۰۹:۰۹ - ۱۳۹۳/۰۵/۴ رضا نساجی:

مقاومت فلسطین، دوستان و دشمنان آن

کیست که نداند رهبران مقاومت لبنان و فلسطین خود قائل به این خط کشی‌ها نیستند و برای اجماع جهانی علیه اشغالگری رژیم فاشیست اسرائیل، تلاش می‌کنند. آن‌هم نه به خاطر درک واقعیت‌های جامعه چندفرهنگی این کشورها، بلکه با درک این حقیقت که دفاع از مظلوم در برابر جنایات یک رژیم اشغالگر و نژادپرست، یک امر فطری است و به وجدان تمامی آدم‌ها بر می‌گردد.

no gaza (3)مبارزه (رسانه تحلیلی خبری دانشجویان خط امام) – رضا نساجی: این روزها فضای مجازی و رسانه‌ای به واسطه اجماع همگانی در دفاع از مقاومت مردم فلسطین دلگرم‌کننده است، درست مثل سال گذشته که افرادی با گرایش‌های مختلف در اعتراض به حمله قریب‌الوقوع آمریکا به سوریه اجماع کردند، و البته سرانجام خواست آمریکا برای حمله ناکام ماند. در این میان اما برخی از رادیکال‌های اصولگرا، حمایت کاربران اصلاحطلب و سبز از فلسطین را به باد انتقاد می‌گیرند که مگر شما نبودید که گفتید «نه غزه، نه لبنان…»…..؟

این پرسش  اگر خارج از مناقشات جناحی با هدف نقد سازنده موج سیاسی سال ۸۸ – که در تحلیل آن با عنوان «جنبش اجتماعی» مناقشات جدی وجود دارد – مطرح شود، پرسش به جایی است که می‌بایست برای انتقاد از عدول از ارزشها و هنجارشکنی های رخ داده در آن وقایع، بر آن تأکید کرد، اما اگر با هدف انحصار جریان مقاومت و استکبارستیزی به جریان اصولگرا صورت گیرد، گزافه‌ای بیش نخواهد بود. به همین جهت، هر کدام از فعالان اصلاحطلب (که برخی از آنان همچنان عنوان «سبز» را در کنار عنوان «اصلاحطلب» به کار می‌برند) پاسخی به این انتقاد می‌دهند.

اما فارغ از مجادله این دو گروه، به عنوان یک فعال خط امامی که خود را مستقل از دو جریان نامبرده می‌داند، معتقدم که می‌توان انتقادات چندی را به این مواجهه نیروهای اصولگرا با دفاع نیروهای اصلاحطلب از فلسطین، بر شمرد. از جمله اینکه آنان دوگانه موهومی خود را که برساخته از حوادث سال ۸۸ است، بر واقعیت‌های موجود کنونی مرجح می‌دارند.

no gaza (2)برساخته‌های برآمده از ۸۸

فضای مجازی و رسانه‌ای بنا به ذات خود می‌تواند توهم‌زا باشد، اما همین فضا گاهی می‌تواند توهماتی را که در حاشیه واقعیت‌های اجتماعی شکل گرفته، بزداید، چرا که فضای مجای فرصتی است برای تقابل و تعامل غیرمستقیم افرادی با گرایشات مختلف که در فضای واقعی نمی‌توانند با هم روبرو شوند و همدیگر را تحمل کنند.

به عنوان مثال برخی کاربران اصولگرا تصوراتی از موضع سبزها/اصلاحطلب‌ها در باب موضوع فلسطین دارند که در حاشیه راهپیمایی ۱۳آبان و روز قدس سال ۸۸ شکل گرفته (اما بیشتر وانموده رسانه‌های اصولگراست تا واقعیت ماجرا)، اما همین تصویر در فضای مجازی رنگ می‌بازد، چون در مواجهه با برخی از بهترین وبلاگ‌نویسان و کاربران فضای مجازی با گرایش سبز و اصلاحطلب، می‌بینند که با جدیت در دفاع از فلسطین و انتقاد از آمریکا و اسرائیل و بی‌بی‌سی و… می‌کوشند و احتمالا از سوی برخی تندروها هم برچسب می‌خورند.

