۲۰:۴۵ - ۱۳۹۲/۰۱/۳۰ درباره مقایسه سرنوشت خاتمی و احمدی نژاد

مردی که نجابت داشت، مردی که لجاجت

خاتمی به عنوان رئیس جمهور اصلاحات و متکی به 20 میلیون رأی، هرچه جلوتر رفت به رهبری نزدیک تر شد و به خاطر این کار از تمام جبهه اصلاحات ناسزا شنید. همان «نجابت ذاتی» مانع از رادیکالیسم در خاتمی شد و این نجابت و اخلاق گرایی، که قانون گرایی و ولایتمداری را هم در پی خواهد داشت، گمشده این روزهای سیاستمداران و دولتمردانی است که «لجاجت» پیشه کرده اند.

khatami&ahmadi«مبارزه» (رسانه تحلیلی خبری دانشجویان خط امام) – رضا نساجی

چند ماه مانده به پایان دولت دکتر احمدی نژاد، ملاحظاتی در مقایسه سرنوشت او و دول متبوعش با سید محمد خاتمی و دولت اصلاحات در اینجا و آنجا می خوانم که بسیاری از آنها انتقادات طرفداران افراطی آقای احمدی نژاد برای تبرئه خود و دولت محبوبشان از خطاهای کرده است. اصولا این دوستان، هرجا که خلاء تحلیل – و بهتر بگوییم توجیه – داشته باشند، سری به صحرای اصلاحات می زنند و از بوستان خطاهای خاتمی، گل می چینند تا بر سر مزار دولت مهرورز بنهند. غافل از اینکه این شاخه اگر در گلستان گناه روییده باشد خارش به دست گلچین فرو می رود!

در یک نمونه از این مصادیق، یکی از همین طرفداران افراطی و روزنامه نگاران نزدیک به جبهه پایداری در انتقاد از نامه رئیس جمهور به رئیس قوه قضائیه برای بازدید از زندان اوین(به منظور احتمالی احوال پرسی از آقای جوانفکر) در وبلاگش می نویسد: «حکایت این روزهای احمدی نژاد، بی شباهت با روزهای پایانی دوران خاتمی نیست؛ اصرار رییس جمهور بر بازدید از زندان اوین آن هم در شرایطی که یکی از سخت ترین دوران اقتصادی تاریخ جمهوری اسلامی در حال تجربه است، من را فقط به یاد روزهایی می اندازد که در اوج درگیری ها و مشکلات روزمره مردم، خاتمی و یارانش در مجلس ششم دغدغه اصلاح قانون مطبوعات و افزایش اختیارات رییس جمهور را داشتند!»

و البته توضیح می دهد که: «نمی خواهم ادعا کنم این مسایل به هیچ عنوان مهم نیست، منطقی است که بالاخره یک بار خیلی از ابهامات قانون اساسی اصلاح شود، حد اختیار رییس جمهور، تفسیر برخی بندهای مهم و… اما مساله اصلی برای مردم اینها نیست؛ احمدی نژاد اگر درک می کرد در شرایط فعلی به جای “بازدید از اوین” بهتر است “بازدید از بازار” را در دستور کار خودش قرار دهد، لااقل شک و تردید خیلی ها را رفع می کرد که “در همه چیز” تغییر نکرده است! اما وقتی از اصلی ترین ویژگی اش که همان همدلی و همراهی با توده مردم در اوج مشکلات بود اینقدر فاصله می گیرد و در چنین شرایطی بازدید از اوین برایش می شود اولویت اول کشور، تردیدی باقی نمی ماند که بعد از آفت “اطرافیان نامتجانس”، آفت “جابجایی اولویت های کاری” و مشغول شدن به سیاست زدگی های روزمره دامن گیر او نیز شده است …» [۱]

