۱۲:۱۴ - ۱۳۹۵/۰۸/۲۸ رضا نساجی :

وصله‌ی ناجور خواهر طاهره

اسلامی که خواهر طاهره به شکل رادیکال آن تحت عنوان «ولایت‌فقیه» اعتقاد داشت، بعد از جنگ و بعد از امام به نحوی تفسیر می‌شد که با تفسیر رهبر فقید همخوانی نداشت و می‌توانست با اقتصاد نولیبرال هم کنار بیاید، درنتیجه به مسلمانانی مبارزی مانند خواهر طاهره که عقاید چپ داشتند هم نیازی وجود نداشت. بنابراین خواهر طاهره هم مثل برخی از انقلابیون دیروز، نمایندگان مجلس، سرداران دفاع مقدس و... منزوی شد تا روزی که مرگشان برسد.

مبارزه(رسانه تحلیلی خبری دانشجویان خط امام)-رضا نساجی:

۱٫ مرضیه حدیدچی که با نام همسرش «دباغ» و با نام دوران مبارزه‌اش «خواهر طاهره» هم شناخته شده بود، چشم از جهان فروبست و باب پرسش‌هایی را که در زمان حیاتش ناگفته مانده بودند، گشود. حدیدچی یک مبارز کلاسیک – تا حد حضور در صحنه‌های جنگ لبنان و سپس فرماندهی سپاه همدان – و نمونه یک زن انقلابی از جنس انقلاب ۱۳۵۷ بود که به اعتبار امثال او «انقلاب اسلامی» نامیده شده است. او جزو کسانی بود که هم انقلاب را ساختند و هم انقلاب آن‌ها را ساخت، و این باید بماند برای آخر کار.

۲٫ مرضیه حدیدچی برای انقلابی جنگیده بود که قرار بود استقلال، آزادی، جمهوریت، اسلامیت، و عدالت بیاورد:

برای استقلال، و بلکه صدور انقلاب مردم این کشور، پیش و پس از انقلاب به عنوان یک چریک و سپاهی جنگیده بود. بنا به اعتقاد به عقیده اسلامی که مقاومت و انقلاب را به مرزهای جغرافیایی محدود نمی‌کرد؛ تا چه رسد به جنس زن و مرد.

برای آزادی، به مهد آزادی رفته بود تا در نوفل‌لوشاتو سخنان امام خمینی را بشنود که درباره حجاب در حکومت آینده از او می‌پرسیدند. او همان حجاب با روسری دانشجویان مسلمان مقیم فرانسه را که امام در آن جلسه تأیید کرده بود، انتخاب کرده و در سپاه هم حفظ می‌کرد، تا زمانی که مجروح شده و در دیدار با امام توصیه ایشان برای پیوستن به حجاب جدید را پذیرفته بود. این چیزی بود که سال ۹۱ از خودش شنیدم: تعریف او از آزادی گره خورده با عقیده اسلامی‌اش بود.

برای جمهوریت، او یکی از سه زن فهرست انتخاباتی مجمع روحانیون مبارز در مجلس سوم بود، در کنار گوهرالشریعه دستغیب و عاتقه صدیقی (رجایی) که اگرچه نفرات ۱۲، ۱۷ و ۲۲ فهرست بودند، اما با رأی مردم نفرات ۶، ۱۰ و ۱۵م انتخابات شدند؛ بالاتر از حسن روحانی که ۱۷م شد و ناطق نوری که ۲۸م. این زن‌ها بودند که در کنار منیره گرجی فرد تنها عضو زن در تاریخ مجلس خبرگان، چهره‌ی مردانه این نظام را به‌تبع انقلابی که زن‌ها در آن درخشیده بودند، تغییر دادند. البته در چارچوب عقیده اسلامی‌شان.

