۰۸:۴۹ - ۱۳۹۲/۰۳/۵ بازخوانی ماجرای حذف سیاسی جناح خط امام در انتخابات مجلس چهارم

شایعه سازی و تخریب شخصیت+نظارت استصوابی و رد صلاحیت

این روزها که بازار شایعه و تخریب در قالب افشاگری های انتخاباتی داغ است، یادآوری اصول اخلاقی و مبانی سیاست انقلابی بیش از پیش لازم می نماید. چراکه وقتی کسی یک نوع بی اخلاقی را در جایی بنیان می گذارد، بی اخلاقی در همانجا متوقف نمی شود؛ این بنای کج تا ثریا کج می رود و چه بسا که بر سر همگان آوار شود.

A0120081«مبارزه» (رسانه تحلیلی خبری دانشجویان خط امام) - رضا نساجی

این روزها که بازار شایعه و تخریب در قالب افشاگری های انتخاباتی داغ است، یادآوری اصول اخلاقی و مبانی سیاست انقلابی بیش از پیش لازم می نماید. چراکه وقتی کسی یک نوع بی اخلاقی را در جایی بنیان می گذارد، بی اخلاقی در همانجا متوقف نمی شود؛ این بنای کج تا ثریا کج می رود و چه بسا که بر سر همگان آوار شود. شاید عده ای در وهله نخست از قبل این کار منتفع شوند و عده ای دیگر هم بواسطه نفع مشترک در مقابل آن سکوت کنند؛ اما این آسیب روزی متوجه خود طراحان و ساکتین امر هم خواهد شد. دروغ، افترا و انواع و انحاء بی اخلاقی های سیاسی، چاهی است که هم چاه کن را در خود فرو می برد و هم نظاره کنندگان این چاه را.

این مسائل یادآور حوادث انتخابات مجلس چهارم در سال ۷۰ است. به دو دلیل؛ یکی اینکه پروژه غیراخلاقی شایعه پراکنی سیاسی در ایام انتخابات از آنجا کلید خورد و دوم اینکه آن فضا هم مثل فضای افشاگری های انتخابات ۸۸ به ضرر کسانی که نتیجه آن را به نفع خود می پنداشتند، تمام شد. همگان می دانند که در انتخابات بسیاری از کاندیداهای جناح «خط امام» (موسوم به چپ) بوسطه اعمال نظارت استصوابی رد صلاحیت شده بودند. کسانی چون عاتقه صدیقی(همسر شهید رجایی)، فاطمه چهل امیرانی(همسر شهید باکری)، ابراهیم اصغرزاده(از دانشجویان خط امام و طراح تسخیر لانه جاسوسی)، بهزاد نبوی(وزیر مشاور دولت شهید رجایی)، هادی غفاری، اسدالله بیات و…

اما جناح راست تنها به رد صلاحیت اکتفا نکرد، بلکه آنان از حربه «شایعه پراکنی» هم بهره بردند تا منتقدان دولت را با شعار «مخالف هاشمی، مخالف رهبری است/ مخالف رهبری، دشمن پیغمبر است» هم حذف نمایند.

بهانه شایعه سازان، موضع رهبری در خطبه های نماز جمعه ۷ فروردین ۱۳۷۲ بود که از انتقادات نمایندگان چپ مجلس به دولت هاشمی گله کرده[۱] و برخی از آنان را فتنه گر خوانده بودند:

“ببینید در این دوران یازده سال، کدام یک از دولتهایى که اسم بردم، رئیسش در حدّ رئیس و رئیس جمهور فعلى ما بوده است؟! کدام یک این‌قدر مورد اعتماد امام، این قدر داراى سوابق درخشان و این اندازه داراى خدمات بزرگ در راه انقلاب بوده است!؟ همه به خوبى مى‌دانید که اگر حضرت امام در این زمان بودند، چقدر از این دولت حمایت مى‌کردند. آن وقت مردم رأى بدهند، نماینده به مجلس بفرستند و آن نماینده، با استفاده از امکانات مجلس و از تریبون آن، علیه دولت سخن بگوید؟! دروغ بگوید و دروغ بنویسند؟!