وجود این مطالب برای اثبات غلط بودن پیشفرض‌های کاربران اصولگرا کفایت می‌کند، مگر اینکه بخواهند بنا به جمله «استثناء دلیل بر قاعده است» برتولد برشت، این دست مطالب در حمایت از فلسطین را استثناء به شمار بیاورند و نادیده بگیرند. اما مجادله و چند و چون آنها با این مصادیق استثناء، دال بر این است که نمی‌توانند آنها را نادیده بگیرند و لابد اصلا استثناء نیستند. این تناقض دلیل دیگری است بر ابطال پیشفرض‌ها.

شعارهای برآمده از عصبیت‌ و عصبانیت ‌سیاسی

همچنان که شعار «نه غزه نه لبنان» حاصل یک موج عصبی در میان گروهی از اصلاحطلبان/سبزها در پاسخ به برخوردهای حاکمیت ِ مدعی حمایت از مقاومت بود (که در مقایسه با حاضران در تجمع اصلی سال ۸۸ موسوم به «راهپیمایی سکوت» اقلیتی بیش نبودند)، عمده مجادله برادران اصولگرا با اصلاحطلبان/سبزهای حامی مقاومت غزه، نه از سر دلسوزی برای مقاومت فلسطین و لبنان، که از سر انتقام‌جویی سیاسی است و واکنش عصبی ناشی از شکست در انتخابات. به همین جهت؛ این پرسش پیش می‌آید که نکند آنها دفاع از مقاومت غزه را حق انحصاری خود می‌دانند؟ یا نکند مقاومت برای آنها آب و نان دارد و لذا از همراهی دیگران در این مسئله امتناع دارند تا مبادا کسی در این سفره شریک‌شان شود؟

بدیهی است که اصلاحطلبان هم متقابلاً می‌توانند این انتقاد را به برخی از اصولگرایان وارد سازند که بعد از همراهی گروه حماس با اپوزیسیون دولت سوریه، معتقد بودند نباید از گروه‌های مقاومت فلسطینی حمایت کرد و حتی مطالب پراکنده برخی از آنان در باب اینکه در راهپیمایی قدس شرکت نخواهند کرد، به سوژه رسانه‌های بیگانه بدل شد.

همچنانکه برخی از گروه‌های دانشجویی اصولگرا با این مدعای صضحک که موسوی خوئینی‌ها برای تسخیر لانه جاسوسی از سفارت شوروی خط گرفته بوده و دانشجویان پیرو خط امام حاضر در تسخیر لانه جاسوسی عموماً اصلاحطلبان ضدانقلاب شده‌اند، راهپیمایی ۱۳آبان را بایکوت کرده بودند!

palestaneدوگانه‌های ایرانی یا اجماع جهانی؟

اما کیست که نداند رهبران مقاومت لبنان و فلسطین خود قائل به این خط کشی‌ها نیستند و برای اجماع جهانی علیه اشغالگری رژیم فاشیست اسرائیل، تلاش می‌کنند. آن‌هم نه به خاطر درک واقعیت‌های جامعه چندفرهنگی این کشورها (که شیعه، سنی، مارونی، دروزی، ارمنی و… را شامل می‌شود) بلکه با درک این حقیقت که دفاع از مظلوم در برابر جنایات یک رژیم اشغالگر و نژادپرست، یک امر فطری است و به وجدان تمامی آدم‌ها بر می‌گردد. و لذا برای جنگیدن با رژیمی که تمامی قدرت‌های جهانی را با خود همراه کرده است، لازم است تمامی مردمان آزادی‌خواه و عدالت‌طلب جهان همراه شوند (و نه صرفاً فلان قومیت و دولت عربی، یا ملت و مذهب اسلامی)، حتی یهودیان ارتدوکسی که مخالف تشکیل دولت صهیونیستی هستند.