برای عدالت، او چه زمان مسئولیت در سپاه و مجلس به گروهی تعلق داشت که به «چپ مکتبی» شهرت داشتند و با رانت و فساد و سرمایه‌داری ستیز می‌‌کردند. این بود که حتی وقتی از مجلس بیرون آمد – در واقع بیرون گذاشته شد – زندگی‌اش را با مسافرکشی گذراند، نه با رانت‌خواری که در همان مهر و موم‌ها بالا گرفته بود و پرونده‌های بزرگ فساد یکی‌یکی برملا می‌شد. اما عقیده موسوم به چپ او هم در چارچوب عقیده اسلامی‌اش بود، چیزی که «خط امام» نامیده می‌شد نه سوسیالیسم.

برای اسلام، او اگرچه به میرحسین موسوی، هم‌سنگر قدیمی‌اش در جناح خط امام، رأی داده بود اما وقتی می‌دید که در اعتراضات ۸۸ کسانی بر موج سوار شده‌اند که نام موسوی را می‌برند اما به اسلام و امام اعتقادی ندارند، در مقابل آن‌ها هم ایستاده و به تعبیر خودش از برخی‌هایشان در پل یادگار امام کتک خورده بود. لابد از همان‌ها که شعار «نه غزه نه لبنان» داده بودند، درحالی‌که هم او در لبنان جنگیده بود، هم رئیس ستاد صیانت از آراء موسوی (محتشمی‌پور) که جانباز ایران در دفاع از مقاومت لبنان است. این همان عقیده اسلامی خواهر طاهره بود، که او، موسوی و محتشمی‌پور را پیش و پس از انقلاب به هم پیوند می‌داد.

۳٫انقلابی که مرضیه حدیدچی برایش جنگیده بود به سرعت فراموش شد:

استقلالی که خواهر طاهره برایش جنگیده بود، بعد از جنگ و بعد از امام با برنامه‌های اقتصادی استقراض خارجی زیر سؤال رفت و کسانی از همفکران او که اعتراض کردند، یا زندانی شدند، یا رد صلاحیت یا بدنام و منزوی. مورد خواهر طاهره انزوا بود.

آزادی که خواهر طاهره به آن اعتقاد داشت، بعد از جنگ و بعد از امام، از یک طرف با استبداد رأی بیش از پیش دولت و حاکمیت که توسط جناح رقیب یک‌دست شده بودند، به منع آزادی سیاسی و انزوای جناح خط امام انجامیده بود. از طرف دیگر، با افزایش ثروت در جامعه از یک‌سو و افزایش شکاف طبقاتی از سوی دیگر، دیگر در چارچوب اسلام معنایی نداشت. اینجا بود که دگنک نیروی انتظامی و انصار حزب‌الله می‌خواست زن‌ها را به زور از فکر آزادی بازدارد و منزوی کند. درست مثل خواهر طاهره که اگرچه به آن آزادی غیردینی اعتقاد نداشت اما مثل بسیاری از زنان سیاسی و انقلابی منزوی شده بود.

جمهوریتی که خواهر طاهره را به مجلس فرستاده بود، بعد از جنگ و بعد از امام با رد صلاحیت گسترده جناح خط امام و هم‌سنگران او بی‌معنا شد. البته اگرچه خود خواهر طاهره را نمی‌توانستند رد صلاحیت کنند، اما وقتی رهبری در خطبه‌های نماز جمعه ۷ فروردین ۷۱ جناح خط امام را به خاطر انتقاد از دولت اکبر هاشمی رفسنجانی «فتنه‌گر» خواند، سپاه لیست انتخاباتی مجمع روحانیون مبارز را به عنوان «لیست فتنه‌گران» در سراسر کشور پخش کرد و صداوسیمای محمد هاشمی (رفسنجانی) هر ۱۵ دقیقه جملات رهبری را در نهی رأی به فتنه‌گران تکرار می‌کرد، مرضیه حدیدچی، گوهرالشریعه دستغیب، فاطمه کروبی و سهیلا جلودارزاده هیچ‌کدام بختی برای پیروزی در انتخابات نداشتند، عاتقه صدیقی (همسر شهید رجایی) هم که پیشاپیش ردصلاحیت شده بود!

