۲۱:۰۰ - ۱۳۹۳/۰۵/۲۶ سید محی الدین فاضلیان:

فرجی دانا در برابر اصحاب دروغ و افترا

به اصحاب دروغ و تهمت و افترا هم بگویم که از روز چهارشنبه و دفاعیات این عالم متعهد بهراسید و واهمه داشته باشید؛ چرا که فرمودند: اتقوا فراسة المؤمن، فإنه ینظر بنور الله. ایمان دارم تقدیر استیضاح هر چه که باشد او سیاوشانه از آتش گذر خواهد کرد. اگر بر صدارت وزارت بماند که بهتر! اگر نه، گویی امیرکبیر را بار دیگر رگ زده اند.

faraji dana (2)مبارزه (رسانه تحلیلی خبری دانشجویان خط امام): در پی طرح استیضاح وزیر علوم در مجلس، اعتراضات دانشگاهیان به اقدام سیاسی مجلسیان ادامه دارد. آنچه در ادامه می آید، یادداشت انتقادی سید محی الدین فاضلیان (دبیر اسبق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران) است:

 به نظرم روز سوم تحصن فاجعه کوی ۲۴ خرداد ۸۸ در مسجد دانشگاه تهران بود که گفتند در دفتر مسجد جلسه ای با حضور رئیس دانشگاه، رئیس نهاد رهبری و دکتر فرجی دانا به همراه تعدادی از اساتید و مسولین دانشگاه شکل گرفته و از من هم به عنوان فعال دانشجویی برای حضور دعوت شد. تا قبل از آن فقط چند باری اسم او را شنیده بودم. اولین بار برای رای نیاوردن از مجلس ششم در سال۸۲ و دیگری تودیع وی و معارفه آیت الله عمید در سال۸۴٫ تصویر درستی از فرجی دانا نداشتم، ولی برایم عجیب بود؛ رئیسی که ۴ سال نام و نشانی از وی نبود، امروز خودش حضور پیدا کرده است. برایم مبهم بود که انگیزه حضورش چیست. اما از بدو ورودم از آن جلسه تا به امروز، از ابهامم نسبت به شخصیت وی کاسته، و بر تحیرم روز به روز افزوده شد.

فرجی دانا در صدر مجلس نشسته بود. مسول نهاد سمت چپ و دکتر رهبر؛ رئیس دانشگاه تهران، متواضعانه سمت راست وی نشسته بودند. حالتی که از ایشان نه تا آن روز و نه از آن به بعد هیچ گاه ندیدم.

فرجی را فردی یافتم که آرام، متین، محترمانه و با وقار سخن می گفت. اتفاقا وقار و متانتش بود که دلسوزی و نگرانی اش در قبال دانشگاه را برای من قابل فهم می کرد. تن صدایش بالا نمی رفت. ذره ای دغدغه سیاسی در کلامش نبود. رفتارش همراه با گفتارش در مدیریت و ایجاد آرامش و عقلانیت درفضا کارساز بود و به نظرم حتی رفتارش نسبت به گفتارش موثرتر هم بود. نقش فرجی باعث شد در آن روز تحصن پایان پذیرد. کمیته حقیقت یاب کوی دانشگاه تهران شکل گرفت، تا خشم و ناراحتی جای خودش را به عقلانیت و تدبیر دهد، تا در هنگامه بلا و ابتلا، حقیقت قلب و مخفی نشود.

اولین جلسه بعد از اعلام موجودیت کمیته جلسه عجیبی بود. تقریبا همه بودند. ترکیبی از اشخاص حقیقی و حقوقی دانشگاهی، و نیز چند نفر از نمایندگان مجلس که پس از شروع جلسه به ما ملحق شدند. حاج آقای ابوترابی، دکتر عباسپور، الیاس نادران و علیرضا زاکانی!

فرجی این بار هم در صدر مجلس نشسته بود. چرا که همه از وی خواسته بودند تا سکان این کمیته به دستان اعتماد آفرین او باشد و بیش از همه دکتر فرهاد رهبر، که در همان جلسه مسجد به ایشان گفت: شما به هر تصمیمی برسید برای من پذیرفتنی است. لذا دو نفر از معاونینش را مامور کرد که همراه و همیار فرجی دانا در این کمیته باشند..

وقتی حاج آقای ابوترابی آمد همه او را به سمت رئیس جلسه هدایت کردند. فرجی هم مشتاقانه به استقبال او رفت و ایشان را در کنار خود جای داد.

