عکس: کی زندگی سیاه «عام برات» را سفید می کند؟
نمی دانیم عام برات 83 ساله شده یا نه، نمی دانیم پسرش 48 ساله شده یا نه، اما «عام برات» ها زیادند. یک نمونه اش همان پیرمردی که یک کاندیدا در برنامه تلویزیونی اش می گوید سه تا پسرش شهید شده اند و پنج تای دیگر که فوق لیسانس و لیسانس دارند، همگی بیکارند. برنامه تلویزیونی آن کاندیدا اینجا قطع می شود، اما «عام برات» ها هستند و صاحبان این انقلاب هم هستند. کاش کسی قدری از سیاهی ظاهر زندگی شان را سفید کند.
«مبارزه» (رسانه تحلیلی خبری دانشجویان خط امام): “عام برات” (همان عمو برات) هشتاد و یک ساله است. در کوشک به دنیا آمده و بزرگ شده و حالا در همین کوشک زندگی می کند. شهری در میانه راه اصفهان به نجف آباد و در زبان پارسی معنی خود کلمه اش می شود “کاخ”. پیرمرد در کاخ از چاه ذغال بیرون می کشد. روش سنتی تهیه ذغال که هنوز در خیلی جاهای ایران استفاده می شود. چوب را توی یک گودال عمیق می ریزند، شعله ورش می کنند و بعد که گودال داغ شد در چاه را مسدود می کنند تا آتش خفه شود و چوب در حرارت گودال آرام آرام به ذغال تبدیل شود. در آخرین مرحله عام برات طناب به کمر می بندد و به ته چاه می رود و سبد سبد ذغال را به بالا می فرسند.
«عام برات» یازده فرزند دارد. بچه ها همه رفته اند سر خانه و زندگی شان غیر از پسر جانبازی که چهال و پنج ساله است و هنوز با پیرمرد و زنش زندگی می کند. شمیایی است ولی مدرکی ندارد. در یک آتش سوزی مدارک جانبازیش شوخته و پیرمرد دیگر نمی تواند حضور پسرش در جنگ را ثابت کند. حالا برای دوا و درمان این پسر و مخارج زندگی از صبح تا شب در این چاه، در این قصر سیاه عرق می ریزد.
پیرمرد تا به حال با طناب هیچ کس به چاه نرفته، جز طناب مردمان خسته کوشک نشین…”
دو سال قبل؛ همشهری داستان ابنها را درباره «عام برات» نوشت. خیلی زود نامش مشهور شد و یکی خواست درباره اش مستند بسازد. مستند ۴۰ دقیقه ای با نگاهی شاعرانه به صورت مستند محض با تحقیق و نویسندگی مینا خدیوی. این را علیرضا حسینی، تهیه کننده فیلم گفته بود که فیلم را بیژن شکرریز کارگردانی می کند به سفارش گروه مستند شبکه اول سیما. حالا نمی دانیم فیلم را ساخته اند یا نه، نمی دانیم عام برات ۸۳ ساله شده یا نه، نمی دانیم پسرش ۴۸ ساله شده یا نه، اما «عام برات» ها زیادند. یک نمونه اش همان پیرمردی که یک کاندیدا در برنامه تلویزیونی اش می گوید سه تا پسرش شهید شده اند و پنج تای دیگر که فوق لیسانس و لیسانس دارند، همگی بیکارند. برنامه تلویزیونی آن کاندیدا اینجا قطع می شود، اما «عام برات» ها هستند و صاحبان این انقلاب هم هستند. کاش کسی قدری از سیاهی ظاهر زندگی شان را سفید کند.
همشهری داستان، سال دوم، شماره اول، مورخ اردیبهشت ۱۳۹۰، صص۳۵-۱۲۵
حسینی در گفتگو با مهر: “عام برات” نگاهی شاعرانه به پیرمرد زغال فروش دارد، خبرگزاری مهر، مورخ ۱۵ اسفند ۱۳۹۰
::