ظاهرا نویسنده در بحر مغلطه چندان غوری کرده که عمق آب را از یاد برده است، وگرنه باید می دانست که قانون مطبوعات در ابتدای دولت خاتمی مورد بحث مجلس ششم قرار گرفت و سرانجام هم با حکم حکومتی از دور خارج شد. لایحه افزایش اختیارات هم در چارچوب اختیارات قانونی دولت تنظیم و به مجلس ششم ارائه شد و البته علیرغم تصویب، به واسطه عدم تأیید شورای نگهبان به جایی نرسید. اواخر عمر دولت خاتمی همزمان با روی کار آمدن مجلس هفتم بود و دو لایحه مرتبط و مترقی «دسترسی آزاد اطلاعات» و «حفظ حریم خصوصی» که در کمیسیون فرهنگی مجلس هفتم به خوبی بررسی و تکمیل شد اما تصویب آن به دولت نهم کشید و به کوشش وزارت محترم ارشاد وقت، هیئت دولت لایحه را پس گرفت! پس ازین لحاظ حرجی به دولت خاتمی وارد نیست و ایشان هیچگونه اصطکاکی قانونی هم نداشتند. کما اینکه وزیر راه ایشان در مجلس هفتم استیضاح شد، آقای خاتمی با تمکین به رأی نمایندگان ملت، وزیر دیگری به مجلس معرفی نمودند که آنهم رأی اعتماد گرفت.

البته لازم به توضیح نیست که من قصد توجیه و تطهیر کارنامه خاتمی را ندارم، همچنان که احمدی نژاد را نمی شود توجیه کرد. تا چند ماه دیگر که عمر دولت تمام شود، هر دوی این بزرگواران در جایگاه تاریخی مشابهی – به عنوان رئیس جمهور ۸ ساله ایران اسلامی- مورد بررسی قرار می گیرند. من هم به عنوان عضو سابق انجمن های اسلامی انتقادات خود را به خاتمی دارم، مخصوصا که از اقدامات دولت او در جریان انشقاق دفتر تحکیم وحدت و سپس جانبداری به نفع طیف علامه نمی توان گذشت. اینکه او در جلسه هیئت دولت به وزرایش می گوید “طیف شیراز[دفتر تحکیم وحدت] جریان خطرناکی است و باید با آن برخورد کرد”، چیزی نیست که برای من و دوستانم قابل اغماض باشد. آخر خود او می داند که در وانفسای حمله رادیکال ها به او، این دوستان طیف شیراز(که آن زمان به عنوان فراکسیون سنتی تحکیم فعالیت داشتند) بودند که به داد او رسیدند.

آقای خاتمی می داند که دعوای درون تحکیم در حمایت یا عبور از خاتمی چقدر جدی بود و چرا انشقاق درون تحکیم رخ داد. چراکه اساسا از همان اوان دوم خرداد، درون دفتر تحکیم وحدت دو فراکسیون با توجه به نفوذ گرایشهای بیرون دانشگاه، مطرح بود؛ فراکسیون «سنتی» که معتقد بودند اصلاحات درون نظام بدون خروج از مرزهای قانون اساسی موفق باشد و در مقابل؛ فراکسیون «مدرن» که به اصلاحات خارج از حاکمیت قائل بودند. آقای خاتمی حتما به یاد دارد که سوم آبان ۷۹ و کمتر از یک سال مانده به انتخابات ریاست جمهوری، افراطیون فراکسیون مدرن تحکیم به رهبری علی افشاری، «همایش عبور از خاتمی» را در دانشکده دندانپزشکی دانشگاه تهران برگزار و طرح اصلاحات در حاکمیت را مطرح می کردند. خود آقای خاتمی در واکنش به این همایش گفته بود: “طرح پروژه عبور از خاتمی نشان دهنده آن است که جامعه همیشه منتظر یک قهرمان است. مردم با عدم مشاهده تحول دلخواه به قهرمان دیگری دل می بندند، این نشانه بیماری تاریخی و استیلای خودکامگی در کشور و سرکوب شدن شخصیتهای واقعی مردم است.” [۲]

اما در مقابل، طیف سنتی تحکیم به رهبری طباطبایی(دبیر وقت تشکیلات)، واحد فرهنگی تحکیم را ملزم به برگزاری سمیناری فرهنگی در پاسخ به همایش «عبور از خاتمی» کرد. آذر ۱۳۷۹ که «سمینار مدد به خاتمی» در دانشگاه تربیت مدرس برگزار شد و طباطبایی طرح «مدد به خاتمی» را مطرح کرد، توطئه افراطیون خنثی شد و آقایان اصلاح طلبان هم که در واقع خودشان افشاری را به سمت رادیکالیزم و بالا بردن سقف مطالبات از خاتمی سوق دادند، ظاهرا حمایت کردند، آما آقای خاتمی هیچ گاه از دوستان واقعیش تشکر نکرد.

