کربلا

مسلک حسین مسلک آزادی و آزادی خواهی است

yareashena_7245

درطریقت حسین ، جان بی ارزش چه بهایی دارد که بخواهد مانع از وصل بشر به مقصودش شود. چنین بی باکانه دل به دریای دشمن می زند و «هیهات من الذله » را فریاد می کند. همانا ایمان به هدف و آزادی است که از حسین انسانی می سازد که حتی زیر دشنه دشمن اینچنین طریقتش را فریاد بر می آورد : « بسم الله و بالله و فی سبیل الله ... »

امیرحسین شادمان پور :

حسین شهید راه اصلاح است

heyhat

آنان که امروز نگران لبخندی بر لب مردم در بازی های فوتبال اند نه شاید که کمی هم دلنگران خواری و ذلیلی ملت در نقد قدرت باشند. آنان که امروز فقط نگران اندک موی دختران و لباس پسران این سرزمین اند خوب است کمی هم به فکر عدالت جامانده در گذشته ای باشند که هرروز یاد و خاطرش را این ملت و فرزندانش بیشتر زنده نکند. به راستی چه قدرت و توانی است که عده ای در فراری دادن مردمان از یک مکتب دارند. اف بر کسانی که از این خون مقدس حسین مخدر برای خویش تجویز میکنند که...

مناسک بی‌روح

beiragh hosain

ویژگی فراموش شده دین در عصر ما، خوداصلاحی آن است، به معنای آنکه آنتی‌تز انحرافات دین از درون دین استخراج می‌شود (که البته به معنای چشم بستن بر شرایط و زمان و مکان و اندیشه‌های دیگر نیست). البته مختص دین اسلام یا مذهب تشیع نیست، که همه پیامبران تصدیق‌کننده پیامبران پیشین و بشارت‌دهنده پیامبران پسین بودند.

همزمان با ایام سوگواری عاشورای حسینی :

داستان عاشورا-کربلا از ابتدا تا انتها

hosein

زمانی که معاویه اقدام به گرفتن بیعت برای یزید کرد، شماری از فرزندان صحابه، مخالفت هایی را ابراز کردند. مروان در نامه ای به معاویه نوشت: إنّى لسْتُ آمن أن یکون الحسین مَرْصدًا للفتنة، و أظنّ یومکم من حسین طویلا. من در این باره ایمن نیستم که حسین منبع فتنه شود و تصور می کنم داستان طولانی با حسین خواهید داشت.

ججت الاسلام و المسلمین داوود فیرحی:

خلافت اموی و انحرافات، نتیجه تملق‌گویی و جمع‌آوری ثروت‌انبوه

firahi

معاویه امر به معروف و نهی از منکر را از حالت نظارت مؤمنان به دولت خارج کرد و آن را به سمت نظارت‌های مردم به یکدیگر منحرف ساخت و نهادی را نیز به نام هسته تأسیس کرد که دولت را متوجه امر به معروف و نهی از منکر می‌کرد.

روایت استاد مطهری از ورود رسیدن امام حسین به کربلا

beiragh hosain

روز دوم محرم، أبا عبد اللّه علیه السلام وارد کربلا شد. خیمه و خرگاه خود را با جمعیتی در حدود هفتاد و دو نفر بپاکرد. از آن طرف، لشکر دشمن با هزار نفر در نقطه ی مقابل چادر زد. پیکهای دشمن دائماً در رفت و آمد بودند. روزهای بعد برای دشمن مدد آمد. مددها هزار نفر، سه هزار نفر و پنج هزار نفر بود تا روز ششم که نوشته اند «حَتّی کَمُلَتْ ثَلاثینَ» تا اینکه سی هزار نفر کامل شدند.