۰۸:۰۵ - ۱۳۹۲/۰۳/۳ بازخوانی نقش دفتر تحکیم وحدت در انتخابات ریاست جمهوری هفتم

دوم خرداد با طعم دانشجویی

انجمن های اسلامی هم با برنامه ها و بیانیه های خود کوشیدند خاتمی را مطرح کنند. اولین برنامه انتخاباتی خاتمی هم 7 اسفند 75 در دانشگاه شریف برگزار و با استقبال دانشجویان روبرو شد. شرکت حدود 5 هزار دانشجو در این برنامه که اولین حضور جدی خاتمی به شمار می آمد، نماینگر القای نشاط سیاسی در دانشگاه ها بود که در سرتاسر جامعه هم اشاعه یافت.

136082_723مبارزه (رسانه تحلیلی خبری دانشجویان خط امام): دوم خرداد یادآور پیروزی سید محمد خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۷۶ است که کاندیدای گروه های موسوم به خط امام (موسوم به جناح چپ) و از جمله دفتر تحکیم وحدت (اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی سراسر کشور) بود.

جناح خط امام به عنوان منتقد جدی دولت هاشمی و متحدان جناح راستی او، پس از یک دوره عدم شرکت در انتخابات ریاست جمهوری(۱۳۷۲) و دو دوره ردصلاحیت گسترده در انتخابات مجلس شورای اسلامی(ادوار چهارم و پنجم) این بار عزم خود را برای انتخابات ریاست جمهوری جزم کرد. البته در آغاز آنها مطمئن بودند که با توجه به غلبه جناح راست بر قوه مقننه و قوه مجریه (چراکه کابینه هاشمی کاملا از جناح چپ تصفیه شده بود و تا پیش از تشکیل کارگزاران به نظر می رسد که ملک طلق جناح راست است) و نیز نسبت نزدیک هاشمی با جناح راست (عضویت در شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز) و همراهی احتمالی آراء عمومی با ایشان، انتخابات را واگذار خواهند کرد و لذا تنها برای ابراز وجود و خروج از رکود سیاسی قصد شرکت داشتند. در نتیجه مجمع روحانیون که در آن ایام رهبر جناح به اصطلاح چپ و ائتلاف گروه های خط امام را برعهده داشت، اعلام کرد که می خواهد سکوت ۵ ساله خود را بشکند و در انتخابات ریاست جمهوری به معرفی کاندیدا بپردازد.

این گروه ها ابتدا روی مهندس موسوی اجماع کرده و او را به عنوان نامزد مورد حمایت خود معرفی کردند. به همین جهت دفتر تحکیم وحدت در قطعنامه پایانی نشست سالانه خود (دانشگاه شیراز، مهرماه ۷۵) پیشاپیش اعلام کرد: «… موکدا اعلام می داریم که کاندیدای قطعی انجمن های اسلامی برای انتخابات ریاست جمهوری، برادر تلاش گر میرحسین موسوی است.»[۱] و در بیانیه دیگری به مناسبت سالگرد تصویب قانون اساسی با اشاره به انتخابات در پیش رو: «با عنایت به قریب الوقوع بودن انتخابات ریاست جمهوری، پرداختن به این مهم از منظر قانون اساسی ضروری است. در این دوره… ضرورت حضور جریانهای مختلف سیاسی به صورت برابر و رعایت عدالت جهت برگزاری انتخابات سالم به نظر می رسد، اما متأسفانه شاهد آنیم که جریان تمامیت طلب برای تصرف غیر عادلانه مسند ریاست جمهوری مدتهاست که دورخیز نموده است و از تریبون های مختلف اعم از تریبون های مقدس نماز جمعه و جماعات، استفاده از نهادهای انقلابی، بکارگیری نام رهبری به طریق کاسبکارانه، بهره می جویند که همه و همه نمونه های بارزی از بی توجهی آشکار به قانون است.» [۲]

البته موسوی در همان آغاز امر اعلام کرد که قصد کاندیداتوری ندارد و در نتیجه تحکیمی ها کوشیدند تا او را مجاب به حضور در صحنه کنند، به همین دلیل تجمعی در مقابل سر در دانشگاه تهران در ۸ آبان ۷۵ برگزار شد تا از او برای شرکت در صحنه سیاسی دعوت شود. در این تجمع انجمن تهران با صدور بیانیه ای اعلام کرد: «باید زمینه به گونه فراهم شود تا انقلاب از تمام نیروها و جناح های فکری در جهت تحقق اهداف خود استفاده کند… انصراف مهندس موسوی از کاندیداتوری پایان کار نیست، اما به خود بیندیشیم که چه چیز باعث شده است تا شخصیتی که امام راحل (ره) همواره اصرار بر حضور او در صحنه جامعه داشتند، امروز خود را از وارد شدن به عرصه رقابت کنار بکشد؟…. قطعا اگر سعه صدور بیشتری نشان داده می شد، چنین وضعیتی پیش نمی آمد …. امروز شاهدیم که مخالفان ولایت، طرفدار ولایت شده اند و پوستین وارونه می پوشند و خودشان را از نیروهای خط امام(ره) انقلابی تر می دانند …. کسانی که تا دیروز منفعتشان حکم می کرد که مشروعیت قانون اساسی را زیر سوال ببرند، امروز طرفدار قانون شده اند …. امروز از حضور مهندس موسوی بی بهره شده ایم، فردا از حضور سایر نیروهای انقلابی هم محروم خواهیم شد. نباید اجازه داد تا تمام اختیار بدست افرادی داده شود که هرگونه می خواهند عمل کنند.»[۳]