شش ماه بعد(خرداد ۸۰) در همان دانشگاه تربیت مدرس و در آستانه انتخابات باز هم طیف سنتی تحکیم به داد خاتمی رسید. در مقابلِ فراکسیون مدرن که پیش از این عبور از خاتمی را مطرح کرده بودند و گروهی که پیشتر طرفدار کاندیداتوری ابراهیم اصغرزاده بودند، با تلاش طیف سنتی، حمایت از خاتمی در روز سوم نشست با ۳۸ رای از ۵۶ رای به تصویب رسید تا او با حمایت قاطع دانشجویان در برابر رقیب تراشی های اصلاحطلبان افراطی که خاتمی را محافظه کار می دانستند، دولت بعدی را تشکیل دهد.

اما به محض روی کار آمدن دولت دوم آقای خاتمی، فشار بر انجمن های سنتی و معتدل بالا گرفت و درست در لحظه ای که طیف سنتی به حمایت خاتمی برای برگزاری نشست انتخاباتی نیاز داشت، ختمی جانب رادیکال ها را گرفت. در جریان برگزاری نشست انتخاباتی دانشگاه صنعتی شیراز (۳_۲ اسفند ۱۳۸۰) که انتطار می رفت خاتمی و کروبی به عنوان روسای دولت و مجلس از نشست حمایت کنند، تحت فشار جبهه مشارکت هیچ کدام از آندو به نشست پیام ندادند. اما نشست با عنوان «گامی به سوی استقلال جنبش دانشجویی» با شرکت ۳۷ دانشگاه دارای حق رأی آغاز و با انتخاب باقیمانده اعضای شورا به پایان رسید تا معلوم شود دانشجویان نیازی به حمایت دولت ناسپاس خاتمی ندارند. اما ناسپاسی زمان اوج گرفت که طیف مدرن تحکیم با حمایت انجمن های همسو با جبهه مشارکت(انجمن تهران، شهید بهشتی و تربیت مدرس) نشست دیگری در دانشگاه علامه طباطبایی (۱۷_۱۶ اسفند ۸۰) برگزار و ضمن زیر پا گذاشتن مصوبات نشست گیلان، بهشتی و شیراز شورای مرکزی جدیدی انتخاب کردند. در این میان وزارت علوم دولت خاتمی که اعلام کرده بود که برای وحدت و رفع اختلاف تلاش خواهد کرد، هر دو شورا را به رسمیت شناخت تا با تأیید تلویحی انشقاق دفتر تحکیم وحدت، شورای مرکزی منتخب نشست گیلان و شیراز به «طیف شیراز» و شورای منتخب دانشگاه علامه طباطبایی به «طیف علامه» شهرت یابد.

پس انتقادات ما خط امامی ها و فعالان سابق انجمن های اسلامی به خاتمی جدی است، اما بی اخلاقی او و حمایت دولتش از افراطیون تحکیم، دلیل بر بی اخلاقی و افراط ما در نقد او نمی شود. با همه انتقاداتی که به خاتمی وارد است، نمی توان انکار کرد که او تا آنجا که توانست در مقابل تندروی های اطرافیانش – که برادر خود او به عنوان دبیر کل جبهه مشارکت از جمله آنها بود- ایستادگی کرد و انواع اتهامات و انتقادات را به جان خرید تا قطار اصلاحات رادیکال نشود. البته او و دولتش اشتباهاتی هم داشتند، از جمله آنچه که در قبال اختلافات دفتر تحکیم انجام دادند، اما در مجموع وقتی به فشارهای داخلی اصلاحطلبان و نیز فشارهای بیرونی راستگرایان می نگریم، می بینیم که خاتمی به تنهایی در برابر همه این فشارهای راست و چپ ایستاده و خود و دولتش را از طوفان افراط به سلامت به در برده است.

