۰۹:۰۱ - ۱۳۹۴/۱۲/۱۲

آزادی مقدم بر عدالت است

یکی از محورهای خوب مورد مطالعه در باب امام موسی صدر تطابق بین اندیشه و عمل است. عین هر آنچه در اندیشه ایشان می‌بینید در خاطرات و عملشان هم پیدا می‌کنید. اینگونه افراد به همین ویژگی متمایزند که لفظ امام به آنان اطلاق می‌شود. دعوای بزرگی بین علمای علوم اجتماعی است آزادی بر عدالت مقدم است یا عدالت بر آزادی؟ از نظر امام موسی صدر آزادی مقدم بر عدالت است. چرا که اگر آزادی نباشد جانشین نمی‌شویم بلکه وکیل و عبد خدا می‌شویم. نگاه بسیار مهم و بزرگ امام موسی صدر نگاه مردمی به عدالت است. در قرآن می‌فرماید «لیقوم الناس بالقسط»...

مبارزه(رسانه تحلیلی خبری دانشجویان خط امام)-سرویس فرهنگی:

آخرین نشست ماهانه اندیشه و عمل در سال ۱۳۹۴، با موضوع «مسئله عدالت در اندیشه و عمل امام موسی صدر»، روز دوشنبه، ۱۰ اسفند ۱۳۹۴ با سخنرانی دکتر عادل پیغامی، عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق برگزار شد.

عادل پیغامی، استاد اقتصاد دانشگاه امام صادق عدالت را موضوعی خواند که در اندیشه بشر قدمتی بیش از هر دو موضوع دیگری دارد. وی گفت: هر علمی مرز دانشی دارد که چه بسا در بازه‌ای چند ساله تغییر کند. ولی ازجمله موضوعاتی که در حوزه علوم انسانی و اجتماعی می‌توان گفت مرز دانشش در طی قرون جابجا نشده عدالت است. برای مثال نظریات افلاطون و ارسطو به اندازه نظریات معاصر خوانش و تحلیل می‌شود. کارهای فراوانی صورت گرفته ولی مسئله عدالت هنوز لاینحل باقی مانده.

peyghami

در عدالت بیش از ۲۴ مسئله را می‌توان شناسایی کرد. حوزه عدالت پژوهی براساس اعلام مراکز علم پژوهی در دو دهه گذشته صد برابر رشد داشته. می‌توانم ادعا کنم که اکثر بزرگان حوزه علوم انسانی و اجتماعی سعی کرده‌اند در حوزه عدالت ورود کنند و اکثرشان ورود ناموفقی داشته‌اند.
پیغامی سپس به حوزه اندیشه اسلامی پرداخت: موضوع عدالت در اندیشه اسلامی گسترده‌تر و پیچیده‌تر است. ضمن اینکه الگوهایی هم برای حلی مسئله معرفی می‌شود. امام موسی صدر هم ازجمله افرادی است که به عنوان متفکر و مصلح و جامعه ساز در مقام عمل نمی توانست به مسئله عدالت بی توجه باشد. در مقام اندیشه نیز به عنوان حکیم و فقیه و اسلام شناس نمی‌توانست نظرش را نسبت به موضوع عدالت اعلام نکند.

وی افزود: یکی از محورهای خوب مورد مطالعه در باب امام موسی صدر تطابق بین اندیشه و عمل است. عین هر آنچه در اندیشه ایشان می‌بینید در خاطرات و عملشان هم پیدا می‌کنید. اینگونه افراد به همین ویژگی متمایزند که لفظ امام به آنان اطلاق می‌شود.

استاد اقتصاد دانشگاه امام صادق گفت: ایشان در مقام عمل در سفر اولشان به لبنان، حسب آنچه در اقتصاد خوانده‌اند، با نگاه آماری و توسعه زیرساختارها فهرست دقیقی از نابرابری‌های اقتصادی و اجتماعی لبنان تهیه می‌کند. این فهرست باعث می‌شود امروز این تعبیر را به کار ببریم که ایشان در مقام جامعه سازی و تقریب بین ادیان و مذهب اسلامی به طور متمایزی مدخل ورودی خود را حوزه توانمندسازی انسان به ویژه در حوزه معیشت و فقرزدایی قرار می‌دهد.

