۱۱:۰۶ - ۱۳۹۲/۰۲/۱ سرنوشت مردم را نمی توان در پستوی سیاسی محافظه کاران رقم زد

آقای ولایتی؛ احساس تکلیف بد نیست، میل سهم خواهی بد است

اینکه عده ای به جای تلاش شناخت مطالبات و رفع مشکلات مردم، در احزاب سیاسی و جبهه های فصلی خود جمع شده و سیاست ورزی محفلی را - با این تصور که می توان سرنوشت مردم را در پستوهای سیاسی رقم زد - ترویج دهند، روش محافظه کاران است. و البته روشی که هیچگاه با موفقیت همراه نبوده و همواره مردم به آن نه گفته اند!

«مبارزه» (رسانه تحلیلی خبری دانشجویان خط امام) – سرویس سیاست:
آقای دکتر علی‌اکبر ولایتی، یکی از سه عضو ائتلاف سیاسی اصولگرایان در انتخابات ریاست جمهوری(موسوم به ۱+۲ و ائتلاف برای پیشرفت) اخیرا در شهر مشهد و در جمع خبرنگاران ضمن توجیه فعالیتهای انتخاباتی خود در این ائتلاف، گفته اند: “لازم نیست که هر فردی که احساس تکلیف می کند حتما رئیس جمهور شود و می تواند در وزارت یا در جای دیگری خدمت کند.”

velayatiدر این باره چند نکته به ذهن ما دانشجویان می رسد که بدون هیچ گونه پرده پوشی بیان می کنیم:

۱-       آقای دکتر ولایتی اشاره نکرده اند که مخاطب جمله ایشان، کاندیداهای منتسب به اصولگرایان هستند یا کاندیداهای مستقل و جریانات سیاسی دیگر را هم مد نظر داشته اند. اگر منظورشان به کاندیداهای اصولگرا بوده که روز به روز تعدادشان بیشتر می شود، باید به ایشان گفت که جانا سخن از زبان ما می گویی! اینکه هر روز یک یا چند نفر از چهره های اصولگرا خود را به عنوان کاندیدای انتخابات معرفی می کنند و ائتلاف ۲+۱ اصلگرای تشکیل می دهند(در شرایطی که کاندبیدای نهایی شان از پیش معلوم است) یا همچون جبهه رقیب، ۲+۱ مردمی! معرفی می کنند(که آنهم کاندیدای از پیش معلومی دارد) مذموم است. همین ائتلاف های سیاسی بر سر کسب قدرت است که عده ای دیگر را هم دچار طمع خام می کند و آنها نیز به قصد امتیازگیری و سهم خواهی در کابینه آینده وارد میدان می شوند که یا ما را هم بازی دهید یا بازی تان را خراب می کنیم!

این جنگ و آشتی های معطف به قدرت، هیچ نسبتی با آن تفکر انقلابی ندارد که شهید بهشتی چنین توصیف کرده بود: «ما شیفتگان خدمتیم نه تشنگان قدرت». اینکه عده ای به جای تلاش شناخت مطالبات و رفع مشکلات مردم، در احزاب سیاسی و جبهه های فصلی خود جمع شده و سیاست ورزی محفلی را – با این تصور که می توان سرنوشت مردم را در پستوهای سیاسی رقم زد – ترویج دهند، روش محافظه کاران است. و البته روشی که هیچگاه با موفقیت همراه نبوده و همواره مردم به آن نه گفته اند! تجربه کاندیداتوری آقای ناطق نوری به عنوان ادامه هنده راه رئیس جمهور وقت(هاشمی رفسنجانی) از سوی جناح راست که شکست سختی را در مقابل آقای خاتمی در انتخابات دوم خرداد ۷۶ را پذیرا شد یا تجربه عدم تمکین برخی اصولگرایان(همچون آقای احمدی نژاد) و نیز عدم اقبال مردم به کاندیدای ائتلاف اصولگرایان در سال ۸۴ از آن جمله است.

اما اگر هدف آقایان خدمت به مردم است، باید به این جمله رهبری توجه داشته باشند که می فرمایند: «نامزد انتخابات باید با انگیزه‌ى خدمت وارد شود؛ … اگر چنانچه نامزدها به مراکز ثروت و قدرت متصل شوند، کار خراب می شود؛ این را باید تشخیص داد، باید فهمید، باید حدس زد… همچنان که امروز در به ‌اصطلاح دموکراسى‌هاى دنیا، در آمریکا و غیرآمریکا این رسم هست؛ … آن رئیس جمهورى که با پول دستگاه‌هاى گوناگون و مراکز ثروت سر کار بیاید، در مقابل آنها متعهد است. آن نماینده‌ى مجلسى که با پول فلان شرکت و فلان کمپانى و فلان ارباب و فلان پولدار توى مجلس بیاید، مجبور است آنجائى که آنها لازم می دانند، قانون جعل کند، قانون بردارد، توسعه و تضییق در قانون بکند. این نماینده به درد مردم نمی خورد. نه باید به مراکز ثروت هاى شخصى متصل بود، و نه به طریق اولى‌ به ثروتهاى عمومى. کسى بیاید از پول بیت‌المال مصرف کند، براى اینکه به وکالت مجلس برسد؛ این دو برابر اشکال دارد، اشکال مضاعف دارد. اینها را باید مردم مراقب باشند…» (دیدار با مردم قم به مناسبت سالروز ۱۹ دی، ۱۹ دی ۱۳۹۰)

