۰۹:۴۹ - ۱۳۹۲/۰۲/۴ دانشجویان خط امام چه می گویند؟ (1)

راست یا چپ: پاسخ به چیستی و چرایی ما

راه اندازی سایت «مبارزه» به عنوان «رسانه تحلیلی خبری دانشجویان پیرو خط امام(ره)» بهانه ای است برای تبیین اندیشه گروهی از دانشجویان و دانش آموختگان خط امامی که می کوشند خود را در میانه دوقطبی کاذب اصلاحطلب و اصولگرا تعریف و به عموم دانشجویان و مردم بشناسانند.

www.mobareze.ir«مبارزه» (رسانه تحلیلی خبری دانشجویان خط امام): راه اندازی سایت «مبارزه» به عنوان «رسانه تحلیلی خبری دانشجویان پیرو خط امام(ره)» بهانه ای است برای تبیین اندیشه گروهی از دانشجویان و دانش آموختگان خط امامی که می کوشند خود را در میانه دوقطبی کاذب اصلاحطلب و اصولگرا تعریف و به عموم دانشجویان و مردم بشناسانند.

البته در آغاز فعالیت یک رسانه مستقل تحلیلی- خبری، تدوین فلسفه سیاسی و رسانه ای تحت عنوان «مرامنامه» بسیار مهم می نمود، بدین معنا که بدانیم:

-          از کجا آمده ایم (دیروز ما در سیاست و اندیشه)

-          کجا ایستاده ایم (وضعیت امروز ما در سیاست و اندیشه)

-          به کجا می رویم یا باید برویم (تکلیف ما در مقام اندیشه ورزی و سیاست ورزی در دهه چهارم انقلاب اسلامی)

البته در واقع اینها مقدمه ای بر بازتعریف عناصر هویت بخش جنبش دانشجویی مسلمان است که می بایست به آن اندیشید. پس از این بازتعریف هویتی، باید به تدوین «استراتژی» و «تاکتیک» پرداخت. تا بدانیم:

-          چگونه باید برویم (استراتژی، تاکتیک در تشکیلات و رسانه دانشجویی)

-          با چه کسانی باید برویم؟ (جریان شناسی و جریان سازی در پیرامون تشکیلات و رسانه دانشجویی)

چرایی اهمیت موضوع:

پس از تدوین مرامنامه، تدوین «فلسفه سیاسی» و «الگوی کنش سیاسی» برای تشکلها و رسانه های دانشجویی آرمانخواه و همراهان و همپیمانان آنها بسیار مهم می نماید، خاصه اینکه می بینیم هرچقدر ما بر نقد «خارج از گود سیاست» سیاسیون تاکید داشته و همراهان خود را مکلف ساخته ایم، در نهایت در آستانه اولین انتخابات مجلس یا ریاست جمهوری به دوراهی و چندراهی رسیده ایم که بالاخره کدامیک از جناح های مختلف سیاسی با ما همسوترند؟ در بسیاری موارد هم که با اشخاص مواجهیم و نه جریان و ائتلاف و طبیعتا برنامه و سابقه ای از کاندیداهای بالقوه و بالفعل نمی بینیم.

اگر هم به هیچ کدام از آنها نپیوندیم، متهم به «بی تفاوتی سیاسی» و «تفکر حجتیه ای» می شویم و البته این اتهام تا حدودی درست است، چراکه عدم ادای تکلیف سیاسی در تدوین «معیار» و سپس تعیین «مصداق»؛ به معنای بی تفاوتی و قصور در انجام تکلیف است.

از سوی دیگر اگر هم ما کنش معلوم سیاسی نداشته باشیم، دیگران ما را به انزوای مطلق می کشانند یا به کنش مطابق میل خویش واداشته و در خود حل می کنند. به عنوان مثال برخلاف انتخابات مجلس هفتم و ریاست جمهوری نهم که تلاش های عدالتخواهان تا حدودی با ارائه «الگو» و گاهی «مصداق» به بار نشست، و همچنین انتخابات مجلس هشتم که جمعی از عدالتخواهان، ائتلاف نیمبندی تحت عنوان «لیست اصولگرایان مستقل» در تهران و برخی شهرستانها ارائه دادند، در انتخابات مجلس نهم عملا بی طرف – یا بهتر است بگوییم بی تفاوت – ماندیم.