یعنی اگر صحبت از تقریب است، این تقریب مانند بسیاری از رویکردهای موجود فقط در حوزه نظر نیست، الزاماً با طرح مبانی اعتقادی مشترک نیست. از مقوله توامندسازی و احترام به انسان و رعایت کرامت انسانی است. اتصال این موضوع به موضوع عدالت را آنجایی می‌بینید که برای امام موسی صدر یکی از مهم‌ترین ویژگی‌ها درجه شمولیت انسان‌ها برای حیات اجتماعی است. چیزی که ما در علوم اجتماعی آن را Social Inclusion می‌نامیم.

آیا اساساً این انسان در شمولیت حیات اجتماعی قرار گرفته است؟ این پایه مسئله عدالت در نگاه ایشان است. آنجایی که فرزندان چه بسا معلول را وارد گود توانمندسازی می‌کند،
آنجایی که فرزندان سالم جنوب را سعی می‌کند در مدرسه صور و کارگاه قالیبافی و مؤسسات دیگر واجد توانمندی‌های لازم برای حداقل‌های شأن اجتماعی می‌کند،
آنجایی که حتی از فقدان این شأن برای یک بستنی فروش مسیحی نمی‌گذرد و با رفتن سراغ او، او را وارد دایره حیات اجتماعی می‌کند. تا جایی که مسئله به نامه نگاری با مقامات سیاسی لبنان و نهایتاً تأسیس مجلس اعلای شیعی می‌رسد تا مقوله نابرابری و عدالت را جنوب لبنان سامان دهد
و آنجا را نقطه شروعی برای زنده کردن و حیات بخشیدن به انسان، این‌ها همه ناظر بر دغدغه ایشان است که مسئله عدالت نامیده می‌شود.

وی تصریح کرد: این دغدغه‌ها در حیات نخبگان شیعی از قدیم کم بوده و هست. امام موسی صدر ادامه دهنده راهی است که عالم بزرگان قبل از ایشان، علامه شرف الدین پایه گذاری کرده بود و پایه گذاری‌های ایشان هم همه از ناحیه برگرداندن مسئله عدل با بخشیدن حیات اجتماعی به انسان‌ها بود در قالب حرکت‌های محرومیت زدایی. امام موسی صدر همان دغدغه‌ها را در سطحی وسیع‌تر دنبال و کامل می‌کند.

عضو اندیشکده عدالت مرکز الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت گفت: این مقولات هنوز حتی در جامعه ما آنگونه که باید و شاید مطرح نیست. کافی است یک بار عینک شمولیت اجتماعی را به چشم بزنیم و به ویژه در استان‌های مرزی نگاهی به نوجوان‌ها و جوانان آنجا کنیم و ببینیم یک جوان تهرانی چه فرصت‌هایی دارد و جوان آن مناطق چه فرصت‌هایی. این جوان اساساً در شروع حیات اجتماعی در نقطه‌ای قرار نگرفته که بتواند رقابت کند.
دقتی که امام موسی صدر در مطالعه دو ماهه از واقعیت اجتماعی سیاسی لبنان ارائه می‌دهد، امروز در جامعه ما خیلی کم شنیده می‌شود. در جهان اسلام هم همین طور است. اگر آمارهای مختلف را در نوع نگاه توزیع جغرافیایی انواع امکانات در ایران خودمان مرور کنید، می‌بینید جغرافیاهای کوچک دارای انواع امکانات هستند و مناطق وسیعی از آن محرومند.

عادل پیغامی ادامه داد: از ویژگی‌های امام موسی صدر این است که عدالت را در گستره واقعی و کاملش در اندیشه دیده است. حکمای اسلامی با جمله‌ای که از امیرالمونین نقل شده که «العدل وضع کلشی فی موضع» این جمله به نحوی گستردگی دارد که همه انواع عدالت را پوشش می‌دهد. امام موسی صدر هم در اندیشه خودشان مقوله‌هایی که به حوزه عدالت پرداختند فقط آنهایی نیست که با این کلیدواژه مشخص شده است. هرجایی که ایشان به نوعی به روابط انسانی توجه می‌کند می‌توان موضوع عدل را آنجا دید.

