکود و تک صدایی بهتر است.

حال آنچه باید کرد اینست که با حرکتی جهادی در فرصت باقیمانده تا انتخابات، هم از فعالیت علمی باز نمانیم و هم از کنش های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی. باید با رعایت اصل منطق و اخلاق و حفظ سعه صدر سیاسی در کنار بصیرت کافی از هر حادثه ای جلوگیری نماییم تا در کنار هم حماسه ای سیاسی، درخور ایران اسلامی بیافرینیم.

 

 

۱ دیدگاه

  1. محمد :

    سلام
    خوب حالا که امتحانات تغییر کرده و دغدغه دانشجو ها از سمت و سوی سیاسی دور شده خوب است که افراد فعال دیگران رو بیشتر به فعالیت سیاسی ترغیب کنند
    اما باید پذیرفت که صرفا تغییر امتحانات بر اوضاع سیاسی دانشگاه تاثیر نمی گذارد و عملکرد نادرست برخی افراد دانشجویان را دل سرد می کند
    از طرفی برخی اتفاقات که در گذشته رخ داده است نباید به ابزار فشار بر دانشجو تبدیل شود بلکه مسئولین باید عوامل ایجاد این شرایط را از بین ببرند

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

- 2 = 4