۰۱:۵۵ - ۱۳۹۲/۰۶/۲ سیاست واشنگتن در مقابل ایران همچنان فاجعه‌بار است

۲۸مرداد، تاراج تجربه دموکراسی در ایران

پیش‌تر کرمیت روزولت در گفت‌وگو با لس‌آنجلس تایمز در 1979، از نقش رهبری‌کننده‌اش در کودتا سخن گفته بود و به جای تحسین نتیجه موفقیت‌آمیز کودتا، اعتراف کرده بود که کودتا علیه مصدق سابقه افتضاحی را برای آمریکا درست کرده است. در این گفت‌وگو با روزولت، او به من توضیح داد که «موفقیت کودتا در ایران که پروژه آژاکس سیا نام گرفته بود، بعدها الهام‌بخش وزیر خارجه جان فاستردالاس شد که درصدد کپی‌کردن آن در کنگو، گواتمالا، اندونزی و مصر بود.»

20090820130320t350-coup1مبارزه (رسانه تحلیلی خبری دانشجویان خط امام) - رابرت شیر – ترجمه فرنگیس بیات
هفته پیش سالگرد همکاری ایالات‌متحده با بریتانیا در اجرای موفقیت‌آمیز کودتا برای سرنگون‌کردن نخست‌وزیر منتخب مردم ایران بود. اسنادی که اخیرا از طبقه‌بندی محرمانه سیا خارج شده، نشان می‌دهد هدف این پروژه حفظ کنترل کمپانی‌های نفتی بر منابع غنی میدان‌های نفتی ایران بوده است. دولت ایالات متحده در زمان کودتا با نفوذ در رسانه‌های غربی به بدنام‌کردن مصدق پرداخت و او را رهبری نامتعادل، بی‌ثبات و متحدی غیرقابل اعتماد در دوران جنگ سرد جلوه داد. این درحالی بود که انگیزه اصلی آنها دستبرد به منابع غنی نفتی بود که مصدق برای ملی اعلام‌کردن آن تلاش زیادی کرده بود. گزارش منتشرشده سیا نشان می‌دهد به‌رغم فضاسازی رسانه‌های غربی، مصدق بیش از آنکه آدم نامتعادل و احساساتی بوده باشد، سیاستمداری ملی‌گرا بود و هیچ چیز برای او همپای عقاید ملی‌گرایانه‌اش در ملی‌کردن صنعت نفت برای مردم ایران اقدامی بشردوستانه نبوده است. مصدق با رد هرگونه معامله با شرکت نفت ایران-انگلیس به تعبیر خودش در واقع سیاستمداران حرفه‌ای دولت بریتانیا را به چالش می‌کشید. سیاستمداران انگلیسی با اعتقاد راسخ باور داشتند که نفت ارزان برای بریتانیا و منافع بالای حاصله از فروش تولیدات شرکت نفت ایران-انگلیس برای منافع ملی آنها حیاتی است. انگیزه اصلی کودتا حفظ منافع بالا و نفت ارزان بود که از خلال همه تبلیغات رسمی هم می‌توان به آن پی برد، همه تبلیغاتی که توجیه‌کننده اقدام تاسف‌آور کودتا‌گران برای ساقط‌کردن تلاش‌های ملی‌گرایان ایرانی برای کنترل منابع نفتی کشورشان بود؛ اقدامی که بعدها به ماجراجویی‌های نفتی در عراق و کویت هم پیوند خورد. فرض پایه‌ای چنین اقداماتی این است که کودتا «بهترین شیوه انساندوستی غربی است که با نیازکاپیتالیسم درنده‌خو مورد حمایت کمپانی‌های غربی هم‌آوا شده است.»
