۰۸:۰۰ - ۱۳۹۴/۰۴/۱۶ آسییب شناسی دیدار دانشجویان با رهبری نظام

دیدار با دانشجویان؛ انعکاس صدای واقعی دانشگاه ؟!

آیا آن بخشی از جامعه دانشجویی که تنها در دو سال گذشته به سبب فرصتی که به مدد انتخابات سال 92 در جهت کسب فرصت های برابر برای آنها ایجاد شده است توانسته است فقط بیش از 40 «انجمن اسلامی» را به صورت قانونی در دانشگاه ها به دست بگیرد به اندازه ی معدود تشکل های مجموعه ای که غیر قانونی خود را دفتر تحکیم وحدت می خواند نباید حق حضور در این دیدار و سخنرانی در مقابل رهبری را داشته باشد؟

مبارزه(رسانه تحلیلی خبری دانشجویان خط امام):

سابقه دیدار دانشجویان با رهبری به همان آغازین روزهای زعامت آیت الله خامنه ای برمی گردد. سنت حسنه ای که حداقل سالی یک بار و گاهی تا سالی چند بار نیز رخ داده است تا دفتر ثبت این دیدار ها را شصت و اندی صفحه ای کند. بررسی مطالب مطروحه در این دیدار ها نیز به نیکی نشان می دهد که اهمیت موضوعات عنوان شده نیز حقاً و انصافاً از سطح بالایی برخوردار بوده است تا آنجا که هرساله نگاه ها به دنبال اخبار منتشره از این دیدار است تا مشخص شود امسال دانشجویان و رهبری به چه نکات ویژه ای پرداخته اند تا برای چند روزی تیتر یک رسانه  ها باشد.

اهمیت این دیدار برای دانشجویان عموما از این منظر است که فرصت نقد یا تایید سیاست های حاکم بر کشور را بدون واسطه و لکنتِ زبان در محضر شخص اول مملکت می یابند که بی شک خلق چنین فرصتی برای استقرار نظام مردم سالاری دینی نیز اجتناب ناپذیر است چنانکه در سیره ائمه ی اطهار نیز ارتباط بی واسطه و مدام با مردم به روشنی دیده می شود. از سوی دیگر مواجهه ی مداوم رهبری با قشر فعال و جوان جامعه و شنیدن دغدغه های آنها می تواند درک دقیقی از آخرین فضای ذهنی و مطالبات توده های نسل جوان انقلاب را برای ایشان فراهم کند.

اما از جمله ملزوماتی که می تواند محاسن یاد شده را محقق سازد ترکیب جمعیتی واقعی در حضار و سخنرانان این دیدار است. فارغ از حق انکار نشدنی فرصت برابری که طیف های مختلف دانشجویی برای همنشینی و همکلامی با رهبری دارند، عدم دقت و تقید به رساندن صدای واقعی دانشگاه به گوش رهبری نظام می تواند آسیب هایی را نیز در برداشته باشد. از آنجا که جایگاه رهبریِ نظام، مشی پدرانه و چتری گسترده بر همه طیف هایی که دل در گروی اسلام و انقلاب دارند را می طلبد؛ عدم توجه به امکان ایجاد و کسب فرصت های برابر ممکن است احساس این نقش پدرانه را برای طیف های مغفول مانده کمرنگ کند یا مسئولین و ناظرین عالی رتبه ی نظام را دچار اشتباه محاسباتی نادیده انگاری تفکرهای غیرهمسو کند که البته نفس تقسیم بندی دانشجویان یا تشکل های دانشجویی به خودی و غیرخودی نیازمند آسیب شناسی مجزایی ست که در این مقال نمی گنجد.

برای آسیب شناسی و بررسی این جلسات، نگاهی به دیدار های ۱۴ سال گذشته دانشجویان با رهبری از جنبه یاد شده می اندازیم. نمایندگان بسیج دانشجویی همواره در تمام جلسات در صدر مجلس حضور دارند و طبیعتاً نماینده ی آنها پای ثابت سخنرانان تمام جلسات است آنچه واضح است عموما موضع سیاسی بسیج دانشجویی ذیل عنوان اصولگرایی و همنوا و همصدا با جناح راستگرای سیاسی کشور است. اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان نیز از بدو تاسیس ماموریت سیاسی خود را در همراهی با راستگرایان تعریف کرده است و صراحتا در انتخابات های مجلس و ریاست جمهوری نیز لیستی از کاندیداهای اصولگرا که مورد تایید شورای مرکزی اتحادیه قرار گرفته است را برای حمایت منتشر می کند؛

didar

آنها نیز در ۱۴ سال گذشته همیشه اجازه حضور پررنگ خود را پشت تریبون سخنران جلسه دیدار با رهبری کسب کرده اند. تشکل جنبش عدالت خواه دانشجویی تا حدودی سعی کرده است حضور خود را دیدار رهبری متمایز کند تا جاییکه مرتضی فیروزآبادی نماینده این تشکل در دیدار سال ۸۶  به رابطه مردم با رهبری و معنای ضدیت با ولایت فقیه می پردازد که پاسخ های هوشمندانه ای نیز از جانب آیت الله خامنه ای دریافت می کند هرچند تحرک و خلاقیت این تشکل در این جلسات پسندیده و پذیرفتنی است اما رویکرد سیاسی این مجموعه نیز چنانچه در انتخابات سال ۹۲ حلقه اصلی جوانان همراه و همگام با سعید جلیلی را تشکیل می دادند به سمت اصولگرایان میل می کند.