2seyed fatemiبه همین خاطر بود که رهبر انقلاب در آخرین دیدار اعضاى هیأت دولت‏ سیدمحمد خاتمی(دهم مرداد ۱۳۸۴) با تقدیر از تلاش‌های سید محمد خاتمی، فرمودند: «در میان خصوصیات ایشان، اگر من بخواهم روى یکى از آن‌ها تکیه کنم، این است که ایشان در همه‏ این مدت، دشمنانى را که کمین کرده و خیز برداشته بودند، ناامید کردند. خیلى‏‌ها از سال ۷۶ ـ از اول تشکیل این دولت ـ می‌خواستند آقاى خاتمى را در موضع مقابله و مواجهه ‏ى با نظام قرار دهند؛ خیلى هم تلاش کردند؛ ما شاهد بودیم. البته ریشه و مبنا و سلسله‏ جنبان این تلاش‌ها در بیرون از این مرزهاست؛ منتها کسانى هم متأسفانه‌‌ همان انگیزه‏ هاى فاسد و پلید را در داخل انعکاس می‌دادند. خیلى تلاش کردند، اما آقاى خاتمى حقیقتاً مقاومت کردند. آن روزى که ایشان اعلام کردند وقتى می‌گویم «جامعه‏ ‌مدنى»، مراد من مدینةالنبى است ـ که اتفاقاً دیروز یا پریروز در یکى از صحبت‌های ایشان من این را خواندم ـ خیلى خلاف انتظار بعضی‌ها شد؛ لذا به ایشان حمله کردند و فشار آوردند….»

و نیز ابراز لطف ایشان به آقای خاتمی: «من همیشه در این مدت شما‌ها را دعا کرده ‏ام. آقاى خاتمى را حداقل در هر شبانه‏ روز یک بار دعاکرده ‏ام؛ یعنى در تمام این مدت شاید هیچ شب و روزى نبوده که من شخص ایشان را دعا نکنم. بقیه‏ ى مسؤولان و دیگران را هم همیشه دعا کرده ‏ام و باز هم دعا خواهم کرد. دعا کنیم که خداى متعال این کشور و این ملت و این نظام را روزبه‏ روز به اهداف خودش نزدیک‌تر کند و اقتدارى را که شایسته‏ ى این کشور و این ملت است، به او ارزانى بدارد؛ و همین‏طور هم خواهد شد؛ این را من تردید ندارم‌.» [۳]

خاتمی هرچه بود – به زعم عده ای، یزدی محافظه کار، ترسو، ولایی، انقلابی و… – یک تنه در برابر تمام هجمه های رادیکال های اصلاحات ایستاد، همچنان که در برابر فشار جناح راست و امثال کیهان(همانند انتخابات ۸۸ که در مقابل فشار هر دو جناح ایستادگی کرد). در چهار سال دوم ریاست جمهوری، هرچه که از دولت می گذشت، موضع گیری های خاتمی به رهبری نزدیک تر می شد و به همین خاطر او فحش های بیشتری را به جان می خرید. از جمله از دانشجویان افراطی؛ تا جایی که در دانشگاه تهران گروهی علیه وی شعار داند و سخنرانی اش را بر هم زدند. و او هم عنان از کف داد و گفت که «آدم باشید»، «می گویم از جلسه بیرونتان کنند» و…

اتفاقا مهمترین چیزی که اصولگرایان از روزهای پایانی دولت خاتمی به خاطر می آورند تا به عنوان نقطه ضعف بر سرش بکوبند همین جلسه است. مراسم روز دانشجوی دانشگاه تهران (۱۶ آذر ۱۳۸۳) که به واسطه شعارهای تند افراطیون به جنجال انجامید. اصولگرایان و حامیان دولت، وقایع آن روز را روز عصبانیت خاتمی و توهین وی به دانشجویان قلمداد می کنند، بی آنکه بگویند افراطیونی که برنامه ۱۶ آذر خاتمی در دانشگاه تهران را بر هم زدند، چندی بعد همان برنامه را در دانشگاه امیرکبیر و در حضور رئیس جمهور جدید بر هم زدند. اتفاقا برخی از آنهایی که علیه احمدی نژاد در امیرکبیر شعار دادند و تمارض و تظاهر به بیهوشی دانشجویان معترض کردند، دانشجویان دانشگاه تهران بودند!