سید مهربان دانشگاه تهرانی ها با لحنی پر از بغض و اندوه لب به سخن گشود و از ظلم رفته بر دانشگاهیان گفت و بیش از آن از حسرت نبودن و نماندنش در چنین جمع بی آلایشی سخن راند. حرف های غیر معمولی نمی زد، اما حال همه را دگرگون کرد، که این ویژگی بسیاری از معلمین اخلاق است. من کنار دکتر خلیلی عراقی؛ استاد موسپید و دلنشین دانشگاه تهران نشسته بودم. همه اندوهگین بودند. اما او بی پیرایه اشک بر چشمانش جاری شد و راه را برای دیگران باز کرد.

به گمانم کمیته به سه کارگروه تقسیم شد، تا هر آنچه که لازم است انجام دهد.گزارشی تهیه شد، گزارشی که تقریبا بر پایه مستندات بسیج دانشجویی و نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری تدوین شده بود. گزارشی منصفانه که این بار مستدل و مستند همه ما را اندوهگین و مضطرب کرد.

گزارش به نهادهای مربوطه ارسال شد؛ به امید پیگیری و دیگر مسائلی که پیش آمد و نیامد.

غرضم از این نوشته چیز دیگریست. سال ۸۸ با همه ناگواری هایش، برای من شیرینی آشنایی با دکتر رضا فرجی دانا را به یادگار گذاشت.

مهم نبود جلسه تعدادش اندک است یا افزون، اصلاح طلبند یا اصول گرا، بسیجی اند یا انجمنی؛ او آنچنان مدیریت می کرد که همه، حرف ها و نگرانی هایشان را به شکل ایده آلی در جمع بندی او می دیدند که بیش از هر چیز حق در آن جلوه گری می کرد.

او حتی یک بار هم به عنوان رئیس کمیته، حاضر به مصاحبه نشد. حتی دعوت در جلسات دانشجویی که پیگیر تظلم خواهی دانشجویان و دانشگاهیان بودند را رد کرد. او اعتقاد داشت که من کارم را انجام داده ام. از این به بعد از منِ معلم دانشگاه کاری بر نمی آید، و کارهایی از این دست بیشتر شائبه و رنگ و بوی سیاسی دارند و من تنها اعاده حیثیت دانشگاه، دانشگاهیان و استقلال و استعلای آن را مد نظر دارم.

او اگر سیاسی بود از موقعیت آن ایام و اجماع حداکثری و مقبولیت بلارقیبی که در فضای دانشگاه داشت به خوبی می توانست بهره برداری کند؛ که اگر چنین می کرد کسی بر او خرده نمی گرفت. حتی ممکن بود بر معروفیت و محبوبیتش افزوده شود. اما دیگر فرجی دانا با همه اصول و خلقیات حسنه اش نبود…

آن روزها من طعم مدیریت دانشگاهی عالمانه و دلسوزانه ی توامان را چشیدم و چقدر حسرت خوردم و بر سیاسی کاری مجلسیان دوره ششم خشمگین شدم، که چنین گوهری را از جامعه دانشگاهی دریغ کردند و بی شک همچون منی از آن بی رحمی سیاسی چشم پوشی نخواهد کرد.

اتفاقا همان ایام به روزنامه ای در انباری منزل برخورد کردم که از جلسه رای اعتماد دکتر فرجی دانا در مجلس ششم گزارشی تهیه کرده بود، مبنی بر اینکه حرف و حدیث ها در مجلس حکایت از رای نیاوردن دکتر در مجلس داشت. رئیس جمهور تقاضای وقت برای صحبت کرد، اما به لحاظ قانونی فرصتی برای او نمانده بود. از سر ناچاری یادداشتی به رئیس مجلس می رساند که لااقل این را از طرف من به نمایندگان بگویید. متن یادداشت به این مضمون بود: من با اخلاق تر، مدیرتر و عالم تر از فرجی دانا نمی شناسم و ندارم. حال تصمیم با شماست …

این تعابیر، درست همانی است که هست. هر کس با فرجی دانا چند صباحی نشست و برخاست داشته باشد معترف به خصائل حسنه عدیده او می شود.

چند روز پیش، آقای رئیس جمهور گفت: «دکتر فرجی دانا را فردی لایق، دانشمند، تحصیل‌کرده، مدیر و مدبر و با اخلاق می‌دانم و امروز بیش از آنچه در روز اول از لیاقت‌های او مطلع بودم، در عمل، ویژگی‌های اخلاقی ایشان را بیشتر لمس کردم.»