بنده بسیارى از فتنه گریها را در این مجلس دیدم و به مردم نگفتم؛ چون نخواستم خاطر عزیز مردممان را آزرده کنم. گفتم، این دوران، مى‌گذرد و تمام مى‌شود و مى‌رود. مردم چگونه حاضرند به کسانى که فتنه گرى کردند و حقایق را درنظر آنها باژگونه جلوه دادند، رأى بدهند که دوباره وارد مجلس شوند؟! البته تعداد فتنه‌گرها، معدود بود. اکثریت قاطع نمایندگان مجلس، از هر جاى کشور که بودند – چه از تهران و چه از شهرهاى دیگر – مردمانى شریف، دلسوز و علاقه‌مند بودند. من مى‌خواهم این مطلب را به عنوان یک «معیار» به شما مردم عرض کنم: کسانى که چوب لاى چرخ مسؤولین کشور مى‌گذارند، در حرف زدن تقوا را رعایت نمى‌کنند، پایبندى ندارند و براى این‌که چهار نفر به آنها علاقه‌مند و طرفدارشان شوند، هر چه به دهانشان مى‌آید مى‌گویند، شایسته آمدن به مجلس نیستند. این، همان مطلبى است که من در یک سخنرانى دیگر، از آن به «فتنه‌گرها» تعبیر کردم. باید فتنه گرها شناسایى شوند و مردم به آنها رأى ندهند.” [۲]

بخشی از انتقادات رهبری درباره اعتراض به ردصلاحیت ها بود:

“نکته آخر در باب انتخابات، این‌که، وزارت کشور زحمت مى‌کشد، شوراى نگهبان زحمت مى‌کشد و هر دو، مورد اعتماد من هم هستند. هم شوراى محترم نگهبان کاملاً مورد اعتماد است و هم وزارت کشور. اینها واقعاً خوب کار مى‌کنند. بنابراین، اگر یکى در فلان آزمایش رد و یکى قبول مى‌شود، یا یکى رأى مى‌آورد و دیگرى نمى‌آورد، این‌طور نباشد که در بعضى حوزه‌هاى انتخابیه، فتنه گرها مردم را تحریک کنند که مثلاً، چرا فلانى را رد کردند؟ شنیدم در بعضى از شهرها صد نفر، دویست نفر جمع شده‌اند، که چرا فلانى رد شده است؟! شما باید به مسؤولین خود اعتماد داشته باشید. مسؤولین، مورد اعتمادند و لابد چیزى دیده‌اند که رد کرده‌اند. شما اگر اعتراضى هم دارید باید کتباً به مسؤولین گزارش کنید. این‌که عدّه‌اى اجتماع کنند، تحریکِ فتنه‌گرهاست. فتنه‌گرها همان دستهاى استکبارند که مى‌خواهند اوضاع را خراب کنند. مى‌خواهند کارى کنند که انتخابات با سلامت و آرامش انجام نگیرد. پس، بعید نیست که گروهى را تحریک کنند.” [۳]

همین سخنان بهانه ای شد برای آنکه عوامل وابسته به سپاه، لیست انتخاباتی مجمع روحانیون مبارز را با عنوان «لیست فتنه گران» در تیراژ بسیار بالا تکثیر و مردم را از رأی دادن به آنان، منع نمایند. [۴]

مهدی کروبی؛ دبیر وقت مجمع روحانیون مبارز که به عنوان رئیس مجلس سوم، نظاره گر این اوضاع بوده است، درباره بی اخلاقی های رقیب پس از رد صلاحیت ها می گوید:

“یک روزگاری بود که برای یک عده شایعه پراکنی می شد. عده ای هم خیلی خوششان بود. دلشان خوش هم بود که این شایعه پراکنی ها می شود و یک عده ای از صحنه رقابت ها و از صحنه سیاسی از میدان بیرون می روند. اما نمی دانستند که این شایعه پراکنی ها و این کارها گزینشی نیست. من همان موقع در مجلس بودم، می گفتم این شتری است که بعدها درِ خانه ی خیلی ها خواهد خوابید. آن وقت متوجه می شد. روزگاری می شد که آنچنان شایعه پراکنی حقوق برخی افراد و برخی از جامعه را ضایع کرد و به چهره های موجه آسیب رساند. که روزنامه ها یادشان آمد که عجب! بعد از سه سال شایعه پراکنی چقدر چیز بدی است. شروع کردند حدیث و روایت نوشتند و مقاله ها نوشتند که شایعه پراکنی چیز بدی است. غافل از اینکه اگر فرهنگ شایعه پراکنی آمد، دیگر گزینشی نیست. وقتی فرهنگش آمد، یقه ما را هم می گیرد و جامعه آسیب پذیر شده و فرق بین چپ و راست و میانه نیست.” [۵]

وی می گوید تحت تأثیر رد صلاحیت ها قصد کاندیداتوری نداشته و او و همفکرانش با اصرار سید محمدخاتمی(وزیر ارشاد دولت هاشمی) و بعد از رایزنی با رهبر انقلاب، کاندیدا شده است:

“ما در اعلامیه خودمان داریم که نوشتیم تنها به خاطر رهبری شرکت می کنیم. بعد هم خدمتشان توضیح دادیم وضع اطلاعات اینست. امور مساجد، صدا و سیما [تحت مدیریت محمدهاشمی برادر رئیس جمهور وقت که گرایش آشکار راست داشت] – که آن موقع غوغا می کرد- شورای نگهبان،… اینها همه بر علیه ما هستند. خوب معلوم است ما وضعمان چه می شود. بالاخره انتخابات به آن سرنوشتی دچار شد که همه می دانند.” [۶]