خاتمی روز ۱۶ آذر ۸۳ در دانشگاه تهران فحش می خورد که چرا محافظه کار شده، به رأی ۲۰ میلونی اش پشت کرده و آنچنان که انتظار داشته اند در مقابل رهبری ناایستاده است. خاتمی فحش کندروی هایش را می خورد نه تندروی. و اگر غیر از این بود دانشجویان بسیجی علیه او شعار می دادند نه رادیکال های طیف علامه دانشگاه تهران که کمی بعد از انجمن اسلامی دانشگاه تهران اخراج شدند و انجمن دیگری راه انداختند با نام «انجمن اسلامی دانشجویان دموکراسی خواه». همان هایی که سال ۸۷ می خواستند عبداله نوری را کاندیدا کنند و در مراسم روز دانشجو درب دانشگاه تهران را شکستند تا رادیکال ها و لمپن های دانشگاه های دیگر به داخل دانشگاه تهران بریزند و علیه انجمن اسلامی دانشگاه که خاتمی را حمایت می کردند، شعار دهند: «انجمن سنتی تو مایه خفتی»، «انجمن سنتی نمی خوایم نمی خوایم» و…

اینها واقعیت هایی است که در رسانه های اصولگرا گفته نمی شود، اما وظیفه اخلاقی ما ایجاب می کند که بگوییم. با همه انتقاداتی که به خاتمی، دولت اصلاحات، مشارکتی ها و انجمن اسلامی دانشگاه تهران(به عنوان مهمترین سنگر حمایت از خاتمی در دانشگاه ها) داریم، بابد حق را بگوییم. باید بگوییم که خاتمی به خاطر اعتدالش فحش می خورد، به خاطر ایستادگی اش در برابر رادیکال ها و یا آنچنان که رهبری عنوان کردند، به خاطر «نجابت ذاتی» اش: «لازم است از شخص جناب آقاى خاتمى هم صمیمانه تشکر کنم. این را به شما دوستان بگویم، به خود ایشان هم شاید بار‌ها گفته‌‏ام؛ در ‌هشت سالى که ما با ایشان به‏ طور مستمر و مداوم در ارتباط بودیم، رفاقت و صمیمیت ما با ایشان روزافزون بوده؛ خدا را شکر. الان پیوند عاطفى و محبت ‏آمیزى که بین بنده و آقاى خاتمى هست، از آنچه در هشت سال پیش بوده، بمراتب مستحکم‏‌تر است؛ و این ناشى از خصوصیاتى است که من در این مدت در ایشان حس کردم. تدین و پایبندى و نجابت و روحیه‏ نجیب ذاتىِ ایشان واقعاً جزو امتیازات و خصال برجسته در ایشان است. ایشان در این مدت تلاش متراکمى انجام دادند؛ ما شاهد بودیم و مى‏ دیدیم. در مقاطع زمانى مختلف، کشور و دولت و مسؤولان با حوادثى مواجه شدند، و ایشان در یکى از حساس‏‌ترین مراکز این مواجهه قرار داشتند و صبر و تحمل کردند؛ ان‏شاءاللَّه خداى متعال اجر این صبر و تحمل را خواهد داد.»

و نیز با اشاره به اقدامات انجام شده در دولت خاتمی می‌فرمایند: «با تشکر صمیمانه از زحمات و تلاش‌های آقای خاتمی و همکاران ایشان در دولت در طول هشت سال گذشته بگویم که در این مدت کشور شاهد تلاش جدی، پرحجم و سخت دولتمردان بود که نتیجه آن پیشرفت‌های فراوان در عرصه‌های مختلف صنعتی، کشاورزی، علمی، فن آوری و خدمات است که این توفیقات از حافظه ملت ایران زدوده نخواهد شد و قطعا نزد خداوند متعال دارای پاداش و اجر خواهد بود‌.»

