۰۸:۳۷ - ۱۳۹۲/۰۱/۲۷ محمد صابریان:

جناح راست و نوسازی اجتماعی

در سال های ابتدایی انقلاب جریان راست که اقبال اکثریت مردم مستضعف را به جناح چپ می دید و در برابر آن به پایگاه اجتماعی خود (بازاریان و روحانیون سنتی) نگاه می کرد و می دانست که باید برای تاثیرگذاری بیشتر این معادلات را تغییر دهند. و در این راستا راستگرایان پس از دوران جنگ راهبرد جدیدی را انتخاب کردند، سیاستی که آن موقع کسی از تاثیر آن در چند سال آینده آگاه نبود.

«مبارزه» (رسانه تحلیلی خبری دانشجویان خط امام):

محمد صابریان (دبیر سیاسی انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده مهندسی دانشگاه فردوسی مشهد)

در سال های ابتدایی انقلاب جریان راست که اقبال اکثریت مردم مستضعف را به جناح چپ می دید و در برابر آن به پایگاه اجتماعی خود (بازاریان و روحانیون سنتی) نگاه می کرد و می دانست که باید برای تاثیرگذاری بیشتر این معادلات را تغییر دهند. و در این راستا راستگرایان پس از دوران جنگ راهبرد جدیدی را انتخاب کردند، سیاستی که آن موقع کسی از تاثیر آن در چند سال آینده آگاه نبود.

در این دوران جناح راست سیاستی را در پیش گرفت که در آن سعی می  شد با افزایش سطح رفاه بخشی از مردم حمایت آنان را جلب کنند و این مأموریت را راستگرایان مدرن برعهده گرفتند که با اجرای سیاست های بازار آزاد موجب افزایش ثروت بخشی از جامعه بشوند و در این میانه اعتراضات مردمی و انتقادات جناح چپ با حمایت تام و تمام راستگرایان سنتی خنثی می  شد و در این رویه راستگرایان مدرن عرصه را برای اجرای سیاست  های خود چنان فراخ می دیدند که حتی صدای اعتراض برخی از افراد جناح راست بلند شد.

و اما نتیجه؛ نتیجه غیرقابل پیش بینی بود. طبقه مرفه و طبقه متوسط که توسط جناح راست ایجاد و تقویت شده بودند رفتاری غیرمنتظره نشان دادند. دیگر همچون اواخر دهه شصت و سالهای پس از جنگ، معیارهای تظاهری همچون پوشش و اتومبیل خارجی برای اقشار متوسط و متوسط به بالا راضی کننده نبود، بلکه حالا به دنبال آزادی و عدالت سیاسی می گشتند که به اشاره برخی به سوی حقوق بشر و دموکراسی به غربی رهنمون می شد. جناح چپ که در این مدت در یک خودانتقادی نسبت به برخی رفتارهای غیرحقوقی و اقتدارگرایانه لایه های افراطی خود در دهه ۶۰، رویکرد جدیدی را انتخاب کرده بود توجه ویژه ای نسبت به آزادی بیان و حقوق شهروندی نشان داد و این باعث شد طبقه  ای که به لطف جناح راست نقش پررنگ تری از گذشته ایفا می کرد روی به جناح چپ بیاورد. این اتفاق نه تنها در سطوح اجتماعی بلکه در بین گروه های سیاسی نیز رخ نمود و این شد که در طی تحولات قبل و بعد از دوم خرداد راستگرایان مدرن به اردوگاه چپ نقل مکان کردند و نامی جدید به نام اصلاح طلبان در ادبیات سیاسی ایران رواج یافت. در این میان راستگرایان سنتی که در ابتدا حیران و شگفت زده عرصه باخته را نگاه می کردند؛ یا منفعلانه به کارشکنی پرداختند و یا به نوحه سرایی درباره ارزش ها روی آوردند که این مورد دوم کارگر افتاد و اصطلاح اصولگرا به ادبیات سیاسی ایران اضافه شد.

اصولگرایان با این راهبرد مجلس هفتم را فتح و با دست اندازی به شعار عدالت سعی کردند کاریکاتوری باشند از مواضع عدالتخواهانه جناح چپ در دهه۶۰٫ اصولگرایان که به کمک ژست ارزشی خود و تخطئه جناح رقیب، برای خود یک هاله قداست ایجاد کرده بودند، با به کار بستن شعار عدالت حمایت اقشار ضعیف را نیز به دست آورده و بدین ترتیب در سوم تیر پاستور را فتح کردند. با تمرکز قدرت در قوای مقننه و مجریه در دست اصولگراسیان- که به جز برخی چهره های انتقادی و پویای آن مابقی اندیشه ای جز توجیه وضع موجود نداشتند- اخلاف جناح راست روزهای خوشی را روبری خویش می دیدند.

و اما امروز پس از اتفاقاتی که در مجلس هفتم و دولت نهم گذشت و به روی کار آمدن مجالس بعدی و دولت دهم انجامید، حال شاهد آنیم که اصولگرایان متفرق تر از هر زمان دیگری، باز هم عجایب دنیای سیاست را رقم می زنند و باز هم حیران به سرانجام کار خویش می نگرند. در این میان اصولگریان مقیم پاستور که گویی قصد ترک آن را ندارند با نگاهی به کارنامه خویش چه در زمینه عدالت و چه در زمینه ارزش ها، کارت های برنده خویش را سوخته می بینند و سعی می کنند با ژست های فرهنگی و مواضع روشنفکرانه حمایت طبقه متوسط را دوباره جلب کنند. که اظهاراتی از قبیل “من مرد شکستن این تابوی سی ساله هستم” درباره ارتباط با آمریکا را می توان در این راستا ارزیابی کرد. در آنسوی آوردگاه انتخابات، اصولگرایان مدرن – یا به تعبیر خودشان اصولگرایان تحولخواه – که عملاً امتداد تفکر راستگرایان مدرن هستند از ماه ها قبل تر امکانات خود را برای فتح پاستور بسیج کرده اند. در این میانه رقابت اصولگرایان سنتی و بعضی از هم پیمانان آنان که دیگر نه می توانند به حلقه یاران دولت اعتماد کنند و نه دل خوشی از سیاست وکیاست اصولگرایان مدرن دارند منفعلانه هر روز برای حضور کسانی که کمترین شانس پیروزی را ندارند نامه نگاری می کنند و برای از گود خارج کردن رقیبان از یک سو با رمز “جریان انحرافی” عرصه را بر دولتیان تنگ نموده و از سوی دیگر عنوان “تکنوکرات” را که خودشان یا اسلافشان در گذشته به عنوان مدال استفاده می کردند را از صندوقچه افتخارتشان بیرون آورده و به عنوان ناسزا و برای تخطئه رقیب به کار می برند.

پایان کلام اینکه رفتار امروز اصولگرایان نشان از آن دارد که هنوز تا رسیدن به یک خود انتقادی و آسیب شناسی رفتاری خود بسیار فاصله دارند. نقطه ضعفی که در آینده نزدیک اگر رفع نشود باید آماده تحویل عرصه مدیریت به رقبای خود باشند.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

14 + = 15