۰۷:۲۳ - ۱۳۹۲/۰۶/۶

دروغ های ده سال قبل کیهان درباره وزیر امور خارجه

در بهمن ماه سال 1380 بین من و آقای خرازی برای رفتن به نیویورک توافق صورت گرفت... ایشان بعدها مرا خواستند که به دیدارشان بروم صحبت‌های بسیار محبت‌آمیزی نیز با من داشتند. به من فرمودند که همان روز من به آقای حجازی گفتم که بهترین گزینه برای نیویورک شما هستید. همان روز که من با ایشان ملاقات کردم روزنامه کیهان در صفحه اول نوشته بود که گروهی در وزارت خارجه سعی می کنند ظریف را با استفاده از روش‌‌های دبیرخانه‌ای علی رغم مخالفت مقامات عالیه نظام به نیویورک بفرستند.

zarif (1)مبارزه (رسانه تحلیلی خبری دانشجویان خط امام) – محمدرضا طالبی: از روزنامه کیهان چه خاطراتی داریم؟ مقاله‌های مستدل؟ مصاحبه‌های حرفه ای؟ گزارش‌های جامع؟ یادداشت‌های تأثیرگذار؟ خبر‌های دست اول؟ گرافیک چشم نواز؟ تیترهای جذاب؟

کیهان محل جمع بسیاری از آن چیزهایی است که در روزنامه نکوهش می شوند: گرافیک کهنه، اخبار کهنه، سبک های کهنه و افکار کهنه. و البته بی‌اخلاقی به توان بی‌نهایت. تنها رسانه‌ای که به یک سایت اجتماعی مثل بالاترین با اوصافی که از آن سراغ داریم رفرنس می دهد، کیهان است. کیهان تمام سایت های ضدانقلاب را می گردد برای آنکه سوژه خبرهای ویژه خود را پیدا کند و از این رهگذر چه اشتباهات مهلکی که نمی کند. یک بار بهاره هدایت(فعال زنان) را با بهاره رهنما(بازیگر سینما) اشتباه می کند و یک بار وبلاگی با عنوان «کلمه» را با سایت «کلمه» خلط می کند و…

البته کیهان اشتباهات عمدی هم دارد. در واقع این شیوه ژانری است که امتیاز انحصاری آن از آنِ کیهان است و رسانه دیگری نمی تواند از آن بهره ببرد چون احتمال پیگرد قانونی حق کپی رایت وجود دارد. مصادیق این اشتباهات عمدی این جنجال‌سازی‌های سیاسی کم نبوده‌‌اند. گاهی فردی در کیهان تخطئه می شود که فردای آن روز با رأیِ مردم رئیس‌جمهور می شود و گاهی فردی مورد هجمه فرار می گیرد که ۱۱ سال بعد، او را در کسوت وزیر امور خارجه ایران می بینیم:

سوم  اردیبهشت ۱۳۸۱ روزنامه کیهان گزارشی در مورد مرکز سی.تی.بی.تی چاران منتشر و نوشته بود: «گروهی که در وزارت خارجه به باند نیویورک معروف‌اند در جاده کرج چالوس یک ایستگاه جاسوسی درست کرده‌اند که اطلاعاتش مستقیم به وین می رود.»

اما واقعیت ماجرا چه بود؟ محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه فعلی در‌‌ باره این موضوع در کتاب «آقای سفیر» می‌گوید: «این از آن دروغ‌پردازی‌هایی بود که که ظاهرا فردای آن روز بعد از تماسی که از بالاترین مرجع کشور با کیهان گرفته شد مجبور شد بنویسد که این کار با هماهنگی مقامات کشور انجام شده است… همان اقدامی هم که در مورد ایستگاه لرزه‌نگاری سی‌تی‌بی‌تی صورت گرفت با هماهنگی بالاترین مقامات کشور انجام گرفته بود و مصوبه شورای عالی امنیت ملی را هم داشت.» (آقای سفیر، گفتگو با دکتر محمدجواد ظریف سفیر پیشین ایران در سازمان ملل متحد، محمدمهدی راجی، نشر نی، تهران، ۱۳۹۲)

او در مورد مأموریتش در نیویورک نیز می‌افزاید: «در بهمن ماه سال ۱۳۸۰ بین من و آقای خرازی برای رفتن به نیویورک توافق صورت گرفت ظاهرا آقای دکتر خرازی نیز همان موقع موضوع اعزام من را به رهبری هم گفته بودند. ایشان بعدها مرا خواستند که به دیدارشان بروم صحبت‌های بسیار محبت‌آمیزی نیز با من داشتند. به من فرمودند که همان روز من به آقای حجازی گفتم که بهترین گزینه برای نیویورک شما هستید. همان روز که من با ایشان ملاقات کردم روزنامه کیهان در صفحه اول نوشته بود که گروهی در وزارت خارجه سعی می کنند ظریف را با استفاده از روش‌‌های دبیرخانه‌ای علی رغم مخالفت مقامات عالیه نظام به نیویورک بفرستند.»