پیش از این هم رهبری در دیدار دیگری با رییس جمهور و اعضای هیات دولت (۴ شهریور ۱۳۸۳) آغاز کارهای جدید از جمله مبارزه بنیانی با قاچاق کالا، تاسیس وزارت رفاه و تامین اجتماعی، تشکیل سازمان گردشگری و میراث فرهنگی و تشکیل بنیاد شهید و ایثارگران را در آخرین سال فعالیت دولت اقداماتی مثبت و جالب توجه خواندند با اشاره به به خودکفایی کشور در تولید گندم، افزودند: «کسی باور نمی کرد که ظرف ۳ سال این هدف مهم محقق شود اما به لطف پروردگار و همت و تلاش دست اندرکاران این کار انجام شد که لازم است با تولید برنامه های رسانه ای جذاب اینگونه حقایق برای مردم بازگو شود.»

و اما جمله کلیدی که ایشان درباره عملکرد دولت به کار بردند، این بود: «مردم هنوز از بسیاری از کارهای خوب شما مطلع نیستند بنابراین در آخرین سال فعالیت خود و در مقام پاسخگویی به مردم، عملکرد مثبت و منفی خود را با صراحت و صداقت با افکار عمومی در میان بگذارید با همان انگیزه و همت سال اول به کارو تلاش ادامه دهید… اینگونه کارها نشان می دهد که دولت در آخرین سال فعالیت خود همچنان در پی خدمت به مردم است…. مطبوعات و تریبون های دیگر نباید با بی انصافی خدمات و تلاشهای ارزنده دولت را زیر سوال ببرند.» [۴]

28742_198همین مقاومت خاتمی در برابر افراطیون(که همزمان با مقاومت وی در برابر فشار کیهان و جناح راست بود، جناحی که تا خروج آخرین اصلاحطلب از کشور و پیوستن آنها به اپوزیسیون خارج نشین دست از سر خاتمی و اطرافیانش بر نمی دارد) را با عملکرد رئیس جمهور فعلی مقایسه کنید. برخلاف خاتمی که اکثریت جناح حامی اش رادیکال بودند(و او یک تنه در برابر ایشان ایستاد)، تنها یک حلقه کوچک و گروه اقلیت از دوستان آقای رئیس جمهور هستند که او را به سمت رادیکالیسم سوق می دهند، با این حال هرچه می گذرد و به پایان دولت دهم نزدیک می شویم، ولایت پذیری کمرنگ و قانون شکنی بیشتر و بیشتر می شود. خاتمی هم می توانست در برابر حکم حکومتی خروج طرح اصلاح قانون مطبوعات از دستور کار مجلس ششم، خانه نشین شود اما این کار را نکرد. در جریان لوایح دوقلو و سه قلو هم همین طور. در جریان کوی دانشگاه هم. یا در ماجرای توقیف دسته جمعی مطبوعات اصلاحطلب. و همین طور در ماجرای ردصلاحیت نمایندگان مجلس ششم در انتخابات مجس هفتم.

اینها را گفتم نه به خاطر حمایت از خاتمی برای حضور در انتخابات. هرچند که حضور در انتخابات حق ایشان است، اما نه گزینه مورد نطر من است و نه به نظرم دردی از مردم را دوا می کند. برای من دوم خرداد و شخص خاتمی تمام شده و تنها کارکرد او گرفتن عکس یادگاری با جوانان اصلاحطلب است. اما لازم دانستم که بگویم خاتمی به عنوان رئیس جمهور اصلاحات و متکی به ۲۰ میلیون رأی، هرچه جلوتر رفت به رهبری نزدیک تر شد و به خاطر این کار از تمام جبهه اصلاحات ناسزا شنید. با او مثل یک عنصر نامطلوب و تاریخ مصرف گذشته برخورد کرده و دور معین را گرفتند تا پروژه اصلاحات را تندتر به پیش ببرد. بگذریم از اینکه شکست خوردند و باز در انتخابات مجلس هشتم با لیست «یاران خاتمی» به او رجوع کردند.