عدالتی که خواهر طاهره و همفکرانش به آن اعتقاد داشتند تا جایی که برخی‌شان از سوی جناح رقیب «کمونیست»  خوانده می‌شدند، و بعد از جنگ و بعد از امام خمینی که گفته بود از اینکه به شما به خاطر دفاع از مستضعفین کمونیست بگویند نهراسید، با برنامه‌های اقتصادی نولیبرال بر باد رفت. برنامه‌هایی که […]، تمام‌قد از آن حمایت و منتقدان را فتنه‌گر می‌خواند، مگر زمانی که دولت هاشمی مستعجل شده و گرانی و تورم مملکت را به آشوب کشانده بود. در این زمان خواهر طاهره منزوی شده بود و از اقتصاد مملکت تنها یک تاکسی‌ در اختیار داشت که با آن گذران زندگی می‌کرد.

اسلامی که خواهر طاهره به شکل رادیکال آن تحت عنوان «ولایت‌فقیه» اعتقاد داشت، بعد از جنگ و بعد از امام به نحوی تفسیر می‌شد که با تفسیر رهبر فقید همخوانی نداشت و می‌توانست با اقتصاد نولیبرال هم کنار بیاید، درنتیجه به مسلمانانی مبارزی مانند خواهر طاهره که عقاید چپ داشتند هم نیازی وجود نداشت. بنابراین خواهر طاهره هم مثل برخی از انقلابیون دیروز، نمایندگان مجلس، سرداران دفاع مقدس و… منزوی شد تا روزی که مرگشان برسد.

۴٫ خواهر طاهره متعلق به نسلی از انقلابیون موسوم به خط امام و چپ مکتبی بود که هم از جانب جناح انحصارطلب رقیب منزوی شدند، هم از جناح خودی که به سمت روشنفکری دینی و اصلاحات گذار می‌کرد. کسانی که از منظومه گفتمانی انقلابی «اسلام ناب»، «خط امام»، «چپ مکتبی» و…. تحت لوای گذار از ادبیات ایدئولوژیک به ادبیات علمی و مدرن به سمت «اصلاحات»، «جامعه مدنی»، «توسعه سیاسی» و.. رفتند، اما در عمل به دیکتاتوری تک‌حزبی به شیوه حزب رستاخیز هم که «جبهه مشارکت» راه انداخته بود، رسیدند که احزاب چپ خط امامی را درون خود حل می‌کرد و جامعه مدنی که آقای خاتمی آن را «مدینه‌النبی» تعریف می‌کرد! و بعد از پارلمانتاریسم و اصلاحات درون حاکمیت، به تئوریزه کردن «جنبش سبز» با تعاریف بی‌تعریف «جنبش اجتماعی پست‌مدرن» رسیدند و وقتی سرشان به سنگ خورد، به «اعتدال» رضایت دادند، یعنی حاکمیت بخشی از محافظه‌کارانی که ابتدای دهه هفتاد دیکتاتوری تک‌جناحی به پا کرده بوده و جناح چپ را منزوی کرده بودند. و حالا هم رسیده‌اند به احیای مدل تک‌حزبی مشارکت در قالب «اتحاد ملت» و «شورای سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان» که ۲۵ شبه‌حزب و فعال غیرحزبی! دارد و احزاب منتقد صنفی و سیاسی خط امامی و «شورای هماهنگی» را با تراشیدن احزاب جدید منفعل می‌کند.

