۱۸:۴۷ - ۱۳۹۳/۰۸/۳ 840 نفر بدون شایستگی بورسیه شده اند

فقر و فساد و تبعیض – احمدی نژاد به پا خیز!

ماجرا از این قرار است که شماری از «افراد وفادار» برای بهره مندی از مزایای مادی و معنوی بورسیه - حتی برای رشته های خاص داخل کشور مانند ادبیات فارسی و فقه اسلامی- بورسیه گرفتند و بعد این بورسیه را «تبدیل به داخل» کردند و در دانشگاه های داخلی مشغول به ادامه تحصیل شدند.

مبارزه(رسانه تحلیلی خبری دانشجویان خط امام):

«روش پذیرش از طریق تبدیل به داخل نه تنها تبعیض آمیز نیست بلکه عین عدالت است. زیرا افرادی که وفاداری خود را در برهه های حساس و صحنه های مختلف انقلاب نشان داده اند بایستی در اولویت باشند. تفاوت، بر اساس عملکرد افراد است. اگر تفاوت قایل نشویم تبعیض و ظلم آشکار است».

 

این پاسخی است که کامران دانشجو وزیر علوم در دولت دوم محمود احمدی نژاد به پیشنهاد رییس وقت سازمان امور دانشجویان وزارت متبوع خود می دهد که بر ضرورت شرکت «کلیه داوطلبان بورس خارج ازکشور در امتحان نیمه متمرکز دکتری» تاکید کرده بود.

 

ماجرا از این قرار است که شماری از «افراد وفادار» برای بهره مندی از مزایای مادی و معنوی بورسیه – حتی برای رشته های خاص داخل کشور مانند ادبیات فارسی و فقه اسلامی- بورسیه گرفتند و بعد این بورسیه را «تبدیل به داخل» کردند و در دانشگاه های داخلی مشغول به ادامه تحصیل شدند.

 

به زبان صریح تر با پول من و شما،حق من و شما را ضایع کردند تا یک عنوان دکتری سر اسم شان بچسبانند و بعد هم لابد عضو هیات علمی شوند و به فرزندان من و شما درس بدهند و خودمادام العمر حقوق بگیرند و این البته «نه تنها تبعیض آمیز نیست، بلکه عین عدالت است». چرا؟ چون «وفاداری خود را نشان داده اند».

 

یادمان باشد این تعریف از عدالت را عضو دولتی داشته که رییس آن بیش از هر واژه دیگری چه در مبارزات و تبلیغات انتخاباتی و چه در نطق ها و سخنرانی ها و مصاحبه ها اصطلاح «عدالت» را به کار می برد. آن هم به فتح «عین» تا نشان دهد چقدر در تحقق «عَدالت» و رفع تبعیض جدی است.

 

و نیز به یاد آوریم که در مهم ترین تجمع انتخاباتی محمود احمدی نژاد که در خرداد ۱۳۸۴ و در اصفهان برگزار شد و بر خلاف جاهای دیگر جمعیت قابل توجهی هم گرد آمده بود شعار غالب و اصلی حاضران این بود: «فقر وفساد و تبعیض- احمدی نژاد به پا خیز». –[در همان اجتماع بود که کفش های او گم شد و با کفش دیگری مراسم را ترک کرد.]

 

مهم ترین مدعای احمدی نژاد این بود که می آید تا ریشه فقر و فساد و تبعیض را برکند و برچیند و بیش از همه بر رفع تبعیض ها تاکید کرد. ادعایی که تا لحظه آخر هم دست از ان برنداشت و بار دیگر هم بخواهد بیاید تکرار می کند.

 

در تاریخ بشر مقوله عدالت، همواره آرمانی بسیار شیرین وخواستنی بوده تا جایی که درباره مولا علی –ع- گفته می شود: قُتِل لشدّه عدله-  «کشته ی شدت عدل خود شد».

 

درباره نوع مقابله با فقر و فساد در دولت مهرورزی نیاز به توضیح نیست والبته باید منتظر فرجام چند پرونده مهم باشیم. اما عجالتا می توان نوع مقابله با «تبعیض» را به تماشا نشست.

 

در گزارش وزارت علوم آمده است: رییس وقت سازمان امور دانشجویان- مسوول رسمی اعطای بورسیه ها- در نامه ای به تاریخ ۲۰ دی ۱۳۹۰ خطاب به وزیر وقت علوم می نویسد:

 

«اخیرا از طرف کمیسیون آموزش عالی مجلس، دیوان محاسبات و اعضای محترم شورای مرکزی بورس بیان می شود که طبق قانون اعزام مصوب ۱۳۶۴ بورسیه به خارج باید با آزمون  صورت پذیرد و شیوه انتخاب بورسیه ها در حال حاضر منطبق با قانون نیست و اصطلاح بورس تبدیل به داخل حقیقتی ندارد. لذا پیشنهاد می شود که اکنون که امتحان نیمه متمرکز دکتری در کشور جاری است و در متن قانون مصوب ۱۳۶۴ هم آمده است که با آزمون ، دانشجوی بورسیه خارج اعزام شود کلیه داوطلبان در امتحان نیمه متمرکز رسمی شرکت کنند.»

