۲۲:۲۰ - ۱۳۹۳/۱۰/۷ رضا نساجی:

شهر بی‌نماد می‌رود از یاد !

آنهایی که دل‌نگران فرهنگ انقلاب و شهادت اند - و بر سر تغییر نام یک میدان هوایی‌اش از حق‌شناس به 9 دی، دعوای سخیفی در مجلس راه می‌اندازند - و البته زمام امور تهران را هم در اختیار دارند – نه تنها شهرداری و چندین کرسی شورای شهر، که پیمان‌کاری بسیاری از پروژه‌های اصلی شهر – چرا برای هویت‌سازی در تهران کاری نمی‌کنند؟

engelabمبارزه (رسانه تحلیلی خبری دانشجویان خط امام) – سرویس جامعه مجازی: رضا نساجی در مطلبی که در صفحه گوگل پلاس خود منتشر کرده، در واکنش به جنجال دفن شهدای گمنام در میدان امیر چخماق یزد نوشت:

شهر بی‌نماد می‌رود از یاد
چرا میدان امیرچخماق یزد که هم هویت تاریخی مشخصی دارد و هم معماری ممتاز؟ آقایان انقلابی بیایند همین تهران و تک تک میدان‌هایش را ببینند. کدام یک از میادین تهران نمادهای انقلاب ۳۵ سال پیش را داراست؟ مثلاً میدان آزادی که «شهیاد» دوران پهلوی است و به واسطه تجمعات مشهور روزهای انقلاب به نام آزادی نامگذاری شده است؟
میدان انقلاب، میدان جمهوری اسلامی و میدان امام خمینی به عنوان سه میدان نام گرفته به سه نام اصلی انقلاب ۱۳۵۷ چقدر بازتاب‌دهنده انقلاب اند؟ میدان امام خمینی که آنقدر پرت و بی‌یخت است که هیچ‌کس را یاد امام نمی‌اندازد و همه به نام توپخانه می‌شناسندش. میدان جمهوری اسلامی هم تازه چند سال است که المان کوچک و بی‌ریختی در ضلع شمالی آن نصب شده که لابلای تزئینات و تجهیزات میدان گم شده است. میدان انقلاب اسلامی هم که رنگ و لعابی از انقلاب نداشت و تازه چند سال پیش که بازسازی شد، نمادهای آن ماسونری از آب درآمد و دوباره تخریب شد!

فراتر از تغییر نام، میدان‌های تهران نه تنها شکل و هویت انقلابی ندارند که بیشترشان یا خالی از نماد اند یا نمادهای عجیب و غریبی در آن نصب شده که کمتر کسی آن را می‌شناسد. مثلا از میدان محمدیه چه می‌شود فهمید؟ گویا اسکلت دایناسوری بی‌کله را با آهن ساخته‌اند که مردم یادشان نرود اینجا «میدان اعدام» بوده است! البته شکی نیست که بیشتر تغییر نام‌های پس از انقلاب، سبب شده‌اند آن هویت بیگانه و گاه موهن جایش را به نمادهای ملی، مذهبی و انقلابی بدهد، مثلا تغییر نام سه خیابانی که به نام رهبران سه کشور اشغالگر تهران بود (چرچیل، روزولت و استالین که قوایشان در جنگ جهانی دوم ایران را اشغال کرده و کنفرانس تهران را تشکیل دادند)، اما بعضی تغییر نام‌ها هم به این دوگانگی و بیگانگی دامن می‌زنند. مثلا نامگذاری میدانی که مجسمه گرشاسپ در آن قرار دارد، به نام «میدان حر» واقعا بی‌معناست.

بیشتر میدان‌های تهران چیزی بیشتر از یک دایره خالی برای دور زدن ماشین‌ها نیستند. بعضی‌هاشان مجسمه‌هایی دارند که اگر گم شود، اتفاقی نمی‌افتد. همچنانکه وقتی کسی بسیاری از آنها را در مدت کوتاهی دزدید، کک کسی را نگزید. میدان‌های تهران احترام کسی را برنمی‌انگیزند و به همین جهت وقتی قرار باشد مترو از آن اطراف عبور کند، اولین جایی که قربانی کارگاه مترو می‌شود محوطه میدان است. میدان ولیعصر، میدان انقلاب، میدان ونک و حتی میدان فلسطین که استثنائاً یک المان مشخص و انقلابی دارد: نقشه فلسطین. اینها همه کارگاه مترو شده‌اند و شاید هنوز هم باشند. شهری که میدان‌هایش عمدتاً بی‌هویت اند و هویت معدودشان هم به راحتی نادیده گرفته می‌شود، شهر بی‌هویتی است. در یک کلام، مثل بسیاری از میدان‌هایش چیزی جز یک کارگاه عمرانی نیست.

آنهایی که دل‌نگران فرهنگ انقلاب و شهادت اند – و بر سر تغییر نام یک میدان هوایی‌اش از حق‌شناس به ۹ دی، دعوای سخیفی در مجلس راه می‌اندازند – و البته زمام امور تهران را هم در اختیار دارند – نه تنها شهرداری و چندین کرسی شورای شهر، که پیمان‌کاری بسیاری از پروژه‌های اصلی شهر – چرا برای هویت‌سازی در تهران کاری نمی‌کنند؟

البته ناگفته پیداست که نمی‌شود تنها به مسئولان اصولگرای یک دهه اخیر شهرداری ایراد گرفت، چرا که مسئله بر سر تعارض شهر با انقلاب به رغم گذشت ۳۵ سال است. اما در شهری که حتی نقاشی‌های ضدآمریکایی یک هنرمند چپ‌گرای آسوری (هانیبال الخاص) روی دیوار سفارت آمریکا – که در اختیار سپاه قرار گرفته بود – تحمل نمی‌شد و نمی‌شود، باید از آقایان انقلابی که بودجه‌های میلیاردی در اختیار دارند، پرسید که بعد از ۳۵ سال چند نقاشی و مجسمه انقلابی روی دیوارها و در میدان‌های اصلی شهر به جا گذاشته‌اند؟ البته آثاری که ماندگار شود، نه مانند بلبل‌های شهرداری که پرواز را به خاطر سپردند اما تهران را نه!

چنین شهری را با دوپینگ سیاسی هم نمی‌شود انقلابی کرد، حتی اگر در تک‌تک میدان‌هایش نهال چهار شهید بکارند. شهر بی‌نماد می‌رود از یاد.

عکس: المان میدان انقلاب، وقتی نماد ماسونری از آب درآمد و تخریب شد!

:::::

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

3 + 1 =