۰۰:۰۸ - ۱۳۹۵/۰۷/۱۹ رضا نساجی

کشتن کورسوی امید در دانشگاه

هشت‌ماه مانده به انتخابات ریاست‌جمهوری، دولت آقای روحانی با دو تهدید روبروست: نخست؛ مخالفان رادیکال دولت که از هر تلاشی برای پایین کشیدن روحانی از عرصه قدرت فروگذار نمی‌کنند، و دیگر؛ مسئولان محافظه‌کار دولت که از هر کنشی که به از دست دادن کرسی قدرت خود در این چند ماه (که امیدوارند با همین شرایط در چهار سال آینده ادامه یابد) بینجامد، پرهیز می‌کنند.

مبارزه(رسانه تحلیلی خبری دانشجویان خط امام)-رضا نساجی:
هشت‌ماه مانده به انتخابات ریاست‌جمهوری، دولت آقای روحانی با دو تهدید روبروست:
نخست؛ مخالفان رادیکال دولت که از هر تلاشی برای پایین کشیدن روحانی از عرصه قدرت فروگذار نمی‌کنند،
و دیگر؛ مسئولان محافظه‌کار دولت که از هر کنشی که به از دست دادن کرسی قدرت خود در این چند ماه (که امیدوارند با همین شرایط در چهار سال آینده ادامه یابد) بینجامد، پرهیز می‌کنند.

دولت اعتدال‌گرای آقای روحانی با شعار «تدبیر و امید» روی کار آمد و رقیب/رفیق اصلاحطلب او آقای عارف هم با شعارهایی از جنس «امید» به مجلس رفت. اما آیا امیدی هست؟ آیا امیدی هست وقتی می‌بینیم نه تنها میان دولت و بدنه اصلاحات شکافی عمیق وجود دارد و میان اجزای دولت هم هماهنگی نیست، بلکه هر کسی تنها به منافع کوتاه‌مدت خود می‌اندیشد و این اجزای متفرق و متشتت از تلاش هماهنگ برای گذار کشور از بن‌بستی حاصل دولت پیشین و متحدان رادیکال آن (رادیکال در محافظه‌کاری فرهنگی، اجتماعی و سیاسی) است، پرهیز دارند؟
از وعده‌های اقتصادی دولت برای گذار سریع از بحران می‌گذرم، چرا که بحران اقتصادی ناشی از دولت گذشته نه به آسانی قابل حل بود و نه کلید سیاست خارجی برای آن کفایت می‌کرد. درباره وضعیت فرهنگی و اجتماعی کشور هم که به نظر می‌رسد رئیس دولت ناتوان از تحریک وزرای محافظه‌کار ارشاد و کشور به اصلاح رویه است. می‌ماند مسئله دانشگاه که دغدغه امروز من به عنوان یک «کنش‌گر» دانشجویی است (مسند «تحلیل‌گری» را بگذاریم برای نظریه‌پردازان تشکل‌های دانشجویی اصولگرا!).

اجازه بدهید از سطح یک دانشگاه آغاز ‌کنیم و به سطح کلان وزارت برسیم. در دانشگاه علامه طباطبایی که عنوان بزرگ‌ترین دانشگاه علوم انسانی را یدک می‌کشد و هنوز جراحات دوران دیکتاتوری حجت‌الاسلام شریعتی به قوت خود باقی است، شاهد روندی نزولی هستیم که جز «پسرفت» نمی‌توان نامید، اگر نگوییم «انحطاط»! وقتی تغییرات مداوم مدیریتی دانشگاه با تشدید غلظت محافظه‌کاری همراه باشد، طبیعی است که برنامه سخنرانی درباره انحرافات عزاداری عاشورا در انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه با اندک سرو‌صدای برخی نهادها و گروه‌های فشار بیرون دانشگاه به سادگی تعطیل شود!
مشابه این واقعه در دانشگاه تهران هم رخ داده بود، و با توجه به اینکه برخی از مسئولان ارشد دولت سابق و لاحق در این دانشگاه و دانشگاه تهران حضور دارند، طبیعی است که ریشه این تنگ‌نظری‌ها را در وزارت علوم جستجو کنیم. تنگ‌نظری‌هایی که نتیجه‌ای جز کشتن کورسوی امید در دانشگاه و بالطبع جامعه ندارد.

همچنان که بارها تأکید کرده‌ام، به آقای روحانی رأی نداده و انتظاری از دولت ایشان هم نداشته‌ام، و لذا چیزی از وعده‌های ایشان به خاطر ندارم که به یادآوری آن بپردازم. البته اگر اراده‌ای از اجزاء یا کلیت دولت در برابر مخالفین ببینم که منتج یا حداقل مایل به اصلاح امور باشد استقبال خواهم کرد. درست مثل اصلاحات که به عنوان یک فعال «خط امامی» خودم را جزو نیروهای اصلاحات نمی‌دانم – چون هزینه‌ای برای اصلاحات نداده‌ام و در منفعت به قدرت رسیدنشان هم نمی‌توانم سهیم باشم – اما بنا به اصول ایجابی خود، در بعضی نقدها با ایشان همراهم و قائل به پرداخت هزینه هم هستم.
اما گویی دولت به همراهی امثال من نیازی ندارد، همچنان که به اصلاحطلبان پرشور و صاحب فکر هم شاید نداشته باشد. اساساً به نظر می‌رسد دولت در بسیاری بخش‌های خرد و کلان کسانی را انتخاب و منصوب کرده که مطمئن بوده به برنامه‌ها و وعده‌های آقای روحانی اعتقادی نداشته‌ و ندارند، لابد چون آن‌ها (برخلاف هواداران پرشور و پرتوقع آقایان خاتمی، موسوی و کروبی) توقع کمی دارند و دردسری هم درست نمی‌کنند!
نمونه‌‌ی این ادعا، معاون فرهنگی وزارت علوم است که بنا به فعالیت‌های سیاسی و البته اشتراک رشته تحصیلی، از شدت و حدت محافظه‌کاری ایشان در مواضع گذشته و عمکرد امروز وی اطمینان خاطر دارم. نمونه‌های دیگر را در وزارت ارشاد می‌توان یافت؛ از وزیر محترم گرفته تا معاونت سینمایی ایشان که پیش‌تر سخنگوی برنامه‌های مضحک دولت احمدی‌نژاد بود. و البته در حلقه نزدیک رئیس دولت، رئیس دفتری که رئیس ستاد آقای ولایتی بود و معاون ارتباطات و اطلاع‌رسانی که مسئول رسانه‌ای ستاد آقای قالیباف!

در این شرایط، طبیعی است که برخی اصلاحطلبان قدیمی و باسابقه که بختی برای ایفای مسئولیت در دولت نداشته‌اند، از حداقل حقوق خود و از جمله برای اظهار نظر علمی در دانشگاه که خانه‌ی خودشان است هم محروم شوند. گویی دولت‌مردان آقای روحانی برای دلخوشی مخالفان در باب جستن باقیمانده اصلاحطلبان و کشتن کورسوی «امید» در آنان، با جدیت اهتمام در همان کاری می‌کنند که محمود غزنوی در باب مخالفان گفته بود: «من از بهر عباسیان انگشت درکرده‌ام در همه‌ی جهان و قرمطی می‌جویم و آنچه یافته آید و درست گردد بر دار می‌کشند»!

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

+ 3 = 10