وی افزود: از نگاه ایشان جامعه جمع افراد نیست، بلکه جمع افراد به اضافه روابط بین انسان‌هاست. و هر جا که روابط شکل گرفت مسئله عدالت هم مطرح می‌شود. عدالت اجتماعی به این مفهوم بسیار فراتر از همه انواع دیگر است. ما دو نوع عدالت داریم: عدالت الهی، عدالت انسانی. عدالت انسانی هم عدالت در حوزه فردی که بیشتر عدالت اخلاقی است و هویت‌های جمعی که عدالت اجتماعی است تقسیم می‌شود. عدالت اجتماعی هم به عدالت‌های سیاسی، قضایی، فرهنگی و … تقسیم می‌شود.

این استاد اقتصاد بیان کرد: امام موسی صدر در این دو ساحت الهی و انسانی عدالت را با جامعیت خودش تعریف می‌کند. اولین نکته این است که بحث عدالت را فقط با کلمه عدالت در نگاه ایشان نبینیم. ایشان پایه مشکلات در حوزه عدالت را برای امروز جامعه ما آسیب شناسی کرده است و آن مطلبی است که در مقاله عدالت اجتماعی و اقتصادی در اسلام پایان کتاب رهیافت‌های اقتصادی اسلام به عنوان بلا نام می‌برد و تعبیر فاجعه و توطئه می‌کند و آن جدایی عقیده از شریعت است.
جدایی اصل عدالت از ایدئولوژی اسلامی است. امروزه برخی اساساً ایدئولوژی زدایی را درست می‌پندارند. البته ممکن است مصادیق درستی داشته باشد. چراکه از هر واژه‌ای سواستفاده هایی شده است.
ایشان به صراحت می‌گوید این توطئه الزاماً عامل بیرونی ندارد. گاه عمل جمعی ما خوداگاه یا ناخودآگاه باعث چیزی به نام توطئه شده است. ایشان می‌فرمایند: «به درستی نمی‌دانیم این توطئه از چه هنگام پدید آمد. ایا توسط دوست جاهل و نادان بود یا دشمن در کمین ولی آنچه مسلم است این پدیده و شیوه فکری پیش از تعامل و تأثیر و تأثر مقابل فکری میان دنیای اسلام و اروپا وجود داشته.»

یعنی اول از ناحیه خودمان بوده. علت موجده مشکلات ما در حوزه عدالت خودمانیم. علتی که باعث بقایش بوده، «پس از این ارتباط به شکل روشن و موثری بروز کرده تا اینکه به صورت مکتبی حاکم و مهاجم بر امت مسلمان درآمده.» چه چیزی مکتب حاکم و مهاجم امت مسلمان است؟ چیزی که ایشان اسمش را جدایی عقیده از شریعت می‌گذارد.

وی اینگونه ادامه داد: اصل ایدئولوژی اسلامی از منظر ایشان توحید است. مقوله توحید و خداشنایی برای ایشان پایه‌ای بسیار اساسی است. بسیاری از مقولات بی عدالتی ناشی از نگاه غلط به مقوله خداست. یا بحث ایشان در حوزه ایمان در تمام مباحث اجتماعی اشاره می‌کنند، گسست عمل ما از ایمان. نگاهی که ایشان به ارتباط انطباقی بین عدالت تکوینی و عدالت الهی با عدالت تشیرعی دارد نیز از این مقوله است.

imammousa3
آنچه این وسط تعریف می‌شود برای ایشان بسیار مهم است که عدالت صرفاً عمل یا اندیشه‌ای برآمده از عواطف انسانی باقی نماند. ایشان اشاره می‌کند عدالتی که بدون جهان بینی و پایه ایدئولوژیک لازم باشد، جریان موقتی خواهد بود که برآمده از احساسات است. این عاطفه تا جایی اثر می‌کند که منافع فردی در میان نباشد. عمق عدالت و استمرار و جامعیتش مبتنی بر این است که براساس پایه درست باشد.
در بسیاری از مکاتاب امروز موضوع جامعیت عدالت مشکل و نقص دارد. این جامعیت که عدالت را در عرصه‌های مختلف دنبال کنیم، ایشان پایه این را به این برمی گرداند که نگاه به حوزه عدالت مبتنی بر ایدئولوژی اسلامی مناسب باشد. در حوزه توحید یکی از صفات الهی عادل بودن است. چرا صفت‌های دیگر خداوند جزو اصول دین قرار نگرفته؟ پاسخ ساده حکمای اسلامی این سات که سایر صفات ذاتند و عدالت صفت فعل خداست.