حال با این اوصاف؛ سرنوشت دولت اصلاحات اسف بار تر است یا دولت مهرورزی؟ خاتمی ولایت پذیر تر بود یا احمدی نژاد؟ نمی گویم ولایتمداری – چون معتقدم سید محمد خاتمی از ابتدا رگه های روشنفکری خاص خود را داشته و دارد – اما همان «نجابت ذاتی» که مانع از رادیکالیسم در خاتمی شد و این نجابت و اخلاق گرایی، که قانون گرایی و ولایتمداری را هم در پی خواهد داشت، گمشده این روزهای سیاستمداران و دولتمردانی است که «لجاجت» پیشه کرده اند.

مقایسه نجابت و لجاجت کار سختی نیست، پس بهتر آنکه حب و بغض ها را کنار بگذاریم و عملکرد دولت ها را از افقی دیگر با هم مقایسه کنیم. جان کلام همان شعری است که خاتمی در زمان تودیع و تحویل دولت خواند:

ﻫﺮﻛﻪ ﻣﺎ ﺭﺍ ﻳﺎﺩ ﻛﺮﺩ ﺍﻳﺰﺩ ﻣﺮ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻳﺎﺭ ﺑﺎﺩ/ ﻫﺮ ﻛﻪ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺧﻮﺍﺭ ﻛﺮﺩ ﺍﺯ ﻋﻤﺮ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩﺍﺭ ﺑﺎﺩ

ﻫﺮ ﻛﺴﻲ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﻣﺎ ﺧﺎﺭﻱ ﻓﻜﻨﺪ ﺍﺯ ﺩﺷﻤﻨﻲ/ ﻫﺮ ﮔﻠﻲ ﻛﺰ ﺑﺎﻍ ﻋﻤﺮﺵ ﺑﺸﻜﻔﺪ ﺑﻲ ﺧﺎﺭ ﺑﺎﺩ


[۱]- درباره این روزهای احمدی نژاد و اصرار بر بازدید از اوین، وبلاگ شخصی امیرحسین ثابتی، مورخ ۵ آبان۱۳۹۱

نکته جالب دیگری که وی در این مطلب عنوان می کند، فرافکنی گناهان رئیس جمهور به منتقدان اصولگراست: «”استحاله گفتمانی” شاخ و دم ندارد، هر چند در این مسیر همچنان گناه امثال احمد توکلی، محسن رضایی، محمد باقر قالیباف، علی مطهری، آن فردی که اگر اسمش را بیاورم فردا مجددا احضار خواهم شد! و خیلی دیگر از اصولگرایانی که از اول با احمدی نژاد بد کردند را نمی توان فراموش کرد..»

[۲]- چگونه تحکیم از وحدت افتاد؟، روز شمار انشقاق دفتر تحکیم وحدت، رضا نساجی، سایت الف، مورخ ۵ اسفند ۱۳۹۱

[۳]- دیدار رئیس جمهور و اعضای هیات دولت با رهبر معظم انقلاب اسلامی، مورخ ۱۰ مرداد ۱۳۸۴

[۴]- دیدار اعضای هیأت دولت با رهبر انقلاب، مورخ ۴ شهریور ۱۳۸۳

۴ دیدگاه

  1. عباس :

    این که همش بد و بیراه به خاتمی بود. دنباله بهونه بودین گویا که عقده های درون رو باز کنید! تقبل الله :) به نام احمدی نژاد و به کام شما!

  2. علی :

    براستی که درد ما از دوست نمایان است.اصلاحات ضربه اصلی را از همین به اصطلاح دوستان خورد همانگونه که شوراها از امثال اصغرزاده ضربه خوردند وبهانه بدست راستگرایان افراطی داده شد

  3. مهدی :

    حقایق بسیاری را روشن کرد.
    ممنون.

  4. مهدی :

    حقایق بسیاری را روشن کرد.
    ممنون.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

- 1 = 4