ظریف پس از این سخنان از گلایه خود از رونامه کیهان و مدیر‌‌مسئول آن سخن می گوید: «در دو مورد کیهان نسبت به من تهمت زده و همیشه می‌گویم که از مسئول آن نمی‌گذرم. البته بگویم که ایشان هیچ گاه از من معذرت‌‌خواهی نکرده است بلکه از خواننده‌هایش معذرت‌خواهی کرده که به آنها دروغ گفته است. باری نمی‌دانم این چه شرعی است و ایشان چه متشرعی است که از کسی که به او تهمت زده معذرت‌خواهی نمی کند و حلالیت نمی‌طلبد.»

اما ماجراهای مشابه این مورد، زیاد بوده‌اند. چهار سال قبل در چنین روزهایی عماد افروغ سوژه حملات کیهان شده بود. تا جایی که ۲۴ مرداد ۸۸ پیام فضلی نژاد (نویسنده رادیکال یک دهه قبل رسانه‌های ضدانقلاب که امروزه از آن سوی بام افتاده و قلم افراطی‌اش را به سوی ضدانقلاب گرفته، اما طبق عادت دوران جوانی، بیشتر انقلابیون را هدف قرار می‌دهد) با انتشار متنی افروغ را هوسرانی سیاسی دانست که پرت و پلا می گوید! تفاوت این ماجرا عذرخواهی‌های شریعتمداری است؛ چرا که البته افروغ در جواب به این متن اشاره می‌کند که چندین بار قبل از این شریعتمداری به خاطر متن‌های کیهان علیه او از افروغ عذرخواهی کرده است! (ما قال و من قال، جلد دوم، عماد افروغ، انتشارات همشهری، تهران، ۱۳۹۲)

این شیوه ناسزای انقلابی؛ دکانی است سرقفلی آن در اختیار کیهان است و هیچ رقیبی داخلی در صنعت «فحش» نمی‌تواند با آن رقابت کند.  همچنان که پیداست، حسین شریعتمداری معذرت‌خواهی نمی‌کند چون واهمه ای از قانون ندارد و از دادگاه هم نمی‌ترسد. چرا که هرگز به دادگاه نمی رود مگر اینکه خلافش ثابت شود و در دادگاه هم محکوم نمی‌شود چون خلافش ثابت نشده است! به همین خاطر چندی پیش عباس عبدی درباره رانت حقوقی و قضایی کیهان گفته بود: «اگر این رانت های حقوقی تمام شود آن وقت خواهیم دید که آیا هیچ فرد و نهاد و روزنامه‌ای جرأت اتهام زدن به دیگران را دارند یا نه؟ مساله این است که اتهامات کیهان از دو حال خارج نیست، یا درست است یا نادرست. اگر درست است چرا متهمین صاف صاف راه می روند و کسی به آنان کار ندارد و اگر نادرست است، چرا روزنامه کیهان صاف صاف!! راه می رود و همچنان اتهام می‌زند؟ مساله این است که این وضع برای جامعه ما فاجعه است. اگر می‌بینیم بصیرت اجتماعی از میان رفته به دلیل همین شرایط است که حق و باطل چنان با یکدیگر مخلوط شده اند که تمایزی میان آنها نیست. وقتی کسانی را به بدترین اتهامات بنوازند و بعد همان ها جهت دهنده اصلی انتخاب مردم در ریاست جمهوری باشند در این صورت اگر آن اتهامات درست باشد وای به حال آن جامعه. و اگر نادرست باشد وای به حال آن روزنامه و دستگاه قضایی.»

اکنون شاید بتوان سخنان پایانی فریدون عباسی رئیس سابق انژی اتمی را در روز تودیع و معارفه‌اش درک کرد، آنجا که گفته بود: «در مدت مسئولیتم هم مواظب جان آدم‌ها بودم و هم باید مواظب کیهان می‌بودم که یک وقت چیزی اشتباهی ننویسد، چیزی را جایی بخواند و بیاید اشتباهی آن را بنویسد.»

:::

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

4 + 5 =