۲-       و اما درباره کاندیداهای مستقل و جریانات رقیب اصولگرایی، علیرغم احترامی که برای ایشان به عنوان «مشاور رهبری» و مسئول ده ها نهاد و سازمان دیگر قائلیم، بابد گفت که ایشان در مقام تعیین تکلیف برای رقبای سیاسی خود نیستند. کما اینکه در مقام نصحیت هم نمی توانند این مسئله را بیان کنند، چراکه در تعارض آشکار با نص صریح منویات حضرت امام(ره) که تکلیف گرایی از جمله شاخصه های آن است، می باشد. حضرت امام از همان روزهای آغازین نهضت تکلیف گرایی را ملاک عمل خود قرار داده بودند. چنانچه در سالهای آغاز نهضت در نامه ای به مرحوم آیت الله سعیدی درباره “عمل به وظیفه الهی” می فرمایند: «اگر انسان به وظیفه الهیه موفق شود نتیجه حاصل است، به نتیجه منظوره برسد یا نه … وصول به مقاصد و عدم آن بسته به اراده الهیه است و بر ما تکلیفی نیست.» (صحیفه امام، ج ۲، صفحه ۸۶)

و نیز در سخنرانی مورخ ۱۱ مرداد ۱۳۶۰ در مقام نصیحت به مسئولان و رئیس جمهور و تبیین رسالت خطیر رئیس جمهور در قبال آرای ملت می فرمایند: «ما نباید نگران باشیم که مبادا شکست بخوریم، باید نگران باشیم که مبادا به تکلیف عمل نکنیم. نگرانی ما از خود ماست. اگر ما به تکالیفی که خدای تبارک و تعالی برای ما تعیین کرده عمل بکنیم باکی از این نداریم که شکست بخوریم چه از شرق و چه از غرب، چه داخل و چه خارج، و اگر به تکلیف خودمان عمل نکنیم شکست خورده هستیم، خودمان خودمان را شکست داده ایم.» (صحیفه امام، ج ۱۵، ص ۷۸)

و اساسا حضرت امام مسئولیت و حکومت را تکلیف دانسته و می فرمایند: «اساساً حکومت کردن و زمامداری در اسلام یک تکلیف و وظیفه الهی است که یک فرد در مقام حکومت و زمامداری گذشته از وظایفی که بر همه مسلمین واجب است یک سلسله تکالیف سنگین تری نیز دارد که باید انجام دهد.» (صحیفه امام، ج ۵، ص ۴۰۹)

از سوی دیگر رهبر انقلاب هم همواره بر لزوم حضور در صحنه افراد ذی صلاح تأکید کرده اند: «صاحبان‏ صلاحیت‏ هم بایستى سعى کنند که خود را در معرض این کار قرار بدهند؛ یعنى واقعاً هرکسى که احساس مى‏ کند مى‏ تواند و صلاحیت این کار را دارد… کسى که یک چنین خاطرجمعى ‏اى را از خود دارد، به نظر من وظیفه‏ ى شرعىِ اوست که خودش را در معرض این معنا قرار بدهد و به میدان بیاید. ما در مورد انتخابات‏ هاى دیگر هم بارها گفته ‏ایم، کسانى که در انتخابات ریاست جمهورى، نمایندگى مجلس و امثال این‏ها در خود صلاحیت مى‏ بینند که به داخل میدان بیایند» (بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در دیدار خبرگان منتخب ملت‏، نه شهریور ۱۳۸۵)

بنابراین هر فرد متخصص و متعهدی که خود را واجد شرایط «رجل سیاسی» (مطابق قانون اساسی) می داند و احساس می کند علاوه بر وظیفه،  توان به عهده گرفتن مسئولیت ریاست جمهوری را دارد، موظف است به تکلیف خویش در کاندیداتوری و تلاش برای جلب نظر مردم عمل کند. اما اینکه عده ای برای هم خواهی از قدرت، احساس تکلیف و عمل به وطیفه را بهانه قرار داده و در ائتلاف ها و گروه بندی های کانون های قدرت و ثروت رفت و آمد می نمایند تا سهم دندان گیری به چنگ آورند، مسلما عمل به تکلیف نیست، بلکه قدرت طلبی است.