علیرغم این اصرارها موسوی کاندیداتوری را نپذیرفت و در نتیجه تحکیم به سراغ کاندیداهای دیگر رفت. مهدی کروبی، موسوی خوئینی ها و سید محمد خاتمی شخصیت هایی بودند که تشکیلات تحکیم برای کاندیداتوری ایشان رایزنی کرد. سرانجام در نشست آبان ماه تحکیم در دانشگاه تربیت مدرس (۲۵-۲۴ آبان ۷۵) به گزینه نهایی خود در انتخابات رسید. میثم(محمدرضا) سعیدی[۴] در این باره می گوید: «…. از حیث نظری سه نفر مطرح بودند، آقایان کروبی، موسوی خوئینی ها و خاتمی. با بررسی که مجموعه شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت انجام داد، به آقای خاتمی رسیدند و در نشست دانشگاه تربیت مدرس از حدود ۳۲ یا ۳۵ نفر، ۲۸ نفر به آقای خاتمی رأی دادند، منتهی مشروط به اینکه مذاکراتی با ایشان صورت گیرد. از آذر ۷۵ شورای مرکزی با ترکیب جدید تازه نفس، خود وارد گفتگو و رایزنی با آقای خاتمی شد و در اولین جلسه ای که با آقای خاتمی ملاقات کرد. فضایی که آقای خاتمی ترسیم کرد، علیرغم اینکه مخالفت کرد با حضور خودش در انتخابات، ولی شورای مرکزی تصمیم گرفت به هر قیمتی که شده باشد، وی را متقاعد کند.»

پس از نشست تربیت مدرس، چندین جلسه مذاکره با خاتمی صورت گرفت و او سرانجام پذیرفت. علی افشاری[۵] که به عنوان عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت و مسئول واحد دانشجوئی انتخاباتی خاتمی (که در محل ساختمان دفتر تحکیم وحدت فعالیت می کرد) در آن زمان فعالیت می کرد، درباره ورود تحکیم و خاتمی به انتخابات می گوید: «در سال ۷۶ نیروهای چپ سنتی و مدرن دفتر تحکیم وحدت به طور جدی وارد فعالیت‌‏های انتخاباتی شدند. در ابتدا از میرحسین موسوی برای کاندیداتوری ریاست جمهوری حمایت شد، البته در آن موقع تمامی گروه‌‏های چپ بر روی آقای میرحسن موسوی اجماع داشتند، ولی زمانی که مهندس موسوی وارد عرصه انتخابات نشد، اختلافات میان جریان چپ برای حمایت از یک کاندیدا به وجود آمد. گرایش طیف مدرن دفتر تحکیم وحدت در انتخابات از خاتمی حمایت کرد و جناح چپ سنتی تحکیم به سمت محتشمی‌‏پور و بهزاد نبوی گرایش داشتند، جناح راست مجموعه قائل به شرکت در انتخابات نبود، ولی در پشت پرده با آقای ری‌‏شهری گفت‌‏وگوهایی را انجام داده بود،[۶] در نهایت مجموعه دفتر تحکیم وحدت در انتخابات دوم خرداد روی کاندیداتوری خاتمی اجماع کرد، فعالیت دفتر تحکیم وحدت در آن مقطع زمانی مهمترین عامل پیروزی خاتمی در دوم خرداد ۷۶ بود.»[۷]

در ادامه، تحکیم به عنوان پیشقراول جناح چپ، با شخصیتهای طراز اول کشور مذاکره و رایزنی کرده و نظرات آنان را جویا شد. از جمله در دیدار ۲۳ دی ماه ۷۵ با هاشمی رفسنجانی، علاوه بر موضوعاتی چون وضعیت دانشگاه و آموزش عالی، سیاست های اقتصادی دولت و مشکلات فرهنگی موجود در جامعه، انتخابات ریاست جمهوری آتی نیز مطرح گردید: «]در آن ایام[ جلسه ای هم با آقای هاشمی داشتیم، که آن موقع رئیس جمهور بودند. آقای هاشمی سوال کرد که شما چه کار می خواهید بکنید؟ گفتیم می خواهیم شرکت کنیم و کاندیدایمان هم آقای خاتمی است. ایشان هم تاکید کرد که فرد خیلی خوبی را کاندید کرده اید. وزیر من بوده و الان مشاور من است.» [۸]