به همین جهت، حزب ا… لبنان با احزاب مسیحی در پارلمان ائتلاف و تعامل می‌کند، همچنان که از همراهی شخصیت‌های آنان در مقاومت ۳۳روزه استقبال می‌کرد (مقاومتی که مخالفین حزب ا… تلاش داشتند آن را به جنگ اسرائیل برای خلع سلاح شیعیان تقلیل بدهند و اسرائیل هم با عدم بمباران محلات و مناطق مسیحی‌نشین و سنی‌نشین، این باور را دامن می‌زد).

و اینگونه است که خواننده مسیحی زن لبنانی بر اساس متن نامه سید حسن نصرا… سرود «احبائی» را می‌خواند،

یا دیگر خواننده مسیحی، سرود «حکایت الوطن» را برای آزادسازی جنوب لبنان و «یا قدس» را برای فلسطین می‌خواند،

و خواننده زن برآمده از خانواده شیعه اما بی‌حجاب دیگری از ارادتش به نصرالله می‌گوید،

و دختر آمریکایی در مقابل بولدوزر اسرائیلی می‌ایستد و جان می‌دهد،

و پزشک مسیحی نروژی، مجروحان غزه را جراحی می‌کند و به اوباما نامه انتقادی می‌نویسد،

و حتی آن طلبه کمونیست شده ایرانی عضو گروه «پیکار در راه آزادی طبقه کارگر» که زمانی با شاه می‌جنگید و بعد با جمهوری اسلامی، سالهاست که چندین برابر مطالبش درباره ایران، مطلب درباره فلسطین نوشته و اشعار محمود درویش را ترجمه کرده

و…

sorehضرباتی که رادیکال‌های اقتدارگرا به مقاومت زدند

بدیهی است که با تفکر امثال این افراطیون اصولگرا (که عکس زن بی‌حجاب مسیحی طرفدار سید حسن نصرا.. را روی مجله چاپ می‌کنند اما طرفداری اصلاحطلبان وطنی از غزه را بر‌ نمی‌تابند)، مقاومت لبنان و فلسطین نه تنها نمی‌توانست یک وجب از خاکش را پس بگیرد، که حتی در بیدار کردن وجدان یک مخاطب جهانی در برابر تبلیغات رسانه‌های همسو با اسرائیل هم ناکام مانده بود. و چه بسا اگر تفکر اینان به جای تفکرات امام موسی صدر در میان شیعیان لبنان حاکم می‌شد، لبنان هنوز درگیر جنگ داخلی بود و شیعیان هنوز قومی ضعیف بودند که در برابر حملات مسیحی‌ها و سنی‌ها، با اسرائیل متحد می‌شدند. و چه بسا علت ناکامی مقاوت فلسطین (در مقایسه با پیروزی نهایی مقاومت لبنان) رسوخ تفکراتی از جنس تفکرات اصولگرایان وطنی در گروه‌های چپ‌گرا، ملی‌گرا و اسلام‌گرای فلسطین است که اتحاد با گروه‌ها و دولت‌های چپ، عربی و سنی را با وحدت ملی، اسلامی و جهانی ترجیح می‌دهند.

و البته در سوی مقابل نیز گاه سیاست‌های تنگ‌نظرانه و فرقه‌گرایانه در حاکمیت و گروههای متصل به حاکمیت ایران اثرات مخربی در خارج از مرزهای جغرافیایی و معنوی ایران داشته است. که اگر به واکاوی رویکردهای گذشته نظام با گروه‌های انقلابی در جهان اسلام بپردازیم، خواهیم دید که برخی از همین رویکردهای تنگ‌نظرانه چه ضرباتی را وارد کرده است. وگرنه چرا شیخ یوسف قرضاوی که زمانی در باره تقریب مذاهب کتابی با موضع سازنده نوشته بود، اینک در شمار مفتیان ضدشیعه قلمداد می‌شود؟ و چرا راشدالغنوشی که زمانی کتابی درباره نهضت امام خمینی نوشته بود، پس از به قدرت رسیدن شاگردانش در تونس، مواضع مثبتی در قبال ایران نداشت؟ و….

