۱۶:۳۶ - ۱۳۹۲/۰۳/۱۱

لیاقت رأی و صلاحیت کاندیدا

یکی از اعضای شورای نگهبان توضیح بدهد که با چه معیاری مثلا آقای غرضی، روحانی یا جلیلی و حداد تایید و امثال آقای پزشکیان را ردصلاحیت کرده‌اند؟ همچنین است وضعیت تعدادی دیگر از ردصلاحیت شدگان. درک ما اینقدر هست که توضیح شما را متوجه شویم؛ لااقل بفرمایید شاید فهمیدیم اما مگر می‌شود محکمه‌ای عادل حکمی بدهد که قابل اعتراض نباشد؟ یا مگر می‌شود ادعا کرد که این همه اعتراض حامیان را شنید و به روی خود نیاورد؟

«مبارزه» (رسانه تحلیلی خبری دانشجویان خط امام) – علی اصغر شفیعیان
یک کلام: «من و کاندیدای من» با هم یا صلاحیت داریم یا نداریم. کاندیدای من این شخص بود: دکتر مسعود پزشکیان، موسس انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تبریز، رزمنده و مسوول اعزام اکیپ‌های پزشکی به جبهه‌ها، عضو جهاد سازندگی در سالهای ابتدایی انقلاب، عضو جهاد دانشگاهی در دهه‌ی ۶۰، فوق تخصص جراحی قلب، استاد دانشگاه، رییس بیمارستان، رییس دانشگاه علوم پزشکی، معاون وزیر، قائم مقام وزیر، وزیر دولت دوم سید محمد خاتمی، نماینده‌ی مردم در دوره‌های هشتم و کنونی مجلس، ضمن اینکه مدرس و فردی ملتزم به نهج البلاغه است.یکی از این ۲۰۰ نفر به اصطلاح نماینده‌ی مجلسی که بیانیه‌ی تقدیر از ردصلاحیت‌ها را امضا کرده‌اند بیاید و بگوید که با کدام عقل و منطق پزشکیان رد می‌شود و جلیلی که حتی یک روز مدیریت سازمانی نداشته تایید صلاحیت؟ آیا غیر از تملق و چاپلوسی می‌توان نامی بر بیانیه‌ی تایید این نوع بررسی صلاحیت‌ها گذاشت؟ مگر شما نماینده‌ی مردم نیستید؟ پس چرا حرف مرا، حق مرا فریاد نمی‌کنید؟ درود بر شرف علی مطهری که یگانه آزادمرد صحن ۲۹۰ نفره‌ی مجلس است و حرف حق مرا فریاد کرد.

یکی از اعضای شورای نگهبان توضیح بدهد که با چه معیاری مثلا آقای غرضی، روحانی یا جلیلی و حداد تایید و امثال آقای پزشکیان را ردصلاحیت کرده‌اند؟ همچنین است وضعیت تعدادی دیگر از ردصلاحیت شدگان. درک ما اینقدر هست که توضیح شما را متوجه شویم؛ لااقل بفرمایید شاید فهمیدیم اما مگر می‌شود محکمه‌ای عادل حکمی بدهد که قابل اعتراض نباشد؟ یا مگر می‌شود ادعا کرد که این همه اعتراض حامیان را شنید و به روی خود نیاورد؟

بدون توجیه منطقی علت ردصلاحیت یا آنچه «عدم احراز صلاحیت» خوانده می‌شود، چه دلیلی وجود دارد که همچو منی بعد از ردصلاحیت کاندیدای خود و حتی ردصلاحیت کاندیدای جایگزین (آیت الله هاشمی رفسنجانی)، به دستچین شدگان هشت گانه رای بدهد؟ مگر چهارپاست که هر چه جلویش گذاشتند بخورد؟ انسانیم ایرانی، بر مبنای قانون اساسی می‌بایست کاندیدای دارای صلاحیت ما تایید می‌شد، حالا که نشد تکلیف من مشخص است؛ مگر رای صادره برای ردشدگان برگردد، وگرنه این مسخره است که برادران کیهانی قسم می‌خورند فلان کاندیدا حتما نماینده‌ی اصلاح طلبان است، باور کنید! و انتظار هم دارند که باور کنیم.