نظریه استخلاف امام موسی صدر، نگاهی نو در نظریه اجتماعی است

عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق به نظریه خاص و برجسته امام موسی صدر اشاره کرد: اندیشه امام موسی صدر حلقه‌ای دارد به نام نظریه استخلاف به معنی خلیفه الهی انسان. نوع نگاه ایشان به انسان و کرامتش به گونه‌ای است که حتی وقتی برای سخنرانی به کلیسا می‌روند، اشتراک را سوره مریم یا اعتقاد به خدا نمی‌گذارند بلکه از انسان می گویند.
در بین علمای اسلامی معاصر تقریباً تمام بزرگواران خلیفه الهی را قبول دارند اما اینکه آن را به نظریه اجتماعی تبدیل کنند فقط در نظریه امام موسی صدر و شهید سید محمدباقر صدر می‌بینیم.
در این نظریه وقتی می گوییم بسم الله الرحمن الرحیم «ب» بای شروع و استعانت نیست، بلکه به این معنی است که به نام خدا روی زمین کار می‌کنم و جانشین خدا روی زمین هستم. وقتی خلیفه خدا شدم نه وکیل خدا قرار است افعالی انجام دهم که اگر خدا در زمین می‌بود آن را انجام می‌داد، با درجه از آزادی که لازمه این جایگاه و انتخاب است.

آزادی لازمه جانشینی انسان است

پیغامی به موضوع آزادی نیز اشاره کرد و گفت: دعوای بزرگی بین علمای علوم اجتماعی است آزادی بر عدالت مقدم است یا عدالت بر آزادی؟
از نظر امام موسی صدر آزادی مقدم بر عدالت است.
چرا که اگر آزادی نباشد جانشین نمی‌شویم بلکه وکیل و عبد خدا می‌شویم.

ما دنبال تئوری‌ای در اندیشه اما موسی صدر هستیم که همزمان که عبد به مثابه عابدی که می خواهد عبادت خدا را کند نه عبودیت، به عنوان کسی که می‌خواهیم جانشین خدا روی زمین باشیم، کمااینکه از نظر امام موسی صدر امیرمونان از این جهت یدالله خوانده می‌شود که اگر خدا روی زمین بود همان کاری را می‌کرد که دست علی انجام می‌دهد و همه با باید اینگونه باشیم.
پس باید آزادی مطلق داشته باشیم تا جانشین خدا شویم. در این فضا عدل، برای ما معیار تمامی افعال می‌شود. به همین دلیل در اندیشه شیعه عدل از اصل عقاید است. از این منظر است که ایشان بسیار بر انطباق عدل الهی بر عدل انسانی تاکید می‌کند. انطباق عدالت تکوینی با عدالت تشریعی.
از آیه‌ای که می‌فرماید که ما آسمان‌ها و زمین را براساس میزان آفریدیم پس از میزان طغیان نکنید، بخش اول آیه از کهکشان‌ها صحبت می‌کند و از آن استفاده تشریعی می‌کند.
یعنی از عدل الهی باید عدل انسانی را استخراج کنیم. عدالت اینجا به عنوان معلول نیست. به تعبیر شهید مطهری در سرسلسله علت‌ها و علت احکام قرار می‌گیرد.

وی تصریح کرد: در اندیشه امام موسی صدر در مقاله روح تشریع در اسلام ایشان به میزانی عدل را در حوزه تشریع باز می‌کند تا جوابگوی نیازها باشد و تشریعی که از مجتهدان انتظار می‌رود این است که سازمان اجتماعی را ترتیب بدهند تا عدل محقق شود. صرف اینکه در آیات و روایت اجازه‌ها را استخراج کنیم و آن را به حکم تبدلی کنیم کافی نیست. بلکه در مقام عمل هم باید خود را مجاب کرد که آنچه در مقام رخ داد بر اساس عدل است یا خیر.
اینجا عدل برای ایشان معیار می‌شود. در حالیکه ما قاعده عدل را به این شکل در حوزه‌های علمیه هنوز نداریم.

