۰۹:۰۶ - ۱۳۹۳/۰۱/۷ محمد صابریان:

تفاسیر قشری از جمهوریت و امام خمینی؟

هرکسی می­تواند برداشت و تفسیر خود را از آراء و نظرات امام خمینی(س) داشته باشد ولی این تفاسیر انحصارطلبانه است که ایجاد نگرانی می‌کند و امروز بر همه دلسوزان انقلاب فرض است که ابتداً با ایجاد فضای نقد و دیالوگ فضای تک‌صدایی سال‌های گذشته را شکسته و فضا را برای تضارب آراء ایجاد کنند و پس از آن به دنبال یاران اصیل امام رفته و از ایجاد انحراف در انقلاب جلوگیری نمایند.

saberianمبارزه (رسانه تحلیلی خبری دانشجویان خط امام) – محمد صابریان (دبیر سیاسی انجمن اسلامی دانشجیان دانشگاه فردوسی مشهد): نهضتی که امام خمینی(س) بنیانگذار آن بودند همواره خاری در چشم دشمنان اسلام و ایران بوده است. در این میان یکی از مهمترین خطراتی که همیشه نهضت اسلامی را تهدید می­کرده، ارائه تفسیر انحرافی و انحصارطلبانه از مبانی اصیل این انقلاب است. متاسفانه در چند سال اخیر با قدرت گرفتن یک جریان خاص این گونه تفاسیر ظهور و بروز بیشتری پیدا کرده است. تفکری که به‌حق می‌توان آن را سلفی‌گری به ظاهر شیعی نام نهاد فکری که اساساً قائل به حقوق فطری انسان نیست و از این روی حقی برای مردم در حکومت در نظر نمی­گیرند و در برخورد با اصل جمهوریت نظام اسلامی سعی بر این دارند که ابتداً این اصل را کمرنگ نموده و سپس جایگاه آن را در هندسه فکری امام راحل به عنوان موسس و مولف انقلاب اسلامی تحریف کنند.

اخیراً نیز آیت الله مصباح در اظهاراتی خلاف مبانی انقلاب و منظومه فکری امام(س) سعی در بسط این تفکر برای شاگردان و مریدان خود داشته و گفته‌اند: «کسانی که فرمایشات حضرت امام(ره) را در سخنرانی‌ها و کتاب‌هایشان دیده باشند، می‌دانند که امام(ره) از لفظ حکومت اسلامی استفاده می‌کردند، اما از آنجا که واقعه انقلاب در این جهان اتفاق می‌افتد و جهان می‌خواهد بداند چه حکومتی در ایران قرار است بر سر کار بیاید، امام از ادبیات سیاسی روز استفاده کرده و منطقی را اتخاذ کردند که مورد توافق و فهم دیگران باشد.

اینکه امام(ره) مثلا می‌فرمایند «میزان رأی ملت است»، نه به این معنا که اگر ملت دیگر اسلام را نخواستند، ما هم اسلام را کنار بگذاریم، بلکه از آنجا که آنچه در ادبیات سیاسی امروز ملاک عمل قرار گرفته، رأی مردم است، امام (ره) برای اقناع طرف‌های مقابل، به رأی مردم استدلال می‌کنند.»

اولین نکته‌ای که بر این تفکر مترتب است ایناست که بدیهی­ترین نتیجه­ای که شنونده این اظهارات می­گیرد این است که مرحوم حضرت امام(س) فردی بوده­اند که در ذهن خود به گونه­ای فکر میکردند ولی به مردم و جهان چیزی دیگر می­گفتند و امام نیز به مانند سایر سیاستمداران جهان فردی دورو و دروغ گو بوده که برای او هدف وسیله را توجیه می­کرده است. و این در حالی است که تمام سیاستمداران جهان این نکته را تصدیق می­کنند که مهمترین وجه تمایز پیر جماران با سایر رهبران جهان این بود که وی همواره سویه مکتبی و ایدولوژیک داشت و هیچگاه برای هیچ مصلحتی خاک بر روی حقیقت نریخت و در رویکرد تربیت مکتبی خویش همواره هرآنچه را که می­اندیشید را بدون هیچ گونه اجبار خودآگاه و یا ناخودآگاه با مردم، شاگردان و نزدیکان خویش در میان می­گذاشت.

نکته­ی دیگر آن است که این جریان فکری اصل جمهوریت را که برآمده از عمق مبانی فکری اصیل امام(س) می‌باشد را زیر سوال برده و بیان آن از سوی امام(س) را به یک جبر زمانی و مکانی تقلیل می‌دهد.

در اینجا مجال آن نیست که به بحث درباره این مبانی بپردازیم اما اساساً تفسیر آرای امام(س) و استخراج نظام فکری ایشان و روشن نمودن روابط درونی این نظام کار هرکسی نیست و اکتفا کردن به چند جمله از هم بریده شناخت دقیق و کارگشایی از افکار امام(س) نمیدهد و انجام این کار بر عهده کسانی است که با سیره عملی و نظری امام قرابت دارند و حداقل در زمان حیات جسم امام(س) در مقابل خط فکری امام قرار نگرفته باشند.

همچنین مباحثی که در مورد حقوق بشر و حقوق شهروندی از سوی این خط فکری بیان میشود نشان از آن دارد که این جریان نه تنها قرابتی با اندیشه امام(س) ندارند بلکه در برخی مبانی کلی اسلام نیز آشنایی چندانی ندارند. در این مورد نیز به اختصار میتوان گفت که  جایگاه حق انسان در نگاه امام هرگز یک نگاه حداقلی نیست و ایشان تاکید بر تمامی حقوق انسان به صورت جامع دارد هم عدالت و هم آزادی و هم اخلاق و معنویت.

نظریه پردازان این نظر کسانی هستند که جایگاهی برای انسان و حق انسان قائل نیستند و از منظر تکلیف به انسان می نگرند. البته ممکن است چنین افرادی فلسفه هم خوانده باشند، اما نکته ای که اهمیت دارد نحوه مواجه این افراد با انسان و حق انسان در نظام ذهنی خودشان است که عملاً خروجی آن به تفکرات سلفی و اخباری نزدیکی بیشتری دارد تا تفکر اصولی امام خمینی(س).

در پایان ضمن اعلام نگرانی از ایجاد انحراف در مبانی انقلاب و اسلام؛ باید به این نکته توجه داشت که هرکسی می­تواند برداشت و تفسیر خود را از آراء و نظرات امام خمینی(س) داشته باشد ولی این تفاسیر انحصارطلبانه است که ایجاد نگرانی می‌کند و امروز بر همه دلسوزان انقلاب فرض است که ابتداً با ایجاد فضای نقد و دیالوگ فضای تک‌صدایی سال‌های گذشته را شکسته و فضا را برای تضارب آراء ایجاد کنند و پس از آن به دنبال یاران اصیل امام رفته و از ایجاد انحراف در انقلاب جلوگیری نموده، نگذارند عده­ای بی­دغدغه وارد انقلاب اسلامی ایران بشوند.

و امروز بر ماست تا ندای خمینی (س) را لبیک گفته و نگذاریم انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد.

::::

۱ دیدگاه

  1. askari :

    aaaaaalliiiiiiiiiiiiiiiii booooooooooooooooooood
    aali

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

39 - = 30