در انتخابات ریاست جمهوری دهم هم وقتی تلاش ها برای ارزیابی میرحسین موسوی به عنوان نماد تفکر خط امام در دهه شصت به شکست انجامید، گروهی از دوستان تحت فشارهای خارجی و با پذیرش بد در مقابل بدتر در چهارقطبی (احمدی نژاد/ رضایی/ موسوی/ کروبی) تن به معرفی «مصداق»ی دادند که از اساس اشتباه بود. اما اگر بسیار پیش از مرحله نهایی انتخابات ۸۸، اشتباهات احمدی نژاد را به چالش کشیده، تکلیف خود را با او معلوم کرده بودند و از سوی دیگر به سراغ کاندیداهای بالقوه ای که بهتر از احمدی نژاد می توانستند آرمانهای انقلاب را پیاده کنند، رفته و آنان را به عرصه حضور می کشانده و به مردم معرفی می کردند، کار به انتخابات ۴ نفری نمی کشید و کاندیداهای صالح تری می آمدند که نه رای ۲۴ میلیون را نادیده بگیرند و نه به رای ۱۳ میلیون توهین کنند و نه با انتصاب افرادی معلوم الحال و ناشایست به ارزشها و شایستگی های ۷۵ میلیون ایرانی، دهن کجی کنند.

در هر حال و با عنایت به تجربه های تلخ گذشته، ما باور داریم که کسانی هستند و بودند که از انحراف و التقاط و اقتدار بپرهیزند. چون معتقدیم انقلاب ما یک انقلاب تمام عیار دینی-مردمی بود و نه یک شورش کور سیاسی یا اقتصادی یا اجتماعی و نه یک کودتای نظامی. دست خارجی ها در مقابلش بود نه همراهش. و انقلابی که چنین بر حق باشد، نظامی راستین را خواهد آفرید و و از دل همان مردمی که آفرینندگانش هستند، نسل های پسین را پرورش خواهد داد. نسل هایی که بتوانند ضامن بقا و بلکه تکثیر و صدورش باشند. معتقدیم آنانکه می گویند فقط همین آقای امروزی یا آن آقای دیروزی می توانست نظام را نجات دهند، سخت گمراهند. آنها که نظام را به همین دو سه نفر محدود می کنند، بزرگترین توهین را به نظام و انقلاب کرده اند، چون تایید کرده اند که نظام همین چند کارگزار گناهکار یا تقصیرکار را دارد و این یعنی که چنین نظامی برآمده از اندیشه استواری نیست و بقا نخواهد داشت. این همان تفکر بازرگان است که می گفت ولی فقیه خوب است اگر فقط امام باشد و کسی بعد از او نه! این همان تفکر فرقان و مجاهدین خلق است که می پنداشتند اگر بزرگانی چون مطهری و بهشتی و رجایی و باهنر را به شهادت برسانند یا دست آن سید مظلوم را از پیکر انقلاب جدا کنند، نظام فلج خواهد شد و شورای مقاومت ملی می تواند از پاریس به تهران بیاید و حکومت را به دست بگیرد! این تفکر همانهایی است که تبلیغات انتخاباتی شان این بود: “فقط هاشمی می تواند کشور را نجات دهد” و “او آمده تا تهدیدها را به فرصت تبدیل کند”! اما نه آن روز کشور نیاز به نجات دهنده مقدسی از جنس هاشمی داشت و نه حتی امروز.

پس سوال ما اینست چرا اجازه بدهیم نیروهایی که به لحاظ فکری در مجموعه های اصیلی چون «جنبش عدالتخواه دانشجویی»، «دفتر تحکیم وحدت» و… تربیت می شوند، بواسطه عدم وجود «ساختار سیاسی» مناسب، مجبور به پیوستن به صف بندی های باطل سیاسی امروز برای اعمال کنش سیاسی خود شوند؟ چرا ماحصل زحمات فکری ما به جیب جریاناتی چون پایداری، رهروان و ایثارگران و در سوی دیگر؛ اصلاحطلبان رادیکال برود؟ چرا آن ساختار سیاسی مناسب جهت اعمال کنش صحیح سیاسی در راستای اجرایی شدن آرمانهای انقلاب اسلامی، را خود ایجاد نکنیم؟