معاون اول رئیس جمهور هم که در یادداشتش حرف قاطبه جماعت دانشگاهی را زده اینگونه می گوید: در تدین و سابقه انقلابی او در مقاطع مختلف انقلاب و دفاع مقدس واقعا تردیدی نیست، اما علاوه بر آن‌ها یک دانشمند به تمام معنا و یک استاد و محقق ممتاز در کشور است که در هرجا هم مطرح بوده انصافا سیاسی کار نکرده است ولی می‌بینیم سرنوشت عجیبی دارد….. عقلانیت و تدبیر و نجابت و اخلاق و داشتن فهم علمی و رویکرد قانونی در همه جا لازم است، اما در دانشگاه لازم‌تر، من که هر وقت متانت و صبر و سلوک دکتر فرجی‌دانا را می‌بینم به داشتن وزیری مثل او در این حوزه افتخار می‌کنم. دکتر فرجی‌دانا واقعا هم شان وزیر علوم در نظام جمهوری اسلامی است که تاکنون توانسته برنامه های دولت را با موفقیت در این حوزه پیش ببرد و قطعا رئیس جمهور و دولت هم مصمم‌اند.”

معاون پارلمانی نیز گفته است: “آقای فرجی‌دانا فرد کم حرفی است و اهل این نیست که خیلی بیاید و تبلیغات بکند اما با گذشت هر روز در دولت، اعضای دولت به این واقعیت اذعان کردند که ایشان با حرکتی سنجیده مسائل دانشگاه را پیش برده است و فردی متین و دانشمند و دانشگاه و ارزشی است. اگر اصولگرایان به شاخص های واقعی اصولگرایی اعتقاد داشته باشند من نمی دانم این تعهد علمی و دینی و ملی و تلاش و پیگیری ایشان را چه می نامند.”

اصلا گل روی برادران و خواهران ارزشی و اصولگرا قسمتی از مصاحبه اخیر رئیس سازمان بسیج دانشجویی کشور هم عینا نقل می شود: ” بنده ایشان را از زمان ریاست شان بر دانشگاه تهران می شناسم. آن زمان بنده مسئولیت بسیج دانشگاه را بر عهده داشتم. قضاوت منصفانه در مورد ایشان این است که یک شخصیت علمی با مبانی تفکر انقلابی و جبهه رفته ای است و به لحاظ اعتقادی فردی، انسان متدین و ارزشی محسوب می شود منتهی آقای فرجی دانا در نوع نگاه و تفکرات بسیار شبیه به طیف اصلاح طلبی یا داخل در اردوگاه اصلاح طلبان است است و ابایی هم از گفتن آن ندارد. نوع نگاهی که بعد از استقرار ایشان در وزارت علوم حاکم شد، بسیار بسیار نزدیک به نگاه هایی است که در دوره اصلاحات در وزارت علوم ساری و جاری بود. البته منصفانه این است که بگوییم رویکردهای فرهنگی که در وزارت علوم وجود دارد خیلی متفاوت از رویکردهای فرهنگی دوره اصلاحات است. خیلی اصلاح شده تر و نزدیک تر به واقعیت و با ملاحظات بیشتری در حال تداوم و حرکت است”

و تعابیری از این دست که همگی حکایت از آن داردکه فرجی اهل کتمان سرّ و سکوت است، و فقط باید با او بنشینی تا به حسنات او پی ببری.

روایت فتح را که یادتان هست! یک بار رزمنده ای را در حال مجاهدت نشان می داد، او ناراحت و عصبانی به فیلمبردار خطاب می کرد که برادر فیلم نگیر و بلافاصله صدای شهید آوینی بر تصویر اضافه می شد که “ای کاش می شد تا تو را در مأمن گمنامی ات رها کنیم و بگذریم، که تو اینچنین می خواستی. امّا ای عزیز، اجر تو در کتمان است و اجر ما در افشا کردن؛ تا تاریخ در افق وجود تو قله های بلند تکامل انسانی را ببیند.”

امروز وظیفه من آن است تا شخصیت فرهیخته، دانشمند، انقلابی، ارزشی، با اخلاق و در یک کلام؛ مومن و متقی این روزگار را فریاد بزنم و همگان را از این گوهر کمیاب انسانی مطلع سازم.

من به عنوان جزئی از خیل کثیری از ارادتمندان دکتر فرجی دانا که به منزله شاگردان او هستیم، دوست دارم با معلم سال های مدرسه او آقای محمدرضا اسماعیلی مقدم همراه شوم؛ که در مرقومه ای اعلام کرد: “به جهت وظیفه دفاع از حقوق یک انسان محجوب و مأخوذبه‌حیا، بر خود فرض می‌بینم در پیشگاه خداوند و به ‌دور از هرگونه مصلحت‌اندیشی جناحی و منفعت شخصی از ایشان دفاع کنیم و با بیان حقایق از «نخبه‌کشی» مرسوم در تاریخ کشور مانع شوم و به سهم خویش در جهت تنویر زوایایی که در محاق مانده مطالبی را خصوصا به عرض نمایندگان محترم مجلس برسانم.”