این سابقه و رویکرد سیاسی برای دیگر پای ثابت دیدار های رهبری یعنی نمایندگان اتحادیه انجمن های اسلامی مستقل نیز به شکل مفصل تری برقرار است.

اما دفتر تحکیم وحدت که از سال ۸۰ رسما دچار انشقاق شده است و موجودیت قانونی، مشروعیت و مشکلات داخلی عدیده ی این مجموعه علی الخصوص در سال های اخیر خود نیاز به بحث و بررسی مفصلی دارد نیز عموما در این دیدار ها فرصت ابراز وجود و عرض اندام پیدا کرده است. بررسی جهت گیری سیاسی نمایندگان این مجموعه در ۱۴ سال اخیر نیز در جدول زیر آمده است :

سال

نماینده

گرایش سیاسی نزدیک

۸۱

احمد علمشاهی

اصولگرا

۸۲

سید مهدی طباطبایی

اصلاح طلب

۸۳

بدون نماینده

-

۸۴

سید محمد بیاتیان

اصولگرا

۸۵

حامد ملاداوودی

اصولگرا

۸۶

بدون نماینده

-

۸۷

مهدی عباسی مهر

اصولگرا

۸۸

زهرا احمدی

اصولگرا

۸۹

رامین محمدی

اصولگرا

۹۰

سمیه چیتی

اصولگرا

۹۱

مهدی امیریان

نامشخص

۹۲

مصطفی صادقی فر

اصولگرا

۹۳

علی بیانی

اصولگرا

البته هر از گاهی فردی به نمایندگی از انجمن اسلامی دانشگاه تهران نیز اجازه سخنرانی یافته است که محی الدین فاضلیان در سال ۸۹ و مصطفی دینی در سال ۹۲ از جمله ی این فرصت هاست

 اما چنانچه مشخص شد اکثر قریب به اتفاق کل  فرصت های ایجاد شده در ۱۴ سال اخیر دربست در اختیار یک سلیقه سیاسی خاص است. آیا مسئولین برگزاری و هماهنگی این جلسات نمی اندیشند خواسته یا ناخواسته بخش گسترده ای از جامعه ی دانشجویی را از حق خود برای ابراز عقاید و نظرات خود در مقابل عالی ترین مقام سیاسی کشور محروم کرده اند؟

آیا آن بخشی از جامعه دانشجویی که تنها در دو سال گذشته به سبب فرصتی که به مدد انتخابات سال ۹۲ در جهت کسب فرصت های برابر برای آنها ایجاد شده است توانسته است فقط بیش از ۴۰ «انجمن اسلامی» را به صورت قانونی در دانشگاه ها به دست بگیرد به اندازه ی معدود تشکل های مجموعه ای که غیر قانونی خود را دفتر تحکیم وحدت می خواند نباید حق حضور در این دیدار و سخنرانی در مقابل رهبری را داشته باشد؟

مگر رهبری در همین دیدار اخیر نگفتند از «رقابت گفتمانی» در دانشگاه ها نترسید پس چرا امکان تبلور این رقابت در این جلسه مهم از بخش عمده ای از دانشجویان سلب می شود؟ آیا نتیجه تاکید مکرر معظم له برای راه اندازی کرسی های آزاد اندیشی این رویه گزینشی ست؟

آیا حذف فیزیکی یک سلیقه سیاسی قانونی و موجه که اتفاقا با نظارت و رای روسای دفاتر نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاه ها رسمیت یافته اند از ترکیب جمعیتی نمایندگان دانشجویان مطابق با سیاست نظام مبنی بر دفع حداقلی و جذب حداکثری ست؟

در جمهوری اسلامی ایران که قرار بود مارکسیست ها هم اجازه ابراز وجود و دفاع از عقاید خود را داشته باشند اکنون با چه منطقی فرزندان روح الله در انجمن های اسلامی پیرو خط امام نیز از حق قانونی خود برای اعلام دلبستگی ها و نگرانی های خود به رهبری جمهوری اسلامی محروم هستند؟ آیا ایشان از این تنگ نظری برخی برگزار کنندگان این دیدار باخبرند؟

پاسخ به این پرسش های مهم تنها می تواند گوشه هایی از عواقبی که ممکن است به سبب بی توجهی و ادامه ی این رویه حادث شود را روشن کند.

::::

۱ دیدگاه

  1. دانشجو :

    کلام تون صحیحه
    ولی این ۴۰ تا انجمنی که می گویید هم صد در صد برخواسته از بطن دانشجویان نیست، توی دانشگاه خودمان بنده دیدم که چه طور بودجه بهشون داده می شود البته قانونی!منتها قانونی که فقط واسه این تشکل صدق میکنه گویا!!!
    عضو گیری شون رو هم دیدیم!!بعد از ماه ها تلاش و به این در اون در زدن ۱۰_۲۰ نفر به زور تونستن جمع کنند.
    ولی خب همه شون حنجره های قدرتمندی دارند الحمدالله

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

35 + = 41