عضو قطیب عدالت پژوهی قم افزود: امام موسی صدر به سه عدل توجه می‌کند. معمولاً عدالت پژوهان به این سه مقوله همزمان توجه نمی‌کنند: عدالت پیشینی که مالکیت است،
عدالت فرایندی که توزیع ثروت است
و عدالت پسینی که در قالب عدالت توزیعی خودش را نشان می‌دهد.

برخلاف سایر جریانات که بر مقوله نیاز تاکید می‌کند امام موسی صدر یاد می‌دهد که مسئله عدالت در متن قواعد دین کاملاً محقق است.
جالب است ایشان علمای دین را تنها کسانی می‌داند که می‌توانند این کار را کنند و از نظر ایشان مشکل این است که علما این کار را نکرده‌اند. این است که در مقام تشریع و فانون گذاری باید به عدالت توجه شود.

این به نگاهی که ایشان به تطابق عدل الهی و عدل بشری دارد برمی گردد. شما با کلیدواژه‌های مانند پیوستن به کاروان هستی مطالبی می‌بینید که می‌گوید عالم همه جا نظم دارد پس باید تشکیلات داشت. عالم مبتنی بر میزان است پس باید هماگنونه عمل کرد. این نگاه در حوزه‌های ما آنگونه که ایشان بیان کرده نبود.

وی ادامه داد: امام موسی صدر می گویند مشکل اصلی ما در این جدایی شریعت از عمل آسمانی است که باعث بروز فاجعه‌ای شده است. که عقاید ما نوع نگاه ما به خدا و عالم پایه‌ای نشده برای برپایی نظام عادلانه روی زمین. یعنی نتوانستیم آسمان را به زمین بدوزیم. عین همان نگاهی که بین عقل نظری و عملی تفاوت قائل شویم.

وی سپس گفت: مسئله بعدی نوع نگاه توحیدی امام موسی صدر است. نگاه ایشان به مقوله توحید در ذات الهی محدود نمی‌شود. ایشان تمام عالم را توحیدی می‌بیند. به این دلیل توصیه می‌کند که به کاروان هستی بپوندیم. در این نگاه بسیاری از دوگان‌ها کنار می‌رود. مانند دعوای بین عقل و دین و عقل و فرد و جمع و غیره. امام موسی صدر این دوگان‌ها را بانگاه توحیدی حل می‌کند.

پیغامی تصریح کرد: در حوزه عدالت نتوانستیم هر آنچه را در این حوزه مطرح است حل کنیم. برای مثال برای عدالت اقتصادی گاه محیط زیست را تخریب کردیم. یا برای کمک به محرومان عدالت بین نسلی را تخریب کردیم. نگاه توحیدی ایشان که انسان را جزوی از جهان هستی می‌بیند جمع شدن انواع عدالت‌ها را ممکن می‌کند.

این استاد اقتصاد مسئله بعدی در اندیشه امام موسی صدر را روابط دانست و در توضیح آن اظهار کرد: ایشان تاکید دارد انسان تا وقتی که دین را فقط رابطه فرد با آفریدگار تعریف کند و دین جایگاهی در رابطه انسان با دیگران و هستی نداشته باشد، دین به مسیری می‌رود و زندگی به مسیری دیگر.
ایشان ریزش دین در حوزه عدالت با مقوله انسان را در سوره ماعون نشان می‌دهد. این سوره مسئله را حوزه انسان و عدل ترسیم می‌کند. این نگاهی است که دین را کاملاً در قالب کمک به یتیم می‌ریزد. این نگاه عدل روی زمین را با عدل آسمانی ترکیب می‌کند.

