۰۸:۴۸ - ۱۳۹۲/۰۷/۱۵ هادی زینلی:

فردگرایی در جامعه ی ایرانی

طبق اصل سوم قانون اساسی [دولت وظیفه دار] جهت‏ ایجاد رفاه‏ و رفع فقر و برطرف‏ ساختن‏ هر نوع‏ محرومیت‏ در زمینه‏ های‏ تغذیه‏ و مسکن‏ و کار و بهداشت‏ و تعمیم‏ بیمه اقدام نماید. ولی به هر دلیلی، که محل بحث این نوشتار نیست، عده ای در جامعه از حداقل های زندگی نیز محرومند. بدیهی است که اگر حرکتی مردمی و جدی در راستای کاهش فقر صورت پذیرد، وضع متفاوت خواهد شد.

100909330904مبارزه (رسانه تحلیلی خبری دانشجویان خط امام) – هادی زینلی

در این مقاله سعی داریم تا با بررسی آسیبهای جدی فردگرایی در جامعه و عدم توجه اشخاص به کلیت آن تحلیلی در مورد رشد فردگریی در میان ایرانیان بپردازیم:

۱- رشد فساد

معمولا قانون ها با رویکردی وضع می شوند که هم منافع شخصی مردم و هم منافع عمومی را در بر دارد و در بسیاری از کشور ها از جمله ایران، رویکرد عادلانه بر آن ها حاکم است. ”همه در برابر قانون مساویند.“ اصل ۳ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران- این قوانین باعث حاکمیت جریانی سالم و انسانی در حیات اجتماعی بشری می شود.زمانی که فردی راضی می شود با پایمال کردن حقوق قشر گسترده ای(حتی فقیر و نیازمند به حداقل های زندگی) از هم وطنانش به سود بیشتر برسد، نشان از گرایش به فردیت در او دارد.

فسادهای مالی(رشوه، اختلاس، استفاده شخصی از امکانات عمومی و دولتی و …) و اداری (پارتی بازی، قاچاق و …)، نوعی عملکرد خلاف قانون هستند که با پایمال کردن حقوق بسیاری از شهروندان همراهند.

حال اگر نرخ رشد فساد در کشور مثبت باشد، آیا نمی توان نتیجه گرفت که فردگرایی در میان ایرانیان رو به افزایش است؟

۲- اشرافی شدن زندگی ها

تغییر سبک زندگی در حوزه خانواده، گرایش افراطی به مدرنیزه کردن زندگی در فضایی به دور از منطق و یا تغییر در کمیت و کیفیت جشن ها و مهمانی ها، یکی دیگر از نشانه های فردگرایی در میان ایرانیان است. اشرافی زندگی کردن نه تنها باعث تشدید حس محرومیت و تبعیض در جامعه می شود بلکه تخریب روانی خانواده ها را نیز به همراه دارد؛ مثلا، وقتی با فراگیر شدن زندگی اشرافی، خانواده ها برای عقب نماندن از عموم جامع مجبور به ارتقای مادی زندگی می شوند. به نحوی که اکثر این خانواده ها به جای اینکه به فکر آرامش و ارتقای روحی و شخصیتی خانواده و فرزندان باشند، دائما در فکر جبران عقب ماندگی اقتصادی خویش از دیگر خانواده ها هستند. بنابر این اشرافی گری نیز تاکیدی ضنی بر خود و عدم توجه به دیگران است.

۳- گسترش فقر

طبق اصل سوم قانون اساسی [دولت وظیفه دار] جهت‏ ایجاد رفاه‏ و رفع فقر و برطرف‏ ساختن‏ هر نوع‏ محرومیت‏ در زمینه‏ های‏ تغذیه‏ و مسکن‏ و کار و بهداشت‏ و تعمیم‏ بیمه اقدام نماید. ولی به هر دلیلی، که محل بحث این نوشتار نیست، عده ای در جامعه از حداقل های زندگی نیز محرومند. بدیهی است که اگر حرکتی مردمی و جدی در راستای کاهش فقر صورت پذیرد،  وضع متفاوت خواهد شد. برای مثال، در شهر تبریز کوشش های مردمی جدیی در این زمینه ها شده و موفقیت های قابل قبولی نیز به دست آمده است، به نحوی که نسبت نیازمندان این شهر، بسیار کمتر از دیگر شهرهای کشور است. پس یکی از پارامترهای سرعت رشد فقر در یک کشور، عدم احساس مسئولیت شهروندان، نسبت به همنوعان است که این خود نیز نشان دهنده ی رشد فردگرایی در میان ایرانیان است.

موارد بالا صرفا اشاره ای کوتاه و ناقص به مقوله ی رشد فردگرایی در کشور است که آثار اجتماعی بسیار بدی در کشور دارد. این نوشتار صرفا فتح بابی برای هم اندیشی حول این پدیده ی نامطلوب اجتماعی است و چون قسم بزرگی از این تغییر فرهنگی بر عهده ی مردم است، باز هم تغییر اساسی در این ناهنجاری، با یک اراده عمومی امکان پذیر است. تغییر را باید فرد فرد مردم شروع کنند.

 

منبع: مجمع دانشجویان حزب الله

::::

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

- 5 = 1