مصطفی رحماندوست

زیباترین خاطره تولد مصطفی رحماندوست به روایت خودش؛

شصت و سه سالگی شاعر «صد دانه یاقوت» و یک خاطره

rahmandost

یک بار من خارج از ایران بودم و انتظاری هم نداشتم که کسی تولدم را تبریک بگوید اما از یکی از کتابخانه‌های کانون پرورش شهر اهواز، یک مربی بچه‌ها را جمع کرده بود و مراسم تولدی برای من گرفته بودند و دو کار خاص انجام دادند که یکی این بود که از بچه‌ها خواسته بودند که حس خود را درباره کتاب‌های من بنویسند و دوم اینکه تلفن را روی حالت بلندگو گذاشتند و بچه‌ها همه با هم به من تبریک گفتند و من هم برایشان از همان جا شعر خواندم.