۳-       سوال دیگری که مطرح می شود آنست که آقای دکتر ولایتی که معتقدند افراد دارای احساس تکلیف می توانند در وزارت یا در جای دیگری خدمت کنند، چرا خودشان علیرغم تمام مشغله های شغلی(به عنوان پزشک متخصص اطفال و مدرس دروس پزشکی در دانشگاه های مختلف در کنار تدریس دروس علوم انسانی و نیز مسئولیت علمی در دانشکده آینده پژوهی، علوم سیاسی، طب سنتی و… ) و همچنین:

-          ریاست بیمارستان دکتر مسیح دانشوری

-           ریاست جمعیت حمایت از پیوند اعضاء

-          عضو شورایعالی نظام پزشکی جمهوری اسلامی ایران و…

 و نیز مشاغل حساس حاکمیتی و سیاسی همچون:

-          مشاور رهبری در امور بین‌الملل

-          دبیر کل مجمع جهانی بیداری اسلامی

-          عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام

-          عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی

-          عضو بنیاد دائرةالمعارف اسلامی و …

همچنان علاقه مند به کاندیداتوری انتخابات ریاست جمهوری هستند؟ آیا بهتر نیست ایشان به تکلیف خود در مقام پزشک عمل کنند؟ آیا ایشان که در شبکه های مختلف رسانه ملی در موضوعات مختلف پزشکی، تاریخی، ادبی، فرهنگی، سیاسی، بین الملل و… برنامه های منظم و غیرمنظم دارند، بهتر نیست در سن ۶۸ سالگی وقت و فکر خود را روی چند موضوع متمرکز و به کشور خدمت کنند؟

آیا همین تعدد شغل ایشان با تفکر خدمت به مردم و انقلاب در تعارض نیست؟ به عنوان مثال ایشان به عنوان پزشک و سیاستمداری که به عرصه فرهنگ هم علاقه دارد، چقدر روی مسائل کلان فرهنگی کشور در شورای عالی انقلاب فرهنگی وقت می گذارد؟ مگر نه اینست که رهبر انقلاب در سخنرانی خود در آخرین جمع اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی(مورخ ۱۹ آذر ۱۳۸۹) از پراکنده کاری و تعدد شغل اعضا گلایه کرده و فرمودند: «به نظر می‌رسد که شورای عالی انقلاب فرهنگی، یک نقیصه دارد و آن این است که کار اصلی اکثر اعضای آن این نیست. البته بحمدلله همه‌ی شما آقایان، شاید، بدون هیچ استثنائی اهل فن و اهل فرهنگ و اهل کار هستید و در بین شما جماعتی هم هستند- اگر چه خیلی کم- که بیشتر کارشان یا یکی از مهمترین کارهایشان، این کار است. برای بعضی‌ها مثل مسئولین اجرایی کشور یا وزرا و یا بعضی از آقایان دیگر، این کار واقعاً در حاشیه ‌است و کار اصلیشان نیست؛ اما بعضی از آقایان هستند که یکی از کارهای اصلیشان این است. پس از این جهت یک نقیصه وجود دارد.»

آیا بهتر نیست ایشان به تکلیف اصلی خود در عرصه فرهنگ عمل نموده و ضمن کناره گیری از مسئولیت های متعدد سیاسی و اداری و علمی، الگویی برای کارگزاران و مسئولان دیگر کشور باشند؟

۳ دیدگاه

  1. پلاسی :

    مبارزه همان تریبون قرمز است!!!!

  2. کریم سوسکه :

    ببین کی گفتم:
    رئیس جمهور مورد نظر رهبری …..

  3. اکبر محمودی :

    lآقای ولایتی از قشر دردمند جامعه نیست در این سی سال هم آنقدر در سطح آقا سروی بوده اند که زندگی تجملی را امری مطاوی حق و عدالت می دانند! ضمن آنکه سن ایشان اقتضای این پست مهم را ندارد . ایشان هم چون هاشمی با آقایی و سروری می خواهند بعد از سه دهه هنوز نقش رهبری مردم را با نگاه بالا به پایین بدست بگیرند . ریس جمهور باید از جوانها باشند بین۵۰-۵۵ نویسنده درست تحلیل نموده، ایشان بهتر است همان تخصص پزشکی خود را ادامه دهند که به ثواب دنیا و آخرت ایشان نزدیکتر است. اگر چنین نشود نخبگان و متخصصین علوم انسانی باید قطعا بروند به مرخصی!

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

+ 15 = 17