حجت الاسلام رسول منتجب نیا که در آن زمان قائم مقام مجمع روحانیون بود، در این باره می گوید:

“با مشاهده ی فضای مسدود سیاسی، جمعیت ها و تشکل های خط امامی، تصمیم به عدم شرکت در انتخابات و عدم ارائه ی فهرست کاندیدا گرفتند و مجمع روحانیون مبارز نیز در جلسه ای که در آن مرحوم حاج احمد آقا خمینی و عبد الله نوری حضور داشتند می رفت که تصمیم سایر گروه ها را برگزیدند ولی با ابلاغ پیام مقام معظم رهبری توسط آقای کروبی(مبنی بر اینکه “این کار را به صلاح نمی دانم”)، و تاُکید بر حضور و شرکت، علی رغم تعیین به شکست در انتخابات، برای حضور و ارائه فهرست مصمم شد و چنانکه پیش بینی می شد، نزدیک ترین یاران امام (ره) در آن فضای مسموم و آلوده راُی نیاورده و مجلس برای اولین بار در اختیار جناح راست قرار گرفت.” [۷]

بدین ترتیب کار به جایی رسید که از لیست جناح چپ فقط سید محمود دعایی و سید علی اکبر ابوترابی انتخاب شدند و کسانی چون آیت الله محمدرضا توسلی(رئیس دفتر حضرت امام)، علی اکبر محتشمی پور(وزیر سابق کشور و از مبارزان ایرانی در لبنان)، مهدی کروبی(رئیس مجلس سوم)، فجرالدین حجازی(منتخب اول اولین انتخابات مجلس پس از انقلاب و نماینده مردم تهران در مجالس اول تا سوم شورای اسلامی)، محمدحسین رحیمیان(نماینده ولی فقیه در بنیاد شهید)، عباس دوزدوزانی(از فرماندهان سپاه و وزیر ارشاد دولت شهید رجایی)، مرضیه حدیدچی(از مبارزین ایرانی لبنان و یاران امام در نوفل لوشاتو)، محمد موسوی خوئینی ها(دادستان کل سابق انقلاب)، علیرضا محجوب(نماینده مجلس سوم و اعضای خانه کارگر)، مرتضی کتیرایی، حسین مظفری نژاد(اعضای انجمن اسلامی معلمان ایران)، گوهرالشریعه دستغیب، فاطمه کروبی، مرتضی الویری، موسوی لاری، سعید حجاریان، نجفقلی حبیبی و… به لطف بی اخلاقی دوستان راستگرا در تریون های نماز جمعه، مساجد، صدا وسیما و… همگی رأی نیاوردند!

به تعبیر کروبی:

“بعدها که آن پیروزی کامل! نصیبمان شد و از سی نفر، یکی مان هم رأی نیاورد، عین عبارت آقای خاتمی بود که گفت: ”شما به آتش ما سوختید. ما اصرار کردیم که بیایید.” این عبارت آقای خاتمی بود. ما گفتیم خیر، آتشی نبود. گلستان بود…. اما من می خواستم عده ای به این صورت حذف نشوند…” [۸]

حجت الاسلام والمسلمین موسوی خوئینی ها بعد از پایان انتخابات در این باره گفت: “مردم ما به کسانی علاقه دارند که ضد گذشته هستند و کمتر به گذشته شباهت دارند. در ذهن مردم القاء کردند که مجموعه ما اگر رأی بیاورد دوباره جنگ و گرسنگی راه خواهد انداخت. اما جریان راست ضد گذشته است و رفاه و آسایش را برای مردم می خواهد.” از نظر وی علت دوم ناکامی جناح چپ، وجود فضای تبلیغاتی نابرابر بود: «سخنی از رهبری در رادیو و تلویزیون هر یک ربع ساعت پخش می شد که به این فتنه گرها رأی ندهید.» [۹]

حجت الاسلام محتشمی پور نیز نظری مشابه خوئینی ها داشت. او نیز دلایل شکست را در اقدامات رقیب جستجو می کرد و معتقد بود بعد از رحلت امام و آغاز دوران ریاست جمهوری آقای هاشمی، حذف نیروهای تندرو در دستور کار قرار گرفته است. بهزاد نبوی نیز که معمولا در چنین محافلی بی پرده تر سخن می گوید به طور مستقیم سخنان رهبری را عامل شکست جناح متبوعش می دانست:

“هی از طریق رادیو و تلویززیون آمدند گفتند به آنهایی که چوب لای چرخ دولت می گذاشتند رأی ندهند و به نظر من موضع رهبری بی تأثیر نبود. اعلام نارضایی نسبت به مجلس سوم که به هر حال ضمیر مرجع خودش را پیدا کرد. از علل دیگر، علت خارجی و آن جو عمومی بعد از فروپاشی بلوک شرق و شوروی که جرانات تندرو و رادیکال را زیر سوال برد و آن جو در کشور ما نیز بی تأثیر نبود.” [۱۰]

اما امروز هم شاهد شرایط مشابهی هستیم. می بینیم که انتخابات نزدیک است و بازار شایعه داغ. این بار اما بخش اعظم دعوا درون جبهه راست گرایان است و آنان بر طبل افشاگری و شایعه پراکنی می کوبند. باید دید سرنوشت ملتی که در معرض فرسایش اخلاقی قرار گرفته و ارزش های دیرین انقلابی خود را نادیده می انگارد؛ چه خواهد شد.

[۱]- البته رهبری در موارد متعدد از دولت سازندگی و شخص رئیس جمهور حمایت و تمجید کرده اند. به عنوان مثال در حکم انتصاب آقای‌ لاریجانی‌ به‌ سمت‌ رئیس‌ سازمان‌ صداوسیما (۱۳۷۲/۱۱/۲۴) می فرمایند: “اکنون‌ که‌ به‌ فضل‌ الهی‌ ملت‌ ایران‌ پانزدهمین‌ سالگرد فرخنده‌ی‌ انقلاب‌ را با سربلندی‌ و احساس‌ پیروزی‌ به‌ سر برده‌ و دولت‌ و ملت‌ هماهنگ‌ و استوار، راهی‌ طولانی‌، پرماجرا و مشحون‌ از توفیق‌ها و نیز دشواریها را پشت‌ سرنهاده‌اند و دولت‌ خدمتگزار با مجاهدتی‌ عظیم‌ و ابتکارآمیز، موانع‌ عمده‌ی‌ پیشرفت‌ اقتصادی‌ و رشد و توسعه‌ی‌ ملی‌ را از میان‌ برداشته‌ و راه‌ به‌ سوی‌ سازندگی‌ و رفاه‌ عمومی‌ را با شتابی‌ متناسب‌ با شرائط انقلاب‌ طی‌ می‌کند، شرائط عام‌ کشور نیازمند آن‌ است‌ که‌ دستگاه‌ تبلیغاتی‌ صداوسیما نیز سیاستی‌ نوین‌ و متناسب‌ با پیشرفتهای‌ همه‌ جانبه‌ی‌ کشور در پیش‌ گیرد و فضای‌ فرهنگی‌ جامعه‌ را از یکسو همگام‌ با سیر شتابنده‌ی‌ سازندگی‌ و رشد و توسعه‌ی‌ عمومی‌ و از سوی‌ دیگر همخوان‌ با اصول‌ انقلاب‌ و مبانی‌ اساسی‌ اسلام‌ تجهیز کند…”

[۲]- بیانات در خطبه‌هاى نمازجمعه، مورخ ۷ فروردین ۱۳۷۱

[۳]- همان.

[۴]- البته رد صلاحیت و هتک حیثیت نمایندگان منتقد دولت برای آقایان جناح راست کافی نبود. بلکه ابراهیم اصغرزاده و علی صالح آبادی(دو تن از دانشجویان خط امام حاضر در تسخیر لانه جاسوسی که جزو نمایندگان منتقد دولت هاشمی در مجلس سوم بودند) را بلافاصله پس از پایان عمر مجلس و رفع مصونیت قضایی آنان، بازداشت و مدتها زندانی کردند!

[۵]- نظارت استصوابی، به اهتمام روابط عمومی دفتر تحکیم وحدت، نشر افکار، چاپ اول، زمستان ۱۳۷۸٫ ص ۹۹

[۶]- همان، صص ۲-۹۱

[۷]- دوران غربت و مظلومیت یاران امام (ره)، سایت شخصی حجت الاسلام منتجب نیا

[۸]- نظارت استصوابی، ص ۹۱

[۹]- سیاست صبر و انتظار و آغاز دوران رکود، روزنامه کیهان، مورخ ۱۰ خرداد ۱۳۸۰

[۱۰]- همان. به نقل از کتاب:

دفتر تحکیم وحدت از آغاز تا انشعاب، علی کردی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چاپ اول، تهران ۱۳۹۰٫ صص ۲۹-۱۲۱

:::::

۱ دیدگاه

  1. اضغر :

    سلام عزیزان اصلاحات
    اجرکم عند …..
    لطفا این همه مثل ….روی این نظام انقلاب نیاقتید
    برید با آمریکا و اروپا پی آزادیتون باشید
    اسم امام هم خراب نکنیدلطفا
    نقابتون هم بردارید دیگه پشت این نقاب معلوم هست اغتشاش گران بی دین

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

6 + 1 =