الگوهای پیش رو در تدوین فلسفه سیاسی:

بررسی الگوهای کنش سیاسی یک دهه اخیر نشان می دهد، تاکنون سه نوع «نگرش سیاسی» و متقابلا «کنش سیاسی» در فضای سیاسی کشور (اعم از اینکه آن را «قطبی» تحلیل کنیم یا «طیفی») در پیش روی تشکلهای مستقل و آرمانخواه وجود داشته است:

۱- اعلام برائت از دو قطب (یا طیف) سیاسی اصلی موجود (اصلاحطلب/اصولگرا) و نقد (معیاری و مصداقی) آنان از بیرون

این سیاست؛ «سیاست موازنه منفی» است. یعنی ما باید با کناره گیری و دوری گزینی از هر دو جناح موجود سیاسی کشور (با تمام شاخه های آن) خودمان را در تبری از آنان تعریف کنیم. این فقط یک «تاکتیک موقتی» یا «استراتژی کوتاه مدت» برای زنده ماندن و باقی ماندن در فضای پرتلاطم و آلوده سیاسی کنونی – که از یک سو «انجمن های اسلامی» ضعیف شده را هم برنمی تابد و از سوی دیگر هنوز هم به دنبال سوء استفاده از عنوان آن است- نیست. این بخشی از «فلسفه سیاسی» انجمن های اسلامی است.

به عنوان مثال، این موضوع را بارها به دوستان خود در انجمن های اسلامی گفته ایم که رسالت ما لزوما پیوستن به یکی از این دو جریان نیست، نه جناح راست و نه جناح چپ. و به عنوان مثال ما باید با تمام آن گذشته های چپ – اعم از خط امامی که به کار سازمان مجاهدین و مجمع روحانیون در دهه شصت می آمد و اصلاح طلبی دهه هفتاد که به کار مشارکتی ها می آمد- خداحافظی کنیم، حتی با وجود آنکه خود جزو مبدعین جناح چپ در دهه شصت و موثرین اصلی آن در دهه هفتاد بوده ایم. همچنین نباید به جناح راست نزدیک شویم؛ جناح راست با تمام متعلقاتش – اعم از راست سنتی، راست مدرن و تحولخواه، جناح پایداری، جناح احمدی نژادی و انحرافی و… – با ما هیچ نسبتی ندارد و نیازی هم به ما ندارد. آنها بدنه خودشان را دارند و هر وقت لازم باشد، هر کدامشان یارگیری های سیاسی شان را از تشکلهای دیگر می کنند، ما باید به فکر انجمن های اسلامی و خط امام باشیم.

البته در حوزه رسانه، «سیاست موازنه مثبت» را توصیه می کنیم. یعنی برخلاف عرصه سیاست ورزی که باید با کناره گیری و دوری گزینی از هر دو جناح سیاسی کشور (با تمام شاخه های آن) خودمان را در تبری از آنان تعریف کنیم، در رسانه ها که بیش از آنکه سخنگوی یک جریان باشند، منتقد جریانات دیگرند، ما می توانیم با هردو جریان رابطه متوازن و منطقی داشته باشیم. در نشریات اصولگرا، جناح اصلاحطلب را نقد کنیم و بالعکس. حداقل اینکه در این دوران عسرت و فترت و در نبود رسانه کاملا همسو با ما، در نشریه اصولگرایان؛ نقد اصلاح طلبان را مطرح می کنیم و در نشریه اصلاحطلبان؛ نقد اصولگرایان را.

