۰۷:۲۲ - ۱۳۹۲/۰۹/۱۸ معین کریمی:

۱۶ آذر و لزوم خوانش دوباره تاریخ

تاریخ این جریان از 16 آذر 32 تا 16 آذر 92 و در طول این 60 سال پر فراز و نشیب بوده؛ تاریخی پر از آشوب، ملغمه‌ای از تصمیمات صحیح و اشتباه. اما در آستانه 60 سالگی و در این روز لازم است تا جریانات دانشجویی خود را در مقابل خود بنشانند و به اصطلاح به نقد رویه‌ها و اقدامات خود بپردازند و ببینند که چه نسبتی را با تاریخ این جریان و نیز با تاریخ و پیشینه آزادیخواهی، استقلال‌طلبی، مبارزه با استبداد و... برقرار می‌کنند.

16 azar

مبارزه (رسانه تحلیلی خبری دانشجویان خط امام) - معین کریمی (فعال انجمن های اسلامی دانشجویان)

سالروز ۱۶ آذر که در فرهنگ عمومی ما به نام “روز دانشجو” نامگذاری شده، را شاید بایست یکی از منحصر به فردترین مناسبت‌های تاریخی کشور به‌شمار آورد. این روز از آن جهت که در تملک نهادهای دولتی یا شبه حکومتی درنیامده و شاید در نوع خود هیچگونه متولی سازمانی در کشور نداشته، هرگز توسط نظم مستقر به مصرف نرسیده که بخواهد به تفاله تاریخی بدل شود. بلکه کماکان لقمه‌ای در گلوی ساختارهای قدرت مانده و به مانند مناسبت‌های تقویمی دیگر به موردی گلخانه‌ای بدل نشده است. شاید ۱۶ آذر را باید تنها مناسبت رسمی کشور دانست که همواره سعی در عریض کردن دایره نقادی قدرت در ضیافت خردورزی را داشته و تنها روز رسمی که به ایدئولوژی وارونه و بازنمایی کاذب از جامعه بدل نشده است.

از این جهت حفظ و حراست از این روز بسیار مهم می‌نماید؛ ۱۶آذری که نه چشم به رسانه‌های داخلی و خارجی داشته و نه  تدارکات و بسیج عمومی جمعیت جهت راهپیمایی و نه بوردها و بنرهای آن‌چنانی و نه حرافی‌های این‌چنینی نه در مدح یکی و نه در ذم دیگری.

تنها خواسته جنبش دانشجویی در این روز فریاد هسته‌های اصیل “رخداد” ۱۶ آذر ۳۲ است که در کنار نقد ساز و کارهای قدرت و کژروی‌های اصحاب آن، چشمی هم به منافع صنفی و گروهی خود دارد.

واقعه ۱۶ آذر را نباید به عنوان یک حادثه صرفا تاریخی قلمداد کرد و آن را اعتراض جمعی از دانشجویان دانشکده فنی دانشگاه تهران به ورود نظامیان مسلح که خود برامده از کودتای ۲۸ مرداد بودند، دانست؛ که قصد هموار کردن ورود نیکسون – از بانیان کودتا علیه دولت ملی مصدق- را داشتند. به باور بنده ۱۶ آذر را باید به عنوان یک دال در نظرداشت که همواره توانسته در پاسخ به شرایط و اوضاع و احوال زمانه تاریخی، اجتماعی، سیاسی کشور مدلول‌ها و مصداق‌های خاص خود را پیدا کند. از این رو اطلاق یک مسیر و یک هدف خاص و انتظارات آن‌چنانی تجویزی به این جریان کاری بیهوده و غرض‌ورزانه می‌نماید.

این جریان که در بدو امر در اعتراض به ورود نیکسون به دانشگاه – به جهت همراهی دولت وقت ایالات متحده با کودتا علیه دولت مردمی مصدق – مانع ورود نیکسون شد، اندکی بعد و با مشتعل شدن فضای سیاسی ایران در کوران انقلاب قرار می‌گیرد و از بانیان اصلی و اضلاع اعتراضات مردمی می‌شود. همین جریانات در ۱۳ آبان ۵۸ سفارت امریکا را به تصرف خود در می‌آورد و نیبز انقلاب فرهنگی را رقم می‌زند. و سپس دوم خرداد ۷۶ را به عنوان فرصتی برای خود به شمار می‌آورد تا یک بار دیگر قدرت  و نفوذ جنبش دانشجویی و اهمیت دانشجویان به عنوان گروه مرجع را به رخ کشد، حمایتی که پس از سالها قوه مجریه را به جریان “خط امام” و روحانیون چپ‌گرا بازگرداند. اما این بار، جامعه مدنی، حقوق بشر، دموکراسی و مردمسالاری کلیدواژه هایی شدند که جایگزین انقلابی‌گری، آرمانخواهی و امپریالیسم‌ستیزی شده بودند. این مسیر با رسیدن به تیرماه ۷۸ جان گرفته و نگرفته، با تلخ‌ترین حادثه تاریخی‌اش روبرو گردید و آغازی شد بر اختلافات سلسله‌واری که دفتر تحکیم و انجمن‌های اسلامی دانشجویان را به افتراق می‌کشاند.

در فاصله ۱۳ آبان ۵۸ تا تیرماه ۷۸، دگردیسی آنچنانی اتفاق افتاد که اساسا راستای مطالبات دانشجویی را دچار چرخش بنیادین کرد. در این مجال، قصد من پرداختن به رویدادهای تاریخی نیست، بلکه در تلاشم تا با ذکر نمونه های تاریخی اثبات کرده باشم، که جریانات دانشجویی در برهه‌های تاریخی مختلف چون نشانه و دالی سرگشته به دنبال مدول‌ها و مصداق‌های خود گشته و یا ان را تولید کرده‌اند؛ و امروزه نیز لازم است تا جنبش از رخوت نظری درآمده وبه طرح گزاره‌های خود بپردازد.

تاریخ این جریان از ۱۶ آذر ۳۲ تا ۱۶ آذر ۹۲ و در طول این ۶۰ سال پر فراز و نشیب بوده؛ تاریخی پر از آشوب، ملغمه‌ای  از تصمیمات صحیح و اشتباه. اما در آستانه ۶۰ سالگی و در این روز لازم است تا جریانات دانشجویی خود را در مقابل خود بنشانند و به اصطلاح  به نقد رویه‌ها و اقدامات خود بپردازند و ببینند که چه نسبتی را با تاریخ این جریان و نیز با تاریخ و پیشینه آزادیخواهی، استقلال‌طلبی، مبارزه با استبداد و… برقرار می‌کنند.

اهمیت خوانش تاریخ به این شکل امروزه و در زمانه‌ای که تشکل‌های نوظهور و زائده‌های به جا مانده از دولت پیشین در تلاش برای به یغما بردن میراث جنبش دانشجویی سر و دست می‌شکنند بسی ضروری‌تر می‌نماید.

:::::

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

8 + 2 =