۱۷:۲۸ - ۱۳۹۲/۱۲/۱۱ رضا نساجی:

نظام آموزش و پرورش چاپلوس، چریک !

تشکل‌های دانش‌آموزی سکولار - از قبیل «شورای دانش‌آموزی» و «پیشتازان و فرزانگان» - را به جای «انجمن‌های اسلامی دانش آموزان» در مدارس گسترش دادند. نتیجه اینکه در غیاب تشکل‌های مذهبی که دانش‌آموزان را در انجمن‌های اسلامی دانش‌آموزی سازماندهی و آموزش داده به نسل آینده «انجمن‌های اسلامی دانشجویان» در دانشگاه‌ها تبدیل کند، دانشجویان سکولار و یا بی‌‌میل به فعالیت‌های سیاسی رشد پیدا کردند.

مبارزه (رسانه تحلیلی خبری دانشجویان خط امام) – رضا نساجی: عادت داریم پلوخوری راه بیندازیم، یکی را با لگد از سر سفره بروکراسی بلند می‌کنیم و دیگری را می‌نشانیم. اسمش را هم می‌گذاریم “اصلاح” یا می‌گذارند “تصفیه انقلابی”، اما در واقع رفیق‌بازی و باندبازی است و اساسا فکر عمیق و دلسوزانه‌ای برای تزکیه درازمدت و بنیانی وجود ندارد. اولین بار این مرحوم دهخدا بود که اسم دارالشورای ملی دوره مشروطه را گذاشت پلوخوری. اما بحمدالله الان به جایی رسیده‌ایم که با اطمینان می‌توانیم بگوییم کل مملکت یک پلوخوری بزرگ است. چربی پلو و چلو شاید فرق کند وگرنه سفره، سفره است.

جهل و فرصت‌طلبی در کل بروکراسی حاکم است. در مقام عمل؛ کارهایی می‌کنند که خودشان نمی‌دانند نتیجه‌اش چیست و چقدر به اهداف درازمدتشان آسیب می‌زند. یا برعکس در مقام نظر؛ تحقیقاتی می‌کنند که خودشان از قبل می‌دانند نتیجه‌اش چیست و فقط برای سنگین و رنگین کردن کارنامه‌شان انجامش می‌دهند. (دیالوگ طنز سریال “بله آقای وزیر” تلویزیون BBC را به یاد بیاورید که می‌گفت دولت تحقیقی را شروع نمی‌کند مگر آنکه از قبل بداند نتیجه‌اش چیست)

مثلا در آموزش و پرورش. آقای دکتر مظفر – وزیر آموزش و پرورش دولت اول آقای خاتمی که آن‌زمان خط امامی بود و حالا اصولگرا شده – عضو موسس و شورای مرکزی انجمن اسلامی معلمان بود و بالتبع جایگاه انجمن‌های اسلامی را در مدارس می‌دانست. ظاهرا انقلابی‌ترین عضو کابینه خاتمی هم بود؛ اما در دوران ایشان تشکل‌های دانش‌آموزی سکولار – از قبیل تشکهای «شورای دانش‌آموزی» و «پیشتازان و فرزانگان» – را به جای «انجمن‌های اسلامی دانش آموزان» تأسیس و در مدارس گسترش دادند. نتیجه اینکه در غیاب تشکل‌های مذهبی که دانش‌آموزان را در انجمن‌های اسلامی دانش‌آموزی سازماندهی و آموزش داده به نسل آینده «انجمن‌های اسلامی دانشجویان» در دانشگاه‌ها تبدیل کند، دانشجویان سکولار و یا بی‌‌میل به فعالیت‌های سیاسی رشد پیدا کردند.

در مقابل، «سازمان بسیج دانش‌آموزی» زیر مجموعه تشکیلات بسیج و سپاه، در تک تک مدارس دفتر باز کرده و نسل آینده «بسیج دانشجویی» را پرورش داد.

باقیمانده انجمن‌های اسلامی دانش‌آموزی هم در اثر بی‌لیاقتی مسئولان آموزش و پرورش خاتمی، آلت دست اصولگراها شدند و نسل دانشجویان برآمده از تشکل‌های سکولار دانش‌آموزی در بدو ورود به دانشگاه، باقیمانده انجمن‌های اسلامی دانشجویان دارای گرایش مذهبی را متلاشی کردند تا «دفتر تحکیم وحدت» به وضعیت امروز بیفتد. ضمن آنکه تأسیس تشکل‌های سکولار در دانشگاه‌ها مثل شورای صنفی و کانون‌های فرهنگی-هنری هم در انزوا و تجزیه انجمن‌های اسلامی تأثیر داشت (برنامه مسئولان وزارت علوم خاتمی این بود که فضای را برای فعالیت قانونی دانشجویان سکولار در این تشکلها باز کنند تا مانع ورود آنان به انجمن اسلامی شوند، اما عکس این برنامه رخ داد)

حالا هم به نظر می‌رسد مشابه همان افراد و افکار دوباره به وزارت علوم و وزارت آموزش پرورش بازگشته‌اند البته در درجات ضعیف‌تر و سخیف‌تری که جلوی پایشان را هم نمی‌توانند ببینند چه برسد به تفکر بلندمدت. نه تنها نمی‌دانند (برخلاف مدیران دوران اصلاحات که به مراتب روشنتر بودند اما نتیجه کارشان بسیار منفی بود) که اصرار دارند چیزی نشنوند و ندانند. در نتیجه انتظار چندانی نمی‌توان داشت حتی اگر روسای تمام دانشگاه‌ها و همه مسئولان آموزش و پرورش را تغییر دهند. سیستم آموزش و پرورش و آموزش عالی به نحوی شکل گرفته که یا دانشجوی “حزب‌اللهی چاپلوسِ حاکمیت” پرورش می‌دهد یا “غربگرای چریکِ ضدحاکمیت”.

البته لازم به توضیح نیست که در دوران اصولگراها، جهل مرکب و فرصت‌طلبی مضاعف حاکم بود. آنها که بعد از هشت سال حاکمیت، اصلا نفهمیدند ماهیت و کارکرد تشکل‌های دانش‌آموزی مثل پیشتازان یا شورای دانش‌آموزی چیست، چه برسد به تشکلهای دانشجویی مثل کانون‌های فرهنگی. آنها فقط تشکل‌های با تابلوی مخالفت سیاسی آشکار را بستند و تشکل‌های موافق را باز کردند. فهم آن آدم آهنی‌های بروکراسی، کاملا صفر و یکی بود!

::::

۱ دیدگاه

  1. بصائر :

    مطمئنم که در عقبه این اقدام وزیر وقت آموزش و پ یعنی آقای مظفر در ترویج تشکلهای سکولار یک نقشه کاملا حرفه ای و علمی شیادانه قرار داشته است ! بنده اصولا آقای مظفر را وزیری می دانم که بر آقای خاتمی تحمیل شده بودند و کاملا غیر همفکر خاتمی بودند.آقایان عزیز اینها جوان استعداد شکفته ، عاقل و محقق که نمی خواهند !دقیقا به هدف زدید! اینها یا چریک فرمانبر آماده بخور می خواهند یا سکولار بی هویت!!!!دست مریزاد آقای نساجی.دست مریزاد.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

+ 12 = 21