۱۰:۳۹ - ۱۳۹۶/۱۲/۲۲ علیرضا اجرایی :

با میراث خمینی (س) چه کرده ایم؟

امروز اما می­بینیم که تحریف عقاید امام به نامِ ترویج تفکرات آن عزیزِ سفرکرده به حدی می­رسد که عده ای در صدد القاء این دروغ به جامعه بر­می­آیند که هدف امام از طرح این سخن ، اقناعِ طرفین بوده است نه صرفاً شکل جمهوری حکومت که در دنیا متداول است. تحریف آشکار شخصیت حضرت امام و گمان به عدم صداقت ایشان در طرح مقاصد انقلاب ، ظلمی آشکار به امام و امّت است. و عجیب تر آنکه برخی ازاین گونه نظریه ­پردازان برای نشر این تحریف ها از بیت المال ارتزاق میکنند.

مبارزه(رسانه تحلیلی خبری دانشجویان خط امام)-علیرضا اجرایی:

انقلاب اسلامی -یکی از مردمی ترین انقلاب های منطقه و جهان- امسال وارد چهل سالگی شد ؛انقلابی به رهبری امام عزیز و حمایت مردمی که آرمان هایشان در دل یک شعار و سه بخش خلاصه می شد: «استقلال،آزادی،جمهوری اسلامی» . حال قریب به چهل سال از آن روزها می­گذرد؛ روزهایی که ملت ، با سردادن شعار «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» خواهان «استقلال» ایرانِ سربلند ، از شرق و غرب بودند. اما این روزها در بین مسئولان ، یکی دل به غرب و شیوه های لیبرالیِ حکومت داری بسته و دیگری برای گرفتن ژست یک قهرمان که در برابر امپریالیسم ایستاده ، به اجبار هم­پیمان قدرت های شرقی می­شود. نتیجه اش هم یا انزوای بین المللی به واسطۀ ماجراجویی های غیر­عقلانی است و یا به طور مثال سکوت در برابر جنایات دولت میانمار که مورد حمایت چین و روسیه قرار دارد؛ مبادا حق طلبیمان موجب کدورت خاطرِ شریفِ  تنها هم­پیمانان قدرتمندمان شود. انگار­نه­انگار که رسول مهربانی (ص) فرمود: «مَنْ سَمِعَ رَجُلًا یُنَادِی یَا لَلْمُسْلِمِینَ فَلَمْ یُجِبْهُ فَلَیْسَ بِمُسْلِم : هر کسی فریاد و استغاثۀ انسانی را بشنود که مسلمانان را به یاری وکمک می­طلبد و به یاری او نرود، مسلمان نیست» . انگار­که سیاست های ما بر پایۀ اصالت قدرت و منافع است نه حق طلبی و عدالت خواهی در کنار داشتن ارتباط معقول با دنیا.

دومین بخش از شعار ملت اما ، «آزادی» بود.آن روزها قرار بود هر کس آزادانه عقیده اش را ابراز کند؛روزهایی که همۀ احزاب و تفکرها ، اعم از جبهۀ ملی ، نهضت آزادی ، جمهوری اسلامی و … اجازۀ ابراز­عقیده داشتند و نتیجۀ بدیهی این تضارب آراء ، درایجاد نسلی پدیدارشد که برای تقویت تفکر خود ، مجبور به مطالعه و پرورش قوۀ استدلال و منطق خویش بود. حال اما با نسلی روبه رو شده ایم که در فضایی تک قطبی و در شرایطِ نبودِ مخالف ، حتی برای تقویت تفکر خودش هم تلاش نمی­کند ، چه برسد به تلاش برای شناخت سایر تفکرات.حق ابراز عقیده و اظهار نظر برای حزب توده و ملی­گرایان و امثالهم پیشکش ؛ امروز گاهی شاهد آن هستیم که فرزندانِ همین انقلاب ، آنان که سالها برای اعتلای این انقلاب ، سنگین ترین هزینه ها را متحمل شده اند ، به جرم انتقادِ از سر دلسوزی، محکوم به حذف از صحنۀ سیاسی کشور شده ویا با محدودیت های فراوان مواجه می شوند. در حوزۀ مطبوعات و آزادی بیان و پس از بیان هم داستان به همین شرح است. انگار همه برابرند اما بعضی برابرترند…