در نتیجه تحکیم نشست سراسری خود را در ۲۶ بهمن ماه ۷۵ در دانشگاه تربیت معلم تهران برگزار و اعلام کرد: «به دنبال قطعی شدن انصراف جناب آقای میرحسین موسوی… گزینش فرد اصلح به تصویب قاطع رسید و حجت الاسلام سید محمد خاتمی به دلیل ویژگی های ممتاز و برجسته سیاسی… انتخاب شد.» [۹] در این نشست خاتمی سخنرانی کرد.

اگرچه تحکیم به شدت روی کاندیداتوری خاتمی سرمایه گذاری و تبلیغات کرد، اما کمتر کسی به پیروزی او باور داشت و هدف از این فعالیت ها، بیشتر بازسازی وجهه سیاسی و امکان سنجی ادامه فعالیت سیاسی بود. در ادامه این تبلیغات، خاتمی در مراسم لیالی قدر (در تاریخ ۹_۱۳ بهمن ۷۵) دفتر تحکیم حاضر شده و در کنار افرادی چون چون سید هاشم آغاجری، فخرالدین حجازی، حسین مظفری نژاد و آیت الله اسدالله بیات به ایراد سخنرانی پرداخت. میثم سعیدی در این باره می گوید: «در شبهای احیاء، آقای خاتمی، اولین ورودش را در کوچه شهید رجب بیگی در محل دفتر تحکیم وحدت نشان می دهد. مردم کمک های فراوانی برای برگزاری مراسم کردند. ما احساس کردیم در محیط جامعه یک خبرهایی است که دارد این جور استقبال می شود.» [۱۰]

انجمن های اسلامی هم با برنامه ها و بیانیه های خود کوشیدند خاتمی را مطرح کنند. اولین برنامه انتخاباتی خاتمی هم ۷ اسفند ۷۵ در دانشگاه شریف برگزار و با استقبال دانشجویان روبرو شد. شرکت حدود ۵ هزار دانشجو در این برنامه که اولین حضور جدی خاتمی به شمار می آمد، نمایانگر القای نشاط سیاسی در دانشگاه ها بود که در سرتاسر جامعه هم اشاعه یافت.

به دنبال این برنامه انجمن امیرکبیر در ۳۰/۱/۷۶ با صدور بیانیه ای، ضمن ارزیابی مسائل اقتصادی، سیاسی، فرهنگی در رابطه با انتخابات موضع گرفت. واحد خواهران انجمن اسلامی دانشگاه شهید بهشتی هم در ۲۰ اردیبهشت ۷۶ همایش بزرگ بانوان اسلامی را با حضور سید محمد خاتمی برگزار کرد. انجمن تربیت مدرس هم در بیانیه ای در تاریخ ۲۸ اردیبهشت ۷۶ از خاتمی حمایت و اعلام کرد: «رئیس جمهوری آینده باید تضمین کننده و حافظ ارزش باشد و در مقابل کسانی که بخواهند عزت نظام را با مطامع شخصی و گروهی خود متزلزل سازند، مقتدرانه بایستد… استقراض (از کشورهای بیگانه) دام خطرناکی است که چندین کشور جهان سوم در سالیان اخیر به آن افتاده اند و این باید تجربه ای برای دولتمردان کشورمان باشد….یکی از اولویت های کاری رئیس جمهوری آینده اینست که فضاای سیاسی اجتماعی مناسب …. ایجاد گردد و با اقداماتی که دلسوختگان اسلام و انقلاب به ورطه انزوای فکری می کشاند و در نهایت منجر به خلع سلاح درزونی نظام خواهد شد… برخورد انقلابی و اساسی نماید…جناب آقای خاتمی دارای هنر بزرگ نزدیک کردن نسل روشنفکران جامعه با توده مردم هستند.» [۱۱]

انجمن الزهرا هم در اعتراض به آنچه که “اقدامات ضد اخلاقی و غیر اسلامی طرفداران کاندیدای یک جناح و هتاکی به بیت گرانقدر امام”می نامید، در ۳۰ اردیبهشت ۷۶ بیانیه ای صادر و به این امر اعتراض کرد: «متاسفانه در روزهای اخیر شاهد بودیم که آنانکه جهت حفظ منافع شخصی و جناحی خودشان وارد صحنه انتخابات شده اند، حریم اخلاقیات را شکسته و از تحریف آشکار سخنان امام مبنی بر عدم دخالت دولت در اجرای حکم سلمان رشدی و دخالت نظامیان در امر انتخابات و… نسبت دادن طرفداری یک جناح به مقام عظمای ولایت که تنزل جایگاه مقام معظم رهبری و توهین آشکار به ایشان است و در آخر هتک حرمت بیت گرانقدر حضرت امام (ره) …. است.» [۱۲]