به نوبه خود از نمایندگانی که استیضاح دکتر فرجی را به سرانجام رساندند کمال تشکر را دارم. چرا که باعث شدند تا این گوهر مکتوم درخشندگی ای فراتر از صحن دانشگاه و در مقابل دیدگان ملت بیابد. قدردان شما هستم که مردی که سکوت و خدمت را در پیش گرفته، قرار است به حرف وادارید و او را به همگان معرفی نمایید. اما عاجزانه می خواهم که کارتان را کامل و به دقت انجام دهید. از او سوالات متعدد و مشخص بپرسید. اصلا او را عالمانه به چالش بکشید تا عیارش مشخص تر شود. اما به هنگام قضاوت و رای دادن این نکات را به یاد بیاورید:

فرجی دانا سیاسی نیست. در سیاسی نبودن او همین بس که در سال ۸۲ از مجلس اصلاح طلب رای اعتماد نگرفت و امروز پس از گذشت ۱۱ سال در مجلس اصولگرا استیضاح می شود. فرجی دانا همان “فرجی”آن سالهاست ؛ اما با رزومه ای علمی تر و وجهه ای محبوب تر در فضای دانشگاهی.

فرجی همان آدم عالم و ارزشی روزگار قدیم است. اصحاب سیاست به خود بنگرند و چرخش های ۱۱ ساله شان را در نظر آورند! چه مخالفان و چه موافقان دیروز و امروز او!

وجدان بیدار ملت، آگاه و هوشیار به عرصه می نگرد و بی شک جماعت دانشگاهی این را در تاریخ ثبت خواهند کرد.

به گمانم تا به امروز سابقه نداشته که وزیر علوم جمهوری اسلامی استیضاح شود. و چه سری است که داناترین شان امروز به استیضاح کشیده می شود؟ الله اعلم. طرفه آنکه اولین وزیر استیضاحی دولت تدبیر و امید هم هست، وزیری که بدنه مربوطه اش او را بر چشمان شان می گذارند.

نمایندگان محترم مجلس، ریاست محترم مجلس، ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران و همه دلسوزان نظام مقدس جمهوری اسلامی!

دکتر رضا فرجی دانا در تقاطع ارزشهای متعدد معنوی و انسانی قرار گرفته است. هر که با هر سلیقه سیاسی او را درک کرده بر خصائل نیکو و شخصیت علمی او معترف است. به قول دکتر امراللهی رئیس اسبق سازمان انرژی اتمی: “ایشان یکی از برجسته ترین چهره های رشته مهندسی برق در کشور هستند که تمام استادان و دانشجویان و حتی در و دیوار دانشکده فنی هم این امر را شهادت می دهند.”

در سابقه جبهه ای او همین بس که سردار علی فضلی در سال جاری در جلسه ای با موضوع راهیان نور عنوان کرده که از افتخارات من این است که در مقطعی از جنگ دکتر فرجی دانا فرمانده من بود.

فرجی دانا مصداق اتم و اکمل تعهد و تخصص توامانی است که در یاران صدیق خمینی سراغ داریم.

فرجی دانا از تبار چمران و باقری و همت و باکری است که خود یک عنوان و نام؛ برای بالیدن و افتخار دلدادگان راه بنیانگذار کبیر جمهوری اسلامی ایران است.

باز به قول معلم سالهای مدرسه دکتر، آشناترین واژه برای فرجی حق است. شما سوال کنندگان هم لا اقل اثبات کنید که در رفتار شما شائبه ای از حرکت سیاسی و جناحی وجود ندارد.

اما به اصحاب دروغ و تهمت و افترا هم بگویم که از روز چهارشنبه و دفاعیات این عالم متعهد بهراسید و واهمه داشته باشید؛ چرا که فرمودند: اتقوا فراسة المؤمن، فإنه ینظر بنور الله. ایمان دارم تقدیر استیضاح هر چه که باشد او سیاوشانه از آتش گذر خواهد کرد. اگر بر صدارت وزارت بماند که بهتر! اگر نه، گویی امیرکبیر را بار دیگر رگ زده اند.

و در پایان خاضعانه و عاجزانه به عنوان یک دانشجو پیشنهاد می دهم که اگر راضی می شوید، “ستاره”ای از همان هایی که در ۸ سال کذایی تکذیب می شد و امروز به خاطر همان ها مدعی شده اید، بر پس و پیش اسم من اضافه کنید. اما ستاره پر فروغ سپهر دانایی را از ما دانشگاهیان دریغ نکنید. چرا که او فرجی در دانایی کشور خواهد بود.

منبع: جماران

::::

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

53 - = 52