۲- حضور در جناح اصولگرا و تلاش برای اصلاح جریانات کنونی آن به مدد اجرای تئوری «نقد درون گفتمانی» (بدون توجه به سوابق منفی جناح راست در دهه شصت و هفتاد همچون حمایت بی چون و چرا از هاشمی)

این تجربه جنبش عدالتخواه، دفتر تحکیم وحدت و… در فاصله سالهای ۸۴ تاکنون (دولت نهم و دهم) است و همچنین تجربه «اصولگرایان مستقل» – که چهره شاخص آن، دکتر عماد افروغ تئوری نقد درون گفتمانی را تدوین کرد- اما نتیجه آن نشان داد که هیچ کدام از لایه های جناح راست (اصولگرایان سنتی، اصولگرایان تحولخواه، جبهه پایداری و جناح طرفداران رئیس دولت(و مشایی)) اجازه تحقق اصلاحات اساسی درون جناح راست را نمی دهند. لذا باقی ماندن در این خط جز به نابودی تلاش های ما و دمیدن نفس تازه در کالبد کهنه جناح راست، نتیجه ای ندارد. مگر اینکه از برکت خوشنامی نسبی برخی چهره های تحولخواه که لیست مشترک اصولگرایان را ارائه می کنند، چهره های سنتی و محافظه کار راست هم که آبروی چندانی نزد ملت ندارند، به مجلس راه می بابند. حتی با وجود آنکه به محض راهیابی به مجلس، راه دیگری در پبش می گیرند، چنانچه در انتخاب رئیس مجلس نشان داده اند.

۳- احیای مجدد جناح «خط امام» در مقابل دو جناح اصلی موجود سیاسی

این راه حلی است که خط امامی های اصیل به ما پیشنهاد می دهند.[۱] این رویکرد، با مشکل فشار هردو جناح سیاسی مواجه است، از یک طرف جناح راست با توجه به سابقه منفی خود در دهه هفتاد و شصت که مورد انتقاد جناح «چپ» اصیل آن زمان بوده، نمی خواهد این جناح احیا شود. از طرف دیگر خطر فشارهای مضاعف جناح مدعی «چپ» و «خط امام» که عملا «اصلاح طلب» نامیده می شود، وجود دارد. این جناح که هیچ نسبت گفتمانی با «چپ» و «خط امام» نداشته، بلکه «خط امام» را در تقابل با «خط رهبری» و عنوان «چپ» را در تقابل با جناح «راست سیاسی» (یا محافظه کار که امروز «اصولگرا» نامیده می شود) مطرح می کند، در شرایطی که به لحاظ فرهنگی، سیاسی و اقتصادی خود متکی به مبانی «راست» (به معنای لیبرال) است.

رویکرد سوم؛ پرسش ها و پاسخ های پیش رو

اگرچه ما فعالان کنونی و سابق انجمن های اسلامی به عنوان دانشجویان و دانش آموختگان پیرو خط امام(ره) از دامن جناح خط امام(که از آن به «چپ مکتبی» هم یاد می کنند) برخواسته و خطوط ممیزه اعتقادی و سیاسی خود با جریانات دیگر(اصلاحطلب و اصولگرا) می شناسیم، اما در شرایط فعلی که هزمونی رسانه ای و سیاسی جریانات دیگر بر سپهر سیاسی و اجتماعی ما حاکم است، در معرفی این خط مشی به دیگران با مشکلاتی روبرو هستیم.

تجربه های سیاسی و رسانه ای پیشین به ما نشان داده که دانشجویان و نسل جوان انقلاب اسلامی، در مواجهه با ما و رسانه ما، پرسش هایی مختلفی خواهد داشت. پرسش هایی از این قبیل:

۱-       اولویت های فکری و سیاسی جریان جدید چه خواهد بود؟

- بازگشت به شاخصه های اسلام ناب در اندیشه امام در تمامی حوزه های فقهی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و…

- بازگشت به «مردم سالاری» در مقام نقد درون گفتمانی «اندیشه ولایت فقیه»

- بازتعریف اقتصاد اسلامی بر مبنای بازگشت به قانون اساسی و زودن آثار ربا و رانت و احیای کلیه ظرفیت های اقتصاد دولتی، تعاونی، خصوصی

۲-       علاوه بر اندیشه «اسلام ناب» امام (ره) شاخص های ایدئولوژیک ما معطوف به اندیشه های کدام یک از تئوریسین های انقلاب خواهد بود؟

-          شهید بهشتی(ره)

-          شهید مطهری(ره)

-          مرحوم دکتر شریعتی و…

۳-       چه اولویتی در «خط امام» نسبت به اصولگرایان نوگرا همچون «اصولگرایان مستقل» و «اصولگرایان تحولخواه» وجود دارد؟