 

آقای کامران دانشجو اما – به تصریح این گزارش – به این پیشنهاد پاسخ نمی دهد تا روز سوم مرداد سال بعد – نزدیک به ۸ ماه بعد- که جلسه شورای مرکزی بورس وزارت علوم در دفتر او تشکیل و در آنجا اعلام می شود:

 

« روش پذیرش تبدیل به داخل نه تنها تبعیض آمیز نیست. بلکه عین عدالت است»! – بر پایه همان استدلالی که در صدر این گفتار نقل شد.

 

 

فقر و فساد و تبعیض – احمدی نژاد به پا خیز!

 

اعمال تبعیض آشکار در پوشش عدالت ،در وهله نخست جمله مشهور نویسنده انگلیسی را درذهن متبادر می کند که « همه با هم برابرند. اما بععضی ها برابرترند!»

 

در مرتبه بعد این ذهنیت پدید می آید که آقایان گمان می کردند همه چیز خریدنی است و با پول نفت و قدرت انحصاری و تصور حذف رقیب سیاسی می توان هر چیزی را فراچنگ آورد و وظیفه خود می دانستند حامیان و وفاداران را از دیگر مردمان جدا کنند و آنها را تا می توانند تحت حمایت ویژه قرار دهند و این «عین عدالت» بود؛ عین عدالت و با فتح عین!

 

از حُسن تصادف، این روزها سرگرم خواندن کتابی هستم با عنوان «آنچه با پول نمی توان خرید».

 

نویسنده کتاب – مایکل سندل- که کوشیده مرزهای اخلاقی بازار را توصیف کند، می پرسد:

 

«آیا جایزه اسکاری که با پول به دست آمده هم ‌‌‌ارزش جایزه ای است که فرد دیگر به حق به دست آورده یا اگر بدانید نطق عروسی دوست تان را که مطابق سنت آمریکایی ساقدوش ایراد می کند او خود ننوشته بلکه از یک شرکت اینترنتی خریداری کرده و خاطره ها را نویسنده متن از خود درآورده آیا باز هم برای شما بانمک خواهد بود؟!»

 

شاید اگر نویسنده این کتاب از افتضاح بورسیه ها در ایران باخبر شود در چاپ های بعدی کتاب این مثال را هم اضافه کند یا مترجم کتاب به زبان فارسی برای ملموس تر کردن آن در پاورقی بیاورد: «اگر بدانید فردی که با عنوان دکتری در فلان دانشگاه تدریس می کند حق دیگرانی را که در آزمون شرکت کرده بودند غصب کرده و با استفاده از تبدیل بورس به داخل و بی آزمون به این امکان رسیده آیا مانند قبل او را یک شخصیت علمی درخور احترام می دانید؟»

 

وقتی در فقه ، نماز در محل غصبی با لباس آلوده و وجه مشکوک در جیب مردود است، می توان حدس زد که هر وجهی که از مدرک بورسیه تقلبی و غیر قانونی به دست آید چه حکمی خواهد داشت اما این به نوع باورهای این مدعیان که قرار است ۷۷ میلیون ایرانی دیگر را از بام تا شام پند و اندرز دهند مربوط است و این که به حلالیت و حرمت وجه ارتزاقی خود تا چه اندازه عمیقا اعتقاد دارند.

 

عمق فاجعه اما جای دیگری است. این است که کسانی نه تنها با تبعیض وارد دانشگاه شوند که به دانشجویی و لیسانس بسنده نکنند و بخواهند این روند را تا پایان ادامه دهند و نه تنها شهریه نپردازند که پول هم بگیرند و بعدتر بر کرسی استادی هم بنشینند و آن را نه تبعیض که «عین عدالت» بدانند.

 

شک ندارم جوانانی که از روی خلوص نیت و به قصد اجرای عدالت دراجتماع خرداد ۸۴ در اصفهان شعار سر می دادند: «فقر و فساد و تبعیض، احمدی نژاد به پا خیز» و بعد تر از مواهب رفع تبعیض برخوردار نشدند اکنون بیش از دیگران به آن روز و این شعار می اندیشند.

منبع:مهرداد خدیر/عصر ایران

::::

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

+ 83 = 84