۱۱:۱۸ - ۱۳۹۲/۰۷/۱۴ پاسخ به سخنان موهن حجت الاسلام طائب:

توهین به امام برای توجیه مذاکره با آمریکا؟

داستان تناقضات و توهین‌های طائب به مرحله خطرناکی رسیده است. اگر او پیشتر مواضع بسیار افراطی علیه دولت احمدی‌نژاد می‌گرفت - تا جایی که شهید رجایی هم در این داستان‌ها مورد توهین واقع می‌شد - و درباره جریان انحرافی داستان‌سرایی می‌کرد - تا جایی که آن را متصل به CIA خوانده بود - اینک برای توجیه این مذاکرات به عنوان خواسته رهبری تلاش می‌کند با تخطئه امام خمینی، جایگاه رهبری را رفیع تر بنمایاند.

Taeb mehdiمبارزه (رسانه تحلیلی خبری دانشجویان خط امام): حجت الاسلام طائب امروز سخنانی را بر زبان آورد که ۲۹ سال قبل مرحوم آذری قمی گفته بود تا بدین وسیله راهی برای عدم تمکین از دستور امام بیابد.

مهدی طائب امروز در سی و دومین نشست «انقلاب اسلامی، مخاطرات امروز و فردا» به همت ستاد فرهنگی فجر انقلاب اسلامی و موسسه فرهنگی ولاء منتظر، در کنار حجت الاسلام والمسلمین سیدمهدی میرباقری حاضر شده و درباره مذاکره با آمریکا سخنانی گفته که خالی از توهین نیست:

«هرگز امام خمینی (ره) در حد مقبولیتی که مقام معظم رهبری، نبود؛ بازرگان نخست وزیر و بنی‌صدر رئیس جمهور و میرحسین موسوی وزیر اجرایی این کشور بودند که هر سه نفر رسما جلوی دستور امام ایستادگی کردند.»

۲۹ سال قبل در آغاز فعالیت مجلس دوم زمانی که امام خمینی با خواست مجلس برای تغییر نخست وزیر مخالفت کردند، مرحوم آیت الله احمد آذری قمی (از فقهای جناح راست و نماینده شهر قم) در مقام مخالفت با دستور امام سخنانی گفت که امروز مهدی طائب مشابه آن را بر زبان آورده است. آذری در روز ۱۴ مرداد ۱۳۶۳ طی سخنرانی تندی گفت که نمی‌تواند تنها به دلیل حمایت‌های امام، از دولت میرحسین موسوی جانب‌داری کند چرا که امام قبلا از افرادی چون بازرگان، بنی صدر و قطب زاده هم حمایت می‌کرد و بعدها مشخص شد که این حمایت ها اشتباه بوده است (بنگرید به صفحه ۲۲۴ خاطرات سال ۱۳۶۳ هاشمی رفسنجانی).

سخنان آذری چنان موهن بود که هاشمی رفسنجانی هم علیرغم روحیات محافظه‌کارانه خود به ایشان پاسخ داد و گفت:

«من احساس کردم این اظهاراتی که بعضی از آقایان مخالفین فرمودند، کل انقلاب را زیر سوال برد. البته آنها با نهایت حسن نیت در خصوص موضوع صحبت کردند، اما من از طرف کل انقلاب حرف می زنم. در مورد اظهارات آقای آذری قمی البته ایشان در مسائل جزیی سیاسی و اقتصادی خودشان، مطلبی نداشتند و از این و آن نقل فرمودند که ما زیاد به این مسائل نمی‌پردازیم… در مورد خبر واحد و اینها هم ان شاءا… بقیه اشتباهات ایشان در اصول، مثل این خبر واحد نباشد، چون از آن خبر واحدهایی است که به قرائن قطعی است و یک ذره هم احتمال خلاف در موردش نیست.»

سخنان تند او در ۱۴ مرداد ۶۳ با واکنش سریع هاشمی رفسنجانی در مقام ریاست مجلس و میرحسین موسوی در مقام نخست وزیر امام و نیز گلایه شخص امام خمینی رو به رو شد و فضای نامطلوبی علیه آیت الله آذری قمی شکل گرفت. چنانچه هاشمی در خاطرات خود می‌نویسد: «آذری قمی در مورد تائید امام از دولت، اظهارات بدی کرد که خالی از اهانت به امام نبود و در مجلس مورد اعتراض قرار گرفت. البته بعد هم، بی‌مسئله نخواهد بود.» (به سوی سرنوشت: خاطرات سال ۱۳۶۳، صفحه ۲۲۳) اما مرحوم آذری قمی نیز ساکت ننشست و در نامه تندی که به سی نفر از علمای قم نوشت حمله بی سابقه ای به استادش امام خمینی کرد که در تندی و بی پروایی، به هیچ وجه با مجادلات امام خمینی و آیت الله منتظری هم قابل قیاس نیست. هم او بود که در سال ۶۴ حمایت های امام از میرحسین را امر ارشادی و نه مولوی خواند و گفت که از همین رو حق مخالفت با میرحسین و دولت او برای مخالفین محفوظ است.