من نوعی یا فهیم هستم یا نیستم، چطور وقتی همین ملت انقلاب می‌کند فهیم است، وقتی راهپیمایی ۲۲ بهمن می‌رود فهیم است، ولی وقتی کاندیدای با صلاحیت قانونی ارایه می‌کند دستچین می‌شود؟ چرا به رای ملت احترام نگذاریم؟ چرا باور کنیم که ما قیم آنها هستیم و باید بجای آنها تصمیم بگیریم؟حداقل شورای مذکور اگر سابقه‌ی خوبی داشت حرفی نبود و می‌گفتیم که ما نفهمیم و آنها فهمیده! اما نگاهی بیاندازیم به کسانی که از زیردست آنها عبور کردند: هاشمی رفسنجانی عضو شورای انقلاب بود، فرمانده‌ی جنگ بود، دو دوره رییس مجلس و دو دوره رییس جمهور بود، چند دوره هم نایب رییس و یک دوره هم رییس مجلس خبرگان رهبری بود، الان بیست و خرده‌ای سال هم هست که رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام است که ساکت فتنه خوانده می‌شود و اخیرا ردصلاحیت شد. محمود احمدی‌نژاد هم که غیر از عبور از شورای نگهبان، منتخب آقای جنتی بود و تعدادی از اعضای شورای نگهبان برای انتخاب او تبلیغ هم می‌کردند که انحرافی درآمد و هر چه ایراد در این کشور هست مقصرش شناخته شده. پس کارنامه‌ی شورای نگهبان این است؟ اگر این است که واویلا و اصلا چه فیلتری؟ فیلتری که این همه فتنه[!] و انحراف[!] از آن عبور می‌کند و امثال پزشکیان در آن گیر می‌کنند، یک جایش می‌لنگد؛ نمی‌لنگد؟ یک روز تصمیم می‌گیرد از کسی حمایت کند و برخی اعضایش در ستادهای نامزد ریاست جمهوری رفت و آمد می‌کنند و پشتیبان یک نامزد در رقابت می‌شوند ولی سرآخر انحرافی از کار در می‌آید و از طرف دیگر سید محمد خاتمی، دو دور رییس جمهور بود و حامی فتنه خوانده شده. ناطق نوری، رییس مجلس بود و ساکت فتنه می‌شود. مهدی کروبی دو دور رییس مجلس بود و سر فتنه خوانده شده است.

آخر ۳۵ سال از انقلاب گذشته، آیا حق داریم انتظار داشته باشیم که یک بازنگری در این سیستم نظارت بشود؟ دو آتشه‌ها هم نمی توانند از این سوالات فرار کنند و توجیه کنند، ما هم جوابی برای آن نداریم وگرنه چرا باید برای پرسیدن چنین پرسش‌هایی هزینه بدهیم، می‌گوییم باید این اشکالات برطرف شود وگرنه این مردمی که تحصیل می‌کنند و آنها را فهمیده‌ترین مردم جهان می‌خوانیم و می‌گوییم سطح علم در کشور ال شده و بل شده، اینها سطح فهم و شعارشان اینقدر می‌رسد که این پرسش‌ها در ذهنشان ایجاد شود؛ لذا راهی غیر از اصلاح این روش‌ها نیست.

حتی آقای محمدرضا باهنر اصولگرای دو آتشه هم نتوانسته بررسی صلاحیت‌های غلط این دوره را هضم کند و به ردصلاحیت سعیدی‌کیا و تایید صلاحیت اشاره کرده که واقعا اشاره‌ی درستی هم هست. سعیدی‌کیا با حدود ۱۶ سال وزارت صلاحیت ندارد؟ این پرسش چه جوابی دارد؟

از اینها گذشته؛ وای بر این کاندیداهای هشت گانه‌ها که نمی‌دانم به چه دلیل از حق و حقوق کاندیداهای ردصلاحیت شده و حامیان آنها دفاع نمی‌کنند؛ شما خود را کاندیدای ریاست جمهور مردم کرده‌اید، مگر می‌شود ردصلاحیتی این چنینی صورت بگیرد و خاموش باشید؟ آیا غیر از این است که با ردصلاحیت آنها، صحنه‌ی رقابت را خلوت‌تر می‌بینید و خوشحالید از اینکه دوپینگ شده‌اید؟ لااقل اگر رای حامیان کاندیداهای ردصلاحیت شده ها می‌خواهید، اعتراض کنید که بر چه مبنایی رقبای شما را رد کرده‌اند؟ نامزدهای فعلی که ماشاالله همگی ادعای حق طلبی و انقلابی بودن دارند ولی امروز در دوران «تبلیغات» دست و دلشان در حق طلبی می‏لرزد چگونه می‏خواهند در دوران «صدارت» احتمالی، حق را به حق دار برسانند؟

از اندک دوستان میانه‌روی اصولگرا گلایه‌مندم که چرا در این مقطع به رای شورای نگهبان اعتراض نکردند؟ انصاف این است که شما میانه‌ای را بگیرید و به ایشان بگویید که دنیا دچار تغییر شده، همین جامعه‌ی ایران از نظر سطح تحصیلی رشد کرده، نرخ سواد بالا رفته و به همان نسبت هم مردم به حق و حقوق خود واقف هستند و از طرفی ۳۵ سال از انقلاب گذشته؛ حتی در ابتدای انقلاب در انتخابات مردم می‌توانستند از میان کاندیداهای رنگ‌ووارنگ انتخاب کنند، چه برسد به حالا، نه اینکه دیگر پزشکیان‌ها هم از فیلتر رد نشوند. کاری کنیم که همچو منی بتواند از حق رایش استفاده کند، نه اینکه مجبور به انداختن رای باطله شود.

پی نوشت: اشک تمساح مقامات آمریکایی و اروپایی برای ردصلاحیت‌ها، فقط برای تحریک به تحریم است و بس، وگرنه به عنوان مثال مگر اینها همانهایی نیستند که برای هاشمی رفسنجانی پرونده‌های آنچنانی علیه جمهوری اسلامی باز کرده بودند؟ ساده لوحی است که باور شود آنها از ردصلاحیت کسی مثل هاشمی خوشحال نشده‌اند و ناراحتند، اما اینقدر سیاست دارند که واکنشی نشان دهند که زودباورها باور کنند.

منبع: انصاف نیوز 

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

4 + = 10