غم‌انگیز اینکه، کودتا برای سرنگونی مصدق درعین حال تجربه کوتاه دموکراسی در ایران را هم به تاراج برد. اگر ایران واقعا همانطورکه ایالات متحده در طی این سال‌ها در بوق و کرنا کرده است، مشکلی هم بوده است، این مشکل را خود ما درست کرده‌ایم. مصدق -سیاستمدار فارغ‌التحصیل دانشکده حقوق نوشاتل سوییس- دشمن مردم آمریکا نبود. سیاستمدار ملی‌گرایی بود که طبق اسناد منتشرشده به شدت درگیر مساله تامین رفاه ملت ایران بود و این دغدغه در تقابل با سود و منافع نفتی غربی‌ها قرار داشت. گزارش سیا انگاره القاشده رسانه‌های غربی در زمان کودتا مبنی بر شیطانی جلوه‌دادن همه بازیگران غیر طرفدار غرب صحنه بین‌المللی را به سخره می‌گیرد. طبق این گزارش‌ها «پنهان‌کاری کامل» درمورد عملیات مصوب تنها با درز اطلاعاتی مخدوش شد و باعث شد تا روزنامه‌نگاران بتوانند قرائت‌های کودتا را تا حدودی تصحیح کنند اما در مجموع همچنان روایت قابل اتکایی وجود ندارد. بدون اذعان به مسوولیت گمراه‌کننده رسانه‌ها، باید گفت نکته‌ای که تقریبا در اکثر همه این گزارش‌ها مغفول مانده است، اینکه، کودتای نظامی که به ساقط‌کردن دولت مصدق و کابینه جبهه ملی منتهی شد، تحت مدیریت سیا و به عنوان بخشی از سیاست خارجی آمریکا صورت گرفت که در بالاترین سطوح مقامات رسمی دولت آمریکا، تصویب شده بود. کودتا یک راه‌حل ساده‌انگارانه تهاجمی و پنهانی نبود که در موردش توافق صورت گرفته بود بلکه، بیشتر یک مجوز رسمی بود که شیوه‌های عادی و عقلایی ارتباط و تجارت بین‌المللی را به شکست کشانده بود و تی پی آژاکس (اسم رمز عملیات) در واقع به عنوان آخرین راه چاره مورد استفاده قرارگرفت. بخش‌هایی که روز دوشنبه گذشته منتشر شده است، بخش‌هایی از آرشیو داخلی سیاست و برای اولین بار سیا «تاکید می‌کند که با استفاده از تبلیغات و وادارکردن شاه به همکاری، رشوه‌دادن به اعضای مجلس، سازماندهی نیروهای امنیتی و به‌راه انداختن تظاهرات‌های عمومی مصدق را سرنگون می‌کند.»
پیش‌تر کرمیت روزولت در گفت‌وگو با لس‌آنجلس تایمز در ۱۹۷۹، از نقش رهبری‌کننده‌اش در کودتا سخن گفته بود و به جای تحسین نتیجه موفقیت‌آمیز کودتا، اعتراف کرده بود که کودتا علیه مصدق سابقه افتضاحی را برای آمریکا درست کرده است. در این گفت‌وگو با روزولت، او به من توضیح داد که «موفقیت کودتا در ایران که پروژه آژاکس سیا نام گرفته بود، بعدها الهام‌بخش وزیر خارجه جان فاستردالاس شد که درصدد کپی‌کردن آن در کنگو، گواتمالا، اندونزی و مصر بود.» اما روزولت نهایتا در مقام مخالفت با پروژه‌های کودتا‌سازی از سیا استعفا می‌دهد و بیرون می‌رود. روزولت چند ماه پس از انتشار مصاحبه من با وی، خاطرات خود را با طرح دغدغه‌های جدی از کارایی پروژه‌های «کودتاسازی» و ماجراجویی‌های خطرناک آن به چاپ رساند. اما متاسفانه این پروژه در ویتنام، گواتمالا، کوبا، افغانستان، نیکاراگوئه و دیگر کشورها به عنوان مدل مورد استفاده قرار گرفت و اجرا شد. اتفاق‌هایی که گزارش آنها همچنان آنقدر شرم‌آور است که زمان انتشار رمززدایی‌شده آن نرسیده است. سیاست واشنگتن در مقابل ایران همچنان فاجعه‌بار است.
منبع: شرق
:::
برچسب‌ها:

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

+ 10 = 20