اما سومین و شاید مهم ترین بخش  شعار اصلی ملت که شکل اصلی حکومتِ مدّ نظر آنان را مشخص می­کند ، «جمهوری اسلامی» است که امام (ره) این گونه در کلام خویش بر آن تأکید کرد که «جمهوری اسلامی ؛ نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد» . امروز اما می­بینیم که تحریف عقاید امام به نامِ ترویج تفکرات آن عزیزِ سفرکرده به حدی می­رسد که عده ای در صدد القاء این دروغ به جامعه بر­می­آیند که هدف امام از طرح این سخن ، اقناعِ طرفین بوده است نه صرفاً شکل جمهوری حکومت که در دنیا متداول است.

تحریف آشکار شخصیت حضرت امام و گمان به عدم صداقت ایشان در طرح مقاصد انقلاب ، ظلمی آشکار به امام و امّت است. و عجیب تر آنکه برخی ازاین گونه نظریه­ پردازان برای نشر این تحریف ها از بیت المال ارتزاق می­کنند.

در باب بلایی که بر سر میراث خمینی کبیر و حاصل تلاش و مجاهدت ملّت شریف آورده ایم سخن بسیار است وپرداختن به همۀ آنچه با حاصل خون چمران و همّت و باکری و هزاران پروانۀ عاشق دیگر کرده ایم از حوصلۀ این نوشته خارج است.

کافی است خودتان به شیوۀ بانکداری در کشورمان توجه کنید؛به وضعیت فرهنگ که با وجود انبوه تولیدات فرمایشی، مُمَیّزیِ بسیار و تلاش هایی از این دست برای جهت دهیِ اجباری به آن ، روز­به­روز بیشتر به سمت ابتذال و کاهش ارزش محتوایی پیش می­رود؛.به وضعیت دینداری در جامعه که نحوۀ برخورد دولتی با آن ، بخشی از جامعه را به سوی افراط و ضدیت با مظاهر دین و بخش دیگر را به سوی ریاکاری سوق می­دهد؛به وضعیت اقتصادی جامعه که نیازی به توضیح و توصیف ندارد…

البته علت این مسأله را باید در مسئولانمان جست­و­جو کنیم. شرم دارم از اینکه آقایان را با حضرت امیر مقایسه کنم؛ ساده زیستی علی وار پیشکش ، اما مسئولانِ میلیاردرِ کاخ­نشین کجا و طالقانی کجا که در صحن مجلس خبرگان قانون اساسی بر زمین می­نشست تا مبادا راحتی صندلی مجلس باعث فراموشی رنج مستضعفان شود…

به گفتۀ شهید بهشتی «بالا بروید پایین بیایید، اصلاً قرآن را بر سر جامعه‌ای پهن کنید، مادام که در آن جامعه در یک سو گرسنۀ بیچارۀ از سرما لرزان وجود دارد، و از سوی دیگر متنعّمانِ برخوردار از همه چیز، این جامعه لجن است. تمام چهره‌اش را هم که با قرآن بپوشانید، باز لجن است.»

برادران! خواهران! چه کرده ایم با میراث خمینی (ره) ؟ چه کرده ایم با خون جوانان وطن؟

بی شک بازگشت به آرمان های اصیل انقلاب و رسیدن به جامعه ای که بشود آن را اسلامی نامید ، از مسیر پر خطر اصلاح و انتقاد می گذرد؛اصلاح و نقدِ داخلی سیستم؛نقدِ از سر دلسوزی نه مدح و ثناگوییِ ریاکارانه و مزوّرانه که حاصلش چیزی جز انحرافِ بیشتر نیست.

کاش قدر آنان که با تحمل هزینه های سنگین ، سعی در اصلاح جامعه دارند را بدانیم و نگذاریم خرس خاله های ریاکارِ به ظاهر دوست ، برای تأمین منافع خود ، دلسوزان اصلی را از صحنه حذف کنند و تک و تنها در عرصۀ سیاست کشور مشغول ثناگویی شوند که این،جز خسران مبین چیزی در پی نخواهد­داشت.

 ::::

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

+ 35 = 43