۴-       کدام یک از شاخص های چپ گذشته مجددا بازتاب خواهند یافت و کدام نیاز به تطبیق زمانی دارد؟

۵-       وجه «رادیکالیسم» پیشین چپ با «روشنفکری» آن چگونه قابل جمع است؟ و اساسا رادیکالیسم دهه شصت (هم به معنای مثبت و هم منفی) به جریان «چپ» می گردد یا به «راست» آن زمان؟

۶-       برای نشر این اندیشه جدید در جامعه چه باید کرد؟ (اعم از تدوین جزوات جریان شناسی سیاسی و فرهنگی سه دهه گذشته انقلاب، مناظره های سیاسی در آستانه انتخابات، انتشار نشریه و گسترش فعالیت در سایت و….)

 و استراتژی های رسانه ای- تبلیغی جریان جدید چه خواهد بود؟ (رسانه سایبری یا رسانه مکتوب)

۷-       گردش سیاسی جناح چپ در نیمه دوم دهه هفتاد و کل دهه هشتاد را با چه شاخص ها و رویکردهایی باید نقد کرد؟

۸-       چه تضمینی (فکری/ اجرایی) وجود دارد که اصلاح طلبان ما را به مرور هضم در خودشان نکنند و متقابلا جناح راست ما را به آن سمت هل ندهد تا مضمحل شویم؟

۹-       روی کدام شخصیت ها در چپ قدیم که چندان هضم رادیکالیسم «اصلاحات» نشده اند، می توان در این مسیر حساب کرد؟ (از ساختار رده بالای حوزوی گرفته تا لایه های سندیکایی جناح چپ)

و آیا روی کدام شخصیت های چپ گرای گذشته که جناح اصولگرا آنها را جذب خود کرده یا خود را در دوقطبی (اصلاح طلب/ اصولگرا) وارد نکرده اند یا از اصولگرایان نومید شده اند، می شود حساب کرد؟

۱۰-    در صورت تدوین گفتمان (یا بهتر بگوییم ایدئولوژی)، در مقام صف آرایی سیاسی، روی تشکیل گروه های بالقوه یا همراهی کدام گروه های بالفعل می توانیم حساب کنیم؟

۱۱-   استراتژی عملی (سیاسی) رسانه جریان جدید در صف آرایی های سیاسی آینده چه خواهد بود؟

-          برنامه کوتاه مدت: (به عنوان مثال در انتخابات آینده ریاست جمهوری)

-          برنامه میان مدت: (به عنوان مثال در انتخابات آینده مجلس)

-          برنامه دراز مدت: (به عنوان مثال در نقد دولت آینده و احزاب و تشکلهای موجود دانشجویی و سیاسی)

و بسیاری سوالات دیگر که ما همواره در معرض آن بوده و هستیم؛ و به ویژه پس از راه اندازی این سایت، خواهیم بود. البته امیدواریم در اثر فعالیت مستمر رسانه تحلیلی خبری دانشجویان پیرو خط امام(ره) این پرسش ها پاسخ داده شود. اما این رسانه تنها آغاز فعالیت مستقل دانشجویان خط امام است و این حرکت در قالب کنش های صریح  سیاسی ادامه خواهد داشت تا آنجا که امیدواریم به شکل جدیدی از تشکل سیاسی هم دست یابیم. هرچه باشد عنوان رسانه ما «مبارزه» است و همچنان که امام مان فرمود: «تا مبارزه هست، ما هستیم».



[۱]- در این باره مقاله «نسل جدید و مسئله جناحها»، یادداشت «رویکرد اسلامی ریشه نگر؛ مغفول اما امیدبخش» و همچنین مقاله «خط پافشاری بر اسلام امام و خط تمایل به عرفی گری» را که اشارتیست به نحوه جدا شدن جریانات اصیل انقلابی و خط امامی از جناح اصلاحات در پایان دهه هفتاد – از جمله فعالان انجمن اسلامی امیرکبیر که البته شفاف معرفی نشده اند- را بخوانید.

برچسب‌ها: ٬

۱ دیدگاه

  1. . :

    شما مدعی نه چپ نه راست هستید اما هر چه د رسایتتون دیده می شه همه چپه

    جالبه که گویا این تفکر نه چپ نه راست هنوز خروجی نداره!!

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

9 + = 10