وقتی ادعا و شعار حای عمل را می‌گیرد

اشغال و جنگ در فلسطین ادامه دارد، همچنان که رجزخوانی و شعار برای آزاد کردن آن. نه تنها اصولگرایان وطنی، که برخی دولت‌های عربی هم مدعی حمایت از فلسطینند، اما چون راه عملی مستقیمی برای اثبات این مدعا وجود ندارد، چه بسا در بسیاری موارد میان دشمنان و دوستان مقاومت مرز مشخصی نباشد (چنانچه تیم پزشکان اماراتی به غزه می‌آیند و اندکی بعد مشخص می‌شود جاسوس هستند.) در این شرایط طبیعی است که مدعیان حمایت از فلسطین به جای حمایت عملی و اجماعی، به رجزخوانی علیه یکدیگر بپردازند و همدیگر را رسوای عالم کنند.

و البته این همان چیزی است که اسرائیل می‌خواهد تا اجماع جهانی را در هم بشکند و مقاومت را به انگیزه‌های سیاسب، ناسیونالیستی، فرقه‌ای و… ورشکسته فروکاهد که توانشان صرف منازعه با یکدیگر می‌شود نه مقابله با اسرائیل. تجربه تلخ جنگ داخلی لبنان و جنگ تروریستی در عراق و سوریه پیشِ روی رزمندگان فلسطینی و حامیان جهانی آنها است.

نصیحت به رهبران مقاومت و سران دولت‌های مسلمان که بسیار شده و کمتر موثر بوده، اما باید به آن دوستان اصلاحطلب و اصولگرا که موضوع مقاومت را دست‌آویز منازعات خود کرده‌اند، باید گفت:

انتقادتان به حاکمیت یا رقیب سیاسی‌تان را در چارچوب اخلاق پی بگیرید و پا روی حق نگذارید. چه حقی که درباره مردم و انقلاب ایران باشد، و چه درباره ملت و مقاومت فلسطین و لبنان. اگر خود را دنباله‌رو حق می‌دانید، حقی از دیگری را ضایع نکنید و در ناحق شریک نشوید.

و از همه مهمتر؛ «حق» را منحصر به «خود» ندانید که اگر چنین شد، چه بسا در ناحق غوطه‌ورید که این «خودمحوری» است نه «حق‌محوری».

و صد البته این خودمحوری‌ها را به مبارزه جهانی حق علیه باطل تعمیم ندهید. نسخه‌های افراطی شما در داخل این کشور هم محکوم به شکست است (چنانچه با همه افراطی‌گری‌ها و بصیرت‌پراکنی‌های کاسبان فتنه از انتخابات ۸۸، در انتخابات ۹۲ شکست خوردید) چه برسد به نقاطی دیگر از جهان اسلام که درگیر فتنه واقعی است نه فتنه‌های ذهنی فرصت‌طلبان.

:::::

 

۱ دیدگاه

  1. سمانه نوروزی :

    با سلام لطفا در انتشار کلیپ چند رسانه ای زیر سهیم باشید.
    http://www.youtube.com/watch?v=wwFbnIaewug
    jamnews.ir/detail/News/376501
    تیترهای پیشنهادی:
    کلیپ/ «شبکه اهل بیت» با رژیم صهیونیستی همراه شد!
    دفاع تمام قد «شبکه اهل بیت» از کشتار فلسطینی ها+ ویدئو

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

4 + 1 =