در چنین سیاستی، و در شرایطی که اصلاحات نه یک پروسه با تطور گفتمانی، بلکه یک پروژه برای حقنه کردن دال‌های مرکزی یک گفتمان مدرن ولی مجهول به متن و حاشیه خود بوده، خط امامی‌ها بختی برای بقا نداشتند، خاصه زمانی که با «اعتدال» که چیزی جز «میان‌مایگی در نظر» و «میانه‌روی در عمل» نیست، مواجه بودند. نتیجه اینکه نه‌تنها جای احزاب خط امامی قدیم را احزاب قارچ‌گونه اصلاح‌طلب گرفته‌اند، که جای سیاسیون قدیمی مثل مرضیه حدیدچی را دخترانی در لیست مجلس می‌گیرند که نه فکر سیاسی دارند نه سابقه سیاسی، بلکه با پول پدر خود (و در واقع رانت او در وام‌های نجومی از بیت‌المال) یک‌شبه وارد لیست اصلاحات شده‌اند و بس.

۵٫  مرضیه حدیدچی، از نسل انقلابیون و سیاسیون چپ مذهبی موسوم به خط امامی بود که بعد از امام توسط جناح خودی و غیرخودی منزوی شدند. او هم فرزند انقلاب و جزو مادران آن بود، و برخلاف ادبیات مشهور توسط انقلاب خورده نشد، همچنان که اهل خوردن از سفره انقلاب (انقلاب در کشوری که نفت دارد) نبود. او جزو کسانی بود که هم انقلاب را ساختند و هم انقلاب آن‌ها را ساخت، یعنی زنان و مردانی که تحولات روحی را تجربه کردند و به نسلی متمایز با پیش از انقلاب بدل شدند. نسلی که توسط نسل‌های بعد انقلاب درک نمی‌شد، و نتیجه‌اش انزوای سیاسی-اجتماعی و کتک‌خوردن از برخی مدعیان حمایت میرحسین موسوی بود که خودش بیش از همه می‌شناخت و به او اعتقاد داشت. همچنان که نتیجه‌اش حمایت از حکومتِ ولایت‌فقیهی بود که به واسطه مواضع […] منزوی شده بودند.

خواهر طاهره، مرضیه حدیدچی، یا طاهره دباغ در آن روزها همچنان علیه بی‌اخلاقی‌ها مانند یک چریک مبارز می‌ایستاد، با آنکه بیماری و انزوا از پایش درآورده بود. به خاطر دارم اواخر سال ۹۱ در گفت‌وگویی با ایشان درباره دوران حضور امام در نوفل‌لوشاتو، وقتی از تحریف سخنان امام توسط عده‌ای گفتم، به تصور اینکه قرار است ادعاهای حاکمیتی بر علیه فعالان چپ را تکرار کنم، به ناگاه برآشفت که چگونه می‌شود درباره انقلابیونی چون محتشمی‌پور، دعایی و.. را که یاران صدیق امام بودند این‌چنین بی‌اخلاقی کرد؟

سرنوشت «خواهر طاهره» به‌عنوان «وصله ناجور»ی که می‌بایست نادیده گرفته می‌شد، مثل بسیاری دیگر از انقلابیون و رزمندگان قدیم شد که در سال‌های هشتاد و نود یکی‌یکی در انزوا جان دادند، درحالی‌که نسل‌های جدید مدعی انقلابی‌گری به انقلابیون دروغین و پهلوان‌پنبه‌های جنگ دل بسته‌اند؛ از مرحوم حاج داود کریمی (فرمانده دلاور و آزاده سابق سپاه که به خاطر اعتراضات نجیبانه‌اش زندانی، بیکار و منزوی شده بود، تا وقتی که بر اثر جراحات جنگ جان داد)، مرحوم عباس معارف (فیلسوف، عارف و نویسنده نخستین قانون کار جمهوری اسلامی ایران با جهت‌گیری دفاع از کارگران)، مرحوم مهندس مرتضی کتیرایی (از مؤسسین انجمن اسلامی معلمان و نماینده مجالس اول تا سوم)، مرحوم فخرالدین حجازی (خطیب انقلابی حسینیه ارشاد و نماینده مجالس اول تا سوم) و… گرفته تا مرحومه مرضیه حدیدچی که رضوان خدا بر او باد: «یا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ. ارْجِعِی إِلَى رَبِّکِ رَاضِیَةً مَرْضِیَّةً»

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

52 - 43 =