پیغامی به موضوع ایمان نیز اشاره کرد: امام موسی صدر با مفهوم ایمان بسیار کار دارد. جامعه سالم را جامعه مؤمن می‌داند و جامعه مؤمن را جامعه‌ای می‌داند که روابطش مؤمنانه است.
چون جامعه را اساساً رابطه می‌داند. تنوع اقوام انسان‌ها و اقوام و کثرت را برای تبادل می‌داند و آن را باعث رشد و تکامل می‌بیند. در مبادله‌ها ایشان به مبادله مؤمنانه اشاره و تاکید می‌کند که جوامع مادی گرا روابطشان هم مبتنی بر مادی گرایی است و روابطشان یا شکل نمی‌گیرد یا کالا سکولار و زمینی است و با آسمان پیوند ندارد.
معیارها و وزن‌ها موقتی و مادی و زمین است. به همین دلایل روابط شکننده می‌شود. این نگاه امام موسی صدر را در مقاله انفاق می‌بینیم. برای ما انفاق مستحبی است که خوبست عده‌ای انفاق کنند و الزام و اساس جامعه نیست. از نظر امام موسی صدر جامعه‌ای که انفاق نداشته باشد هلاکت اجتماعی است محرز است.
چون انفاق فقط به مفهوم ایثار نیست بلکه تمام مدارج عدالت را شامل می‌شود. در واقع هرگونه مبادله انسانی انفاق است حتی اگر مادی نباشد. این نگاه مبادلات انسانی را پررنگ می‌کند و به حیات اجتماعی قوام می‌بخشد.

imam mousa2
وی در ادامه گفت: نگاه بسیار مهم و بزرگ امام موسی صدر نگاه مردمی به عدالت است. در قرآن می‌فرماید «لیقوم الناس بالقسط» گاهی به عنوان نخبه و رهبر می‌ایستیم و به مردم می گوییم بیایید. این تعریف از امام و نخبه و روشنگر اجتماعی تعریف اسلامی نیست.
در تعریف اسلامی باید با مردم حرکت کرد به این دلیل است که به این افراد لفظ امام اطلاق می‌شود. باید مردم را برای برپایی عدالت برپا کرد. عدالت برای مردم و با مردم است.
ایشان در اینجا به کارکرد رسانه‌های اشاره می‌کنند که نکته بسیار مهم و عمیقی است. تمام بحث‌هایی که در حوزه عدالت است، نیمی از بحث است، نیم دیگر چیزی است که ادراک عدالت خوانده می‌شود. گاه شما براساس عدالت رفتار می‌کنید اما دیگران اینگونه برداشت می‌کنند که رفتار شما ناعادلانه بوده است.
اینجاست که در جامعه سازی امام موسی صدر به نظر می‌رسد علما باید در مقام ادراک سازی عمل کنند و رسانه باید در اینجا فعالیت کند در غیر اینصورت علما موفق نمی‌شوند. اگر ادراک علما و مردم یکسان نباشد امت امام را پس می زند. در حوزه علوم انسانی می گوییم به دو حوزه عین و ذهن مکلفیم. ذهن مقوله دیگری است و عالم علوم انسانی را باید تعریف کند. بخشی از این ادراک را عالم باید با آن منطبق شود و بخشی مردم باید انطباق بدهند. در اینجا رسانه برای ایجاد این انطباق نقش دارد.

عادل پیغامی در انتهای صحبت به وضعیت عدالت پژوهی در کشور اشاره کرد و گفت: عرصه عدالت پژوهی کشور بسیار کویر است. عدالت پژوهان ما بسیار اندکند. تولیدات عدالت ما بسیار پایین است. توجهات ما به عدالت در سیاستگذاری های روزمره بسیار اندک است. بسیاری با تعریف غلط از مکاتب غربی فکر می‌کنند عدالت بحث علمی ندارد و صرفاً بحثی ایدئولوژیک و تشریفاتی است. ما از کوچکترین ابزارهای تحقق عدالت در سیاست گذاری دور افتاده‌ایم و عمق علمی این مقاله امام موسی صدر در عدالت پژوهی بسیار فراتر از مقالات موجود در کشور در این عرصه است.

نشست‌های ماهیانه اندیشه و عمل، در موضوعات مختلف، دوشنبه ابتدای هر ماه در موسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر برگزار می‌شود و حضور در آن برای عموم علاقه مندان آزاد است.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

57 + = 62