در نتیجه این موج آفرینی های دانشجویی و با شعار “آزادی” خاتمی در دوم خرداد ۱۳۷۶ پیروز انتخابات ریاست جمهوری شد و فصل تازه ای پیش روی جنبش دانشجویی گشوده شد که به رغم صعود به عرصه قدرت، نزول تدریجی تئوریک و افول تشکیلاتی تحکیم وحدت را در پی داشت. در پی پیروزی جناح خط امام، دفتر تحکیم وحدت در سطح عمومی ارتقاء پیدا کرد و انجمنهای اسلامی به طور جدی وارد عرصه کلان سیاسی و اجتماعی جامعه شده و به عنوان بزرگترین و متشکل‌‏ترین پایگاه حامی خاتمی شروع به فعالیت کردند.

بدین ترتیب، همانند اوایل دهه شصت که تسخیر لانه جاسوسی موجب طرح وسیع اجتماعی دانشجویان خط امام و انجمن های اسلامی شده بود، انجمن ها و دفتر تحکیم وحدت اعتبار اجتماعی بالایی کسب کردند. همچنان که سه تن از دانشجویان خط امام در دهه شصت وارد مجلس سوم شده بودند(اصغرزاده، بهزادیان نژاد و صالح آبادی) همین اعتبار اجتماعی سبب شد که پنج تن از اعضای دفتر تحکیم وحدت به عنوان نمایندگان مردم(حقیقت جو، سعیدی و موسوی خوئینی از تهران، یوسفیان از شیراز و تاجرنیا از مشهد) به مجلس ششم راه پیدا کنند. همچنانکه یکی از آنان(محمدحسن درودیان) به عضویت شورای شهر تهران در آمده بود.

حضور دفتر تحکیم وحدت در قدرت، اگرچه موفقیت های برای آنان در برداشت، اما موجب رسوخ سهم خواهی و قدرت طلبی در آن شد، به نحوی که اختلافات درونی بالا گرفت و چهار سال پس از دوم خرداد، دفتر تحکیم وحدت به دو طیف معتدل خط امامی(موسوم به شیراز) و رادیکال(موسوم به علامه) منشق گردید.



[۱]- قطعنامه پایانی نشست سالانه دفتر تحکیم وحدت، ۲۷_۲۶ مهرماه ۱۳۷۵، بند دوم.

به نقل از کتاب: تحلیلی بر حرکت های دانشجویی ایران، نوروز هاشم زهی، نشر معارف.

[۲]- بیانیه دفتر تحکیم وحدت به مناسبت سالگرد تصویب قانون اساسی، مورخ ۸ آذر ۱۳۷۵

[۳]- بیانیه انجمن تهران در تجمع دعوت از مهندس موسوی، مورخ ۸ آبان ۱۳۷۵

[۴]- میثم سعیدی یکی از سه نماینده دفتر تحکیم وحدت (در کنار علی اکبر موسوی خوئینی و فاطمه حقیقت جو) در لیست انتخابات مجلس ششم اصلاحات بود که به عنوان نماینده مردم تهران به مجلس راه یافت.

[۵]- دبیر سیاسی دفتر تحکیم وحدت در سالهای ۷۷ تا ۸۱ که سرمدار جناح رادیکال موسوم به طیف مدرن تحکیم بود. اقدامات رادیکال وی در اسفند ۱۳۸۰ به انشقاق دفتر تحکیم وحدت دامن زد و طرفداران او «طیف علامه» را در مقابل «طیف شیراز» دفتر تحکیم وحدت به وجود آوردند.

[۶]- نگاه اجمالی به سیر تحولات دفتر تحکیم وحدت، امیر معماریان، ادوار نیوز، مورخ ۲۵ خرداد ۱۳۹۱

[۷]- دفتر تحکیم از زبان علی افشاری، خبرگزاری ایلنا.

[۸]- تاریخ جنبش دانشجویی ایران، جلد اول(دفتر تحکیم وحدت)، حسین قویدل معروفی و مجید پورنجمی، انتشارات نجم الهدی.

[۹]- قطعنامه پایانی نشست سراسری دفتر تحکیم وحدت، مورخ ۲۶ بهمن ماه ۱۳۷۵، بند چهارم.

[۱۰]- مصاحبه با میثم سعیدی، همانجا.

[۱۱]- بیانیه انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس تهران، مورخ ۲۸ اردیبهشت ۱۳۷۶

[۱۲]- بیانیه انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه الزهرا تهران، مورخ ۳۰ اردیبهشت ۱۳۷۶

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

83 + = 90