البته امام(ره) هیچگونه برخوردی با آقای آذری نکرد و علیرغم اختلافات عمیق با آراء ایشان که در روزنامه رسالت را منتشر می‌شد، و نیز مجادلات فقهی – بخصوص در بحث اختیارات ولی فقیه در احکام حکومتی و نیز افتاء در مباحث اقتصادی چون قانون کار و زمین‌های بند جیم –  و سیاسی چند سال بعد در نامه‌ای خطاب به ایشان فرمود:

«با سلام و دعا، من همیشه به شما علاقه مند بوده و هستم؛ و هرگز هم در ذهنم نیست که خدای ناکرده جنابعالی کاری برخلاف اسلام بنمایید. شما از چهره های فاضل و مبارزو دلسوخته انقلاب می باشید. شما با نوشتن مطالب و مقالات خوب در تلاشید تا مردم رابه راه صحیح راهنمایی نمایید. من در مورد روزنامه رسالت و جامعه محترم مدرسین – ایدهم الله تعالی – حرفی نمی‌توانم بزنم. هر طور خود و جامعه صلاح دانستید عمل کنید. اگر در این زمینه ها حرفی زده‌ام و یا چیزی نوشته‌ام، آنگونه که مصلحت تشخیص داده‌ام عمل کرده‌ام. خداوند جنابعالی را برای یاری اسلام و مسلمین حفظ فرماید.» (صحیفه امام، جلد ۲۱، صفحه ۱۴۱)

اینک اما مهدی طائب باز هم آن سخنان موهن را زنده کرده و افزوده است:

«الان مسئولین مقام معظم رهبری را منطقی قبول دارند؛ در مجلس ششم که بیشتر اصلاحاتی بودند، قانونی برای مطبوعات تصویب شد، مقام معظم رهبری یک خط نوشت که به صلاح جامعه نیست؛ این قانون را کنار گذاشتند. آقای بهزاد نبوی بخاطر همین همه نمایندگان را برای علیه مقام معظم رهبری بسیج می‌کرد و این پندار را داشت که همه از مقام معظم رهبری برگشتند، در سالگرد مجلس همه به دیدن مقام معظم رهبری رفتند همه نمایندگان مطالب آقا را می‌نوشتند. وقتی بهزاد نبوی روبه‌رو شدند؛ گفتند ایشان حرف‌های عاقلانه و منطقی می‌زند.»

استناد طائب به سخنان بهزاد نبوی در باره رهبری، در حالی است که چند سال قبل همو را دلیل بر احتمال انحراف رجایی دانسته و گفته بود:

«رجایی دو تا ویژگی داشت، که اگر شهادت به کمکش نمی آمد، جلوی امام می‌آمد به میدان. یکی اینکه اعتماد به نفسش بالا بود، دیگر اینکه بهزاد [نبوی] را خیلی قبول داشت. بهزاد رو ایشون آورد در گردونه اجرا. من معاون اطلاعات نخست‌وزیر بودم، وقتی ایشون بهزاد رو آورد، ما پرونده‌ی بهزاد رو دیدیم، عجب چیز خطرناکی بود. وقتی به رجایی گفتیم، قبول نکرد، گفت من بهزاد رو می‌شناسم… شدت اعتقاد رجایی به بهزاد، اگر شهادت به کمکش نمی‌آمد، باعث می‌شد که رجایی بهزاد رو جلوی امام به میدان بیاره.» (سایت پارسینه، ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۲)

داستان تناقضات و توهین‌های طائب به مرحله خطرناکی رسیده است. اگر او پیشتر مواضع بسیار افراطی علیه دولت احمدی‌نژاد می‌گرفت - تا جایی که شهید رجایی هم در این داستان‌ها مورد توهین واقع می‌شد - و درباره جریان انحرافی داستان‌سرایی می‌کرد – تا جایی که آن را متصل به CIA خوانده بود – اینک در مقام توجیه مذاکره با آمریکا برآمده است. اگر تا چندی قبل از تریبون های نماز جمعه و محافل انصار حزب‌الله سخنان افراطی علیه اصلاحطلبان می‌شنیدیم اینک اما همان تریبون ها وقف توجیه مذاکره با آمریکا شده‌اند. تکبیر و «مرگ بر آمریکا» از برنامه حرم رضوی و نماز جمعه شیراز حذف شده و امام جمعه موقت اصفهان مدعی می‌شود که «مرگ بر آمریکا آیه قرآن نیست». از سوی دیگر مهدی طائب برای توجیه این مذاکرات به عنوان خواسته رهبری تلاش می‌کند با تخطئه امام خمینی، جایگاه رهبری را رفیع تر بنمایاند.

اقدامات افراطیون تا کجا ادامه خواهد داشت، خدا می‌داند. شاید سرنوشت مرحوم آذری قمی که زمانی همان شاگردان و پیروانش در جناح راست به بیت و محل درس او حمله کرده و شعارهایی همچون «آذری و منتظری، خوارج زمانند»، «مرگ بر سه خائن دین فروش، منتظری و آذری و سروش» و «مرگ بر آذری» در راهپیمایی ۱۳ آبان ۷۶ قم سر دادند، برای این آقایان نیز تکرار شود!

::::

۳ دیدگاه

  1. محمد :

    باید مواظب خوارج باشیم…مملکت رهبر دارد والسلام

  2. باقر :

    واقعا تاسف اور است این افراد باید سریعا از نظام کنار گزاشته شوند نباید اجازه داد به امام امت توهین شود

  3. شیخ :

    ببینید دوستان،
    حرفای آ.طائب که غالبا همین طوریه. به شدت افراطی. یا به شدت تقدیس میکنه یا مرگ بر…. میگه.
    با اینکه من به شدت به مهندس موسوی علاقه دارم، حرفای آ.آذری قمی که میگه صرف اینکه امام ازشون حمایت میکنه باعث موافقت ما با ایشون نمیشه، درسته. چون نه ولی فقیه معصومه و نه عاری از اشتباه. آ.خامنه ای هم از آ.احمدی نژاد همیشه حمایت میکرد اما من همیشه بهش نقد داشتم. پس، مقایسه تون مقایسه درستی نیست.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

5 + 5 =